نکته: مبنای مسئولین و هیئت امنای این مسجد فرضی این است که کار فرهنگی و مسجد داری یعنی فقط برپا کردن یک نماز جماعت شکیل و با ظاهری زیبا و مذهبی.
- یک هیئت که مسئولین آن اصرار دارند سخنران مشهور دعوت کنند. مداح حتما باید زیبا بخواند، چه بخواند مهم نیست. اکثر بیلبوردها، بنرها و پوسترهای شهر در ایام محرم و صفر متعلّق به این هیئت است. یک سیستم گران قیمت خریداری کردند. معمولاً بعد از مراسم، کلیپهای صوتی و تصویری مراسم میکس و در فضای مجازی پخش میشود. پس از اکثر مراسمات این هیئت، شام میدهند.
نکته: مبنای مسئولین این هیئت، برگزاری یک مراسم شلوغ و با شکوه برای اهل بیت (علیهم السلام) است.[۱]
- یک پایگاه بسیج در یک محلّهای وجود دارد؛ جذب خیلی خوبی دارد. برنامههای این پایگاه خلاصه میشود در کلاسهای مقدماتی برای آموزش مسائل نظامی – مثل باز و بسته کردن اسلحه و … – و تکمیلی، برپایی یادوارهی شهدا، صدور کارت فعّال و … .
نکته: مبنای فرماندهی پایگاه و کادر تشکیلاتی او، تشکیل یک گروه نظامی است؛ گرچه ممکن است خودِ او و معاونانش متوجّه نباشند، ولی به این سمت و سو و به سوی این هدف در حال حرکت هستند.
- کانونی فرهنگی را دیدم. در این کانون کلاسهای دینی برگزار میشود که پس از پایان هر سطح از کلاسها مدرک پایان دوره به مخاطبانشان میدهند. بعضی از مباحث دینی این کلاسها به درد این جوانانی که مخاطب آنهاست نمیخورد.
نکته: مبنای رئیس این کانون این است کلاس برگزار کند و مدرک بدهد. شاید درآمد مالی داشتن و گزارشکار به مسئولان بالا دادن نیز از اهداف او باشد.
- در یک خیابان یک موسسهای دیده میشود که با هدف حل معضلات اجتماعی جوانان – از قبیل رفع اعتیاد، آموزش همسریابی و زندگی مشترک و تربیت فرزند و … – تشکیل شده است. گاهی بعضی به مدیر این موسسه گفته است که از روحانیون مسلّط بر این کارها هم استفاده کنید ولی مدیر در پاسخ گفته است: کارِ ما که ارتباطی با روحانیت و حوزهی علمیه ندارد.
نکته: مبنا و هدف مسئولین این موسسه چیزی نیست جز ساختن یک جامعهی خوب. از نظر آنها مسائل اجتماعی، روانشناسی و … از دین کاملاً جداست و یا اینکه علوم انسانی غربی دقیقتر و پیشرفتهتر است و دین و روحانیت در این امور حرفی برای گفتن ندارند.
- مثالهای بالا نشان میدهد که هر کس هر مبنا و هدفی در کار فرهنگی خود داشته باشد، در اعمال و جهتگیری او تاثیر میگذارد.
- ما کاری به نیت افراد در کار فرهنگی نداریم، ممکن است همهی مسئولین کار فرهنگی نیت خیر داشته باشند و فی سبیل الله کار کنند. امّا این کافی نیست و باید «مبنا» و روش صحیحی برای این کار انتخاب کنند.
- مبنای غلط – حتّی اگر نیّت خیر داشته باشیم – خطرناک است؛ مثل خرس که با مشاهدهی مگس بر روی صورت صاحبش که خواب است – از روی دلسوزی – سنگ بزرگی را به سمتش پرتاب کند؛ دلسوزی کرد ولی صاحبش را کشت (دوستی خاله خرسه).
- نیاز نیست همهی افراد یک کار را انجام بدهند، بلکه جامعه نیاز دارد از جهات مختلف و با سلیقههای متفاوت، کار فرهنگی صورت گیرد ولی همه باید مبنای درستی داشته باشند.
- جهت گیری با تک تک کارها دو چیز جداگانه است. گاهی یک گروه به سمت مشهد میروند و گروه دیگری به سمت خوزستان؛ هر دو گروه در اتوبوس فیلم تماشا میکنند و در بین راه برای نماز و غذا میایستند و … . ولی مقصدشان فرق میکند. در کار فرهنگی هم ممکن است در فعالیتها، کارهای مشترکی دیده شود ولی جهتگیری ها به دو سمت مختلف و یا گاهی متضاد باشد.
- گاهی یک مبنا مربوط به یک نفر میشود و گاهی عمومی میشود. مثلاً در جامعهی ما «فریاد زدن بر سر یک پیرمرد» و یا «دو شوهر داشتن برای زنان» بسیار زشت است و «نجات دادن جان کسی که در حال مُردن است» خوب است.
- بایستی روش و مبنای صحیح کار فرهنگی کشف و به صورت فرهنگ عمومی شود. به این عمومی کردن و فرهنگسازی کردن میگوییم «گفتمانسازی».
- امام خامنهای (حفظهالله) میفرمایند: «گفتمان یک جامعه مثل هواست، همه تنفسش میکنند؛ چه بدانند، چه ندانند؛ چه بخواهند، چه نخواهند».[۲] یعنی اگر یک کار یا تفکّری به فرهنگ عمومی تبدیل شود، همه از آن رنگ میگیرند.
- گفتمانسازی در کار فرهنگی باعث میشود در کارها «وحدت رویه» ایجاد شود. وحدت در جهتگیری مهم است و نتیجهگیری را آسانتر میکند. مثل پرندگانی که در دام اسیر بودند و پر و بال میزدند؛ زمانی آزاد شدند که همه به یک سمت حرکت کردند و چون به یک سمت فشار میآوردند، تور را هم بلند کردند و از دام گریختند.
- مباحث «روش صحیح کار فرهنگی» به صورت پراکنده در علوم مختلفی چون فلسفه، انسانشناسی، روانشناسی، جامعهشناسی، فلسفهی حقوق، فلسفهی اخلاق و … وجود دارد که باید به یک شکل خاص تنظیم و بیان شود.
- نتیجهگیری: باید روش صحیح کار فرهنگی را بیاموزیم – چون جهتگیری و اعمالمان را تعیین میکند – و آن را در فضای فرهنگی کشوری «گفتمانسازی» کنیم.
..:: دریافت صوت (۱۳ دقیقه) :..
——————
[۱] البته منظور این نیست که هر کس تبلیغ زیاد برای مراسم کرد یا سیستم صوتی گرانقیمت خرید کارش اشتباه است یا مبنایش غلط است. منظور ما هیئت خاصی هم نبود. بلکه این موارد فقط برای مثال است و ممکن است بعضی از کارهایی هم که در این هیئت فرضی صورت گرفته است، صحیح باشد.
[۲] بیانات در سومین نشست اندیشههای راهبردی/ انتهای پیام
ارسال دیدگاه