به مناسبت روز خبرنگار منتشر شد

خبرنگاری که شهادت آرزویش بود/ جواد مددیان خبرنگار روزهای سخت دوران دفاع

خبرنگاری که شهادت آرزویش بود/ جواد مددیان خبرنگار روزهای سخت دوران دفاع
شهید مددیان شهید رسانه ای استان زنجان است که شهادت از همان دوران نوجوانی آرزوی شهادت داشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از موج رساهفدهم مردادماه، روز نکوداشت سالروز شهادت شهید محمود صارمی و همه شهدای خبرنگار است،  که با ایثار جان به شرافت این حرفه مقدس اعتباری فزون‌تر بخشیده و به سوگندشان به قلم و قداست آن تا انتها وفادار ماندند و به همه ثابت کردند که خبرنگاران، راویان صدیق اطلاعات و اخبار هستند که در مسیر بقای حقیقت تا آخرین لحظه دست از تلاش برنمی دارند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, موج رسا, هفدهم مردادماه، روز نکوداشت سالروز شهادت شهید محمود صارمی و همه شهدای خبرنگار است،  که با ایثار جان به شرافت این حرفه مقدس اعتباری فزون‌تر بخشیده و به سوگندشان به قلم و قداست آن تا انتها وفادار ماندند و به همه ثابت کردند که خبرنگاران، راویان صدیق اطلاعات و اخبار هستند که در مسیر بقای حقیقت تا آخرین لحظه دست از تلاش برنمی دارند.,

روز خبرنگار فرصتی ارزشمند و گرانبها  است، برای پاسداشت مقام شامخ تمامی انسان های فرهیخته از جمله شهید محمود صارمی که در راه روشنگری و آگاهی بخشی به جامعه جان خود را تقدیم انقلاب کردند.

,

در عصر ارتباطات و فن آوری اطلاعات و عصر فرا صنعتی ، قطعا  نقش خبرنگاران به عنوان ابزار اطلاع رسانی، نقشی مؤثر و حیاتی است. بدون تردید حضور اصحاب رسانه در عرصه های مختلف خبر رسانی و انعکاس صحیح و به موقع اخبار و اطلاعات گوناگون، نقش بسزایی در  ارتقای اطلاعات در جامعه دارند و  نمی‌گذارند جامعه در بی‌خبری بماند و با رشد آگاهی مردم  نقش مهم و تعیین‌ کننده ‌ای به عنوان رابط بین مسئولین، سازمان‌ها و مردم در اطلاع رسانی صحیح خدمات دولت و سازمان ها از یک سو و پیگیری و حل مشکلات مردم از سوی دیگر ایفا می‌کنند و زمینه رشد و توسعه همه جانبه جامعه را فراهم می آورند.

,

*شهید جواد مددیان

, *شهید جواد مددیان,

شهید جواد مددیان یکی از خبرنگاران زنجانی است در سال 1342 در شهرستان زنجان متولد شد تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رسانید مذهبی بودن خانواده و انقیاد ایشان در برابر ارزش های عقیقدتی انگیزه مناسبی برای کششش او به طرف اسلام و علاقه اش اجرای دستورات دینی ایجاد کرده بود مسجد محل در آن زمان امیدی برای دل های دردمند بود و کودکان و نوجوانان علاقه مند پس از اتمام درس مدرسه در آنجا حاضر می شدند و این مکان مقدس را تنها پناه برای مصون ماندن از انحرافات اخلاقی و فساد جامعه می دانستند جواد یکی از همین نوجوانان بود او به دلیل شور و عشق وصف ناپذیرش همواره می خواست در آموزش قران از دیگران پیشی بگیرد و همین گونه هم بود هوش و ذکاوت او بالاتر از آن بود که ظلم و جور دستگاه حاکم را تشخیص ندهند به همین علت راه خود را خود را در شکوفایی انقلاب اسلامی برگزید او چه در دوران انقلاب و چه بعد از آن ضمن تحصیل فعالیتهای بسیاری برای معرفی فرهنگ انقلاب اسلامی به دانش آموزان داشت و بارها با گاردهای رژیم منحوس درگیری پیدا کرده بود و نیز حتی با رئیس دبیرستان وقت بحث هایی داشتند پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران وارد این نیرو شد .

,

مدتی بعد به دلیل تلاش و کوشش خستگی ناپذیر و صادقانه اش به واحد تبلیغات و انتشارات سپاه انتقال یافت ولی مشغولیت در سپاه متناوباً به جبهه های جنوب و غرب می شتافت و عمدتاً در بعد فرهنگی به مردم محروم این مناطق خدمت می کرد، لذا در شهرهای روانسر ، بیجار و جوانرود مسئولیت واحد تبلیغات سپاه را عهده دار بود

,

مدتی نیز مشغول خدمت در ستاد امنیت جهت مبارزه با فساد و منکرات شد آری پس از اخذ دیپلم چند سالی به علت علاقه فراوان به سپاه ترک تحصیل کرد اما سرانجام در سال 1365 در آزمون ساسری دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی شرکت کرد و در رشته ادبیات دانشگاه تهران پذیرفته شد از سوی دیگر در بین هزاران رو اندی داوطلب آموزش دوره فرماندهی دانشگاه امام حسین به رتبه دوم دست یافت و دوره کاردانی فرماندهی را با موفقیت به پایان رسانید و سپس در دفتر تحقیق و بازرسی ستاد مرکزی سپاه مشغول به کار شد او هرگز عیان کردن اخلاقیات و روحیات شخصی خویش را به دیگران نمپسندید به گونه ایی که خانواده اش اظهار می دارند حتی برای یک بار که هم شده سخنی در مورد جبهه های نبرد که اکثراً در آنها شرکت داشت به زبان نمی آورد معمولاً اوقاتش در سپاه می گذشت و گاهی به کارهای هنری از قبیل خط و نقاشی می پرداخت به پرورش گل نیز زیاد علاقه داشت و اکثر در آمد خود را برای خرید کتاب صرف می کرد نمایشگاههای محرم وخیبر به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس به کوشش او برگزار شد به همین مناسبت یک روز عید قربان بود به مرخصی آمده و یک جلد قران به امضاء حضرت امام رسانده بود با خود می آورد و با شور و شعف خاصی آن را به اعضاء خانواده نشان می دهد به گفته دوستانش در ستا مرکزی سپا امضاء امام را چندین بار بوسیده و از خوشحالی در پوست نمی گنجید خلاصه آن شب در مورد پذیرفته شدن قطعنامه از سوی حضرات امام صحبتهای مختلفی می کند و چون منافقین از سوی گیلان غرب به ایران حمله ور شده و شعار امروز مهران ، فردا تهران سر می دادند از مادرش می خواسته که برادرانش را به حضور در جبهه ها تشویق کند و این در حالی بود که یک برادرش تازه از جبهه برگشته و دیگری نیز در شلمچه مجروح شده بود بلاخره روز عید قربان فرا می رسد.

,

 

,

*در باغ شهادت باز باز است

, *در باغ شهادت باز باز است,

 فردای آن روز از تهران با او تماس تلفنی گرفته و اظهار می دارند که می خواهند به جبهه اعزام شوند جواد می گوید صبر کنید تا ظهر خود را به تهران میرسانم اما به علت  اعزام کاروان اصلاً ماشینی در ترمینال نبوده و وسیله دیگری برای رفتن به تهران پیدا نمی کند به سپاه مراجعه کرده و با اتومبیلی که برای بردن وسایل عازم بود به تهران می رود به محض رسیدن به تهران با تماس تلفنی خبر سلامتی خود را به خانواده می رساند تا اینکه روز 13 مرداد سال 67خبر شهادتش را به خانواده می دهند و روز بعد هنگام عصر پیکر پاکش تشیع می شود نحوه شهادت آن گونه  که همرزمانش بیان می کنند چنین بود که او پس از نماز صبح به تلاوت سوره الرحمن می پردازد و گویا آنشب تا صبح بیدار بود هنگام حرکت تجدید وضو می کند و به همراه دوستانش به سوی اسلام آباد غرب رهسپار می شود در راه صدای شلیک گلوله به گوش می رسد دوستانش خود را به بیرون از ماشین پرت می کنند جواد می گوید با چه چیزی می خواهید بجنگید خم شده می خواهد اسلحه را بر دارد که توسط منافقین خائن به رگبار می بندند یارانش بلافاصله او را به باختران می رسانند اما به علت خونریزی شدید به دیدار معشوق میشتابد که برای ضیافت او مدتها پیش خود را مهیا کرده بود نا گفته نماند که یکی از دوستانش به نام اقای صنایعی گفته اند حدود 15 روز قبل از شهادت ایشان هم حیف شد باب شهادت بسته شد جواد گفت نه اقا جان خدا رحیم است با این چیزها که باب شهادت بسته نمیشود هنوز باب شهادت برای باز است و لایقین به این فوز متنعم خدایش رحمت کند که قولاً و عملاً ثابت کرد که چنین بوده یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .

,

 

,

*مادر شهید مددیان

, *مادر شهید مددیان,

مادر شهید جواد مددیان نیز معتقد است، جواد هیچ‌گاه از فعالیت‌های خود به صورت واضح در خانه صحبت نمی‌کرد.

,

جمیله کریم خانلو با بیان اینکه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جواد در فعالیت‌های سیاسی حضور داشت و با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت، گفت: جواد علاقه خاصی به جبهه داشت، به طوری که مرخصی‌های کوتاه یک تا دو روزه می‌آمد و دوباره به جبهه می‌رفت.

,

این مادر شهید با بیان اینکه جواد در همان دوران دفاع مقدس دانشگاه قبول شد، افزود: با وجود اینکه درس می‌خواند هیچ وقت از جبهه خسته نمی‌شد و فعالیت‌های زیادی در طول حضورش در جبهه انجام داد.

,

  انتهای پیام/پ

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه