حاشیه هایی خواندنی از تشییع 10 شهید گمنام در تویسرکان:
"کاروان معراجیان مجنون" مرهمی بر دل های بیقرارخانواده های شهدای گمنام/شب شیدایی برای کودکان تویسرکانی
عصر و شامگاه دیروز "کاروان معراجیان مجنون" با حضور در میان مردم شهید پرور تویسرکان، آرامشی برای تویسرکانی ایجاد کرد و مرهمی شد برای دل های بیقرار و منتظر خانواده های شهدای گمنام.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از رودآور، گفتند خبری در راه است، و قرار است 9 تن از شهدای گمنام و شهید محمد نجفی با "کاروان معراجیان مجنون" به تویسرکان بیایند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,ـ میعادگاه مان میدان جانبازان تویسرکان بود، مردم شهیدپرور تویسرکان به استقبال آمدند و چشم به راه دوخته بودند این معراجیان افلاکی چه وقت بر دل هایشان قدم میگذارند.لحظه وصل نزدیک شد و گروه مارش شروع به نواختن کرد... هنوزم شهیدان را میارند... کجائید ای شهیدان خدایی ... چه سخته مادری چشمش به در باشد... شهدای گمنام مادراشون غریبند.
ـ و مردم زمزمه کنان و اشک ریزان به دنبال تابوت های شهدای گمنام می آمدند و مسیر طولانی میدان جانبازان تا میدان امام خمینی(ره) را پیاده با شهدا همراه شدند.
ـ عده ای با کودکان و فرزندان خردسال در آغوش گرفته خود آمدند بودند و از شهدا می خواستند تا شفاعتشان کنند و دعا کنند تا فرزندان آنان نیز در عمل راه شهدا را ادامه دهند.
ـ برخی دیگر با گل و گلاب که و یا عکس های به دست گرفته از شهدای خود به استقبال آمدند، حال و هوای همه طور دیگری بود و بوی شهید می آمد و دل مادران شهدا بیقرار تر می شد.
ـ عده ای و جوانان به ویژه با نوشتن مطالبی بر روی تابوت های مطهر شهدا با آنان درد و دل می کردند و نوشتند شهدا شرمنده ایم و عده ای دیگر با کشیدن چفیه، انگشتر و تسبیح خود را بر روی تابوت ها تبرک می جستند.
ـ در این بین عکاسانی هم بودند و دنبال سوژه های ناب برای شاید به تصویر کشیدن ذره از عشق و دلدادگی مردم به شهدا و حقیقتا شهدا در لحظه های نیاز می آیند.
ـ به میدان امام خمینی(ره) که میرسیم صدای دلنواز قرآن به گوشمان می رسد. کاروان و همراهان آن سرعت بیشتری به خود می گیرند تا نماز و مغرب و عشاء را در جوار حرم حیقوق نبی(ع) بخوانند.
ـ 10 شهید را در بلندای صحنه مستقر می کنند و نماز به امامت امام جمعه تویسرکان قرائت می شود و بعد از آن تلاوت قرآن"وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ/هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند."
ـ شب وداع با شهدا آغاز می شود و «حجت الاسلام مرتضی موحدی»امام جمعه تویسرکان در این مراسم می گوید: به حقیقت که شهدا زنده و نزد خدای خود روزی می خورند، زنده اند که شما را این چنین مشتقاق به دنبال خود کشانده انند تا آنان را واسطه ای نیکو برای ارتباط با خدا بدانید.
ـ در این مراسم خانواده شهید ابراهیم قره قانی از شهدای گمنام تویسرکان عکس شهدیش را نیز همراه خود داشت و از برگزار کنندگان می خواست تا حتما عکس شهید را کنار تابوت های شهدای گمنام قرار دهد و می گفت: شهید شهید قره قانی یکی از این شهدا باشند، چه سخته مادری چشمش به در باشد...
ـ مادر شهیدی دیگر نیز می گفت: من با گذشت سال ها از شهادت پسرم و با وجود آنکه پیکر مطهرش را دیدم هنوز بی تابی می کنم، خدا می داند مادران این شهدای گمنام اکنون چه می کنند و دل های منتظر آنان را چه کسی جز این شهدای گمنام مرهم هستند.
ـ گروه سرود خواهران نیز سرودی با عنوان شهدای گمنام می خوانند...
ـ مراسم با سخنرانی «حجتالاسلام مصطفی رستمی» مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاههای همدان ادامه می یابد و وی بر اینکه مراقب باشیم راه و روش شهدا و امامشان را تحریف نکنند.
ـ مداح اهل بیت نیز در این مراسم روضه خوانی می کند و مردم سینه زنان یا حسین یا زهراء ... می گفتند و فریاد بر آوردند این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده...
ـ لحظه وداع نزدیک و نزدیکتر می شود ساعت حدود 23 و 10 دقیقه شهدا را می برند و مردم به دنبالشان.
ـ اما در این بین مراسم ویژه ای نیز برای کودکان و نوجوانان تویسرکانی با عنوان شب شیدایی برگزار شد.
ـ حضور پیکر مطهر دو تن از شهدای گمنام در برنامه شب های پایگاه فرهنگی بسیج با استقبال کودکان و نوجوانان همراه شد و پرچم های کوچک و بزرگ یا حسین نوشته آنان و گریه های کودکانشان نشان از فطرت پاک و صداقت کودکانه یشان بود و کودکان شهر من نیز شهدا را در این مراسم بیشتر شناختند.
ـ میعادگاه مان میدان جانبازان تویسرکان بود، مردم شهیدپرور تویسرکان به استقبال آمدند و چشم به راه دوخته بودند این معراجیان افلاکی چه وقت بر دل هایشان قدم میگذارند.لحظه وصل نزدیک شد و گروه مارش شروع به نواختن کرد... هنوزم شهیدان را میارند... کجائید ای شهیدان خدایی ... چه سخته مادری چشمش به در باشد... شهدای گمنام مادراشون غریبند.
ـ و مردم زمزمه کنان و اشک ریزان به دنبال تابوت های شهدای گمنام می آمدند و مسیر طولانی میدان جانبازان تا میدان امام خمینی(ره) را پیاده با شهدا همراه شدند.
ـ عده ای با کودکان و فرزندان خردسال در آغوش گرفته خود آمدند بودند و از شهدا می خواستند تا شفاعتشان کنند و دعا کنند تا فرزندان آنان نیز در عمل راه شهدا را ادامه دهند.
ـ برخی دیگر با گل و گلاب که و یا عکس های به دست گرفته از شهدای خود به استقبال آمدند، حال و هوای همه طور دیگری بود و بوی شهید می آمد و دل مادران شهدا بیقرار تر می شد.
ـ عده ای و جوانان به ویژه با نوشتن مطالبی بر روی تابوت های مطهر شهدا با آنان درد و دل می کردند و نوشتند شهدا شرمنده ایم و عده ای دیگر با کشیدن چفیه، انگشتر و تسبیح خود را بر روی تابوت ها تبرک می جستند.
ـ در این بین عکاسانی هم بودند و دنبال سوژه های ناب برای شاید به تصویر کشیدن ذره از عشق و دلدادگی مردم به شهدا و حقیقتا شهدا در لحظه های نیاز می آیند.
ـ به میدان امام خمینی(ره) که میرسیم صدای دلنواز قرآن به گوشمان می رسد. کاروان و همراهان آن سرعت بیشتری به خود می گیرند تا نماز و مغرب و عشاء را در جوار حرم حیقوق نبی(ع) بخوانند.
ـ 10 شهید را در بلندای صحنه مستقر می کنند و نماز به امامت امام جمعه تویسرکان قرائت می شود و بعد از آن تلاوت قرآن"وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ/هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند."
ـ شب وداع با شهدا آغاز می شود و «حجت الاسلام مرتضی موحدی»امام جمعه تویسرکان در این مراسم می گوید: به حقیقت که شهدا زنده و نزد خدای خود روزی می خورند، زنده اند که شما را این چنین مشتقاق به دنبال خود کشانده انند تا آنان را واسطه ای نیکو برای ارتباط با خدا بدانید.
ـ در این مراسم خانواده شهید ابراهیم قره قانی از شهدای گمنام تویسرکان عکس شهدیش را نیز همراه خود داشت و از برگزار کنندگان می خواست تا حتما عکس شهید را کنار تابوت های شهدای گمنام قرار دهد و می گفت: شهید شهید قره قانی یکی از این شهدا باشند، چه سخته مادری چشمش به در باشد...
ـ مادر شهیدی دیگر نیز می گفت: من با گذشت سال ها از شهادت پسرم و با وجود آنکه پیکر مطهرش را دیدم هنوز بی تابی می کنم، خدا می داند مادران این شهدای گمنام اکنون چه می کنند و دل های منتظر آنان را چه کسی جز این شهدای گمنام مرهم هستند.
ـ گروه سرود خواهران نیز سرودی با عنوان شهدای گمنام می خوانند...
ـ مراسم با سخنرانی «حجتالاسلام مصطفی رستمی» مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاههای همدان ادامه می یابد و وی بر اینکه مراقب باشیم راه و روش شهدا و امامشان را تحریف نکنند.
ـ مداح اهل بیت نیز در این مراسم روضه خوانی می کند و مردم سینه زنان یا حسین یا زهراء ... می گفتند و فریاد بر آوردند این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده...
ـ لحظه وداع نزدیک و نزدیکتر می شود ساعت حدود 23 و 10 دقیقه شهدا را می برند و مردم به دنبالشان.
ـ اما در این بین مراسم ویژه ای نیز برای کودکان و نوجوانان تویسرکانی با عنوان شب شیدایی برگزار شد.
ـ حضور پیکر مطهر دو تن از شهدای گمنام در برنامه شب های پایگاه فرهنگی بسیج با استقبال کودکان و نوجوانان همراه شد و پرچم های کوچک و بزرگ یا حسین نوشته آنان و گریه های کودکانشان نشان از فطرت پاک و صداقت کودکانه یشان بود و کودکان شهر من نیز شهدا را در این مراسم بیشتر شناختند.
ـ میعادگاه مان میدان جانبازان تویسرکان بود، مردم شهیدپرور تویسرکان به استقبال آمدند و چشم به راه دوخته بودند این معراجیان افلاکی چه وقت بر دل هایشان قدم میگذارند.لحظه وصل نزدیک شد و گروه مارش شروع به نواختن کرد... هنوزم شهیدان را میارند... کجائید ای شهیدان خدایی ... چه سخته مادری چشمش به در باشد... شهدای گمنام مادراشون غریبند.
ـ و مردم زمزمه کنان و اشک ریزان به دنبال تابوت های شهدای گمنام می آمدند و مسیر طولانی میدان جانبازان تا میدان امام خمینی(ره) را پیاده با شهدا همراه شدند.
ـ عده ای با کودکان و فرزندان خردسال در آغوش گرفته خود آمدند بودند و از شهدا می خواستند تا شفاعتشان کنند و دعا کنند تا فرزندان آنان نیز در عمل راه شهدا را ادامه دهند.
ـ برخی دیگر با گل و گلاب که و یا عکس های به دست گرفته از شهدای خود به استقبال آمدند، حال و هوای همه طور دیگری بود و بوی شهید می آمد و دل مادران شهدا بیقرار تر می شد.
ـ عده ای و جوانان به ویژه با نوشتن مطالبی بر روی تابوت های مطهر شهدا با آنان درد و دل می کردند و نوشتند شهدا شرمنده ایم و عده ای دیگر با کشیدن چفیه، انگشتر و تسبیح خود را بر روی تابوت ها تبرک می جستند.
ـ در این بین عکاسانی هم بودند و دنبال سوژه های ناب برای شاید به تصویر کشیدن ذره از عشق و دلدادگی مردم به شهدا و حقیقتا شهدا در لحظه های نیاز می آیند.
ـ به میدان امام خمینی(ره) که میرسیم صدای دلنواز قرآن به گوشمان می رسد. کاروان و همراهان آن سرعت بیشتری به خود می گیرند تا نماز و مغرب و عشاء را در جوار حرم حیقوق نبی(ع) بخوانند.
ـ 10 شهید را در بلندای صحنه مستقر می کنند و نماز به امامت امام جمعه تویسرکان قرائت می شود و بعد از آن تلاوت قرآن"وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ/هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند."
ـ شب وداع با شهدا آغاز می شود و «حجت الاسلام مرتضی موحدی»امام جمعه تویسرکان در این مراسم می گوید: به حقیقت که شهدا زنده و نزد خدای خود روزی می خورند، زنده اند که شما را این چنین مشتقاق به دنبال خود کشانده انند تا آنان را واسطه ای نیکو برای ارتباط با خدا بدانید.
ـ در این مراسم خانواده شهید ابراهیم قره قانی از شهدای گمنام تویسرکان عکس شهدیش را نیز همراه خود داشت و از برگزار کنندگان می خواست تا حتما عکس شهید را کنار تابوت های شهدای گمنام قرار دهد و می گفت: شهید شهید قره قانی یکی از این شهدا باشند، چه سخته مادری چشمش به در باشد...
ـ مادر شهیدی دیگر نیز می گفت: من با گذشت سال ها از شهادت پسرم و با وجود آنکه پیکر مطهرش را دیدم هنوز بی تابی می کنم، خدا می داند مادران این شهدای گمنام اکنون چه می کنند و دل های منتظر آنان را چه کسی جز این شهدای گمنام مرهم هستند.
ـ گروه سرود خواهران نیز سرودی با عنوان شهدای گمنام می خوانند...
ـ مراسم با سخنرانی «حجتالاسلام مصطفی رستمی» مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاههای همدان ادامه می یابد و وی بر اینکه مراقب باشیم راه و روش شهدا و امامشان را تحریف نکنند.
ـ مداح اهل بیت نیز در این مراسم روضه خوانی می کند و مردم سینه زنان یا حسین یا زهراء ... می گفتند و فریاد بر آوردند این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده...
ـ لحظه وداع نزدیک و نزدیکتر می شود ساعت حدود 23 و 10 دقیقه شهدا را می برند و مردم به دنبالشان.
ـ اما در این بین مراسم ویژه ای نیز برای کودکان و نوجوانان تویسرکانی با عنوان شب شیدایی برگزار شد.
ـ حضور پیکر مطهر دو تن از شهدای گمنام در برنامه شب های پایگاه فرهنگی بسیج با استقبال کودکان و نوجوانان همراه شد و پرچم های کوچک و بزرگ یا حسین نوشته آنان و گریه های کودکانشان نشان از فطرت پاک و صداقت کودکانه یشان بود و کودکان شهر من نیز شهدا را در این مراسم بیشتر شناختند.
ـ میعادگاه مان میدان جانبازان تویسرکان بود، مردم شهیدپرور تویسرکان به استقبال آمدند و چشم به راه دوخته بودند این معراجیان افلاکی چه وقت بر دل هایشان قدم میگذارند.لحظه وصل نزدیک شد و گروه مارش شروع به نواختن کرد... هنوزم شهیدان را میارند... کجائید ای شهیدان خدایی ... چه سخته مادری چشمش به در باشد... شهدای گمنام مادراشون غریبند.
ـ و مردم زمزمه کنان و اشک ریزان به دنبال تابوت های شهدای گمنام می آمدند و مسیر طولانی میدان جانبازان تا میدان امام خمینی(ره) را پیاده با شهدا همراه شدند.
ـ عده ای با کودکان و فرزندان خردسال در آغوش گرفته خود آمدند بودند و از شهدا می خواستند تا شفاعتشان کنند و دعا کنند تا فرزندان آنان نیز در عمل راه شهدا را ادامه دهند.
ـ برخی دیگر با گل و گلاب که و یا عکس های به دست گرفته از شهدای خود به استقبال آمدند، حال و هوای همه طور دیگری بود و بوی شهید می آمد و دل مادران شهدا بیقرار تر می شد.
ـ عده ای و جوانان به ویژه با نوشتن مطالبی بر روی تابوت های مطهر شهدا با آنان درد و دل می کردند و نوشتند شهدا شرمنده ایم و عده ای دیگر با کشیدن چفیه، انگشتر و تسبیح خود را بر روی تابوت ها تبرک می جستند.
ـ در این بین عکاسانی هم بودند و دنبال سوژه های ناب برای شاید به تصویر کشیدن ذره از عشق و دلدادگی مردم به شهدا و حقیقتا شهدا در لحظه های نیاز می آیند.
ـ به میدان امام خمینی(ره) که میرسیم صدای دلنواز قرآن به گوشمان می رسد. کاروان و همراهان آن سرعت بیشتری به خود می گیرند تا نماز و مغرب و عشاء را در جوار حرم حیقوق نبی(ع) بخوانند.
ـ 10 شهید را در بلندای صحنه مستقر می کنند و نماز به امامت امام جمعه تویسرکان قرائت می شود و بعد از آن تلاوت قرآن"وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ/هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند."
ـ شب وداع با شهدا آغاز می شود و «حجت الاسلام مرتضی موحدی»امام جمعه تویسرکان در این مراسم می گوید: به حقیقت که شهدا زنده و نزد خدای خود روزی می خورند، زنده اند که شما را این چنین مشتقاق به دنبال خود کشانده انند تا آنان را واسطه ای نیکو برای ارتباط با خدا بدانید.
ـ در این مراسم خانواده شهید ابراهیم قره قانی از شهدای گمنام تویسرکان عکس شهدیش را نیز همراه خود داشت و از برگزار کنندگان می خواست تا حتما عکس شهید را کنار تابوت های شهدای گمنام قرار دهد و می گفت: شهید شهید قره قانی یکی از این شهدا باشند، چه سخته مادری چشمش به در باشد...
ـ مادر شهیدی دیگر نیز می گفت: من با گذشت سال ها از شهادت پسرم و با وجود آنکه پیکر مطهرش را دیدم هنوز بی تابی می کنم، خدا می داند مادران این شهدای گمنام اکنون چه می کنند و دل های منتظر آنان را چه کسی جز این شهدای گمنام مرهم هستند.
ـ گروه سرود خواهران نیز سرودی با عنوان شهدای گمنام می خوانند...
ـ مراسم با سخنرانی «حجتالاسلام مصطفی رستمی» مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاههای همدان ادامه می یابد و وی بر اینکه مراقب باشیم راه و روش شهدا و امامشان را تحریف نکنند.
ـ مداح اهل بیت نیز در این مراسم روضه خوانی می کند و مردم سینه زنان یا حسین یا زهراء ... می گفتند و فریاد بر آوردند این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده...
ـ لحظه وداع نزدیک و نزدیکتر می شود ساعت حدود 23 و 10 دقیقه شهدا را می برند و مردم به دنبالشان.
ـ اما در این بین مراسم ویژه ای نیز برای کودکان و نوجوانان تویسرکانی با عنوان شب شیدایی برگزار شد.
ـ حضور پیکر مطهر دو تن از شهدای گمنام در برنامه شب های پایگاه فرهنگی بسیج با استقبال کودکان و نوجوانان همراه شد و پرچم های کوچک و بزرگ یا حسین نوشته آنان و گریه های کودکانشان نشان از فطرت پاک و صداقت کودکانه یشان بود و کودکان شهر من نیز شهدا را در این مراسم بیشتر شناختند.
ـ میعادگاه مان میدان جانبازان تویسرکان بود، مردم شهیدپرور تویسرکان به استقبال آمدند و چشم به راه دوخته بودند این معراجیان افلاکی چه وقت بر دل هایشان قدم میگذارند.لحظه وصل نزدیک شد و گروه مارش شروع به نواختن کرد... هنوزم شهیدان را میارند... کجائید ای شهیدان خدایی ... چه سخته مادری چشمش به در باشد... شهدای گمنام مادراشون غریبند.
, ,
,
, ـ و مردم زمزمه کنان و اشک ریزان به دنبال تابوت های شهدای گمنام می آمدند و مسیر طولانی میدان جانبازان تا میدان امام خمینی(ره) را پیاده با شهدا همراه شدند.
,
ـ عده ای با کودکان و فرزندان خردسال در آغوش گرفته خود آمدند بودند و از شهدا می خواستند تا شفاعتشان کنند و دعا کنند تا فرزندان آنان نیز در عمل راه شهدا را ادامه دهند.
,
, ـ برخی دیگر با گل و گلاب که و یا عکس های به دست گرفته از شهدای خود به استقبال آمدند، حال و هوای همه طور دیگری بود و بوی شهید می آمد و دل مادران شهدا بیقرار تر می شد.
, ,
,
, ـ عده ای و جوانان به ویژه با نوشتن مطالبی بر روی تابوت های مطهر شهدا با آنان درد و دل می کردند و نوشتند شهدا شرمنده ایم و عده ای دیگر با کشیدن چفیه، انگشتر و تسبیح خود را بر روی تابوت ها تبرک می جستند.
,ـ در این بین عکاسانی هم بودند و دنبال سوژه های ناب برای شاید به تصویر کشیدن ذره از عشق و دلدادگی مردم به شهدا و حقیقتا شهدا در لحظه های نیاز می آیند.
, ,
,
, ـ به میدان امام خمینی(ره) که میرسیم صدای دلنواز قرآن به گوشمان می رسد. کاروان و همراهان آن سرعت بیشتری به خود می گیرند تا نماز و مغرب و عشاء را در جوار حرم حیقوق نبی(ع) بخوانند.
,ـ 10 شهید را در بلندای صحنه مستقر می کنند و نماز به امامت امام جمعه تویسرکان قرائت می شود و بعد از آن تلاوت قرآن"وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ/هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زندهاند، و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند."
,ـ شب وداع با شهدا آغاز می شود و «حجت الاسلام مرتضی موحدی»امام جمعه تویسرکان در این مراسم می گوید: به حقیقت که شهدا زنده و نزد خدای خود روزی می خورند، زنده اند که شما را این چنین مشتقاق به دنبال خود کشانده انند تا آنان را واسطه ای نیکو برای ارتباط با خدا بدانید.
,ـ در این مراسم خانواده شهید ابراهیم قره قانی از شهدای گمنام تویسرکان عکس شهدیش را نیز همراه خود داشت و از برگزار کنندگان می خواست تا حتما عکس شهید را کنار تابوت های شهدای گمنام قرار دهد و می گفت: شهید شهید قره قانی یکی از این شهدا باشند، چه سخته مادری چشمش به در باشد...
, ,
,
, ـ مادر شهیدی دیگر نیز می گفت: من با گذشت سال ها از شهادت پسرم و با وجود آنکه پیکر مطهرش را دیدم هنوز بی تابی می کنم، خدا می داند مادران این شهدای گمنام اکنون چه می کنند و دل های منتظر آنان را چه کسی جز این شهدای گمنام مرهم هستند.
,ـ گروه سرود خواهران نیز سرودی با عنوان شهدای گمنام می خوانند...
, ,
,
, ـ مراسم با سخنرانی «حجتالاسلام مصطفی رستمی» مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاههای همدان ادامه می یابد و وی بر اینکه مراقب باشیم راه و روش شهدا و امامشان را تحریف نکنند.
,ـ مداح اهل بیت نیز در این مراسم روضه خوانی می کند و مردم سینه زنان یا حسین یا زهراء ... می گفتند و فریاد بر آوردند این گل پرپر از کجا آمده از سفر کرب بلا آمده...
, ,
,
, ـ لحظه وداع نزدیک و نزدیکتر می شود ساعت حدود 23 و 10 دقیقه شهدا را می برند و مردم به دنبالشان.
,ـ اما در این بین مراسم ویژه ای نیز برای کودکان و نوجوانان تویسرکانی با عنوان شب شیدایی برگزار شد.
,ـ حضور پیکر مطهر دو تن از شهدای گمنام در برنامه شب های پایگاه فرهنگی بسیج با استقبال کودکان و نوجوانان همراه شد و پرچم های کوچک و بزرگ یا حسین نوشته آنان و گریه های کودکانشان نشان از فطرت پاک و صداقت کودکانه یشان بود و کودکان شهر من نیز شهدا را در این مراسم بیشتر شناختند.
, ,
,
, ,
,
, ,
,
, ,
,
, ,
,
, ]
ارسال دیدگاه