به بهانه سالروز صدور فرمان مشروطیت؛

ما مجلسی می‌خواهیم که در آن مجلس شاه و گدا در حدود قانونی مساوی باشند!

ما مجلسی می‌خواهیم که در آن مجلس شاه و گدا در حدود قانونی مساوی باشند!
آیت‌الله طباطبایی تأکید کرد: «... ما عدل و عدالت‌خانه می‌خواهیم، ما اجرای قانون اسلام را می‌خواهیم، ما مجلسی می‌خواهیم که در آن مجلس شاه و گدا در حدود قانونی مساوی باشند. ما نمی‌گوییم مشروطه و جمهوری، ما می‌گوییم مجلس مشروعۀ عدالت‌خانه...».
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، ... نارضایتی مردم از ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌های متعدد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و فرهنگی پایه‌های انقلاب را از مدت‌ها پیش پی‌ریزی کرده بود و تنها جرقه‌‌ای لازم بود تا انقلاب برپا شود...

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،,

بهانه‌ای که در 14 شوال 1323ق علاءالدوله حاکم تهران آن را به مخالفان داد؛ او به منظور کاهش قیمت قند عده‌ای از تجار معتبر را شلاق زد؛ این اقدام خشم مردم را برانگیخت و روحانیون، تجار و سایر اقشار و طبقات معترض را رودرروی دولت قرار داد.

,

در عرض چند روز درگیری‌ها چنان شدت گرفت که علمای تهران در اعتراض شهر را ترک کردند و به شاه‌ عبدالعظیم رفتند. در این مرحله اساسی‌‌ترین خواست مهاجرین تشکیل عدالت‌خانه بود. شاه پس از یک ماه مقاومت در ذیقعده 1323ق با صدور دستخطی خطاب به عین‌الدوله با تأسیس عدالت‌خانه موافقت کرد.

,

 روحانیون مهاجر پس از صدور این دستخط به تحصنشان خاتمه دادند و با تشریفات و احترامات خاص به تهران بازگشتند؛ در این مرحله رهبران جنبش چیزی بیش از عدالتخانۀ دولتی نمی‌خواستند اما هرچه انتظار کشیدند از تأسیس عدالت‌خانه خبری نشد.

,

از محرم 1324ق از هر سو زمزمه‌هایی در اعتراض به خلف وعدۀ شاه و دولت شروع شد؛ احتشام‌السلطنه پادرمیانی کرد و جهت حل مشکل ترتیب ملاقات عین‌الدوله با آیت‌الله ‌طباطبایی را داد؛ در این ملاقات عین‌الدوله متعهد شد که ظرف چند روز عدالت‌خانه را برپا دارد.

,

اما مردم و روحانیون با وجود فشارها باز مدتی منتظر اجرای دستخط شاه شدند اما بیهوده بود؛ تا این که روز 14 جمادی‌الاول 1324ق آیت‌الله سید محمد طباطبایی در مجلس روضه به منبر رفت و درخصوص لزوم برقراری عدل موعظه کرد.

,

او گفت علما خواهان برپایی عدالت‌خانه هستند و به جز برقراری مجلسی که به داد مردم برسد، غرضی ندارند. او پس از ذکر مظالم شعاع‌السلطنه در شیراز و فروش دختران قوچانی اعلام کرد که این ظلم‌ها ناشی از حکومت عین‌الدوله است و شاه راضی به انجام این قبیل اعمال نیست و از مردم خواست علیه ظلم اتابک به‌پا‌خیزند.

,

آیت‌الله طباطبایی در ادامه مواعظش تأکید کرد: «ما که ریاست نمی‌خواهیم، جمهوری‌طلب نیستیم، به زودی مشروطه نمی‌خواهیم، یعنی مردم ایران هنوز به آن درجه تربیت نشده‌اند و قابل مشروطیت و جمهوریت نمی‌باشند. زیرا که مشروطیت در وقتی است که افراد ملت عالم باشند...ما عدل و عدالت‌خانه می‌خواهیم، ما اجرای قانون اسلام را میخواهیم، ما مجلسی می‌خواهیم که در آن مجلس شاه و گدا در حدود قانونی مساوی باشند. ما نمی‌گوییم مشروطه و جمهوری، ما می‌گوییم مجلس مشروعۀ عدالت‌خانه...».

,

, ,

گروهی از مشروطه‌خواهان

,

... شکاف دولت با ملت روزبه روز عمیق‌تر می‌شد رهبران نهضت پا فراتر نهاده در فکر سرنگونی دولت بودند.

,

تا جایی که آیت‌الله سید‌ محمد‌ طباطبایی و پیروانش کفن پوشیدند و به مسجد آمدند؛ آیت‌الله سید عبدالله بهبهانی، شیخ محمدرضا مجتهد قمی، آیت‌الله شیخ فضل‌الله نوری همگی با همراهانشان به مسجد جامع رفتند؛ علمای محلات مختلف تهران هم عازم مسجد جامع شدند. جز معدودی از علما بقیه در مسجد جامع حضور داشتند؛ بازارهای تهران بسته شد؛ گروهی از زنان کفن پوشیدند و ضمن نوحه‌سرایی و سینه‌زنی سربازان را به باد دشنام گرفتند و در بازارها به راه افتادند.

,

عین‌الدوله که اوضاع را آشفته دید، شتاب‌زده درصدد رفع مشکل برآمد و به میرزا اسمعیل خان ممتازالدوله دستور داد نظامنامۀ عدلیه را در "ایران" روزنامۀ رسمی دولت چاپ کند.

,

در 19 جمادی‌الاول روزنامۀ ایران کتابچه قانون عدالت‌خانه عامه را چاپ کرد و در مقدمه‌اش نوشت: دولت دیر به فکر انتشار نظامنامۀ عدالت‌خانه برآمده بود. متحصنین مسجد جامع خواسته‌هایشان فراتر رفته و علاوه‌ بر تأسیس عدالت‌خانه خواهان عزل عین‌الدوله هم بودند؛ دولت ابتدا سعی کرد با مذاکره و دادن برخی امتیازات به تحصن خاتمه دهد که بی‌نتیجه بود. پس رو به خشونت آورد. مسجد را محاصره کرد و مانع دخول مردم به آنجا شد. آب را به روی متحصنین بست و از ورود غذا هم جلوگیری کرد. مظفرالدین ‌شاه از اعمال روحانیون اعلام انزجار کرد و خواهان خاتمۀ تحصن شد؛ با افزایش فشارها روحانیون متحصن با کسب اجازه از مظفرالدین شاه تهران را ترک کردند و به قم رفتند تا از آنجا عازم عتبات شوند؛ تجار مخالف عین‌الدوله به محض خروج علما از تهران به اشاره و به اذن آیت‌الله سید عبدالله‌ بهبهانی به سفارت انگلستان پناه بردند. بدین ترتیب دو کانون مقاومت یکی در قم و دیگری در سفارت انگلستان شکل گرفت.

,

خبر خروج روحانیون از تهران اعتراض علمای سایر بلاد ایران را برانگیخت، در مشهد مردم به تلگرافخانه و مسجد گوهرشاد رفتند؛ در اصفهان علما تهدید کردند که همراه مهاجرین قم از ایران مهاجرت خواهند کرد؛ علمای تبریز ولیعهد را تحت‌فشار قرار دادند تا شاه را مجبور به پذیرش خواستۀ مهاجرین کند و در بعضی از شهرهای آذربایجان مردم بازارها را تعطیل کردند.

,

طوری که در همه جا مردم نسبت به بی‌احترامی صورت گرفته به روحانیون معترض شدند؛ علاوه بر فشار داخلی، حمایت دولت انگلستان از خواسته‌های متحصنین و فشار سفارت انگلستان  بر دولت ایران برای تأمین خواسته‌های متحصنین هم عاملی مؤثر در پیروزی مخالفین دولت بود.

,

تا اینکه شاه تحت‌فشار داخلی و خارجی سرانجام  سر تسلیم فرود آورد و تن به سازش داد و مشیرالدوله را مأمور بازگرداندن مهاجرین قم کرد؛ اما پیش از حرکت او به سمت قم، عین‌الدوله در 7 جمادی‌الثانی از صدارت استعفا داد، شاه به ناچار موافقت کرد.

,

مظفرالدین ‌شاه در 8‌ جمادی‌الثانی طی دستخطی به مهاجرین قم اعلام کرد که با خواسته‌های آن‌ها موافق است و عضد‌الملک را برای بازگرداندنشان به قم می‌فرستد زیرا ماندنشان بیش از این در قم جایز نیست.

,

متحصنین سفارت انگلستان نگران بودند مهاجرین به تهران بازگردند از این رو دوباره به مهاجرین تلگراف زدند که تا انجام مقاصد و اشارۀ ما از قم بازنگردید و فریب نخورید.

,

, ,

محمدتقی بنکدار و متحصنین مشروطه‌خواه در کنار دیگ های پلو در سفارت انگلیس

,

آیت‌الله ‌بهبهانی در پاسخ به متحصنین در تلگرافی به آن‌ها اطمینان داد که فریب نمی‌خورند و تا به مقصود نرسند و تأمین از طرف سفارت انگلستان و روسیه داده نشود، از قم باز نخواهند گشت.

,

انتهای پیام/ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه