کارشناس ارشد مسائل سیاسی؛
چرا آمریکا با ایران پای میز مذاکره نشست؟ /لزوم حفظ روحیه استکبار ستیزی مردم
کارشناس ارشد مسائل سیاسی گفت: از بدو شروع مذاکرات بین ایران و 1+5 به کرات در ادبیات طرف مقابل شنیده می شد که تحریم ها ایران را پای میز مذاکره کشانده است، همه گزینه ها روی میز است و... اما واقعیت این است که ایران، آمریکا را بر سر میز مذاکره کشاند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، "حیدر حسین نیا" کارشناس ارشد مسائل سیاسی در گفتگوی اختصاصی با ایلام پویا با اشاره به مذاکرات هسته ای و مسائل بعد از توافق وین، گفت: از بدو شروع مذاکرات بین ایران و 1+5 به کرات در ادبیات طرف مقابل شنیده می شد که تحریم ها ایران را پای میز مذاکره کشانده است، همه گزینه ها روی میز است و... اما واقعیت چیست و چرا آنها با ایران سر میز مذاکره نشستند؟ واقعیت این است که ایران، آمریکا را بر سر میز مذاکره کشاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ایلام پویا,
وی اظهار کرد: برای تبیین این واقعیت بایستی یک توضیح مبنایی ارائه کرد. در ایالات متحده آمریکا بیش از1200 اتاق فکر وجود دارد که اعضای آنها متشکل از اساتید دانشگاه ها، مدیران بازنشسته سطح عالی کشور، نخبگان مهاجر و تئوریسین ها می باشند. کار این اتاقهای فکر، تولید راهبرد و استراتژی های کلان است و سیاست خارجی دولت ایالات متحده نیز تابعی از تصمیمات این اتاقهای فکر است.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی افزود: در 35 سال اخیر روابط امریکا با ایران نیز نشات گرفته از برآیند تصمیمات همین اتاقهای فکر بوده است و لازم به توضیح است که یک تعارض ذاتی، مستمر و همیشگی بین جمهوری اسلامی و غرب وجود دارد وآن در جلوه ضد استکباری نظام اسلامی متبلور است.
وی خاطر نشان کرد: آمریکا سه رهیافت را برای کنترل کشورهای غیرهمسو با خود به کار می برند؛ این سه عبارتنداز: 1-براندازی 2-فروپاشی 3- مهار. در این خصوص باید گفت که آنها از بدو تولد انقلاب اسلامی عناد و دشمنی را با دولت و ملت ایران در پیش گرفتند و پتانسیل صدام و کشورهای مرتجع عربی را به سمت جمهوری اسلامی کانالیزه کردند و در جنگ تحمیلی 8 ساله بزرگترین حامی صدام بودند، اما تلاش آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق براندازی راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، دفاع مقدس را پشت سرگذاشت در حالی که ثمره آن سازندگی در عرصه اقتصادی و طلوع طیفی گسترده از اخلاقیات در قالب فرهنگ ایثار و شهادت بود که به بدنه اجتماع تزریق شد و جبهه استکبار را از رسیدن به هدفش ناکام گذاشت و دشمنان با هدایت همین اتاقهای فکر به دنبال گزینه فروپاشی از درون رفتند.
حسین نیا ادامه داد: در راستای فروپاشی نظام نیز می توان به دو رویداد مهم اشاره کرد که حادثه کوی دانشگاه تهران در سال 78 در مقیاس کوچکتر و همچنین فتنه 88 در مقیاس وسیعتر از آن جمله اند.
وی در پاسخ به سوال ایلام پویا مبنی بر اینکه آیا فتنه 88 با هدایت آمریکا و برای براندازی نظام بود، عنوان کرد: موضع گیری های تند و رادیکال مقامات غربی در خصوص نظام، همکاری سفارتخانه های خارجی با عوامل فتنه، جنگ رسانه ای و جنگ روانی تنها گوشه ای از دخالتهای مستقیم امریکا و غرب در خصوص فتنه سال 88 علیه جمهوری اسلامی است. اما این فتنه نیز با هوشیاری مردم و مدیریت و درایت صحیح مقام معظم رهبری راه به جایی نبرد و حماسه 9 دی یک بار دیگر رابطه درونی و قلبی ملت و نیروهای انقلابی با رهبری را به رخ همگان کشید و این نقشه شوم دشمن را ناکام گذاشت.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی در خصوص رجز خوانی های آمریکایی ها و صحبت از گزینه های روی میز، اظهار کرد: امریکا که از دو راهبرد براندازی و فروپاشی قطع امید کرد به دنبال مهار انقلاب اسلامی به واسطه یک اجماع جهانی روی آورد؛ هر چند هر از گاهی از روی میز بودن تمام گزینه ها سخن می گفتند و در بلواها و سخنرانی ها، سران این کشور از گزینه نظامی سخن به میان می آوردند، اما واقعیت این است که تنها گزینه ای که روی میز نیست، گزینه نظامی است، چرا که زمانی می توانند به گزینه نظامی علیه ما متوسل شوند که بتوانند امنیت اسراییل و امنیت انرژی و همچنین امنیت هم پیمانان خود در منطقه را تضمین کنند که این امر باتوجه به قدرت بالای نظامی جمهوری اسلامی ایران و نفوذ منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی و محور مقاومت برای امریکایی ها دست نیافتنی به نظر می رسد.
وی تاکید کرد: لذا استیصال و درماندگی امریکا از مواجهه با انقلاب اسلامی در هدایت سیاست خارجی این کشور تحت تاثیر اتاقهای فکر، به مهار انقلاب اسلامی فقط با مذاکره و جنگ نرم تبلور یافت و این امر نشان می دهد که قدرت جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای با توان چانه زنی بالا و یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه و جهان، امریکایی ها را پای میز مذاکره کشاند. لذا نفس مذاکرات با شش قدرت بزرگ جهانی، جدای از دستاوردهای آن، نشانه بارزی است که جبهه استکبار به خوبی وزن جمهوری اسلامی در منطقه را درک کرده که نمود عینی آن در شکست سیاستهای تروریست پرور غربیها در عراق و سوریه و لبنان و به طور کلی محور مقاومت است.
لذا آنچه که لازم است پس از توافق هسته ای برآن تاکید داشت، حفظ وحدت و حس استکبار ستیزی در بین مردم مقاوم ایران است.
انتهای پیام/ف
وی اظهار کرد: برای تبیین این واقعیت بایستی یک توضیح مبنایی ارائه کرد. در ایالات متحده آمریکا بیش از1200 اتاق فکر وجود دارد که اعضای آنها متشکل از اساتید دانشگاه ها، مدیران بازنشسته سطح عالی کشور، نخبگان مهاجر و تئوریسین ها می باشند. کار این اتاقهای فکر، تولید راهبرد و استراتژی های کلان است و سیاست خارجی دولت ایالات متحده نیز تابعی از تصمیمات این اتاقهای فکر است.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی افزود: در 35 سال اخیر روابط امریکا با ایران نیز نشات گرفته از برآیند تصمیمات همین اتاقهای فکر بوده است و لازم به توضیح است که یک تعارض ذاتی، مستمر و همیشگی بین جمهوری اسلامی و غرب وجود دارد وآن در جلوه ضد استکباری نظام اسلامی متبلور است.
وی خاطر نشان کرد: آمریکا سه رهیافت را برای کنترل کشورهای غیرهمسو با خود به کار می برند؛ این سه عبارتنداز: 1-براندازی 2-فروپاشی 3- مهار. در این خصوص باید گفت که آنها از بدو تولد انقلاب اسلامی عناد و دشمنی را با دولت و ملت ایران در پیش گرفتند و پتانسیل صدام و کشورهای مرتجع عربی را به سمت جمهوری اسلامی کانالیزه کردند و در جنگ تحمیلی 8 ساله بزرگترین حامی صدام بودند، اما تلاش آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق براندازی راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، دفاع مقدس را پشت سرگذاشت در حالی که ثمره آن سازندگی در عرصه اقتصادی و طلوع طیفی گسترده از اخلاقیات در قالب فرهنگ ایثار و شهادت بود که به بدنه اجتماع تزریق شد و جبهه استکبار را از رسیدن به هدفش ناکام گذاشت و دشمنان با هدایت همین اتاقهای فکر به دنبال گزینه فروپاشی از درون رفتند.
حسین نیا ادامه داد: در راستای فروپاشی نظام نیز می توان به دو رویداد مهم اشاره کرد که حادثه کوی دانشگاه تهران در سال 78 در مقیاس کوچکتر و همچنین فتنه 88 در مقیاس وسیعتر از آن جمله اند.
وی در پاسخ به سوال ایلام پویا مبنی بر اینکه آیا فتنه 88 با هدایت آمریکا و برای براندازی نظام بود، عنوان کرد: موضع گیری های تند و رادیکال مقامات غربی در خصوص نظام، همکاری سفارتخانه های خارجی با عوامل فتنه، جنگ رسانه ای و جنگ روانی تنها گوشه ای از دخالتهای مستقیم امریکا و غرب در خصوص فتنه سال 88 علیه جمهوری اسلامی است. اما این فتنه نیز با هوشیاری مردم و مدیریت و درایت صحیح مقام معظم رهبری راه به جایی نبرد و حماسه 9 دی یک بار دیگر رابطه درونی و قلبی ملت و نیروهای انقلابی با رهبری را به رخ همگان کشید و این نقشه شوم دشمن را ناکام گذاشت.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی در خصوص رجز خوانی های آمریکایی ها و صحبت از گزینه های روی میز، اظهار کرد: امریکا که از دو راهبرد براندازی و فروپاشی قطع امید کرد به دنبال مهار انقلاب اسلامی به واسطه یک اجماع جهانی روی آورد؛ هر چند هر از گاهی از روی میز بودن تمام گزینه ها سخن می گفتند و در بلواها و سخنرانی ها، سران این کشور از گزینه نظامی سخن به میان می آوردند، اما واقعیت این است که تنها گزینه ای که روی میز نیست، گزینه نظامی است، چرا که زمانی می توانند به گزینه نظامی علیه ما متوسل شوند که بتوانند امنیت اسراییل و امنیت انرژی و همچنین امنیت هم پیمانان خود در منطقه را تضمین کنند که این امر باتوجه به قدرت بالای نظامی جمهوری اسلامی ایران و نفوذ منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی و محور مقاومت برای امریکایی ها دست نیافتنی به نظر می رسد.
وی تاکید کرد: لذا استیصال و درماندگی امریکا از مواجهه با انقلاب اسلامی در هدایت سیاست خارجی این کشور تحت تاثیر اتاقهای فکر، به مهار انقلاب اسلامی فقط با مذاکره و جنگ نرم تبلور یافت و این امر نشان می دهد که قدرت جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای با توان چانه زنی بالا و یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه و جهان، امریکایی ها را پای میز مذاکره کشاند. لذا نفس مذاکرات با شش قدرت بزرگ جهانی، جدای از دستاوردهای آن، نشانه بارزی است که جبهه استکبار به خوبی وزن جمهوری اسلامی در منطقه را درک کرده که نمود عینی آن در شکست سیاستهای تروریست پرور غربیها در عراق و سوریه و لبنان و به طور کلی محور مقاومت است.
لذا آنچه که لازم است پس از توافق هسته ای برآن تاکید داشت، حفظ وحدت و حس استکبار ستیزی در بین مردم مقاوم ایران است.
انتهای پیام/ف
وی اظهار کرد: برای تبیین این واقعیت بایستی یک توضیح مبنایی ارائه کرد. در ایالات متحده آمریکا بیش از1200 اتاق فکر وجود دارد که اعضای آنها متشکل از اساتید دانشگاه ها، مدیران بازنشسته سطح عالی کشور، نخبگان مهاجر و تئوریسین ها می باشند. کار این اتاقهای فکر، تولید راهبرد و استراتژی های کلان است و سیاست خارجی دولت ایالات متحده نیز تابعی از تصمیمات این اتاقهای فکر است.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی افزود: در 35 سال اخیر روابط امریکا با ایران نیز نشات گرفته از برآیند تصمیمات همین اتاقهای فکر بوده است و لازم به توضیح است که یک تعارض ذاتی، مستمر و همیشگی بین جمهوری اسلامی و غرب وجود دارد وآن در جلوه ضد استکباری نظام اسلامی متبلور است.
وی خاطر نشان کرد: آمریکا سه رهیافت را برای کنترل کشورهای غیرهمسو با خود به کار می برند؛ این سه عبارتنداز: 1-براندازی 2-فروپاشی 3- مهار. در این خصوص باید گفت که آنها از بدو تولد انقلاب اسلامی عناد و دشمنی را با دولت و ملت ایران در پیش گرفتند و پتانسیل صدام و کشورهای مرتجع عربی را به سمت جمهوری اسلامی کانالیزه کردند و در جنگ تحمیلی 8 ساله بزرگترین حامی صدام بودند، اما تلاش آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق براندازی راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، دفاع مقدس را پشت سرگذاشت در حالی که ثمره آن سازندگی در عرصه اقتصادی و طلوع طیفی گسترده از اخلاقیات در قالب فرهنگ ایثار و شهادت بود که به بدنه اجتماع تزریق شد و جبهه استکبار را از رسیدن به هدفش ناکام گذاشت و دشمنان با هدایت همین اتاقهای فکر به دنبال گزینه فروپاشی از درون رفتند.
حسین نیا ادامه داد: در راستای فروپاشی نظام نیز می توان به دو رویداد مهم اشاره کرد که حادثه کوی دانشگاه تهران در سال 78 در مقیاس کوچکتر و همچنین فتنه 88 در مقیاس وسیعتر از آن جمله اند.
وی در پاسخ به سوال ایلام پویا مبنی بر اینکه آیا فتنه 88 با هدایت آمریکا و برای براندازی نظام بود، عنوان کرد: موضع گیری های تند و رادیکال مقامات غربی در خصوص نظام، همکاری سفارتخانه های خارجی با عوامل فتنه، جنگ رسانه ای و جنگ روانی تنها گوشه ای از دخالتهای مستقیم امریکا و غرب در خصوص فتنه سال 88 علیه جمهوری اسلامی است. اما این فتنه نیز با هوشیاری مردم و مدیریت و درایت صحیح مقام معظم رهبری راه به جایی نبرد و حماسه 9 دی یک بار دیگر رابطه درونی و قلبی ملت و نیروهای انقلابی با رهبری را به رخ همگان کشید و این نقشه شوم دشمن را ناکام گذاشت.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی در خصوص رجز خوانی های آمریکایی ها و صحبت از گزینه های روی میز، اظهار کرد: امریکا که از دو راهبرد براندازی و فروپاشی قطع امید کرد به دنبال مهار انقلاب اسلامی به واسطه یک اجماع جهانی روی آورد؛ هر چند هر از گاهی از روی میز بودن تمام گزینه ها سخن می گفتند و در بلواها و سخنرانی ها، سران این کشور از گزینه نظامی سخن به میان می آوردند، اما واقعیت این است که تنها گزینه ای که روی میز نیست، گزینه نظامی است، چرا که زمانی می توانند به گزینه نظامی علیه ما متوسل شوند که بتوانند امنیت اسراییل و امنیت انرژی و همچنین امنیت هم پیمانان خود در منطقه را تضمین کنند که این امر باتوجه به قدرت بالای نظامی جمهوری اسلامی ایران و نفوذ منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی و محور مقاومت برای امریکایی ها دست نیافتنی به نظر می رسد.
وی تاکید کرد: لذا استیصال و درماندگی امریکا از مواجهه با انقلاب اسلامی در هدایت سیاست خارجی این کشور تحت تاثیر اتاقهای فکر، به مهار انقلاب اسلامی فقط با مذاکره و جنگ نرم تبلور یافت و این امر نشان می دهد که قدرت جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای با توان چانه زنی بالا و یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه و جهان، امریکایی ها را پای میز مذاکره کشاند. لذا نفس مذاکرات با شش قدرت بزرگ جهانی، جدای از دستاوردهای آن، نشانه بارزی است که جبهه استکبار به خوبی وزن جمهوری اسلامی در منطقه را درک کرده که نمود عینی آن در شکست سیاستهای تروریست پرور غربیها در عراق و سوریه و لبنان و به طور کلی محور مقاومت است.
لذا آنچه که لازم است پس از توافق هسته ای برآن تاکید داشت، حفظ وحدت و حس استکبار ستیزی در بین مردم مقاوم ایران است.
انتهای پیام/ف
وی اظهار کرد: برای تبیین این واقعیت بایستی یک توضیح مبنایی ارائه کرد. در ایالات متحده آمریکا بیش از1200 اتاق فکر وجود دارد که اعضای آنها متشکل از اساتید دانشگاه ها، مدیران بازنشسته سطح عالی کشور، نخبگان مهاجر و تئوریسین ها می باشند. کار این اتاقهای فکر، تولید راهبرد و استراتژی های کلان است و سیاست خارجی دولت ایالات متحده نیز تابعی از تصمیمات این اتاقهای فکر است.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی افزود: در 35 سال اخیر روابط امریکا با ایران نیز نشات گرفته از برآیند تصمیمات همین اتاقهای فکر بوده است و لازم به توضیح است که یک تعارض ذاتی، مستمر و همیشگی بین جمهوری اسلامی و غرب وجود دارد وآن در جلوه ضد استکباری نظام اسلامی متبلور است.
وی خاطر نشان کرد: آمریکا سه رهیافت را برای کنترل کشورهای غیرهمسو با خود به کار می برند؛ این سه عبارتنداز: 1-براندازی 2-فروپاشی 3- مهار. در این خصوص باید گفت که آنها از بدو تولد انقلاب اسلامی عناد و دشمنی را با دولت و ملت ایران در پیش گرفتند و پتانسیل صدام و کشورهای مرتجع عربی را به سمت جمهوری اسلامی کانالیزه کردند و در جنگ تحمیلی 8 ساله بزرگترین حامی صدام بودند، اما تلاش آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق براندازی راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، دفاع مقدس را پشت سرگذاشت در حالی که ثمره آن سازندگی در عرصه اقتصادی و طلوع طیفی گسترده از اخلاقیات در قالب فرهنگ ایثار و شهادت بود که به بدنه اجتماع تزریق شد و جبهه استکبار را از رسیدن به هدفش ناکام گذاشت و دشمنان با هدایت همین اتاقهای فکر به دنبال گزینه فروپاشی از درون رفتند.
حسین نیا ادامه داد: در راستای فروپاشی نظام نیز می توان به دو رویداد مهم اشاره کرد که حادثه کوی دانشگاه تهران در سال 78 در مقیاس کوچکتر و همچنین فتنه 88 در مقیاس وسیعتر از آن جمله اند.
وی در پاسخ به سوال ایلام پویا مبنی بر اینکه آیا فتنه 88 با هدایت آمریکا و برای براندازی نظام بود، عنوان کرد: موضع گیری های تند و رادیکال مقامات غربی در خصوص نظام، همکاری سفارتخانه های خارجی با عوامل فتنه، جنگ رسانه ای و جنگ روانی تنها گوشه ای از دخالتهای مستقیم امریکا و غرب در خصوص فتنه سال 88 علیه جمهوری اسلامی است. اما این فتنه نیز با هوشیاری مردم و مدیریت و درایت صحیح مقام معظم رهبری راه به جایی نبرد و حماسه 9 دی یک بار دیگر رابطه درونی و قلبی ملت و نیروهای انقلابی با رهبری را به رخ همگان کشید و این نقشه شوم دشمن را ناکام گذاشت.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی در خصوص رجز خوانی های آمریکایی ها و صحبت از گزینه های روی میز، اظهار کرد: امریکا که از دو راهبرد براندازی و فروپاشی قطع امید کرد به دنبال مهار انقلاب اسلامی به واسطه یک اجماع جهانی روی آورد؛ هر چند هر از گاهی از روی میز بودن تمام گزینه ها سخن می گفتند و در بلواها و سخنرانی ها، سران این کشور از گزینه نظامی سخن به میان می آوردند، اما واقعیت این است که تنها گزینه ای که روی میز نیست، گزینه نظامی است، چرا که زمانی می توانند به گزینه نظامی علیه ما متوسل شوند که بتوانند امنیت اسراییل و امنیت انرژی و همچنین امنیت هم پیمانان خود در منطقه را تضمین کنند که این امر باتوجه به قدرت بالای نظامی جمهوری اسلامی ایران و نفوذ منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی و محور مقاومت برای امریکایی ها دست نیافتنی به نظر می رسد.
وی تاکید کرد: لذا استیصال و درماندگی امریکا از مواجهه با انقلاب اسلامی در هدایت سیاست خارجی این کشور تحت تاثیر اتاقهای فکر، به مهار انقلاب اسلامی فقط با مذاکره و جنگ نرم تبلور یافت و این امر نشان می دهد که قدرت جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای با توان چانه زنی بالا و یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه و جهان، امریکایی ها را پای میز مذاکره کشاند. لذا نفس مذاکرات با شش قدرت بزرگ جهانی، جدای از دستاوردهای آن، نشانه بارزی است که جبهه استکبار به خوبی وزن جمهوری اسلامی در منطقه را درک کرده که نمود عینی آن در شکست سیاستهای تروریست پرور غربیها در عراق و سوریه و لبنان و به طور کلی محور مقاومت است.
لذا آنچه که لازم است پس از توافق هسته ای برآن تاکید داشت، حفظ وحدت و حس استکبار ستیزی در بین مردم مقاوم ایران است.
انتهای پیام/ف
وی اظهار کرد: برای تبیین این واقعیت بایستی یک توضیح مبنایی ارائه کرد. در ایالات متحده آمریکا بیش از1200 اتاق فکر وجود دارد که اعضای آنها متشکل از اساتید دانشگاه ها، مدیران بازنشسته سطح عالی کشور، نخبگان مهاجر و تئوریسین ها می باشند. کار این اتاقهای فکر، تولید راهبرد و استراتژی های کلان است و سیاست خارجی دولت ایالات متحده نیز تابعی از تصمیمات این اتاقهای فکر است.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی افزود: در 35 سال اخیر روابط امریکا با ایران نیز نشات گرفته از برآیند تصمیمات همین اتاقهای فکر بوده است و لازم به توضیح است که یک تعارض ذاتی، مستمر و همیشگی بین جمهوری اسلامی و غرب وجود دارد وآن در جلوه ضد استکباری نظام اسلامی متبلور است.
وی خاطر نشان کرد: آمریکا سه رهیافت را برای کنترل کشورهای غیرهمسو با خود به کار می برند؛ این سه عبارتنداز: 1-براندازی 2-فروپاشی 3- مهار. در این خصوص باید گفت که آنها از بدو تولد انقلاب اسلامی عناد و دشمنی را با دولت و ملت ایران در پیش گرفتند و پتانسیل صدام و کشورهای مرتجع عربی را به سمت جمهوری اسلامی کانالیزه کردند و در جنگ تحمیلی 8 ساله بزرگترین حامی صدام بودند، اما تلاش آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق براندازی راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، دفاع مقدس را پشت سرگذاشت در حالی که ثمره آن سازندگی در عرصه اقتصادی و طلوع طیفی گسترده از اخلاقیات در قالب فرهنگ ایثار و شهادت بود که به بدنه اجتماع تزریق شد و جبهه استکبار را از رسیدن به هدفش ناکام گذاشت و دشمنان با هدایت همین اتاقهای فکر به دنبال گزینه فروپاشی از درون رفتند.
حسین نیا ادامه داد: در راستای فروپاشی نظام نیز می توان به دو رویداد مهم اشاره کرد که حادثه کوی دانشگاه تهران در سال 78 در مقیاس کوچکتر و همچنین فتنه 88 در مقیاس وسیعتر از آن جمله اند.
وی در پاسخ به سوال ایلام پویا مبنی بر اینکه آیا فتنه 88 با هدایت آمریکا و برای براندازی نظام بود، عنوان کرد: موضع گیری های تند و رادیکال مقامات غربی در خصوص نظام، همکاری سفارتخانه های خارجی با عوامل فتنه، جنگ رسانه ای و جنگ روانی تنها گوشه ای از دخالتهای مستقیم امریکا و غرب در خصوص فتنه سال 88 علیه جمهوری اسلامی است. اما این فتنه نیز با هوشیاری مردم و مدیریت و درایت صحیح مقام معظم رهبری راه به جایی نبرد و حماسه 9 دی یک بار دیگر رابطه درونی و قلبی ملت و نیروهای انقلابی با رهبری را به رخ همگان کشید و این نقشه شوم دشمن را ناکام گذاشت.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی در خصوص رجز خوانی های آمریکایی ها و صحبت از گزینه های روی میز، اظهار کرد: امریکا که از دو راهبرد براندازی و فروپاشی قطع امید کرد به دنبال مهار انقلاب اسلامی به واسطه یک اجماع جهانی روی آورد؛ هر چند هر از گاهی از روی میز بودن تمام گزینه ها سخن می گفتند و در بلواها و سخنرانی ها، سران این کشور از گزینه نظامی سخن به میان می آوردند، اما واقعیت این است که تنها گزینه ای که روی میز نیست، گزینه نظامی است، چرا که زمانی می توانند به گزینه نظامی علیه ما متوسل شوند که بتوانند امنیت اسراییل و امنیت انرژی و همچنین امنیت هم پیمانان خود در منطقه را تضمین کنند که این امر باتوجه به قدرت بالای نظامی جمهوری اسلامی ایران و نفوذ منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی و محور مقاومت برای امریکایی ها دست نیافتنی به نظر می رسد.
وی تاکید کرد: لذا استیصال و درماندگی امریکا از مواجهه با انقلاب اسلامی در هدایت سیاست خارجی این کشور تحت تاثیر اتاقهای فکر، به مهار انقلاب اسلامی فقط با مذاکره و جنگ نرم تبلور یافت و این امر نشان می دهد که قدرت جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای با توان چانه زنی بالا و یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه و جهان، امریکایی ها را پای میز مذاکره کشاند. لذا نفس مذاکرات با شش قدرت بزرگ جهانی، جدای از دستاوردهای آن، نشانه بارزی است که جبهه استکبار به خوبی وزن جمهوری اسلامی در منطقه را درک کرده که نمود عینی آن در شکست سیاستهای تروریست پرور غربیها در عراق و سوریه و لبنان و به طور کلی محور مقاومت است.
لذا آنچه که لازم است پس از توافق هسته ای برآن تاکید داشت، حفظ وحدت و حس استکبار ستیزی در بین مردم مقاوم ایران است.
انتهای پیام/ف
وی اظهار کرد: برای تبیین این واقعیت بایستی یک توضیح مبنایی ارائه کرد. در ایالات متحده آمریکا بیش از1200 اتاق فکر وجود دارد که اعضای آنها متشکل از اساتید دانشگاه ها، مدیران بازنشسته سطح عالی کشور، نخبگان مهاجر و تئوریسین ها می باشند. کار این اتاقهای فکر، تولید راهبرد و استراتژی های کلان است و سیاست خارجی دولت ایالات متحده نیز تابعی از تصمیمات این اتاقهای فکر است.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی افزود: در 35 سال اخیر روابط امریکا با ایران نیز نشات گرفته از برآیند تصمیمات همین اتاقهای فکر بوده است و لازم به توضیح است که یک تعارض ذاتی، مستمر و همیشگی بین جمهوری اسلامی و غرب وجود دارد وآن در جلوه ضد استکباری نظام اسلامی متبلور است.
وی خاطر نشان کرد: آمریکا سه رهیافت را برای کنترل کشورهای غیرهمسو با خود به کار می برند؛ این سه عبارتنداز: 1-براندازی 2-فروپاشی 3- مهار. در این خصوص باید گفت که آنها از بدو تولد انقلاب اسلامی عناد و دشمنی را با دولت و ملت ایران در پیش گرفتند و پتانسیل صدام و کشورهای مرتجع عربی را به سمت جمهوری اسلامی کانالیزه کردند و در جنگ تحمیلی 8 ساله بزرگترین حامی صدام بودند، اما تلاش آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق براندازی راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، دفاع مقدس را پشت سرگذاشت در حالی که ثمره آن سازندگی در عرصه اقتصادی و طلوع طیفی گسترده از اخلاقیات در قالب فرهنگ ایثار و شهادت بود که به بدنه اجتماع تزریق شد و جبهه استکبار را از رسیدن به هدفش ناکام گذاشت و دشمنان با هدایت همین اتاقهای فکر به دنبال گزینه فروپاشی از درون رفتند.
حسین نیا ادامه داد: در راستای فروپاشی نظام نیز می توان به دو رویداد مهم اشاره کرد که حادثه کوی دانشگاه تهران در سال 78 در مقیاس کوچکتر و همچنین فتنه 88 در مقیاس وسیعتر از آن جمله اند.
وی در پاسخ به سوال ایلام پویا مبنی بر اینکه آیا فتنه 88 با هدایت آمریکا و برای براندازی نظام بود، عنوان کرد: موضع گیری های تند و رادیکال مقامات غربی در خصوص نظام، همکاری سفارتخانه های خارجی با عوامل فتنه، جنگ رسانه ای و جنگ روانی تنها گوشه ای از دخالتهای مستقیم امریکا و غرب در خصوص فتنه سال 88 علیه جمهوری اسلامی است. اما این فتنه نیز با هوشیاری مردم و مدیریت و درایت صحیح مقام معظم رهبری راه به جایی نبرد و حماسه 9 دی یک بار دیگر رابطه درونی و قلبی ملت و نیروهای انقلابی با رهبری را به رخ همگان کشید و این نقشه شوم دشمن را ناکام گذاشت.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی در خصوص رجز خوانی های آمریکایی ها و صحبت از گزینه های روی میز، اظهار کرد: امریکا که از دو راهبرد براندازی و فروپاشی قطع امید کرد به دنبال مهار انقلاب اسلامی به واسطه یک اجماع جهانی روی آورد؛ هر چند هر از گاهی از روی میز بودن تمام گزینه ها سخن می گفتند و در بلواها و سخنرانی ها، سران این کشور از گزینه نظامی سخن به میان می آوردند، اما واقعیت این است که تنها گزینه ای که روی میز نیست، گزینه نظامی است، چرا که زمانی می توانند به گزینه نظامی علیه ما متوسل شوند که بتوانند امنیت اسراییل و امنیت انرژی و همچنین امنیت هم پیمانان خود در منطقه را تضمین کنند که این امر باتوجه به قدرت بالای نظامی جمهوری اسلامی ایران و نفوذ منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی و محور مقاومت برای امریکایی ها دست نیافتنی به نظر می رسد.
وی تاکید کرد: لذا استیصال و درماندگی امریکا از مواجهه با انقلاب اسلامی در هدایت سیاست خارجی این کشور تحت تاثیر اتاقهای فکر، به مهار انقلاب اسلامی فقط با مذاکره و جنگ نرم تبلور یافت و این امر نشان می دهد که قدرت جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای با توان چانه زنی بالا و یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه و جهان، امریکایی ها را پای میز مذاکره کشاند. لذا نفس مذاکرات با شش قدرت بزرگ جهانی، جدای از دستاوردهای آن، نشانه بارزی است که جبهه استکبار به خوبی وزن جمهوری اسلامی در منطقه را درک کرده که نمود عینی آن در شکست سیاستهای تروریست پرور غربیها در عراق و سوریه و لبنان و به طور کلی محور مقاومت است.
لذا آنچه که لازم است پس از توافق هسته ای برآن تاکید داشت، حفظ وحدت و حس استکبار ستیزی در بین مردم مقاوم ایران است.
انتهای پیام/ف
وی اظهار کرد: برای تبیین این واقعیت بایستی یک توضیح مبنایی ارائه کرد. در ایالات متحده آمریکا بیش از1200 اتاق فکر وجود دارد که اعضای آنها متشکل از اساتید دانشگاه ها، مدیران بازنشسته سطح عالی کشور، نخبگان مهاجر و تئوریسین ها می باشند. کار این اتاقهای فکر، تولید راهبرد و استراتژی های کلان است و سیاست خارجی دولت ایالات متحده نیز تابعی از تصمیمات این اتاقهای فکر است.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی افزود: در 35 سال اخیر روابط امریکا با ایران نیز نشات گرفته از برآیند تصمیمات همین اتاقهای فکر بوده است و لازم به توضیح است که یک تعارض ذاتی، مستمر و همیشگی بین جمهوری اسلامی و غرب وجود دارد وآن در جلوه ضد استکباری نظام اسلامی متبلور است.
وی خاطر نشان کرد: آمریکا سه رهیافت را برای کنترل کشورهای غیرهمسو با خود به کار می برند؛ این سه عبارتنداز: 1-براندازی 2-فروپاشی 3- مهار. در این خصوص باید گفت که آنها از بدو تولد انقلاب اسلامی عناد و دشمنی را با دولت و ملت ایران در پیش گرفتند و پتانسیل صدام و کشورهای مرتجع عربی را به سمت جمهوری اسلامی کانالیزه کردند و در جنگ تحمیلی 8 ساله بزرگترین حامی صدام بودند، اما تلاش آنها برای براندازی نظام جمهوری اسلامی از طریق براندازی راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی به برکت خون شهدا، دفاع مقدس را پشت سرگذاشت در حالی که ثمره آن سازندگی در عرصه اقتصادی و طلوع طیفی گسترده از اخلاقیات در قالب فرهنگ ایثار و شهادت بود که به بدنه اجتماع تزریق شد و جبهه استکبار را از رسیدن به هدفش ناکام گذاشت و دشمنان با هدایت همین اتاقهای فکر به دنبال گزینه فروپاشی از درون رفتند.
حسین نیا ادامه داد: در راستای فروپاشی نظام نیز می توان به دو رویداد مهم اشاره کرد که حادثه کوی دانشگاه تهران در سال 78 در مقیاس کوچکتر و همچنین فتنه 88 در مقیاس وسیعتر از آن جمله اند.
وی در پاسخ به سوال ایلام پویا مبنی بر اینکه آیا فتنه 88 با هدایت آمریکا و برای براندازی نظام بود، عنوان کرد: موضع گیری های تند و رادیکال مقامات غربی در خصوص نظام، همکاری سفارتخانه های خارجی با عوامل فتنه، جنگ رسانه ای و جنگ روانی تنها گوشه ای از دخالتهای مستقیم امریکا و غرب در خصوص فتنه سال 88 علیه جمهوری اسلامی است. اما این فتنه نیز با هوشیاری مردم و مدیریت و درایت صحیح مقام معظم رهبری راه به جایی نبرد و حماسه 9 دی یک بار دیگر رابطه درونی و قلبی ملت و نیروهای انقلابی با رهبری را به رخ همگان کشید و این نقشه شوم دشمن را ناکام گذاشت.
کارشناس ارشد مسائل سیاسی در خصوص رجز خوانی های آمریکایی ها و صحبت از گزینه های روی میز، اظهار کرد: امریکا که از دو راهبرد براندازی و فروپاشی قطع امید کرد به دنبال مهار انقلاب اسلامی به واسطه یک اجماع جهانی روی آورد؛ هر چند هر از گاهی از روی میز بودن تمام گزینه ها سخن می گفتند و در بلواها و سخنرانی ها، سران این کشور از گزینه نظامی سخن به میان می آوردند، اما واقعیت این است که تنها گزینه ای که روی میز نیست، گزینه نظامی است، چرا که زمانی می توانند به گزینه نظامی علیه ما متوسل شوند که بتوانند امنیت اسراییل و امنیت انرژی و همچنین امنیت هم پیمانان خود در منطقه را تضمین کنند که این امر باتوجه به قدرت بالای نظامی جمهوری اسلامی ایران و نفوذ منطقه ای و جهانی انقلاب اسلامی و محور مقاومت برای امریکایی ها دست نیافتنی به نظر می رسد.
وی تاکید کرد: لذا استیصال و درماندگی امریکا از مواجهه با انقلاب اسلامی در هدایت سیاست خارجی این کشور تحت تاثیر اتاقهای فکر، به مهار انقلاب اسلامی فقط با مذاکره و جنگ نرم تبلور یافت و این امر نشان می دهد که قدرت جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت منطقه ای با توان چانه زنی بالا و یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه و جهان، امریکایی ها را پای میز مذاکره کشاند. لذا نفس مذاکرات با شش قدرت بزرگ جهانی، جدای از دستاوردهای آن، نشانه بارزی است که جبهه استکبار به خوبی وزن جمهوری اسلامی در منطقه را درک کرده که نمود عینی آن در شکست سیاستهای تروریست پرور غربیها در عراق و سوریه و لبنان و به طور کلی محور مقاومت است.
لذا آنچه که لازم است پس از توافق هسته ای برآن تاکید داشت، حفظ وحدت و حس استکبار ستیزی در بین مردم مقاوم ایران است.
انتهای پیام/ف
,
,
,
, ایلام پویا,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه