راوی مستقر در باشگاه افسران:
غل و زنجیر عشق و ارادت به شهدا مرا به روایتگری مشغول کرده است
مسائل و جریانات کردستان در زمان جنگ تحمیلی مرا در غل و زنجیر کرده که در کردستان بمانم و به روایتگری مشغول شوم و تمام مسائلی را که با چشمان خودم دیده ام را برای زائرین روایت کنم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، سرهنگ بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران، علی حیدر پناهی راوی مستقر در باشگاه افسران سابق در گفتگو با خبرنگار پیشمرگ روح الله گفت: مدت هفت سال است که به عنوان بسیجی در سازمان بسیج پیشکسوتان استان فعالیت می کنم و به یاد و نام دوستان و همرزمان شهیدم، به عنوان خادم الشهدا در یادمان های دفاع مقدس استان مستقر هستم و به روایتگری مشغول هستم. به امید اینکه بتوانم گوشه ای از رشادت و جان فشانی دوستان عزیزم را برای زائرین محترمی که از سراسر کشور به استان خون رنگ کردستان می آیند نقل کنم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,,
راوی مستقر در باشگاه افسران سابق با بیان اینکه باشگاه افسران به دلیل نقشی که در درگیری های کردستان داشته مورد توجه گروهک های ضدانقلاب قرار می گیرد و این محل به مدت 33 روز در محاصره گروهک ها قرار می گیرد و 41 نفر از رزمندگان اسلام با تمام توان خود در برابر گروهک ها ایستادگی می کنند و به همین علت امروز باشگاه افسران به عنوان نماد ایستادگی و مقاومت مردم کردستان شناخته می شود.
,,
وی با بیان اینکه اگر آن روز رزمندگانی که در باشگاه افسران مستقر بودند و با آب باران تشنگی خود را مرتفع می کردند، مقاومت نمی کردند؛ مطمئناً باشگاه سقوط می کرد و با سقوط باشگاه، شهر سنندج آزاد نمی شد و این روند می توانست برای انقلاب خطرناک باشد. ولی مقاومت جانانه این رزمندگان و اهداء هشت شهید گرانقدر در این محل توانست روند شکست ضد انقلاب را در کردستان سرعت ببخشد.
,,
پناهی، نماد مقاومت و ایستادگی مردم کردستان در مقابل استکبار جهانی را محل بازدید جهانگردان خارجی دانست و گفت: امروز بازدیدکنندگانی از کشورهای آفریقایی، آمریکایی و حتی شبه قاره هند برای بازدید به باشگاه افسران می آیند و این بازدیدکنندگان بر اساس شنیده های خود از کردستان این محل را برای بازدید انتخاب می کنند.
,,
راوی مستقر در باشگاه افسران سابق با بیان اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به کردستان آمدم و عضو کمیته انقلاب اسلامی سسندج شدم. من قضایای کردستان را از نزدیک لمس کردم؛ درگیری های 27 اسفند 57 شهر سنندج، اعزام هیئت حسن نیت به سنندج، بیرون رفتن سپاه پاسداران از سنندج، هجرت مسلمانان به کرمانشاه و تأسیس سازمان پیشمرگان مسلمان کردستان در سال 58 و در نهایت مراحل پاکسازی کردستان از لوث وجود گروهک های ضدانقلاب و بعد از آن نیز توطئه جنگ تحمیلی که طراح اصلی آن کشورهای غربی و در رأس آن آمریکا بود را از با تمام وجودم احساس کرده ام. و امروز نمی توانم نسبت به تمام این اتفاقات بی تفاوت باشم و اجازه دهم تمام این اتفاقات به دست فراموشی سپرده شود.
,,
وی خود را همرزم شهیدان محمد بروجردی، حاج عباس کریمی، رضا چراغی، محمود کاوه، امیر سپهبد علی صیاد شیرازی، شهید دستواره، شهید شهرامفر و جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان دانست و گفت: من مسئول یگان چریکی مشترک ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بودم و با این عزیزان در یک سنگر واحد در مقابل حزب بعث عراق جنگیده بودم ـ بعدها این یگان به نام قرارگاه رمضان تغییر یافت ـ. فراموش کردن تمام خاطرات برایم مشکل است. این مسائل مرا در غل و زنجیر کرده که در کردستان بمانم و به روایتگری مشغول شوم و تمام مسائلی را که با چشمان خودم دیده ام را برای زائرین روایت کنم.
,,
سرهنگی بسیجی مستقر در باشگاه افسران، با بیان اینکه به عشق روایتگری برای کاروان های اعزامی از ساعت 7 صبح تا ساعت یک ظهر و بعد از ظهر هم از ساعت 5 تا حدود ساعت 10 و 11 شب در این مکان مستقرهستم و به خاطر ارادت به شهدای عزیزی که در این مکان مدفون هستند، سایه بانی در مقابل یادمان شهدای گمنام نصب کرده ایم و در مقابل شهدا به روایتگری مشغول هستم.
,,
راوی مستقر در باشگاه افسران سابق با بیان اینکه گاهی اوقات هم به عنوان راوی همراه با کاروان اعزامی از استان کردستان به مناطق جنوب و غرب کشور اعزام می شوم و در خدمت هم استانی های عزیزم هستم و گاهی این سفرهای زیارتی چند روزی به طول می انجامد.
,,
*** پناهی با بیان اینکه برادرم در تاریخ بیست و هشتم مهرماه سال 1359 در خرمشهر به شهادت رسید گفت: سه شبانه روز در داخل خرابه های خرمشهر به دنبال پیکر برادر شهیدم گشتم تا توانستم جنازه برادر شهیدم را بیابم.
,
]
ارسال دیدگاه