گفتوگو با بیشترین اهداکننده خون در بهشهر:
25 بار خون اهدا کردم/مردم اهدای خون را جزو برنامههای اصلی زندگی خود قرار دهند
بیشترین اهداکننده خون در بهشهر گفت: نخستینبار در سن 20 سالگی اهدای خون داشتم و از آن تاریخ به بعد تقریباً سالی 3 بار این کار را انجام میدهم، تا الان 25 بار خون اهدا کردم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خط امید، بهمناسبت هفته اهدای خون سراغ یک جوان بهشهری رفتیم که تا به حال 25 نوبت خون خود را برای نجات زندگی دیگران اهدا کرده است، تحصیلات و شغلش مهندسی عمران است اما به عکاسی حرفهای، شنا، تیراندازی، کوهنوردی و .. علاقه دارد که در گفتوگویی کوتاه از خاطره اولین اهدای خون خود و نجات یک کودک میگوید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خط امید,
,
لطفاً خودتان را معرفی کنید.
محمدرضا ضابط هستم، 31 سال سن دارم.
میزان تحصیلات و شغل شما چیست؟
محمدرضا ضابط هستم، 31 سال سن دارم.
میزان تحصیلات و شغل شما چیست؟, لطفاً خودتان را معرفی کنید., لطفاً خودتان را معرفی کنید.,
,
, محمدرضا ضابط هستم، 31 سال سن دارم.,
,
, میزان تحصیلات و شغل شما چیست؟, میزان تحصیلات و شغل شما چیست؟,
چه علاقهمندیهایی در زندگی روزمره خودتان دارید؟
عکاسی بهصورت حرفهای، شنا، تیراندازی، کوهنوردی، شعر، نقد ادبی و خطاطی از فعالیتهای مورد علاقه من است.
نخستینباری که خون اهدا کردید را بهیاد دارید؟ چند بار اهدای خون داشتید؟
اولینبار در سن ۲۰ سالگی اهدای خون داشتم و از آن تاریخ به بعد تقریباً سالی ۳ بار این کار را انجام میدهم، تا الان 25 بار خون اهدا کردم.
,
, چه علاقهمندیهایی در زندگی روزمره خودتان دارید؟, چه علاقهمندیهایی در زندگی روزمره خودتان دارید؟,
,
, ., .,
,
, نخستینباری که خون اهدا کردید را بهیاد دارید؟ چند بار اهدای خون داشتید؟, نخستینباری که خون اهدا کردید را بهیاد دارید؟ چند بار اهدای خون داشتید؟, نخستینباری که خون اهدا کردید را بهیاد دارید؟ چند بار اهدای خون داشتید؟,
,
, اولینبار در سن ۲۰ سالگی اهدای خون داشتم و از آن تاریخ به بعد تقریباً سالی ۳ بار این کار را انجام میدهم، تا الان 25 بار خون اهدا کردم., اولینبار در سن ۲۰ سالگی اهدای خون داشتم و از آن تاریخ به بعد تقریباً سالی ۳ بار این کار را انجام میدهم، تا الان 25 بار خون اهدا کردم.,
,

,
چطور تصمیم گرفتید، خون اهدا کنید؟
در منطقه محرومی در چابهار بودم، خانومی را دیدم که برای زنده ماندن کودکش نیاز به گروه خونی من داشت و از من خواست به بیمارستان برم و فرزندش را نجات بدهم، آن لحظه که خونم را اهدا کردم و باعث نجات کودک و خوشحالی مادرش شدم، احساس بسیار خوشایندی به من دست داد و تصمیم گرفتم بهصورت ادامهدار این کار را انجام بدهم.
چرا تصمیم گرفتید، این کار ادامهدار باشد؟
چون میدانم یک واحد خون اهداشده من میتواند جان سه انسان را نجات بدهد، بهخاطر همین در هر نوبت خوندهی علاوه بر خودم، همراه با جمعی از دوستان به سازمان انتقال خون رفته و در این کار خیر شریک میشویم.
, چطور تصمیم گرفتید، خون اهدا کنید؟, چطور تصمیم گرفتید، خون اهدا کنید؟,
,
,
,
, چرا تصمیم گرفتید، این کار ادامهدار باشد؟, چرا تصمیم گرفتید، این کار ادامهدار باشد؟, چرا تصمیم گرفتید، این کار ادامهدار باشد؟,
,
,

,
این اهدای خون در زندگی و روحیات شما تاثیری هم داشت؟
طبیعتاً حس رضایت و خوشایندی وصفناشدنی را در من به وجود میآورد که با اهدای جزیی از خون خودم میتوانم جان افرادی را نجات بدهم.
توصیه پایانی شما برای مردم.
همیشه باید خودمان را جای فرد نیازمند به خون بگذاریم، امیدواریم که مردم خوب و نوعدوست بهشهر اهدای خون را که در درجه اول به سلامتی جسم خودشان کمک میکند، جزو برنامههای اصلی زندگیشان قرار بدهند تا کسی بهدلیل کمبود خون و مشتقاتش جانش را از دست ندهد.
, این اهدای خون در زندگی و روحیات شما تاثیری هم داشت؟, این اهدای خون در زندگی و روحیات شما تاثیری هم داشت؟,
,
,
,
, توصیه پایانی شما برای مردم., توصیه پایانی شما برای مردم.,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه