وداع خانواده شهدای غواص با عزیزانشان در لشکر 14 امام حسین؛
ماهیان دست بسته؛ ناجیان زنده رود
مادر شهید و بستگانش باقی مانده وجود عزیزشان را در آغوش می کشند و زار زار برایش می گریند. همزمان مداح مراسم به شهیدی اشاره می کند که در بالاسر نمازخانه نورافشانی می کند. بالاسر تابوتش شباهتی به دیگر شهدا ندارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صاحب نیوز، اینجا حال و هوای دیگری است. کربلایی است برای خودش. نمازخانه همان لشکری است که به نام حسین فاطمه و گمگشتگان بازگشته گردان یونسش متبرک شده است.
همان لشگری که فرمانده اش هم حسین بود و همچون امام و مولایش کربلایی و آسمانی شد.
امروز اما حسین خرازی از فراسوی آسمانی آسمان، نظاره گر حال و هوای بارانی خانواده های شهدای سربازان و رزمندگانی است که سال ها پیش آنها را با نام گردان غواصی یونس فرماندهی می کرد.
بر و بچه های کربلای ۴ را می گویم. همانهایی که این روزها نُقل و نَقل محافلند و در این برهه تاریک تاریخ آمده اند تا دیگر بار معنویت و نورانیت انقلاب گون مجاهدان مخلص تاریخ مملکتمان را احیا و بازخوانی کنند.
اینجا ورودی پادگان لشگر امام حسین علیه السلام اصفهان است.
,
,
,
,
اندک اندک جمع مستان می رسند. مادران و پدران و خواهران و همسران شهدا یک به یک می آیند و وارد می شوند.
تابوت های عزیزانشان در نماز خانه آماده استقبالند. درب ها را که می گشایند انگار که آسمان به زمین آمده است. انگار که زمینی نبوده و نیست. هر خانواده ای به سمت عزیزش راونه است و دورش حلقه می زند.
اینجا دست بستگان شهید آغوش می گشایند برای مادری که صدای ضجه هایش دل کوه را هم ریش ریش می کند.
,
,
اینجا عاشورای دیگری است. همان جایی است که دل به دلدادگی می رسد و عشق سرخ شهادت رنگ می گیرد.
قرعه اول بازکردن تابوت بنام شهید مسائلی می افتد. مادر شهید و بستگانش باقی مانده وجود عزیزشان را در آغوش می کشند و زار زار برایش می گریند.
,
دختربچه ای گوشه چادر کوچکش را به چشمانش می کشد تا اشک از گونه معصومانها ش برگیرد.
همزمان مداح مراسم به شهیدی اشاره می کند که در بالاسر نمازخانه نورافشانی می کند. بالاسر تابوتش شباهتی به دیگر شهدا ندارد.
,
همینکه مداح اعلام می کند گمنام است سیل خروشان جمعیت حاضر به سمت او می روند و شمه ای دیگر از محشر عاشوراییان را رقم می زنند.
سخنران از مادران شهدا می خواهد بالای سر شهید گمنام حاضر شوند و برایش مادری کنند.
مادر شهیدان صغیرا و مسائلی می آیند و مادرانه برای فرزند شهید گمنامشان که دیگر گمنام نیست چندکلامی مادرانه و عاشقانه نجوای بلند مادری سر می دهند.
خوش آمدی پسر عزیزم، خوش آمدی از کربلای حسین و چه خوب که امروز و در این زمانه آمده ای.
روضه خوان از جمعیت می خواهد دور تا دور تابوت ها حلقه بزنند.
,
,
,
,
می گوید این صحنه را بیاد بیاور، عصر عاشوراست که یاران و یاوران و بستگان اباعبدالله گرداگرد شهیدان و عزیزانشان حلقه زده اند.
اینجا باران اشک و آه جاری است. اما سخت ترین وداع بعد از خانواده های شهدای غواص وداع خادمان و حاملان تابوت های آسمانی شهیدان است.
,
همانانی که روزها و شب هایی را با ماهیان منورتر از ماه سپری کرده اند و دل به دل افلاکیشان داده اند.
اجرشان با فاطمه زهرا، مادر همه شهدا
_______________
محمود افشاری
,
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه