چند کلامی از شهیدان ؛

سلام مرابه امام خمینی(ره) برسانیدو بگویید ابوالفضل خیلى دوست داشت دستتان راببوسد امانشد

سلام مرابه امام خمینی(ره) برسانیدو بگویید ابوالفضل خیلى دوست داشت دستتان راببوسد امانشد
نسیم کربلاى حسین مشامم را نوازش مى دهد و صداى «هل من ناصر ینصرنى» سالار شهیدان حسین بن على(علیه السلام) در گوشم طنین افکنده، خدایا بارها لبیک گفتم ولى گویا خالصانه نبوده که نپذیرفته اى، آخر رسم است آن کس که لبیک را خالصا ...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا:به نقل از "ره به ری":ابوالفضل مختاری اصل از شهدای شهرستان ری است که در سال ۱۳۴۱ به دنیا امد و در سال ۱۹ سالگی در منطقه سومار در عملیات مسلم بن عقیل بر اثر برخورد ترکش خمپاره پهلویش شکست و مظلومانه به شهادت رسید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا:,

در ادامه بخش هایی از وصیت نامه و مناجات نامه این شهید را مشاهده می کنید:

,

مى روم که این سفر، آخرین سفر من است. در این سفر بى بازگشت جرعه اى از آب زمزم بر لبم خواهد نشست. مى روم تا با سایر هم رزمان، این سنگرهاى معطر به خون پاکشان و این محراب هاى مقدس را پر کنم. خدایا نصرتم ده تا سربازى رشید باشم و از خیل دشمن نهراسم. یابن الحسن گوشه ى چشمى بر من فکن. مهدى جان سخت حیرانم. رخسار ماهت را برایم بگشا، زیرا که منتظرم.

,

خدایا دلم براى دیدار شهید بهشتى، شهید رجایى، شهید باهنر و شهداى محراب سخت تنگ شده است. سلام مرا به روح خدا امام خمینى عزیز برسانید و بگویید ابوالفضل خیلى سعى کرد دستتان را ببوسد ولى افسوس که نشد.

,

با دعا و نماز جماعت روح خود را صیقل دهید. دعاهاى توسل و کمیل که در محله هاى شهدا برگزار مى شود را فراموش نکنید که حزب اللّه را منسجم تر مى سازد. از خدا بخواهید مدرک شهادت را به فارغ التحصیلان دانشگاه کربلا به استادى سالار شهیدان حسین(علیه السلام) اهدا کند.

,

مناجات نامه ى شهید:

, مناجات نامه ى شهید: ,

بسم رب الشهداء (کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُوا شَیْـًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّوا شَیْـًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ)؛ مقرر شد براى شما جهاد در صورتى که از آن کراهت دارید؛ چه بسا چیزهایى که از آن کراهت دارید در صورتى که آن ها براى شما خیر است و چه بسا چیزهایى که دوست دارید در حالى که آن چیزها براى شما شر است.

,

بارالها:

,

هر کس که تو را شناحت جان را چه کند

,

فرزند و عیال و خانمان را چه کند

,

 

,

دیوانه کنى هر دو جهانش بخشى

,

دیوانه ى تو هر دو جهان را چه کند

,

نسیم کربلاى حسین مشامم را نوازش مى دهد و صداى «هل من ناصر ینصرنى» سالار شهیدان حسین بن على(علیه السلام) در گوشم طنین افکنده، خدایا بارها لبیک گفتم ولى گویا خالصانه نبوده که نپذیرفته اى، آخر رسم است آن کس که لبیک را خالصانه گوید شهیدش کنى ولى من توفیقش را نیافتم، ولى سوگند به نام با جلالت این بار خالصانه رو به سویت آورده ام، مسیرم راهموار کن تا کربلا را در آغوش کشم، تا رنج هایى که بر رهبرم حسین(علیه السلام)داده شده مشاهده کنم، با على اکبر و قاسم درد دل کنم. نصیبم گردان، تا در جوار آن ها بیارامم چرا که آنها زخم قلبشان با من یکى است. خداى من، اى که به نهانم آگاهى، عاشقت شده ام، مگر وعده ندادى که عاشق عاشقانت هستى و آن ها را به سوى خویش مى خوانى و شهید مى گردانى، پس به عهدت وفا کن دریاب مرا. امام زمان چشمان گنه کارم پر از اشک است، بار گناهم کمرم را خم کرده، شفیع واقع شو بین من و خدا؛ چه بسیار اشک ریخته ام، فریاد زده ام و صدایت کرده ام.

,

انتهای خبر /ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه