یادداشت

به امید ثوابی که خداوند برای رفع مشکلات مردم به قدم هایم خواهد داد قلم می زنم

به امید ثوابی که خداوند برای رفع مشکلات مردم به قدم هایم خواهد داد قلم می زنم
دلم که می گیرد از بی تفاوتی آدم ها و مسئولین و مردم شهرم می خواهم همه چیز را رها کنم و بروم از این دیار اما به خود می گویم آسمان همیشه همه جا همین رنگ است. برای نام و نان کار کردن فایده ندارد، به امید ثوابی قلم می زنم که خداوند برای رفع مشکلات مردم به قدم هایم خواهد داد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نسل شاهوار پیام های تبریک است که به مناسبت این روز به تلفن همراهم گسیل می شود و دل خوشی های ساده ای که گاهی دلم براشان تنگ می شود. اما همیشه فقط یک روز، روز من است، روز من که با تمام دردسرهای شغلم می سازم و با تمام کمی ها، کاستی ها، بی احترامیها، دغدغه ها و خطرهایش خو گرفته ام و آینده ای هم ندارم.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , نسل شاهوار ,

امروز روز من است، روز خبرنگار، خبرنگاری که اگر جنگ می شود در خط مقدم اطلاع رسانی کشته می شود، اگر افتتاحیه است زیر دست و پای مدیران و وزرا و ... له می شود، اگر تنگنا و مشکلی را به رشته تحریر در آورد از هزارجا بازخواست می شود و توبیخیه دریافت می کند که چرا زبان به انتقاد گشوده، اگر با مردمی که از جنس خود آن هاست سخن می گوید به سکوت متهم می شود.

,

امروز روز من است که با کودکم، پای پیاده در خیابان و ادارات شهر به دنبال خبر و رفع مشکل مردم طی مسیر می کنم و هیچ وقت صدای خودم به گوش هیچ مسئولی نمی رسد. هیچ کس نمی داند هزینه خانه اجاره ای ام با پول کم حق التحریر چگونه تامین می شود. هیچ کس نمی داند هزینه معاشم با این گرانی ها چطور آمده و نیامده می رود. هیچ کس نمی داند خواب و تعطیلات و استراحت بر من حرام شده تا آن ها بدانند هر گوشه این شهر چه حادثه ای رخ داده یا کدام مسئول باید پاسخگوی مشکلات مردم باشد.

,

گاهی می گویم همه چیز را رها میکنم می روم سراغ کار دیگری که این هه دردسر نداشته باشد، خدا بخواهند همه چیز روبراه می شود اما ناگهان یک سوژه از راه می رسد و مثل خوره می افتد به جانم که اگر کار نکنی یعنی در برابر ظلم سکوت کرده ای، اگر کار نکنی حق یک عده مردم ناحق می شود و باز قلم به دست می گیرم و به سراغ سوژه می روم.

,

کارم نان ندارد، پول ندارد، مثل کار شاعران عشق می خواهد ولی برای آن ها نام دارد و برای من حتی نام هم ندارد. دلم که می گیرد از بی تفاوتی آدم ها و مسئولین و مردم شهرم می خواهم همه چیز را رها کنم و بروم از این دیار اما به خود می گویم آسمان همیشه همه جا همین رنگ است. برای نام و نان کار کردن فایده ندارد، به امید ثوابی قلم می زنم که خداوند برای رفع مشکلات مردم به قدم هایم خواهد داد.

, کارم نان ندارد، پول ندارد، مثل کار شاعران عشق می خواهد ولی برای آن ها نام دارد و برای من حتی نام هم ندارد. دلم که می گیرد از بی تفاوتی آدم ها و مسئولین و مردم شهرم می خواهم همه چیز را رها کنم و بروم از این دیار اما به خود می گویم آسمان همیشه همه جا همین رنگ است. برای نام و نان کار کردن فایده ندارد، به امید ثوابی قلم می زنم که خداوند برای رفع مشکلات مردم به قدم هایم خواهد داد., کارم نان ندارد، پول ندارد، مثل کار شاعران عشق می خواهد ولی برای آن ها نام دارد و برای من حتی نام هم ندارد. دلم که می گیرد از بی تفاوتی آدم ها و مسئولین و مردم شهرم می خواهم همه چیز را رها کنم و بروم از این دیار اما به خود می گویم آسمان همیشه همه جا همین رنگ است. برای نام و نان کار کردن فایده ندارد، به امید ثوابی قلم می زنم که خداوند برای رفع مشکلات مردم به قدم هایم خواهد داد.,

و باز دلگرم می شوم که در هر شرایطی باشم خدا را دارم و هیچ وقت در هیچ شرایطی تنهایم نمی گذارد.

,

انتهای پیام/ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه