اساتید برتر گزارش می دهد:

روستائیانی که در تاریخ انقلاب اسلامی حماسه آفریدند / انقلاب اسلامی مدیون فداکاری های روستاییان است

روستائیانی که در تاریخ انقلاب اسلامی حماسه آفریدند / انقلاب اسلامی مدیون فداکاری های روستاییان است
فداکاریها و جوانمردیهای مردمان روستاهای ایران حماسه هایی آفرید که رهبر کبیر انقلاب همیشه انقلاب اسلامی را مدیون ستمدیدگان، پابرهنگان و کوخ نشینان می دانست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اساتید برتر، تاریخ انقلاب اسلامی ایران پر از فرازو نشیب ها، فداکاری ها، قهرمانی ها و اتفاقات بزرگی است که به دست غیورمردان و شیرزنان این جرگه می باشد.

فداکاریها و جوانمردیهای ساکنان روستاهای ایران حماسه هایی آفرید که رهبر کبیر انقلاب همیشه انقلاب اسلامی را مدیون ستمدیدگان، پابرهنگان  و کوخ نشینان می دانست تا کاخ نشینان.

روستاییان با صفا و صمیمیت و صداقتشان در راه انقلاب و امامشان پهلوانان و شیرمردان بزرگی را تقدیم انقلاب کردند، آنها انسان‌های والایی بودند که برای پیروزی انقلاب اسلامی و ارزش‌ها جان خود را سپر گلوله‌ها کردند و به شهادت رسیدند تا انقلاب اسلامی ایران به تثبیت برسد و تا سالها فکر تجاوز به خاک کشورمان از سر بیگانگان و دشمنان بیفتد، بسیاری از آنها روستاییانی بودند که از دوردست‌ها برای دفاع از ناموس و خاک وطن خون خود را دادند تا امروز کاخ‌نشینان به راحتی زندگی کنند.

شهدای روستازاده انقلاب و دفاع مقدس پای آرمان‌های امام راحل و انقلاب اسلامی ماندند و از هیچ چیز ترسی نداشتند، به بیت‌المال دست نزدند و دردی بر دل رهبرمان نگذاشتند.

در این روزها جناب آقای هاشمی، مردی که همیشه خود را یکی از داعیه داران پیروزی انقلاب اسلامی می داند و خود یکی از روستازادگان بهرمانی است جمله درباره روستاییان گفت که شاید منظور وی توهین به مردمان باصفای روستایی نبوده است ولی نوع سخنشان باعث رنجش خاطر مردم بزرگ ایران شده است، لذا از آقای هاشمی به عنوان فردی سابقه دار انمتظار می رود که بیشتر مواظب سخنانی که می زنند باشند تا گزک دست دشمنان اسلام ندهند و خدایی نکرده خاطر مردم شهید پرور ایران را نرنجانند.

با توجه به خدمات بسیار، و نقش بی بدیل و فراموش نشدنی روستازادگان غیور ایران اسلامی که امروز تقریبا 25 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند و هزاران شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده اند بر آن شدیم تا چند تن را از بین هزاران شهید روستایی که بعدها از فرماندهان و تاثیرگزاران در دوران دفاع مقدس شدند را به خوانندگان عزیز معرفی کنیم.


سردار شهید سیاوش امیری

در اوج شکل گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) او یکی از محرکین امواج خروشان مردم مسلمان شازند به شمار می رفت .بنابه گفته یکی از نیروهای نظامی شاه؛ اسم او در لیست افرادی بود که به علّت فعالیت های مخفیانه در زمان رژیم طاغوت با آن خفقان شدید زیر نظر بودندو برای دستگیر کردنش اقدامات زیادی انجام شده بود.

تا آن جا که توانایی داشت مردم مسلمان را بر علیه ظلم و کفر وبه قیام بر علیه طاغوت و طاغوتیان فرا می خواند .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بلافاصله در کمیته انقلاب اسلامی(سابق)درشازند مشغول فعالیت شد . بعد از مدتی به جهاد سازندگی رفت و بعد از آن وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اراک شد.

او راه مستقیم را فقط راه و خط امام می دانستو در وصیت نامه اش نیز آورده است :زمان ,زمان حسین است و باید به ندای هل من ناصر ینصرنی امام جواب داد . برای روحانیت مبارز و دلسوز انقلاب و خون شهدای انقلاب ارزش زیادی بود. از جمله مسایل و چیزهایی که زیاد او را رنج می داد از بین رفتن حق مستضعفین بود و دوست داشت حقیقت در همه ابعادش پیاده شود . دشمن سرسخت ظالمین و طرفدار واقعی محرومین بود. با ظالمین با خشم انقلابی و با محرومین با نهایت عطوفت و مهربانی رفتار می کرد .

قبل از رفتن به جبهه زیاد به مسئله جنگ توجه می کرد و می گفت اگر ما بتوانیم انشاءالله به رهبری امام خمینی و یاری مردم بیدار و شهید پرور ایران توطئه امپریالیسم راکه خطر بزرگی برای اسلام است شکست دهیم ضربه شدیدی به امریکای جهان خوار و ابرقدرتهای دیگر وارد نموده ایم ؛تا می توانیم باید جبهه ها را تقویت کنیم . در سفارش و وصیتی که برای سومین بار که به جبهه می رفت این آرزو را داشت که هرچه زودتر به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

او پس از سالها مبارزه با طاغوت ودشمنان داخلی و خارجی در سوم آذر 1360درعملیات مطلع الفجر به شهادت رسید.




سردار پاسدار شهید حسین علی ترکی هرچگانی

سال 1347 به خدمت سربازی رفت. پس از گذراندن دوره ی آموزشی، به گارد جاویدان اعزام شد. وی در آنجا مسئولیت حفاظت از کاخهای طاغوت را بر عهده داشت. آنچه را در پی آن بود، با دید باز و روشنفکری و بصیرت، مشاهده کرد و به دست آورد.
به دلیل توانایی در زمینه های گوناگون و محافظه کاری در دوران خدمت ، به سازمان برنامه و بودجه ی کشور معرفی و در آنجا مشغول به کار شد. وی در عین حال که به کار مشغول بود، برای اخذ مدرک دیپلم، به صورت شبانه، ادامه ی تحصیل داد.
سال 1354 فرزند اولش با نام زهرا متولد شد. در همان سال، به دلیل رواج بی عدالتی، فساد و بی بند و باری اخلاقی و حیله های مستشاران دست نشانده در سازمان، استعفای خود را اعلام داشت و بلافاصله به همراه خانواده، تهران را ترک کرد و به زادگاهش بازگشت. وی دلیل استعفای خود را چنین ذکر کرد: «من در آن مکان، به چشم خود می دیـدم و نمی توانستـم بی تفـاوت بنشینم و شاهد آن همه دزدیها و چپاول ها از بیت المال باشم و چه بسا به از دست دادن دین و کشورم به وسیله ی طاغوت، خود را راضی بنمایانم و ترک کردن آن جایگاه، تنها راهی بود که توانستم عملی کنم. در حقیقت آنجا جای من نبود
با شروع سال 1357 و جنبش همگانی مردم علیه حکومت شاه، شهید ترکی به همراه شهید شکرا... کیانی، اقدام به تشکیل گروهی به نام محافظین انقلاب نمودند. سپس فعالیت های سیاسی و انقلابی خود را در سطح روستا آغاز کردند. آنها با برگزاری کلاسهای عقیدتی و سیاسی، حمایت از کاندیداهای حزب ا... از جمله شهید رحمن استکی، ایجاد مراسم های راهپیمایی علیه نظام شاهنشاهی و پخش اعلامیه های حضرت امام به  نقاط مختلف استان، به اهداف و آرمانهای امام (ره)، تحقق بخشیدند. با پیروزی انقلاب در 22 بهمن سال 57، کار مدرسه ی راهنمایی نیز به پایان رسید و در همان تاریخ به طور رسمی با حضور شهید رحمن استکی، افتتاح گردید.
و از زبان من به همه‌ی برادران بفرمایید که ‌ای شمایی که لحظه‌لحظه‌های عمرتان در سند اعمالتان ضبط می‌گردد به شما هشدار می‌دهم که دست از بعضی از افکارتان بردارید و زیاد خود را فهمیده ندانید و برادران پاک و بی‌ریایی که در خدمت اسلام هستند را نرنجانید.


شهید اکبر بابادی
وی مبارزات خود رااز همین دوران تحصیل آغاز کرد و با طاغوتیان و حاقه بگوشان گروهکی در ستیز بود و آنها را سرکوب می کرد و آنها از وی حراس زیاد داشتند . شهید اکبر بابادی در دوران دبیرستان از شاگردان ممتاز درسی و چهره های انقلابی بود وو ضمن خواندن درس خود در انجمن اسلامی مدرسه و واحدهای تبلیغاتی شرکت می کرد ودر جهاد سازندگی همراه با دیگر دوستان خود جهت پخش فیلم و تبلیغ برای اسلام در سطح روستا ها همکاری زیاد می نمود و در بسیج و سپاه پاسداران از افراد فعال بود وی در کلیه کارها ی خود از حسن اخلاق خاصی برخوردار بود .وجود وی دردرس اخلاقی بود . برای دوستان و همه افراد . چون در این مدت شناخت زیادی به معارف اسلامی پیدا نمود حضور خود را در جبهه های لازم دانست و همراه با دوستان خود در سال 1360مدتی در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور پیدا کرد .


شهید حاج ایرج آقابزرگی

سال 1360 پس از اخذ دیپلم وارد بسیج شد ودر آنجا خدمت به مردم و انقلاب راآغاز نمود . بسیار مشتاق رفتن به جبهه بود که پس از فراگرفتن آموزشهای لازم بالاخره انتظار به سر رسید ودر دی ماه سال 1360 به جبهه اعزام شد .در جبهه ی «شوش» به مدت سه ماه در خط پدافندی منطقه ی شهید ترکی بود و در عملیات «فتح المبین» شرکت داشت.
در این زمان به خاطر خیانت های «بنی صدر» محمات به رزمندگان نرسید ودر محاصره افتادند . شهید آقا بزرگی دراین عملیات مجروح شد ند . هنوز اثار جراحت در بدنشان بود که دوباره راهی جبهه شدند .
درعملیات آزاد سازی خرمشهر فعالانه حضور داشت .بعد از آن در عملیات« رمضان» فرمانده دسته بود .بعد از عملیات محرم که تیپ 44 قمر بنی هاشم تشکیل شد، ایرج باورود به تیپ درعملیات «والفجر مقدماتی» مسؤل گروهان ویژه بودند .در سال 1362 وارد سپاه شد و مسؤلیت بسیج شهربن را به عهده گرفت .



شهید سیدابوالقاسم احمدی
در سال 1357 وهمزمان با اوج مبارزات مردم ایران به مبارزه با رژیم طاغوت پرداخت. روزها در تظاهرات‌ وفعالیتهای ضد طاغوت شرکت فعال داشت و شبها نیز با همرزم خود، شهید یوسف حیدری جهت پخش اعلامیه‌های حضرت امام (ره) در محله‌های اصفهان مشغول فعالیت بود. به طوری چندبار از سوی ساواک شناسایی شد و مورد تعقیب قرار گرفت.ا و مجبور شد که شبانه از اصفهان به روستای خود فرار کند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل کمیتة انقلاب عضو فعال کمیته شد و چند صباحی در آنجا خدمت کرد و بعد از اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفت، وارد سپاه شده و تا پایان عمر شریف خود در این نهاد مقدس به انجام وظیفه مشغول بود.

در چهاردهم آذر سال 1373 در یکی از گشت‌های گروه تکاوری در منطقه «کردستان» در ساعت 30/6 دقیقه صبح، در کمین عناصرضد انقلاب ازگروهک «دمکرات» افتاد و علی‌رغم مقاومت‌های شجاعانه به فیض شهادت نائل گردید.


شهید نوروز صالحی
در سال 1361 موفق به اخذ دیپلم گردید و افتخار بسیجی بودن نصیب وی شد و در تاریخ 14/1/61 برای اولین بار در شهرشان به اتفاق جمعی از دوستان راهی کربلای خونین خوزستان شد. مدت کوتاهی در جبهه« شوش» بود «14/1/61 الی 7/3/61» و بعد به زادگاه خود برگشت و پس از مدتی دوباره به جبهه اعزام و در عملیات‌« فتح‌المبین» و« بیت‌المقدس »شرکت نمود . او علاقه زیادی به جنگ و کارزار با دشمنان داشت و از همین رو پاسدار بودن را بر هر شغل دیگر ترجیح داد و جذب سپاه پاسداران اسلامی شهرستان «بروجن» شد.ا و در قسمت‌های واحد بسیج ، پرسنلی، پذیرش ، آموزش عقیدتی سیاسی انجام وظیفه نمود ودر تاریخ 14/3/62 عازم کردستان شد و در آنجا وارد گردان جندالله سنندج شد.




شهید سید ضیاءالدین نقنه ای در سال 1336 در روستای «نقنه» یکی از روستاهای شهرستان «بروجن» در استان «چهار محال و بختیاری» و در خانواده ایی مذهبی و متعصب متولد شد.

1355 بود که به خدمت سربازی رفت و پس از نزدیک به یکسال خدمت در شهرستان «تربت جام» به «اصفهان» منتقل شد که این اتفاق همزمان بود با اوج گیری انقلاب اسلامی و زمینه آشنایی او را با انقلابیون فراهم کرد تا به طور مستقیم فعالیتهای انقلابی شود. در سال 1357 خدمتش به پایان رسید و به زادگاهش برگشت و به همراه عده یی از دوستان خود به افشاگری علیه رژیم طاغوت پرداخت و با پخش اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی امام خمینی(ره) در روستای نقنه و شهرستان بروجن زمینه آشنایی مردم این منطقه را با اهداف روحانی و الهی امام (ره) فراهم کرد. طی فعالیتهای انقلابی اش با حاج آقا« سالک» و حاج آقا« شاهرخی» دو تن از روحانیان سرشناس آشنا شد و توانست نقش بهتری در کمک به پیروزی انقلاب داشته باشد. در روزهای سخت قبل از انقلاب که مردم تهران به دلیل اعتصاب و درگیری های مسلحان در سختی بسر می بردند او با همکاری دیگر انقلابیان نیز کامیون نان و غذا جمع آوری کرد و به تهران فرستاد تا مردم تهران از آنها استفاده کنند.


روز 12 بهمن استقبال از امام (ره) همراه تعدادی از دوستانش به تهران آمد و در تهران بر اثر تصادف با یک موتور سیکلت یکی از انگشتان پایش شکست، اما او با این حال تا بهشت زهرا همراه مردم و امام (ره) آمد و از آنجا به توسط دوستانش به بیمارستان منتقل و پایش را گچ گرفتند. پس از آن به نقنه برگشت و چند روزی در آنجا ماند و دوباره به تهران آمد و در کمیته مرکزی انقلاب اسلامی مدت سه ماه به حراست از مراکز حساس پرداخت. پس از آن به درخواست حاج آقا سالک فرمانده وقت سپاه اصفهان به عضویت سپاه درآمد و هنگامی که آشوبها و درگیری های گنبد توسط ضد انقلاب به وقوع پیوست به آنجا رفت و حدود دو ماه در آنجا حضور فعال و تاثیر گذار داشت.


وی حدود 16 ماه در اسارت ضد انقلاب«دمکرات‌ها» بود که با راهنمائی‌های خانواده توسط دوستانی که از زندان آزاد شده بودند در دو مرحله ملاقات برادران و یکی از دوستان ایشان دریکی از روستاهای استان« سلیمانیه»در« عراق»؛ مقدمات آزادی وی از چنگال ضدانقلاب فراهم و در تاریخ 5/1/1364 از زندان حزب دمکرات آزاد و در تاریخ 12/1/1364 در میان استقبال گرم و فراموش نشدنی مردم خوب و نجیب اردل وارد زادگاهش شد .او فقط مدت دوازده روز در کنار خانواده و منطقه به افشای جنایات منافقین و آگاه سازی افکار مردم درباره مسائل کردستان پرداخت و پس از آن جهت زیارت مرقد مطهر حضرت ثامن‌الائمه علی‌بن موسی‌الرضا (ع) به« مشهد مقدس» مشرف و از همانجا مجدداً عازم «کردستان» شد.

دشت «پا گرد»در« لردگان» در سال 1339 شاهد تولد کودکی بود که بعدها از بزرگترین فرماندهان یکی از تیپهای عملیاتی سپاه شد.
حضور در راهپیمایی ها، تحصن ها و درگیری با عوامل حکومت فاسد شاه از جمله کارهایی بود که شهید ارجمند انجام می داد که در این راه توسط دژخیمان شاه دستگیر و زندانی شد.



 گزارش از : حسین بهرامی

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , به نقل از, اساتید برتر, اساتید برتر, ، تاریخ انقلاب اسلامی ایران پر از فرازو نشیب ها، فداکاری ها، قهرمانی ها و اتفاقات بزرگی است که به دست غیورمردان و شیرزنان این جرگه می باشد,
,
, فداکاریها و جوانمردیهای ساکنان روستاهای ایران حماسه هایی آفرید که رهبر کبیر انقلاب همیشه انقلاب اسلامی را مدیون ستمدیدگان، پابرهنگان , و کوخ نشینان می دانست تا کاخ نشینان,
,
, روستاییان با صفا و صمیمیت و صداقتشان در راه انقلاب و امامشان پهلوانان و شیرمردان بزرگی را تقدیم انقلاب کردند، آنها انسان‌های والایی بودند که برای پیروزی انقلاب اسلامی و ارزش‌ها جان خود را سپر گلوله‌ها کردند و به شهادت رسیدند تا انقلاب اسلامی ایران به تثبیت برسد و تا سالها فکر تجاوز به خاک کشورمان از سر بیگانگان و دشمنان بیفتد، بسیاری از آنها روستاییانی بودند که از دوردست‌ها برای دفاع از ناموس و خاک وطن خون خود را دادند تا امروز کاخ‌نشینان به راحتی زندگی کنند,
,
, شهدای روستازاده انقلاب و دفاع مقدس پای آرمان‌های امام راحل و انقلاب اسلامی ماندند و از هیچ چیز ترسی نداشتند، به بیت‌المال دست نزدند و دردی بر دل رهبرمان نگذاشتند,
,
, در این روزها جناب آقای هاشمی، مردی که همیشه خود را یکی از داعیه داران پیروزی انقلاب اسلامی می داند و خود یکی از روستازادگان بهرمانی است جمله درباره روستاییان گفت که شاید منظور وی توهین به مردمان باصفای روستایی نبوده است ولی نوع سخنشان باعث رنجش خاطر مردم بزرگ ایران شده است، لذا از آقای هاشمی به عنوان فردی سابقه دار انمتظار می رود که بیشتر مواظب سخنانی که می زنند باشند تا گزک دست دشمنان اسلام ندهند و خدایی نکرده خاطر مردم شهید پرور ایران را نرنجانند,
,
, با توجه به خدمات بسیار، و نقش بی بدیل و فراموش نشدنی روستازادگان غیور ایران اسلامی که امروز تقریبا 25 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند و هزاران شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده اند بر آن شدیم تا چند تن را از بین هزاران شهید روستایی که بعدها از فرماندهان و تاثیرگزاران در دوران دفاع مقدس شدند را به خوانندگان عزیز معرفی کنیم,
,
, ,
, سردار شهید سیاوش امیری, سردار شهید سیاوش امیری,
,
, در اوج شکل گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) او یکی از محرکین امواج خروشان مردم مسلمان شازند به شمار می رفت .بنابه گفته یکی از نیروهای نظامی شاه؛ اسم او در لیست افرادی بود که به علّت فعالیت های مخفیانه در زمان رژیم طاغوت با آن خفقان شدید زیر نظر بودندو برای دستگیر کردنش اقدامات زیادی انجام شده بود,
,
, تا آن جا که توانایی داشت مردم مسلمان را بر علیه ظلم و کفر وبه قیام بر علیه طاغوت و طاغوتیان فرا می خواند,
, بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بلافاصله در کمیته انقلاب اسلامی(سابق)درشازند مشغول فعالیت شد . بعد از مدتی به جهاد سازندگی رفت و بعد از آن وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اراک شد,
,
, او راه مستقیم را فقط راه و خط امام می دانستو در وصیت نامه اش نیز آورده است , زمان ,زمان حسین است و باید به ندای هل من ناصر ینصرنی امام جواب داد, برای روحانیت مبارز و دلسوز انقلاب و خون شهدای انقلاب ارزش زیادی بود. از جمله مسایل و چیزهایی که زیاد او را رنج می داد از بین رفتن حق مستضعفین بود و دوست داشت حقیقت در همه ابعادش پیاده شود . دشمن سرسخت ظالمین و طرفدار واقعی محرومین بود. با ظالمین با خشم انقلابی و با محرومین با نهایت عطوفت و مهربانی رفتار می کرد ,
,
, قبل از رفتن به جبهه زیاد به مسئله جنگ توجه می کرد و می گفت اگر ما بتوانیم انشاءالله به رهبری امام خمینی و یاری مردم بیدار و شهید پرور ایران توطئه امپریالیسم راکه خطر بزرگی برای اسلام است شکست دهیم ضربه شدیدی به امریکای جهان خوار و ابرقدرتهای دیگر وارد نموده ایم ؛تا می توانیم باید جبهه ها را تقویت کنیم . در سفارش و وصیتی که برای سومین بار که به جبهه می رفت این آرزو را داشت که هرچه زودتر به درجه رفیع شهادت نایل آمد,
,
, او پس از سالها مبارزه با طاغوت ودشمنان داخلی و خارجی در سوم آذر 1360درعملیات مطلع الفجر به شهادت رسید,
,
,
, ,
,
, سردار پاسدار شهید حسین علی ترکی هرچگانی,
,
, سال , به خدمت سربازی رفت. پس از گذراندن دوره ی آموزشی، به گارد جاویدان اعزام شد, وی در آنجا مسئولیت حفاظت از کاخهای طاغوت را بر عهده داشت. آنچه را در پی آن بود، با دید باز و روشنفکری و بصیرت، مشاهده کرد و به دست آورد,
, به دلیل توانایی در زمینه های گوناگون و محافظه کاری در دوران خدمت ، به سازمان برنامه و بودجه ی کشور معرفی و در آنجا مشغول به کار شد, وی در عین حال که به کار مشغول بود، برای اخذ مدرک دیپلم، به صورت شبانه، ادامه ی تحصیل داد,
, سال , فرزند اولش با نام زهرا متولد شد. در همان سال، به دلیل رواج بی عدالتی، فساد و بی بند و باری اخلاقی و حیله های مستشاران دست نشانده در سازمان، استعفای خود را اعلام داشت و بلافاصله به همراه خانواده، تهران را ترک کرد و به زادگاهش بازگشت. وی دلیل استعفای خود را چنین ذکر کرد: «من در آن مکان، به چشم خود می دیـدم و نمی توانستـم بی تفـاوت بنشینم و شاهد آن همه دزدیها و چپاول ها از بیت المال باشم و چه بسا به از دست دادن دین و کشورم به وسیله ی طاغوت، خود را راضی بنمایانم و ترک کردن آن جایگاه، تنها راهی بود که توانستم عملی کنم. در حقیقت آنجا جای من نبود,
, با شروع سال 1357 و جنبش همگانی مردم علیه حکومت شاه، شهید ترکی به همراه شهید شکرا... کیانی، اقدام به تشکیل گروهی به نام محافظین انقلاب نمودند, سپس فعالیت های سیاسی و انقلابی خود را در سطح روستا آغاز کردند, آنها با برگزاری کلاسهای عقیدتی و سیاسی، حمایت از کاندیداهای حزب ا... از جمله شهید رحمن استکی، ایجاد مراسم های راهپیمایی علیه نظام شاهنشاهی و پخش اعلامیه های حضرت امام به, نقاط مختلف استان، به اهداف و آرمانهای امام , ره, ، تحقق بخشیدند. با پیروزی انقلاب در 22 بهمن سال 57، کار مدرسه ی راهنمایی نیز به پایان رسید و در همان تاریخ به طور رسمی با حضور شهید رحمن استکی، افتتاح گردید,
, و از زبان من به همه‌ی برادران بفرمایید که ‌ای شمایی که لحظه‌لحظه‌های عمرتان در سند اعمالتان ضبط می‌گردد به شما هشدار می‌دهم که دست از بعضی از افکارتان بردارید و زیاد خود را فهمیده ندانید و برادران پاک و بی‌ریایی که در خدمت اسلام هستند را نرنجانید,
,
, ,
, شهید اکبر بابادی,
, وی مبارزات خود رااز همین دوران تحصیل آغاز کرد و با طاغوتیان و حاقه بگوشان گروهکی در ستیز بود و آنها را سرکوب می کرد و آنها از وی حراس زیاد داشتند, شهید اکبر بابادی در دوران دبیرستان از شاگردان ممتاز درسی و چهره های انقلابی بود وو ضمن خواندن درس خود در انجمن اسلامی مدرسه و واحدهای تبلیغاتی شرکت می کرد ودر جهاد سازندگی همراه با دیگر دوستان خود جهت پخش فیلم و تبلیغ برای اسلام در سطح روستا ها همکاری زیاد می نمود و در بسیج و سپاه پاسداران از افراد فعال بود وی در کلیه کارها ی خود از حسن اخلاق خاصی برخوردار بود , وجود وی دردرس اخلاقی بود . برای دوستان و همه افراد . چون در این مدت شناخت زیادی به معارف اسلامی پیدا نمود حضور خود را در جبهه های لازم دانست و همراه با دوستان خود در سال 1360مدتی در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور پیدا کرد,
,
, ,
, شهید حاج ایرج آقابزرگی,
,
, سال , پس از اخذ دیپلم وارد بسیج شد ودر آنجا خدمت به مردم و انقلاب راآغاز نمود, بسیار مشتاق رفتن به جبهه بود که پس از فراگرفتن آموزشهای لازم بالاخره انتظار به سر رسید ودر دی ماه سال 1360 به جبهه اعزام شد .در جبهه ی , شوش» به مدت سه ماه در خط پدافندی منطقه ی شهید ترکی بود و در عملیات , فتح المبین» شرکت داشت,
, در این زمان به خاطر خیانت های «بنی صدر» محمات به رزمندگان نرسید ودر محاصره افتادند . شهید آقا بزرگی دراین عملیات مجروح شد ند . هنوز اثار جراحت در بدنشان بود که دوباره راهی جبهه شدند,
, درعملیات آزاد سازی خرمشهر فعالانه حضور داشت .بعد از آن در عملیات« رمضان» فرمانده دسته بود .بعد از عملیات محرم که تیپ 44 قمر بنی هاشم تشکیل شد، ایرج باورود به تیپ درعملیات «والفجر مقدماتی» مسؤل گروهان ویژه بودند .در سال , وارد سپاه شد و مسؤلیت بسیج شهربن را به عهده گرفت,
,
,
, ,
, شهید سیدابوالقاسم احمدی,
, در سال 1357 وهمزمان با اوج مبارزات مردم ایران به مبارزه با رژیم طاغوت پرداخت. روزها در تظاهرات‌ وفعالیتهای ضد طاغوت شرکت فعال داشت و شبها نیز با همرزم خود، شهید یوسف حیدری جهت پخش اعلامیه‌های حضرت امام (ره) در محله‌های اصفهان مشغول فعالیت بود. به طوری چندبار از سوی ساواک شناسایی شد و مورد تعقیب قرار گرفت.ا و مجبور شد که شبانه از اصفهان به روستای خود فرار کند,
,
, بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل کمیتة انقلاب عضو فعال کمیته شد و چند صباحی در آنجا خدمت کرد و بعد از اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفت، وارد سپاه شده و تا پایان عمر شریف خود در این نهاد مقدس به انجام وظیفه مشغول بود,
,
, در چهاردهم آذر سال 1373 در یکی از گشت‌های گروه تکاوری در منطقه «کردستان, در ساعت 30/6 دقیقه صبح، در کمین عناصرضد انقلاب ازگروهک «دمکرات» افتاد و علی‌رغم مقاومت‌های شجاعانه به فیض شهادت نائل گردید,
,
, ,
, شهید نوروز صالحی,
, در سال 1361 موفق به اخذ دیپلم گردید و افتخار بسیجی بودن نصیب وی شد و در تاریخ 14/1/61 برای اولین بار در شهرشان به اتفاق جمعی از دوستان راهی کربلای خونین خوزستان شد. مدت کوتاهی در جبهه« شوش» بود «14/1/61 الی , و بعد به زادگاه خود برگشت و پس از مدتی دوباره به جبهه اعزام و در عملیات‌, فتح‌المبین» و« بیت‌المقدس »شرکت نمود . او علاقه زیادی به جنگ و کارزار با دشمنان داشت و از همین رو پاسدار بودن را بر هر شغل دیگر ترجیح داد و جذب سپاه پاسداران اسلامی شهرستان «بروجن» شد.ا و در قسمت‌های واحد بسیج ، پرسنلی، پذیرش ، آموزش عقیدتی سیاسی انجام وظیفه نمود ودر تاریخ , عازم کردستان شد و در آنجا وارد گردان جندالله سنندج شد,
,
,
, ,
,
, شهید سید ضیاءالدین نقنه ای در سال 1336 در روستای «نقنه» یکی از روستاهای شهرستان «بروجن» در استان «چهار محال و بختیاری» و در خانواده ایی مذهبی و متعصب متولد شد,
,
, بود که به خدمت سربازی رفت و پس از نزدیک به یکسال خدمت در شهرستان «تربت جام» به «اصفهان» منتقل شد که این اتفاق همزمان بود با اوج گیری انقلاب اسلامی و زمینه آشنایی او را با انقلابیون فراهم کرد تا به طور مستقیم فعالیتهای انقلابی شود. در سال 1357 خدمتش به پایان رسید و به زادگاهش برگشت و به همراه عده یی از دوستان خود به افشاگری علیه رژیم طاغوت پرداخت و با پخش اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی امام خمینی(ره) در روستای نقنه و شهرستان بروجن زمینه آشنایی مردم این منطقه را با اهداف روحانی و الهی امام (ره) فراهم کرد. طی فعالیتهای انقلابی اش با حاج آقا« سالک» و حاج آقا« شاهرخی» دو تن از روحانیان سرشناس آشنا شد و توانست نقش بهتری در کمک به پیروزی انقلاب داشته باشد. در روزهای سخت قبل از انقلاب که مردم تهران به دلیل اعتصاب و درگیری های مسلحان در سختی بسر می بردند او با همکاری دیگر انقلابیان نیز کامیون نان و غذا جمع آوری کرد و به تهران فرستاد تا مردم تهران از آنها استفاده کنند,
,
,
, روز , بهمن استقبال از امام (ره) همراه تعدادی از دوستانش به تهران آمد و در تهران بر اثر تصادف با یک موتور سیکلت یکی از انگشتان پایش شکست، اما او با این حال تا بهشت زهرا همراه مردم و امام (ره) آمد و از آنجا به توسط دوستانش به بیمارستان منتقل و پایش را گچ گرفتند. پس از آن به نقنه برگشت و چند روزی در آنجا ماند و دوباره به تهران آمد و در کمیته مرکزی انقلاب اسلامی مدت سه ماه به حراست از مراکز حساس پرداخت. پس از آن به درخواست حاج آقا سالک فرمانده وقت سپاه اصفهان به عضویت سپاه درآمد و هنگامی که آشوبها و درگیری های گنبد توسط ضد انقلاب به وقوع پیوست به آنجا رفت و حدود دو ماه در آنجا حضور فعال و تاثیر گذار داشت,
,
,
, وی حدود 16 ماه در اسارت ضد انقلاب«دمکرات‌ها» بود که با راهنمائی‌های خانواده توسط دوستانی که از زندان آزاد شده بودند در دو مرحله ملاقات برادران و یکی از دوستان ایشان دریکی از روستاهای استان« سلیمانیه»در, عراق»؛ مقدمات آزادی وی از چنگال ضدانقلاب فراهم و در تاریخ 5/1/1364 از زندان حزب دمکرات آزاد و در تاریخ 12/1/1364 در میان استقبال گرم و فراموش نشدنی مردم خوب و نجیب اردل وارد زادگاهش شد .او فقط مدت دوازده روز در کنار خانواده و منطقه به افشای جنایات منافقین و آگاه سازی افکار مردم درباره مسائل کردستان پرداخت و پس از آن جهت زیارت مرقد مطهر حضرت ثامن‌الائمه علی‌بن موسی‌الرضا (ع) به, مشهد مقدس» مشرف و از همانجا مجدداً عازم «کردستان» شد,
,
, دشت «پا گرد»در« لردگان» در سال 1339 شاهد تولد کودکی بود که بعدها از بزرگترین فرماندهان یکی از تیپهای عملیاتی سپاه شد,
, حضور در راهپیمایی ها، تحصن ها و درگیری با عوامل حکومت فاسد شاه از جمله کارهایی بود که شهید ارجمند انجام می داد که در این راه توسط دژخیمان شاه دستگیر و زندانی شد,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه