تاریخچه ای از شهرسازی در اصفهان

نگاهی به خاطرات امیرقلی امینی+عکس

نگاهی به خاطرات امیرقلی امینی+عکس
خلاصه کردن ساخت و ساز در یک شهر به دانستن یک سری دروس مهندسی کاری بس اشتباه است که حتی خسارات جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. واجب و لازم است که پیشینه ی فرهنگی، اجتماعی و عمرانی شهری که در آن فعالیت می کنیم را بدانیم...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز،داستان تحولات عمرانی یک شهر و گام هائی که مسئولان شهری برای ایجاد چهره ای جدید و تازه در جهت سازندگی آن شهر بر می دارند، عموما در سینه ها پنهان می ماند، به نگارش در نمی آیند و به ندرت به نسل های بعدی منتقل می شود که از دلایل عمده آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, داستان تحولات عمرانی یک شهر و گام هائی که مسئولان شهری برای ایجاد چهره ای جدید و تازه در جهت سازندگی آن شهر بر می دارند، عموما در سینه ها پنهان می ماند، به نگارش در نمی آیند و به ندرت به نسل های بعدی منتقل می شود , که از دلایل عمده آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:,

۱– معمولا مسئولان شهری و مهندسان شهرسازی و تلاشگران خدمت رسانی شهری افرادی اهل قلم نیستند و انس و الفتی با این امور ندارند و در نتیجه دغدغه نوشتن خاطرات و به جا نهادن آنها برای نسل های بعدی را هم ندارند.

, ۱–,

۲– فشار کار و سختی های موجود در فعالیت های شهری فراغتی برای آنان باقی نمی گذارد تا به این مهم بپردازند و پس از گذشت زمان و فرا رسیدن دوره بازنشستگی یا بسیاری از خاطرات خود را فراموش کرده اند و یا از حساسیت آنها کاسته شده و نیازی برای به نگارش درآوردن آنها مشاهده نمی کنند. در عین حال نتیجه کوشش های خود را در برابر چشمان مردم شهر خود و نصب العین آنها می بینند و شاید پرداختن به آنها را به نوعی مطرح کردن خود و ریاکاری و در نتیجه امری نامطلوب به شمار آورند.

, ۲–,

۳– شاید برای عموم مردم نیز دانستن اینکه چه اتفاقاتی برای شهرشان افتاده است تا بدین شکل و شمایل رسیده است و چهره امروزی خود را به دست آورده است، چندان جالب و جاذب نباشد.

, ۳–,

در حالی که در واقع چنین خاطراتی سرشار از تجربیات گوناگون است که می تواند برای نسل های بعدی فعال در عمران آن شهر بسیار آموزنده و کارساز باشد و حتی دستمایه ی انجام فعالیت های هنری برای نویسندگان و مستند سازان به شمار آید.

,

واضح و بدیهی است که خلاصه کردن ساخت و ساز در یک شهر به دانستن یک سری دروس مهندسی خاص کاری بس اشتباه است که حتی ممکن است خسارات جبران ناپذیری به همراه داشته باشد. بر هر مهندس شهرسازی واجب و لازم است که پیشینه ی فرهنگی، اجتماعی و عمرانی شهری که در آن فعالیت می کند را بداند و با تحولات آن شهر آشنا باشد تا بتواند تغییرات روبه رشد در آن شهر به وجود آورد و به قیمت تخریب و محو آنچه پیشینیان برجای نهاده اند به مدرن کردن شهر نپردازد.

,

امیدواریم که مدیران و مسئولان شهری امروز اصفهان حساسیت این مسئله را بپذیرند و گنجینه خاطرات خود را (اعم از اشتباهات و موفقیت ها) مکتوب نموده، در اختیار تسل های بعد از خود قرار دهند تا بهره کافی و لازم را از آنها ببرند.

, امیدواریم که مدیران و مسئولان شهری امروز اصفهان حساسیت این مسئله را بپذیرند و گنجینه خاطرات خود را (اعم از اشتباهات و موفقیت ها) مکتوب نموده، در اختیار تسل های بعد از خود قرار دهند تا بهره کافی و لازم را از آنها ببرند.,

جهت ایجاد انگیزه برای مسئولان و روشن شدن ذهن خوانندگان اشاره ای می کنیم به یکی از معدود خاطرات باقی مانده در زمینه آسفالت کشی خیابان های شهر اصفهان که توسط امیر قلی امینی[۱]یکی از شخصیت های فرهنگی اصفهان – که سالیانی چند عضو شورای شهر اصفهان نیز بوده است- به نگارش درآمده است.[۲]

, [۱], [۲],

چنانکه با مطالعه این نوشتارمشاهده می شود انجام فعالیت های شهری در آن زمان ساز و کاری بسیار ساده داشته اند و همراه با از خودگذشتگی و اعتماد به افراد و بهره گیری از اشخاص مطمئن و دست و دل پاک بوده است که نتیجه آن سرعت عمل در انجام فعالیت ها و جلوگیری از اسراف های بی مورد بوده است. هرچند نمی توان روش استفاده شده در آن سالیان دور را برای امروز کارساز دانست اما پی بردن به آنها و داشتن گوشه چشمی به آنها در برخی برنامه ها خالی از لطف نیست.

,

جلسه شورای شهر

, جلسه شورای شهر, جلسه شورای شهر,

امیرقلی امینی: در سراسر خیابان‌های متعدد شهر اصفهان تنها خیابان‌های کوتاه سپه و استانداری (صور اسرافیل) (که آن موقع[۳] امتداد آن از اول کوی کنونی پست و تلگراف و دفتر دانشگاه [اصفهان] تا خیابان کمال اسمعیل هنوز خراب نشده و جزء قسمت سابق خود در نیامده بود) و خیابان چهارباغ [عباسی] از میدان ۲۴ اسفند[۴] تا بازارچه حاج محمدعلی و کوی کنسولگری روس و خیابان شاه[۵] که در زمان مرحوم صور اسرافیل[۶] آسفالت شده بود کلیه خیابان‌ها دیگر شهر خاکی بودند و شهرداری موظف بود همه روز تمامی آنها را به علاوه تمامی کوچه‌ها آب‌پاشی بکند و با آن که یک دستگاه ماشین آب‌پاشی هم داشت حریف این کار نمی‌شد و غالباً روزی یک‌بار کوچه‌ها و دوبار خیابان‌ها بیشتر آب‌پاشی نمی‌شدند و مخصوصاً در فصل‌های بهار و تابستان و پاییز تا وقتی که بارندگی نمی‌شد بر روی تمامی شهر یک پرده از گرد و غبار به مانند ابر پوشیده شده بود.

, امیرقلی امینی: , امیرقلی امینی:, سپه, استانداری, صور اسرافیل, [۳], [۳], [۳], خیابان کمال اسمعیل, خیابان چهارباغ, میدان ۲۴ اسفند, [۴], [۴], [۴], بازارچه حاج محمدعلی, کوی کنسولگری روس, خیابان شاه, [۵], [۵], [۵], [۶], [۶], [۶],

انجمن [شهر] چنین مصلحت دید که قبل از هر عمران و آبادی به کار آسفالت کردن خیابان‌ ها بپردازد و به همین مناسبت آگهی مناقصه آسفالت‌کاری یکصدوپنجاه هزار متر از خیابان‌های شهر را انتشار داد و شرکت گروکا[۷] مناقصه را برده بود و تمامی مقدمات دیگر فراهم شد و انجمن شهر هم مناقصه را طبق پیشنهاد شهرداری تصویب کرد ولی استاندار وقت آقای محمدعلی وارسته از موافقت با پیمان و امضای آن خودداری می‌کرد.

, [۷], [۷], [۷],

یک روز دولت‌آبادی[۸] به من گفت: من نمی‌دانم آقای وارسته روی چه اصلی از امضای پیمان گرومیکو خودداری می‌کند و مدیران این شرکت برادران گروبرگر را که اتفاقاً افراد خوب و صلاحیت‌داری هم هستند در این شهر معطل و سرگردان گذارده است. گفتم: من به جنگ او می‌روم تا ببینم چه می‌شود.

, [۸], [۸], [۸],

فردا طرف عصر یعنی موقعی که آقای استاندار وقت کافی برای صحبت داشت طبق قرار تلفنی به دفتر ایشان رفتم و پس از انجام تعارفات معمول گفتم: قربان، بنده یک سوال دارم که بدون هیچ‌گونه پیرایه از جنابعالی می‌کنم و آن این است که می‌دانید صور اسرافیل در این شهر چه حُسن شهرتی دارد. و این حُسن شهرت را مدیون جدیتی است که در راه عمران و آبادی شهر اصفهان به کار برده، آیا شما هم میل دارید پس از انتقال از اصفهان چنین نام نیکی را از خود به یادگار بگذارید؟ گفت: البته، البته، پر واضح است و امید دارم هم چنین بشود. گفتم: یکی از ضروری‌ترین اصلاحات اصفهان که مورد احتیاج مبرم مردم شهر هم هست فعلاً آسفالت شدن خیابان‌های اصلی است. در این صورت چرا جنابعالی با اجرای این امر نظر موافقی ندارید؟ گفت: چگونه و به چه دلیل؟ گفتم: به همین دلیل که مناقصه‌ای را شرکتی برده است و جنابعالی اجازه نمی‌دهید جامه عمل به خود بپوشد. گفت: وقتی رئیس این شرکت خود اقرار و اعتراف بکند که تاکنون در راه بُردن این مناقصه که فقط دو میلیون تومان است نودهزار تومان خرج کرده است، در این صورت می‌خواهد حداقل نهصدهزار تومان هم استفاده بکند. با این حال، چه‌طور من می‌توانم به انجام چنین عملی اجازه بدهم و مردم که یک شاهی یک شاهی این پول را پرداخته‌اند از مصرف آن چه استفاده‌ای خواهند برد؟ گفتم: من دو میلیون تومان ثروت ندارم ولی آنچه را که دارم با سرم به شما تضمین می‌دهم که نگذارم آنها حتی یک ریال سوء استفاده و به حقوق مردم و شهرداری تجاوز بکنند. در این صورت بگذارید نود هزار تومان جریمه رشوه دادن خود را بدهند تا چشم آنها و سایر پیمانکاران به حساب بیفتد. ولی انجام این تعهد فقط یک شرط دارد و آن این است که اجازه دهید یک صدم این دو میلیون به مصرف نظارت در عمل برسد یعنی برای جلوگیری از نهصد هزار تومان دزدی پیمانکار فقط بیست هزار تومان خرج بشود. گفت: کدام ناظری را می‌گذارید که برای سوء استفاده خودش تازه با پیمانکار بست و بند و همکاری نکند؟ گفتم: من سه نفر را در نظر دارم که پاکترین افراد این شهر هستند و خودتان هم می‌ توانید در اطراف پاکدامنی آنها تحقیقات بکنید. گفت: نه، هر کس را شما معرفی بکنید من یقین دارم پاک است و مورد اطمینان. حالا اینها کیستند؟ گفتم: روزنامه اخگر یک نفر مدیر داخلی داشت که به استثنای سال اول که در عمل او دقت و رسیدگی می‌کردم چهارده سال دیگرش را با وجود اصرار او حاضر نشدم یک دفعه به حسابش رسیدگی بکنم. از خاندان محترمی است و بسیار شریف به نام ابوالحسن نواب[۹]. دوم حاج ابوالحسن خان بزرگ‌زاد است که خود عمری در شهرداری کار کرده و حالیه بازنشست شده و در صحت عملش همین دلیل بس که هرچه از مال پدری داشت فروخت و صرف زندگی خود کرد و دیناری دست حرام در مال شهرداری نبرد. سومی یک نفر جوانی (مهندس محمود خویی) است که می‌توانم عرض کنم زیردست خودم تربیت شده[۱۰]  اتفاقاً مهندس ساختمان است و حالیه در کارخانه صنایع پشم کار می‌کند و وجود عاطلی گردیده و چون تازه وارد کار شده علاوه بر آنکه شخصاً جوان شریف است هنوز هم راه دزدی و رشوه‌ خواری را یاد نگرفته و به همین جهت صددرصد مورد اطمینان است. گفتم: فقط یک شرط دارد اجازه بفرمایید به هر یک از این‌ها ماهی سیصد تومان حقوق داده شود که اگر فعالیتی می‌کنند در مقابل بتوانند با این حقوق زندگی خود را به نحو احسن تأمین کنند. (باید دانست که در آن اوقات سیصد تومان بالاترین حقوقی بود که به غیر از شهردار و معاون او به احدی از کارمندان شهرداری پرداخت نمی‌شد.) گفتم: یک صد تومان هم به عنوان اضافه کار به یک نفر از اعضاء جزء شهرداری که من او را می‌شناسم و کارمند پاکدامنی است می‌پردازیم و چون پیمانکار متعهد است در عرض بیست ماه کار را تحویل بدهد کل حقوق نظارتی که ما پرداخت می‌کنیم بیست هزار تومان خواهد شد و به این صورت است که بنده تعهد خود را می‌توانم با کمال سربلندی انجام بدهم. آقای وارسته گفت: فکر می‌کنید نمایندگان انجمن با نظر شما موافقت کنند. گفتم: محققاً. گفت: بسیار خوب. من با اطمینان به قول شما با اجرای این نظر موافق هستم. من شاد و مسرور رفتم به منزل و فردای آن روز با دولت‌آبادی جریان را در میان گذاشتم. بسیار خشنود شد ولی در عین حال گفت: فکر نمی‌کنی، ماهی سیصد تومان خیلی زیاد باشد؟ گفتم: اگر کار پاک و خوب می‌خواهید این مبلغ نه تنها زیاد نیست بلکه اندک هم هست شما سعی کنید نمایندگان انجمن مخصوصاً عرفان، سوسه‌ای در کار نیندازند مابقی به عهده خود من. پس از آن با چند نفر از نمایندگان صحبت و نظر موافقشان را جلب کردم و سپس موضوع را در انجمن شهر مطرح بحث قرار دادیم و انجمن تصویب کرد که آقایان موقتاً و فقط به‌عنوان نظار فنی انجمن استخدام بشوند و آن ماهی یک هزار ریال هم به عنوان پاداش به هاشم نام کارمند شهرداری پرداخت شود.

, [۹], [۹], [۹], مهندس محمود خویی, [۱۰] , [۱۰] , [۱۰] , هاشم ,

شهر اصفهان

, شهر اصفهان, شهر اصفهان,

به این ترتیب، مدیران شرکت که دو برادر کلیمی فرانسوی بودند به نام خانوادگی «گِروبِرگِر» پس از مدتی سرگردانی بلافاصله شروع به کار کردند. ولی سه ماه بعد ژان گروبرگر برادر بزرگ‌تر نزد من و دولت‌آبادی آمد و گفت: یا این است که شهرداری قست اول مورد تعهد خود را بپردازد و یا این است که من در مقابل فشار مطالبه طلبکارانم که از همه مهم‌تر و سختگیرتر چند نفر کارگر هستند مجبورم ورشکستگی شرکت را اعلام کنم. دولت‌آبادی گفت: راست می‌گوید. من هم اطلاع دارم که فشار طلبکارانش مخصوصاً کارگران روزمزد به سرحد کمال رسیده و می‌ترسم بگذارد و فرار بکند و ما علاوه بر اینکه در مقابل مطالبه طلبکاران او قرار خواهیم گرفت اساساً از اجرای مقصد خودمان آن هم با این صورت که بسیاری از خیابان‌ها کندوکوب و در هم گریخته شده باز بمانیم. گفتم: مگر شهرداری نمی‌تواند از بودجه خود به اجرای تعهد خود قیام کند. گفت: وضع مالی ما به قدری بد و خراب است که چاره‌ای جز وضع عوارض جدیدی نداریم ولی حالیه برای این‌که مدیران شرکت یا فرار نکنند یا اعلام ورشکستگی ننمایند غیر از این چاره نیست که اعضای انجمن فداکاری کرده دویست هزار تومان سفته به دست ژان بدهند که او برود در بازار بفروشد و مشکل کار خود را بگشاید و آن‌گاه ما سر صبر فکر چاره‌ کار را خواهیم کرد. گفتم: چه‌طور می‌شود به نمایندگان شهر که مجاناً وقت خود را در راه مصلحت مردم صرف می‌کنند تازه گفت بیایید دویست هزار تومان هم از جیب خودتان بپردازید؟ چرا که سفته دادن فرقی با پول نقد دادن ندارد. وقتی ژان بدهی خود را به بانک نپرداخت امضاکننده سفته ناگزیر در مقابل اخطار بانک بدهی ژان را از جیب مبارک خودش بپردازد. بدون رودربایستی شخص من قدرت پرداخت چنین پولی را ندارم[۱۱] و مسلماً آقایانی امثال غفارزاده، آذری، مثقالی و عرفان هم قادر به پرداخت آن نخواهند بود. دولت‌آبادی گفت: نه من در انجمن تضمین می‌کنم که رأس موعد و بلکه یک یا دو هفته هم زودتر از طرف شهرداری پول سفته‌ها را بپردازم یعنی به شرکت می‌پردازم و او را مجبور می‌کنم که بلافاصله وجه سفته‌ها را به هر بانکی فروخته است بپردازد.

, [۱۱], [۱۱], [۱۱],

به همین ترتیب موضوع در انجمن مطرح شد و آقایان هم در رودربایستی گیر کردند و سفته‌هایی را که آقای دولت‌آبادی از شرکت گرفته بود به نمایندگان داد و فقط آقایان عرفان و مثقالی هر یک تعهد ده هزار تومان کردند و بقیه و خود من هر یک تعهد بیست هزار تومان نمودیم و سفته‌ها را امضاء کرده تحویل آقای دولت‌آبادی دادیم و او هم تحویل ژان داد و از او تعهد گرفت که به مجردی که شهرداری قسط اول او را پرداخت وجه سفته‌ها را به هر کس یا به هر بانکی فروخته است بپردازد. به این ترتیب، شرکت توانست علاوه بر اینکه ورشکست نشود با سرعت بیشتری به عمل خود ادامه بدهد.

, به این ترتیب، شرکت توانست علاوه بر اینکه ورشکست نشود با سرعت بیشتری به عمل خود ادامه بدهد.,
,

[۱]- امیرقلی امینی در سال ۱۲۷۶ خورشیدی در اصفهان متولد شد و هرچند در نوجوانی از هر دو پا فلج شد، اما در حیطه‌های روزنامه‌نگاری، ترجمه و فعالیت‌های سیاسی و امور خیریه‌ای بسیار فعال بود. امیرقلی امینی در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۲۱، روزنامه‌ی اخگر، و روزنامه‌ی اصفهان را از ۱۳۲۲ تا ۱۳۵۴ (جز یک دوره توقیف هشت ساله) در اصفهان منتشر ‌کرد.

امیرقلی امینی پس از ۲۸ مرداد، به‌دلیل حمایت از دکتر مصدق و نهضت ملی شدن نفت، از فعالیت‌ های سیاسی و حتی فعالیت‌ های عام‌المنفعه به‌ناگزیر کناره گرفت اما به فعالیت‌ های فرهنگیِ خود ادامه داد. تاسیس «جمعیت شیر و خورشید سرخ اصفهان» در سال ۱۳۱۱ و تاسیس پرورشگاه کودکان اصفهان در ۱۳۱۳ از مهم‌ترین فعالیت‌های عام‌المنفعه‌ی امینی‌ است. او همچنین در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۸ در چند دوره به عضویت انجمن شهر اصفهان برگزیده شد که در برخی از این دوره‌ ها ریاست انجمن را نیز برعهده داشت. امیرقلی امینی در سال ۱۳۵۷ درگذشت.

 [۲]- خوانندگان گرامی می توانند جهت آگاهی از منبع نوشتار و کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایند: http://anthropology.ir/node/9308

,

[۱]- امیرقلی امینی در سال ۱۲۷۶ خورشیدی در اصفهان متولد شد و هرچند در نوجوانی از هر دو پا فلج شد، اما در حیطه‌های روزنامه‌نگاری، ترجمه و فعالیت‌های سیاسی و امور خیریه‌ای بسیار فعال بود. امیرقلی امینی در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۰۷ تا ۱۳۲۱، روزنامه‌ی اخگر، و روزنامه‌ی اصفهان را از ۱۳۲۲ تا ۱۳۵۴ (جز یک دوره توقیف هشت ساله) در اصفهان منتشر ‌کرد.

, [۱],

امیرقلی امینی پس از ۲۸ مرداد، به‌دلیل حمایت از دکتر مصدق و نهضت ملی شدن نفت، از فعالیت‌ های سیاسی و حتی فعالیت‌ های عام‌المنفعه به‌ناگزیر کناره گرفت اما به فعالیت‌ های فرهنگیِ خود ادامه داد. تاسیس «جمعیت شیر و خورشید سرخ اصفهان» در سال ۱۳۱۱ و تاسیس پرورشگاه کودکان اصفهان در ۱۳۱۳ از مهم‌ترین فعالیت‌های عام‌المنفعه‌ی امینی‌ است. او همچنین در فاصله‌ی سال‌های ۱۳۱۲ تا ۱۳۲۸ در چند دوره به عضویت انجمن شهر اصفهان برگزیده شد که در برخی از این دوره‌ ها ریاست انجمن را نیز برعهده داشت. امیرقلی امینی در سال ۱۳۵۷ درگذشت.

,

 [۲]- خوانندگان گرامی می توانند جهت آگاهی از منبع نوشتار و کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایند: http://anthropology.ir/node/9308

, [۲], http://anthropology.ir/node/9308,

 [۳]- اوایل دهه‌ی ۱۳۲۰ خورشیدی

,

 [۳]- اوایل دهه‌ی ۱۳۲۰ خورشیدی

, [۳],

[۴]- میدان انقلاب فعلی

,

[۴]- میدان انقلاب فعلی

, [۴],

[۵]- خیابان طالقانی فعلی

,

[۵]- خیابان طالقانی فعلی

, [۵],

[۶]- میرزا قاسم صوراسرافیل (۱۲۵۷-۱۳۲۷خ) در اوایل دهه‌ی ۱۳۱۰ خورشیدی چندی حاکم اصفهان بود

,

[۶]- میرزا قاسم صوراسرافیل (۱۲۵۷-۱۳۲۷خ) در اوایل دهه‌ی ۱۳۱۰ خورشیدی چندی حاکم اصفهان بود

, [۶],

[۷]- در اصل: گرومیکو

,

[۷]- در اصل: گرومیکو

, [۷],

[۸]- امیر دولت‌آبادی؛ شهردارِ وقتِ اصفهان

,

[۸]- امیر دولت‌آبادی؛ شهردارِ وقتِ اصفهان

, [۸],

[۹]- ابوالحسن خان نواب مدت ۱۵ سال عهده‌دار اداره کردن امور داخلی  روزنامه اخگر بود و زیردست خودم کار کرده بود و می‌دانستم در پاکی و پاکدامنی چه گوهر نفیسی است و من متأسفانه به واسطه کسر درآمد روزنامه نتوانستم امر زندگی او را تأمین کنم و ناگزیر از خدمت در روزنامه کناره‌گیری کرد و من همواره در فکر بودم برای او کار آبرومندی تهیه کنم.

,

[۹]- ابوالحسن خان نواب مدت ۱۵ سال عهده‌دار اداره کردن امور داخلی  روزنامه اخگر بود و زیردست خودم کار کرده بود و می‌دانستم در پاکی و پاکدامنی چه گوهر نفیسی است و من متأسفانه به واسطه کسر درآمد روزنامه نتوانستم امر زندگی او را تأمین کنم و ناگزیر از خدمت در روزنامه کناره‌گیری کرد و من همواره در فکر بودم برای او کار آبرومندی تهیه کنم.

, [۹],

[۱۰]- این جوان چند سال بود تابستان‌ها در پرورشگاه شیر و خورشید سرخ با من همکاری می‌کرد و من کمال علاقه و محبت و مخصوصاً اطمینان را به او داشتم.

,

[۱۰]- این جوان چند سال بود تابستان‌ها در پرورشگاه شیر و خورشید سرخ با من همکاری می‌کرد و من کمال علاقه و محبت و مخصوصاً اطمینان را به او داشتم.

, [۱۰],

[۱۱]- باید دانست که دو هزار تومان آن روز ارزش یکصد هزار و بلکه دویست تومان امروز را داشت و بلکه باز هم بالاتر چرا که من یک سال قبلش یک جریب زمین بر خیابان فروغی خریدم از قرار متری ۲۷ ریال یعنی جریبی دو هزار و هفتصد تومان در صورتی که امروز بر این خیابان را فکر نمی‌کنم از متری چهارصد و بلکه پانصد تومان کمتر بفروشند و در این صورت در حدود دویست برابر نرخ پول بالا رفته است به راستی تهیه چنین مبلغی با آن فقر اقتصادی که دامنگیر همه کس بود کار بسیار دشواری بود.

,

[۱۱]- باید دانست که دو هزار تومان آن روز ارزش یکصد هزار و بلکه دویست تومان امروز را داشت و بلکه باز هم بالاتر چرا که من یک سال قبلش یک جریب زمین بر خیابان فروغی خریدم از قرار متری ۲۷ ریال یعنی جریبی دو هزار و هفتصد تومان در صورتی که امروز بر این خیابان را فکر نمی‌کنم از متری چهارصد و بلکه پانصد تومان کمتر بفروشند و در این صورت در حدود دویست برابر نرخ پول بالا رفته است به راستی تهیه چنین مبلغی با آن فقر اقتصادی که دامنگیر همه کس بود کار بسیار دشواری بود.

, [۱۱],

--------------------------------------------------------------

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه