دلنوشته امام جمعه جویبار خطاب به شهدای غواص
با دست بسته هم میتوان دستگیر بود/ شهدا شرمندهایم
متن زیر توسط حجت الاسلام قلیپور امام جمعه شهرستان جویبار و به مناسبت ورود 30 شهید غواص به استان مازندران و ورود 10 شهید غواص به شهرستان جویبار در روزهای آتی، منتشر شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از جویباران، خط شکنان غواص با دست بسته و خسته از سفری طولانی به سوی ما میآیند. اگر گوش جان داشته باشیم هنوز هم میتوانیم تکبیر عاشقانه آنها را از میان سنگرهای گمنانی و بینشانی بشنویم، هنوز هم میتوان بر این دستان بسته توسل جست زیرا آنها امامزادگان عشقاند که عیار وجود را بر خیمهگاه برافراشته سرزمین کربلا آراسته اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, جویباران,آنان میآیند که به ما بگویند امام حسین(ع) تشنه آب نبود بلکه تشنه لبیک عاشقانه شیعیان بود، آن صدای محزون و جانسوز با عبور از هزار توی تاریخ هنوز هم گوش و جان احرار و آزادگان جهان را مینوازد و اینکه آیا میتوان بدنهای سوخته، سرهای بریده و ندای یا للمسلین را از سرزمینهای یمن، عراق، سوریه و فلسطین شنید و باز هم به خواندن زیارت عاشورا و گرداندن تسبیح صلوات اکتفا نمود؟
باید بدانیم این راه پر افتخار پیمودنی است و این راه انتخاب دائمی شیعه است و سکان دار حکیم در پیشاپیش امت در حرکت است، دریغا که از غافلان و نادمان باشیم.
بیایید با پای جان و بیقرار به استقبال مردانی برویم که از آنسوی خاطرات به شهر و دیار ما میآیند، شهر و دیاری که دیگر مثل گذشتهها نیستند.
کوچه پس کوچه هایی که رنگ بوی تعلق به دنیا گرفتهاند، صد افسوس که ما در شهر خودمان چیزی برای هدیه به مردان حماسه نداریم جز اینکه بگوئیم بچه ها شرمنده ایم.
شرمندگی در محضر پرستوهای خونین بال وطن همانهایی که در همین نزدیکیها و در هنگامه چکاچک شمشیر در میدانهای خوف و خطر به استقبال شهادت رفتهاند و از آنجا غریبانه به بیکرانهای همیشه جاویدان هستی پیوستند و کسی جز قاصدکهای بی قرار بر مظلومیتشان گواهی ندارد.
آری مردان حماسه شجاعانه بر برج و باروی این سرزمین ایستادهاند تا دیوان و ددان را جرأت تعرض بر خاک پاک میهنی ما نباشد.
یادش به خیر روزهایی که با پای برهنه تا نفس داشتند در میان رملهای تفتیده خوزستان دویدند و با نعرههای تکبیر بدن خاکی خود را به تانک دشمن سپردند و آنگاه که سرب داغ دشمن را برقلب خود احساس میکردند پیشانی شکر بر آستان بینیاز مینهادند و آنگاه همراه با فرشتگان الهی سفر پر رمز و راز خود را به آسمانهای دور آغاز میکردند.
اینک دست های بسته و پیام روشن آنها همه ما را به استقامت در پای پرچم برافراشته جهاد و شهادت می خواند، حال ماییم و خون واژههای مردان حماسه و ایثار، ماییم و شرمندگی در برابر غواصانی که با دستان بسته به شهر و دیار ما میآیند.
درود بر آنان و بر روزی که از مادر زاده شدند و روزی را که به کاروان همیشه جاوید شهادت پیوستند و سلام بر روزی که عزتمندانه در پیشگاه حضرت حق برانگیخته خواهند شد.
و دریغا از فراموشی یارانمان، همانهایی را که این سرزمین به نام و یاد آنها زنده و پاینده است و سلام بر پاسبان حکیم و بیدار این مرز و بوم، همانی که تبر ابراهیم بر دوش و عصای موسی در دست و هیبت علوی بر چهره دارد و حاشا که از کوفیان باشیم و علی زمانه، احساس غربت کند.
و اما سخن آخر...
در این ایام خاطره انگیز که معطر به نام و یاد فرزندان دلاور این سرزمین است از محضر مردم ولایی شهرستان جویبار میخواهم با همه وجود در این رزمایش بزرگ فرهنگی، ایفای نقش کنند و باید بدانیم زمین و زمان شرمنده عارفانه شهدای عزیز ما است و ادای احترام و تکریم به محضر غواصان خط شکن به مثابه ران ملخی نزد سلیمان عشق و ایثار است.
محمد اسماعیل قلی پور خطیر --- امام جمعه شهرستان جویبار
انتهای پیام/
آنان میآیند که به ما بگویند امام حسین(ع) تشنه آب نبود بلکه تشنه لبیک عاشقانه شیعیان بود، آن صدای محزون و جانسوز با عبور از هزار توی تاریخ هنوز هم گوش و جان احرار و آزادگان جهان را مینوازد و اینکه آیا میتوان بدنهای سوخته، سرهای بریده و ندای یا للمسلین را از سرزمینهای یمن، عراق، سوریه و فلسطین شنید و باز هم به خواندن زیارت عاشورا و گرداندن تسبیح صلوات اکتفا نمود؟
باید بدانیم این راه پر افتخار پیمودنی است و این راه انتخاب دائمی شیعه است و سکان دار حکیم در پیشاپیش امت در حرکت است، دریغا که از غافلان و نادمان باشیم.
بیایید با پای جان و بیقرار به استقبال مردانی برویم که از آنسوی خاطرات به شهر و دیار ما میآیند، شهر و دیاری که دیگر مثل گذشتهها نیستند.
کوچه پس کوچه هایی که رنگ بوی تعلق به دنیا گرفتهاند، صد افسوس که ما در شهر خودمان چیزی برای هدیه به مردان حماسه نداریم جز اینکه بگوئیم بچه ها شرمنده ایم.
شرمندگی در محضر پرستوهای خونین بال وطن همانهایی که در همین نزدیکیها و در هنگامه چکاچک شمشیر در میدانهای خوف و خطر به استقبال شهادت رفتهاند و از آنجا غریبانه به بیکرانهای همیشه جاویدان هستی پیوستند و کسی جز قاصدکهای بی قرار بر مظلومیتشان گواهی ندارد.
آری مردان حماسه شجاعانه بر برج و باروی این سرزمین ایستادهاند تا دیوان و ددان را جرأت تعرض بر خاک پاک میهنی ما نباشد.
یادش به خیر روزهایی که با پای برهنه تا نفس داشتند در میان رملهای تفتیده خوزستان دویدند و با نعرههای تکبیر بدن خاکی خود را به تانک دشمن سپردند و آنگاه که سرب داغ دشمن را برقلب خود احساس میکردند پیشانی شکر بر آستان بینیاز مینهادند و آنگاه همراه با فرشتگان الهی سفر پر رمز و راز خود را به آسمانهای دور آغاز میکردند.
اینک دست های بسته و پیام روشن آنها همه ما را به استقامت در پای پرچم برافراشته جهاد و شهادت می خواند، حال ماییم و خون واژههای مردان حماسه و ایثار، ماییم و شرمندگی در برابر غواصانی که با دستان بسته به شهر و دیار ما میآیند.
درود بر آنان و بر روزی که از مادر زاده شدند و روزی را که به کاروان همیشه جاوید شهادت پیوستند و سلام بر روزی که عزتمندانه در پیشگاه حضرت حق برانگیخته خواهند شد.
و دریغا از فراموشی یارانمان، همانهایی را که این سرزمین به نام و یاد آنها زنده و پاینده است و سلام بر پاسبان حکیم و بیدار این مرز و بوم، همانی که تبر ابراهیم بر دوش و عصای موسی در دست و هیبت علوی بر چهره دارد و حاشا که از کوفیان باشیم و علی زمانه، احساس غربت کند.
و اما سخن آخر...
در این ایام خاطره انگیز که معطر به نام و یاد فرزندان دلاور این سرزمین است از محضر مردم ولایی شهرستان جویبار میخواهم با همه وجود در این رزمایش بزرگ فرهنگی، ایفای نقش کنند و باید بدانیم زمین و زمان شرمنده عارفانه شهدای عزیز ما است و ادای احترام و تکریم به محضر غواصان خط شکن به مثابه ران ملخی نزد سلیمان عشق و ایثار است.
محمد اسماعیل قلی پور خطیر --- امام جمعه شهرستان جویبار
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, و اما سخن آخر...,
,
,
, محمد اسماعیل قلی پور خطیر --- امام جمعه شهرستان جویبار, محمد اسماعیل قلی پور خطیر --- امام جمعه شهرستان جویبار,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه