به مناسبت وفات "حضرت عبدالعظیم حسنی"

امام‌زاده‌ای که ثواب زیارتش با زیارت سیّدالشهدا برابری می‌کند

امام‌زاده‌ای که ثواب زیارتش با زیارت سیّدالشهدا برابری می‌کند
برابری فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم با زیارت سالار شهیدان هرچند در شرایط ویژه، بی‌تردید بدون حکمت نیست؛ اما راز و رمز این فضیلت بزرگ را باید در شخصیت علمی، عملی و جهادی آن بزرگوار، جستجو کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، امروز ۱۵ شوال، سالگرد وفات حضرت عبدالعظیم حسنی (علیه‌السلام) می‌باشد؛ کسی که از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می‌رسد؛ پدرش عبدالله و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قیس نام داشت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،,

وی در سال ۱۷۳ هجری قمری در شهر مقدّس مدینه دیده به جهان گشود و از آنجا که از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام است به حسنی شهرت یافته است.

,

تبار ایشان با چهار واسطه، به سبط اکبر پیامبر خدا (ص) و خاندان وحی می‌رسد؛ احمد بن علی نجاشی که یکی از ارکان علم رجال است، درباره نسب آن بزرگوار می‌نویسد: هنگامی‌که جنازه او را برای غسل برهنه می‌کردند، در جیب لباس وی نوشته‌ای یافت شد که در آن، نسبش، این‌گونه ذکر شده بود: من ابوالقاسم، عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن علی بن حسن بن علی بن ابی‌طالب هستم. (رجال النجاشی: ج ۲، ص ۶۷، ش ۶۵۱)

,

براساس این نسخه از رجال النجاشی، در نسب ایشان، میان وی و امام حسن (علیه‌السلام)، پنج نفر واسطه وجود دارد؛ لیکن در نسخه‌های معتبر این کتاب، میان «زید» یعنی جدّ سوّم ایشان و امام حسن (ع)، شخص دیگری واسطه نیست.

,

حضرت عبدالعظیم (ع) از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین (علیهم السّلام) و از چهره‌های بارز و محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل‌بیت عصمت (علیهم السّلام) و پیروان آنان بود و در مسائل دین آگاه و به معارف مذهبی و احکام قرآن، شناخت و معرفتی وافر داشت.

,

تا جایی که آن حضرت در کسب فضایل و معارف و دوستی و اطاعت از اولیا به منزلتی رسیده بودند که در طول عمر خود، هر یک از سه امام معاصر او امام رضا، امام جواد و امام تقی (ع) از وی راضی بودند و رفتار، عقاید و موضع‌گیری‌های او را تایید می‌کردند.

,

حتی وقتی برای انجام دادن پاره‌ای وظایف و کسب تکلیف و رهنمود از امام هادی (ع)، با زحمت فراوان از مدینه به سامرا مسافرت کرد، چون چشم امام هادی (علیه‌السلام) به حضرت عبدالعظیم (ع) افتاد فرمود: «ای ابوالقاسم، خوش‌آمدی به راستی تو از یاران حقیقی ما هستی».

,

به جهت همین منزلت و اطمینان بود که امام هادی (علیه‌السلام) او را وکیل و نماینده خود در شهرری معرفی می‌کند و به مردم توصیه می‌فرماید که در حلّ مشکلات دینی خود به ایشان مراجعه کنند.

,

همچنین شخصی از اهالی ری به نام ابوحماد رازی می‌گوید که خدمت حضرت هادی (ع) رسیدم و از آن جناب مسائلی را پرسیدم؛ وقتی اراده کردم از محضر ایشان بیرون شوم، فرمودند: «هرگاه مشکلی در دینت برای تو پیش آمد، آن را از عبدالعظیم حسنی (ع) که در نزد شماست، بپرس و سلام مرا هم به او برسان.»

,

و در جایی دیگر ابونصر بخاری از ابوعلی محمدبن‌همام از حضرت امام حسن عسکری (ع) روایت کرده که نزد آن جناب از عبدالعظیم حسنی (ع) صحبت به میان آمد، فرمود: «اگر عبدالعظیم نبود، می‌گفتم جدش علی‌بن‌زیدبن‌حسن فرزندی از خود باقی نگذاشته.» در واقع، به فرموده‌ی امام عسکری (ع) آن حضرت باعث افتخار و مباهات فرزندان زیدبن‌حسن‌بن‌علی (ع) است.

,

 هرچند حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) همانند بسیاری از فرزندان سادات حسنی در مقابل حکام ظالم عصر خود به قیام مسلحانه و مبارزه نظامی دست نزد، امّا از طریق فعالیت‌های فرهنگی و روشنگرانه جلوی بسیاری از توطئه‌های آنان را می‌گرفت.

,

وی در این شیوه مبارزه به تحکیم جایگاه امامان معصوم و افشای ستم غاصبان حکومت اسلامی می‌پرداخت و در سخت‌ترین اوضاع به گسترش معارف اسلامی و نشر معارف اهل‌بیت مشغول بود.

,

نقل می‌کنند وقتی خلیفه عباسی امام هادی (ع) را زیر نظر گرفته و مانع ارتباط آن حضرت با مردم بود، حضرت عبدالعظیم به هر زحمتی که بود خود را به آن حضرت رساند تا عهده‌دار مسئولیت‌هایی از طرف امام هادی (علیه‌السلام) شود؛ چون متوکل این موضوع را شنید، دستور دستگیری آن حضرت را صادر کرد، در این زمان بود که حضرت عبدالعظیم (ع) مجبور به مهاجرت به ری می‌شود.

,

چراکه در ظلم و خفقانی که در زمان امام جواد و امام هادی (ع) وجود داشت و این امامان معصوم دستگیر و تبعید می‌شدند، سادات و پیروان اهل‌بیت (ع) زیر شکنجه‌های بنی‌عباس، مظلومانه جان می‌سپردند و از ظلم و تجاوز دژخیمان عباسی مصونیت نداشتند.

,

حتی وقتی متوکل از ملاقات حضرت عبدالعظیم (ع) با امام هادی (ع) باخبر می‌شود و این ملاقات‌ها و انتقال پیام اهل‌بیت (ع) به جامعه و مجاهدان ظلم‌ستیز را برای حاکمیت چندروزه‌ی خود خطرناک می‌بیند، دستور دستگیری و قتل حضرت عبدالعظیم (ع) را صادر می‌کند.

,

ایشان هم هجرت از چنگال ظلم را بر ماندن در مدینه ترجیح می‌دهد و برای نشر معارف ناب اسلامی، وطن خود را ترک و در شهرهای مختلف به طور مخفیانه زندگی می‌کند تا به دیلم (گیلان) و سپس به شهر ری می‌رسد و در خانه‌ی یکی از شیعیان برجسته‌ی ری ساکن می‌گردد و به عبادت پروردگار و کاوش در احوال شیعیان ری مشغول می‌شود.(احمد صادقی اردستانی؛ زندگانی حضرت‌عبدالعظیم، ص58)

, ، ,

همسر و فرزندان عبدالعظیم حسنی (ع)

, همسر و فرزندان عبدالعظیم حسنی (ع),

حضرت‌عبدالعظیم (ع)، با «خدیجه»، عموزاده‌اش، ازدواج کرد و از ایشان صاحب دو فرزند، به نام‌های «محمد» و «ام‌سلمه» شد؛ محمد، مرد بزرگواری بود و در زهد و عبادت، شهرت داشت.

,

حضرت‌عبدالعظیم (ع) پس از گریختن از مدینه، در سال‌های اقامتش در طبرستان، با فاطمه‌ی حمیری ازدواج کرد و نَسَب‌شناسان گفته‌اند که نسل وی از این طریق است و از محمد، فرزندی بر جای نمانده است.

,

کرامات آن حضرت

, کرامات آن حضرت,

نجات پینه دوز

,

علامه سید محمد حسین در کتاب روح مجرد، ص: 271نقل کرده است: پینه‏دوزى بود سر کوچه حمّام وزیر که منزل ما در آنجا بود و ما کفش‌های خود را براى پینه و وصله به او می‌دادیم؛ یک روز با حالت گریه به منزل آمد و این قضیّه را براى پدرم که عالم محلّه بود تعریف کرد و من صغیر بودم و خوب به خاطر دارم؛ مى‏گفت: ما کفش دوزها عادتمان بر این است که چون بخواهیم میخ‌هایی را به کفش بزنیم، یک مشت از آن را در دهان خود می‌ریزیم، سپس یکی‌یکی درمی‌آوریم و به کفش می کوبیم؛ من یک مشت میخ سیاه بنفش (که معروف است و بلند و نوک تیز است) در دهان خود ریختم تا به کفش بزنم. ناگهان کسى آمد و مشغول گفتار شد و من غفلت کردم و آن‌ها را بلعیدم در آنگاه مرگ را در برابر چشمانم مشاهده کردم که ایک است که معده و روده من پاره پاره شود. بدون معطّلى در دکّان را بستم و به حضرت عبدالعظیم (علیه السّلام) رفتم و خود را به ضریح چسباندم و گفتم: یا سَیِّدَ الْکَریم! تو می‌دانی که من عائله سنگین دارم، فقط شفاى خود را از تو می‌خواهم؛ حالم بسیار منقلب بود، چون از حرم بیرون آمدم، وسط صحن کنار حوض نشستم. ناگهان حال قِى و استفراغى به من دست داد، چون قى کردم دیدم همه آن میخ‌ها در آن است‏.

,

پیمان دو خادم

,

دو نفر از خادمین حضرت (ع) با هم عهد می‌بندند که هر کدام زودتر از دنیا رفت از خدا بخواهد دیگری را هم ببرد؛ از قضا یکی از آنان به رحمت خدا می‌رود؛ پس از گذشت چهل روز، یار هم عهد در عالم رؤیا، متوفی را می‌بیند که در جایگاهی مناسب و خوب قرار دارد؛ سلام می کند و به او می‌گوید: رفیق، از تو گله دارم، مگر ما با هم قرار و عهد نداشتیم؟ و او پاسخ می‌دهد: درست است، من بر سر عهد بودم، اما مقداری از پیمانه‌ات خالی است، وقتی پر شود، خواهی آمد؛ این بار می پرسد: به من بگو آنجا چه خبر است؟ این مکان خوب و خرّم را چطور به تو داده اند؟ پاسخ می‌دهد: آن قدر بگویم که سخت است؛ یادت می‌آید در آن سفر کربلا که رفتیم از چند گمرک باید می گذشتیم، اینجا هم همان است. گمرک به گمرک جلوی آدم را می گیرند؛ یکی از آن‌ها مربوط به حساب نماز است؛ یکی مربوط به روزه است و الی آخر. امّا رفیق، من به هر یک از این جایگاه‌ها می‌رسیدم، وجود مقدّس حضرت عبدالعظیم (علیه السّلام) تشریف می‌آورد، دست مرا می‌گرفت و از آنجا رد می‌کرد تا مرحله آخر که مرا به اینجا آوردند و می‌بینی... ده سال پس از این خواب، آن خادم هم از دنیا رفت تا به یار هم عهد خود بپیوندد...

,

تاریخ رحلت

, تاریخ , رحلت,

بعضی گفته اند که از تاریخ وفات او اطلاعی در دست نیست ولی قدر مسلم آن است که در زمان امام هادی (علیه‌السلام) وفات کرده اند؛ ولی بعضی دیگر در تاریخ وفات آن جناب نتیجه تحقیق را چنین دانسته اند که او در 15 شوال سال 252 هجری رحلت کرده است؛ بعضی نیز نقل کرده اند که آن حضرت به مرگ طبیعی از دنیا نرفت بلکه دشمنان او را به طور زند، در همین محلی که فعلاً قبر آن بزرگوار قرار دارد در زیر خاک مدفون ساختند.

,

حکمت برابری زیارت عبدالعظیم (ع) با زیارت سیّدالشهدا

, حکمت برابری زیارت عبدالعظیم (ع) با زیارت سیّدالشهدا,

برابری فضیلت زیارت حضرت عبدالعظیم با زیارت سالار شهیدان هرچند در شرایط ویژه، بی‌تردید بدون حکمت نیست؛ شاید نتوان به حکمت آن پی برد، اما راز و رمز این فضیلت بزرگ را باید در شخصیت علمی، عملی و جهادی آن بزرگوار، جستجو کرد.
درمیان امام زادگان، شخصیت‌های بزرگی وجود دارند؛ اما درباره هیچ یک از آن‌ها نقل نشده و حدّاقل به ما نرسیده که زیارتش با زیارت سیّدالشهدا برابری کند.

,
,

بنابراین حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) باید از خصوصیات و مقامی برخوردار باشد که از مرقد مطهّرش نور حرم حسینی ساطع گردد و شمیم دل‌انگیز سیّدالشهدا از آن استشمام شود.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه