بهترین طلبه ای که طلبه نیست

بهترین طلبه ای که طلبه نیست
معنای لغوی صبر، حبس و بازداشتن هست. زمانی که انسان عزم خود را برای انجام کاری جزم می کند، قطعا در طول مسیر خود با مواردی برخورد می کند که او را از رسیدن به هدفش منصرف و یا در رسیدن به هدف، تاخیر ایجاد می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مباحث، معنای لغوی صبر، حبس و بازداشتن هست. زمانی که انسان عزم خود را برای انجام کاری جزم می کند، قطعا در طول مسیر خود با مواردی برخورد می کند که او را از رسیدن به هدفش منصرف و یا در رسیدن به هدف، تاخیر ایجاد می کند. انسان باید برای موفقیت خود در قبال مشکلات صبر به خرج دهد. صبر به سه دسته تقسم می گردد: صبر برطاعت، صبر بر مصیبت و صبر بر معصیت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مباحث,

این روزها که مدارس حوزه ی علمیه تعطیل هست و  کاسبی ما خبرنگاران حوزه هم کساد شده است. همینطور که با نا امیدی از فقدان وجود سوژه در حال گذر از محل اجتماع حوزوی ها بودم با تمام نا باوری نگاهم به حسن و هم بحثیهایش افتاد که در حال مباحثه ی اصول فقه بودند . برایم خیلی عجیب بود . آخر در این روزهای تعطیل حضور طلبه ها هم کم رنگ تر بود دیگر چه برسد به درس و مباحثه . به آرامی به انها نزدیک شدم و اجازه گرفتم تا دقایقی در کنار انها بنشینم . انها با روی گشاده از حضور من استقبال کردند و من منتظر پایان بحث انها ماندم . مباحثه ی انها که به پایان رسید بعد از قرار آنها برای مباحثه ی بعدی از هم جدا شدند. حسن قبول کرد تا دقایقی بماند تا من چند سوال از او بپرسم .

,

حسن چند سال داری و چند سال است که مشغول درس خواندن هستی؟

, حسن چند سال داری و چند سال است که مشغول درس خواندن هستی؟,

_۲۵ سال دارم و ۵ سال است که مشغول درس خواندن در حوزه هستم

,

مجرد هستی یا متاهل؟

, مجرد هستی یا متاهل؟,

_ با لبخندی که با خجالت توام شده بود و ناراحتیی که در ته کلامش پنهان بود جوب داد: مجرد هستم

,

با تعجب علت را از او جویا شدم. (اصولا طلبه ها برای بهتر طی کردن مسیر طلبگی زود ازدواج می کنند)

, با تعجب علت را از او جویا شدم. (اصولا طلبه ها برای بهتر طی کردن مسیر طلبگی زود ازدواج می کنند),

_ دچار مشکلاتی هستم که فعلا شرایط ازدواج را ندارم

,

وقتی متعهد شدم که هویت حسن محفوظ بماند راضی شد از ابتدا درمورد مشکلش صحبت کند

, وقتی متعهد شدم که هویت حسن محفوظ بماند راضی شد از ابتدا درمورد مشکلش صحبت کند,

_ من قبل از این که ظلبه شوم، عاشق طلبگی و طلبه شدن بودم. شکر خدا با موافقت پدر و مادرم در امتحان ورودی حوزه شرکت کردم و پذیرفته شدم. دو سه سال اول طلبگی ام، بهترین روز های عمرم بود که سپری میشد و من از این روزها لذت بسیار زیادی می بردم. اواسط سال سوم بود که از پدرم کلاه برداری شد و پدرم دچار ورشکستگی شد. روز های سخت زندگی من شروع شد. پدرم مدتی را از بدهکارها مهلت گرفت و من و پدرم با تمام توان کار می کردیم، با این شرایط من کمتر به درس و مدرسه میرسیدم. میزان بدهی بیش از توان ما بود و تلاش ما جوابگو نبود. یک روز صبر یکی از بدهکار ها به پایان رسید و پدرم زندانی شد. آن روزها من با تمام وجود کار می کردم تا پدرم از بند خلاص شود و به آغوش آرام خانواده که این روز ها از نبودنش به شدت ناآرام شده بود، برگردانم. روز های سختی بود، من به شدت رنج می بردم، رنج می بردم از خواهرم که با گریه به خواب می رفت، رنج می بردم از نماز های مادرم که با گریه ختم می شد، رنج می بردم از گریه های خواهر بزرگترم که بیست روز بود شوهرش را در دوران عقد به خاطر نبودن پدرم به خانه دعوت نکرده بود، رنج می بردم از وضعیت تحصیلم که به خاطر غیبت زیاد مولق شده بودم، رنج می بردم از برخورد ها و گوشه کنایه های اهل بازار و بدهکاران. حسن در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود ادامه داد: من شغل پدرم را ادامه ندادم و با قرض و وام مغازه ای اجاره کردم و مشغول به کار شدم. باید با کار و تلاش زیاد علاوه بر مخارج خودم، هزینه ی امرار و معاش خانواده ی پنج نفریمان که این روز ها با نبود پدرم چهار نفر شده بودیم را تامین می کردم، علاوه بر این هزینه ی اجاره ی خانه و اجاره ی مغازه و هزینه ی خرید ناقص جهازیه ی خواهرم و بدهی های پدرم هم بود. شکر خدا بعد از مدتی کوتاه با کمک بعضی دوستان خیر، پدرم از بند رهایی پیدا کردند. آیه ی قران هست که خداوند خودش می فرماید ان مع العسر یسرا، بعد از هر سختی آسانی هست. الحمدلله قسم زیادی از بدهی های پدرم پرداخت شده و امروز حدود دو سال از ازدواج خواهرم می گذرد.

,

درس و شغلت چی شد؟

, درس و شغلت چی شد؟,

هنوز مشغول کار هستم تا بتوانم اقساط وام و قسم کمی از بدهی که مانده را بتوانم پرداخت کنم. با توجه به وضعیت کاری که دارم نمی توانم داخل همه ی کلاس ها حاضر بشوم، با توجه به مولق شدنم به خاطر غیبت هایی که داشتم الان سر کلاس هایی که با ساعت کاری ام تداخل ندارد حاضر می شوم و با کمک هم بحثی هایم، خودم برا به درس ها میرسانم.

,

نمرات شما در چه سطحی هست؟

, نمرات شما در چه سطحی هست؟,

شکر خدا، نمره کمتر از ۱۵ ندارم.

,

شما طلبه هستید؟

, شما طلبه هستید؟,

اخرین حرف حسن این بود: "من طلبه نیستم ولی طلبگی می خوانم"

, اخرین حرف حسن این بود: "من طلبه نیستم ولی طلبگی می خوانم",

إنّ مع العسر یسراً: خداوند به پیامبر (ص) می فرماید: “پس (بدان که) مسلماً با هر دشوارى آسانی است.(۱)

,

گستردگى مفهوم آیات، همه مشکلات را شامل مى‏شود؛ یعنی این دو آیه به صورتى مطرح شده که اختصاص به شخص پیامبر اکرم (ص) و زمان آن حضرت نیز ندارد، بلکه به صورت یک قاعده کلى و به عنوان تعلیلى بر مباحث سابق مطرح است، و به همه انسان هاى مؤمن مخلص و تلاشگر نوید مى‏دهد که همیشه در کنار سختی ها آسانی ها است (۲). حسن هم با الهام از این آیه ی شریفه، مشکلات و سختی ها را با صبر پیشه کردن پشت سر گذاشت.

,

(۱): انشراح، ۵ و ۶

,

(۲): مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲۷، ص ۱۲۷، دار الکتب الإسلامیه، چاپ تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه