شهدای زن لرستان

ای کاش من هم شهید شوم

ای کاش من هم شهید شوم
فاطمه پازیار در سال 1318در روستای مکی آباد از توابع شهرستان ازنا استان لرستان در خانواده ای بسیار مذهبی دیده به جهان گشود در دوران کودکی مادر خود را از دست داد هنوز غم از دست دادن مادر را فراموش نکرده بود که دوسال بعد پدرش نیز جان به جان آفرین تسلیم نمود و ایشان تخت سر پرستی پدر بزرگش که از آگاهان به مسائل دینی و شرعی بود .و او را ملا می خواندند قرار گرفت شهیده پازیار در کنار پدر بزرگش در مکتب اسلام و شریعت پرورش یافت .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  آساره خبر، فاطمه پازیار در سال 1318در روستای مکی آباد از توابع شهرستان ازنا  استان لرستان در خانواده ای بسیار مذهبی دیده به جهان گشود  در دوران کودکی مادر خود را از دست داد هنوز غم از دست دادن مادر را فراموش نکرده  بود که دوسال بعد پدرش نیز جان به جان آفرین تسلیم نمود و ایشان تخت سر پرستی پدر بزرگش که از آگاهان به مسائل دینی و شرعی بود .و او را ملا می خواندند قرار گرفت شهیده پازیار در کنار پدر بزرگش در مکتب اسلام و شریعت پرورش یافت .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  , آساره خبر, ، فاطمه پازیار در سال 1318در روستای مکی آباد از توابع شهرستان ازنا  استان لرستان در خانواده ای بسیار مذهبی دیده به جهان گشود  در دوران کودکی مادر خود را از دست داد هنوز غم از دست دادن مادر را فراموش نکرده  بود که دوسال بعد پدرش نیز جان به جان آفرین تسلیم نمود و ایشان تخت سر پرستی پدر بزرگش که از آگاهان به مسائل دینی و شرعی بود .و او را ملا می خواندند قرار گرفت شهیده پازیار در کنار پدر بزرگش در مکتب اسلام و شریعت پرورش یافت .,

شخصیت ممتاز و اخلاق نیک و سیرت پاکش او را نسبت به سایرین برتر می نمود فرائض دینی خود را به موقع و در اول وقت به جای می آورد و با وجود ساکن بودن در روستا همواره در نمازهای جمعه شرکت می کرد.

,

سخاوت ،گذشت، ایثار، قناعت، و کمک به خلق  خدا از اوصاف این شهیده بود .شهیده پازیار دارای 4 فرزند دختر و 5 فرزند پسر است به استثنای 3 فرزند ایشان همگی دارای تحصیلات عالیه می باشند فرزندان وی هم اکنون  داندانپزشک، پزشک، فوق دیپلم حسابداری،لیسانس ادبیات، فوق دیپلم دانشگاه تربیت معلم،و فرزند آخرش دانشجو هستند.

,

خاطره ای  از زبان همسر شهیده:

,

وقتی که همسرش خواستیم تا خاطره ای از شهیده برایمان تعریف کند در حالیکه قطرات  اشک از چشمانش جاری شد گفت: به خدایی که شب وروز را خلق کرد ه نمی توانم خوبی ها او را بیان کنم وقتی من در جبهه بودم همیشه به من می گفت حاجی خوشا به سعادتت چقدر دلم می خواست من نیز همانند تو در جبهه مبارزه می کردم و مانند شهدا که باده شهادت را نوشیده اند من نیز شهید شوم و در آخر با یک بیت شعر مارا بدرقه کرد.

,

زلیخا گفتن و یوسف شنیدن                       شنیدن کی بود مانند دیدن

,

نحوه به  شهادت رسیدن فاطمه  :

,

30 شهریورماه  1366 فاطمه  به همراه دخترش به ازنا می آیند تا برای مدرسه برای  فرزندانش لباس و کتاب تهیه کنند در همین حال بود که  هواپیماهای رژیم بعثی دشمن بر فراز شهر ازنا پدیدار می شوند و میدان راه آهن ازنا را بمباران کردند . وشهیده به همراه دخترش مورد اصابت ترکش قرار گرفتند و برای  همیشه شوق دیدار راکه  در سر می پروراند با تنی زخمی (پر از ترکش) ندای حق را لبیک گفت و به سوی معبود خود شتافت  و به آرزوی دیرینه خود رسید.و دخترش مجروح شد و 11 ترکش در بدن دارد واین سعادت را داشت که جزء جانبازان جنگ تحمیلی به حساب بیاید.

,

 انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه