اظهار نظر جالب ساعت فروش کهگیلویه ای درباره تلفن همراه
تلفن همراه بزرگترین دزد زمان است/ با ورود موبایل به بازار کار ساعت فروش ها کساد شد
فلسفه ساعت اعلام زمان و نشان دادن از دست رفتن فرصت هاست در حالی که امروزه خود این گوشی های همراه بزرگترین دزدان زمان هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی چرام، زمان بزرگترین سرمایه انسان است که بصورت رایگان ولی محدود در اختیار بشریت قرار گرفته است و می تواند به عنوان بهترین و یا بدترین همراه و رفیق لقب بگیرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , پایگاه خبری تحلیلی چرام, پایگاه خبری تحلیلی چرام, پایگاه خبری تحلیلی چرام, ، زمان بزرگترین سرمایه انسان است که بصورت رایگان ولی محدود در اختیار بشریت قرار گرفته است و می تواند به عنوان بهترین و یا بدترین همراه و رفیق لقب بگیرد.,
اگر انسان از زمان؛ این سرمایه بزرگ و گرانبها به صورت صحیح و بهینه استفاده کند می تواند آن را به خدمت بگیرد و آرامش خاطر،امنیت و آزادی را برای خود به ارمغان بیاورد و اگر آدمی از آن غافل شود و با کمبود این سرمایه عظیم مواجهه شود چنان زندگی را تحت فشار قرار می دهد که ناامیدی و ترس تمام زندگی اش را در بر می گیرد.
پس از سالها که مچم دستم فارغ از ساعت مچی شده بود تصمیم گرفتم به ساعت فروشی سری بزنم و ساعت؛ این یار و دوست فراموش شده قدیمی ام را که با رفیق نو ظهور و پر دردسرم یعنی موبایل عوض کرده بودم، جستجو کنم.
آنچه که در ابتدای این جستجو برایم عجیب بود عدم وجود ساعت فروشی های بود که روزگاری نه چندان دور، گوشه و کنار شهر دهدشت را فرا گرفته بود ولی من امروز به سختی و با پرس و جوی زیاد توانستم تنها یکی از آنها را پیدا کنم.
با ورود به ساعت فروشی چشمم به فروشنده میانسال می خورد که آرامش و سکوت مغازه اش نشان می دهد که چقدر ابهت گذشته مغازه داریش فرو ریخته است.

پس از سلام و احوالپرسی از کاسبی و فروش مغازه سوال میکنم و در جواب جمله زیبا و با مسمای " الحمدلله " که نشان رضایت از روزی دهنده است بر زبانش جاری می شود.
صحبت مان که گل می کند درد و دل های مرد میانسال شروع می شود. از موبایل این پدیده نو ظهور و البته شاغل کننده جوانان می گوید که برای خودشان مدیرگروه شده اند و دیگر بیکار نیستند.
می گوید اگر همین ساعت را به موبایل اضافه نمی کردند کار و کاسبی ما کساد نمی شد. فلسفه ساعت اعلام زمان و نشان دادن از دست رفتن فرصت هاست در حالی که امروزه خود این گوشی های همراه بزرگترین دزدان زمان هستند.

از کم شدن ساعت فروشی های شهر سوال می کنم؟ به نشانه تائید سری تکان می دهد و می گوید در همین دهدشت ما، قبلا 11 مغازه ساعت فروشی وجود داشت که مغازه خودم به تنهایی چهار کارگر داشت ولی الان فقط دو مغازه وجود دارد.
می گوید که پارتی دارهای گذشته کسانی بودند که زود ساعت شان تعمیر و به دستشان می رسید .
از معتاد شدن مردم به اینترنت، گوشی همراه و انواع مختلف تکنولوژی ها گلایه دارد و می گوید اگرچه ما مدیون تکنولوژی های و علم های جدید هستیم اما موبایل در کنار خوبی هایش زندگی روزمره انسانها را تحت تاثیر قرار داده و استرس و بی نظمی زیادی را به زندگی وارد کرده است.

از آرزویش می گوید که دوست دارد روزی میدان داری موبایل فروشی ها را درهم شکسته ببیند و مردم به زندگی و شادابی قبل برگردند.
در حالی که به حرف های پر مغز ساعت فروش فکر می کنم از او خداحافظی می کنم؛ از مردی که امروز در مغازه ای پرت از بازار قرار گرفته و روزی دورانی داشت.
به راستی وقت گوهر ناب و گران سنجی است که ارزش هیچچیز را نمیتوان با آن مقایسه کرد.
گزارش: نوراله حمیدی
انتهای پیام/چ
اگر انسان از زمان؛ این سرمایه بزرگ و گرانبها به صورت صحیح و بهینه استفاده کند می تواند آن را به خدمت بگیرد و آرامش خاطر،امنیت و آزادی را برای خود به ارمغان بیاورد و اگر آدمی از آن غافل شود و با کمبود این سرمایه عظیم مواجهه شود چنان زندگی را تحت فشار قرار می دهد که ناامیدی و ترس تمام زندگی اش را در بر می گیرد.
پس از سالها که مچم دستم فارغ از ساعت مچی شده بود تصمیم گرفتم به ساعت فروشی سری بزنم و ساعت؛ این یار و دوست فراموش شده قدیمی ام را که با رفیق نو ظهور و پر دردسرم یعنی موبایل عوض کرده بودم، جستجو کنم.
آنچه که در ابتدای این جستجو برایم عجیب بود عدم وجود ساعت فروشی های بود که روزگاری نه چندان دور، گوشه و کنار شهر دهدشت را فرا گرفته بود ولی من امروز به سختی و با پرس و جوی زیاد توانستم تنها یکی از آنها را پیدا کنم.
با ورود به ساعت فروشی چشمم به فروشنده میانسال می خورد که آرامش و سکوت مغازه اش نشان می دهد که چقدر ابهت گذشته مغازه داریش فرو ریخته است.

پس از سلام و احوالپرسی از کاسبی و فروش مغازه سوال میکنم و در جواب جمله زیبا و با مسمای " الحمدلله " که نشان رضایت از روزی دهنده است بر زبانش جاری می شود.
صحبت مان که گل می کند درد و دل های مرد میانسال شروع می شود. از موبایل این پدیده نو ظهور و البته شاغل کننده جوانان می گوید که برای خودشان مدیرگروه شده اند و دیگر بیکار نیستند.
می گوید اگر همین ساعت را به موبایل اضافه نمی کردند کار و کاسبی ما کساد نمی شد. فلسفه ساعت اعلام زمان و نشان دادن از دست رفتن فرصت هاست در حالی که امروزه خود این گوشی های همراه بزرگترین دزدان زمان هستند.

از کم شدن ساعت فروشی های شهر سوال می کنم؟ به نشانه تائید سری تکان می دهد و می گوید در همین دهدشت ما، قبلا 11 مغازه ساعت فروشی وجود داشت که مغازه خودم به تنهایی چهار کارگر داشت ولی الان فقط دو مغازه وجود دارد.
می گوید که پارتی دارهای گذشته کسانی بودند که زود ساعت شان تعمیر و به دستشان می رسید .
از معتاد شدن مردم به اینترنت، گوشی همراه و انواع مختلف تکنولوژی ها گلایه دارد و می گوید اگرچه ما مدیون تکنولوژی های و علم های جدید هستیم اما موبایل در کنار خوبی هایش زندگی روزمره انسانها را تحت تاثیر قرار داده و استرس و بی نظمی زیادی را به زندگی وارد کرده است.

از آرزویش می گوید که دوست دارد روزی میدان داری موبایل فروشی ها را درهم شکسته ببیند و مردم به زندگی و شادابی قبل برگردند.
در حالی که به حرف های پر مغز ساعت فروش فکر می کنم از او خداحافظی می کنم؛ از مردی که امروز در مغازه ای پرت از بازار قرار گرفته و روزی دورانی داشت.
به راستی وقت گوهر ناب و گران سنجی است که ارزش هیچچیز را نمیتوان با آن مقایسه کرد.
گزارش: نوراله حمیدی
انتهای پیام/چ
اگر انسان از زمان؛ این سرمایه بزرگ و گرانبها به صورت صحیح و بهینه استفاده کند می تواند آن را به خدمت بگیرد و آرامش خاطر،امنیت و آزادی را برای خود به ارمغان بیاورد و اگر آدمی از آن غافل شود و با کمبود این سرمایه عظیم مواجهه شود چنان زندگی را تحت فشار قرار می دهد که ناامیدی و ترس تمام زندگی اش را در بر می گیرد.
پس از سالها که مچم دستم فارغ از ساعت مچی شده بود تصمیم گرفتم به ساعت فروشی سری بزنم و ساعت؛ این یار و دوست فراموش شده قدیمی ام را که با رفیق نو ظهور و پر دردسرم یعنی موبایل عوض کرده بودم، جستجو کنم.
آنچه که در ابتدای این جستجو برایم عجیب بود عدم وجود ساعت فروشی های بود که روزگاری نه چندان دور، گوشه و کنار شهر دهدشت را فرا گرفته بود ولی من امروز به سختی و با پرس و جوی زیاد توانستم تنها یکی از آنها را پیدا کنم.
با ورود به ساعت فروشی چشمم به فروشنده میانسال می خورد که آرامش و سکوت مغازه اش نشان می دهد که چقدر ابهت گذشته مغازه داریش فرو ریخته است.

پس از سلام و احوالپرسی از کاسبی و فروش مغازه سوال میکنم و در جواب جمله زیبا و با مسمای " الحمدلله " که نشان رضایت از روزی دهنده است بر زبانش جاری می شود.
صحبت مان که گل می کند درد و دل های مرد میانسال شروع می شود. از موبایل این پدیده نو ظهور و البته شاغل کننده جوانان می گوید که برای خودشان مدیرگروه شده اند و دیگر بیکار نیستند.
می گوید اگر همین ساعت را به موبایل اضافه نمی کردند کار و کاسبی ما کساد نمی شد. فلسفه ساعت اعلام زمان و نشان دادن از دست رفتن فرصت هاست در حالی که امروزه خود این گوشی های همراه بزرگترین دزدان زمان هستند.

از کم شدن ساعت فروشی های شهر سوال می کنم؟ به نشانه تائید سری تکان می دهد و می گوید در همین دهدشت ما، قبلا 11 مغازه ساعت فروشی وجود داشت که مغازه خودم به تنهایی چهار کارگر داشت ولی الان فقط دو مغازه وجود دارد.
می گوید که پارتی دارهای گذشته کسانی بودند که زود ساعت شان تعمیر و به دستشان می رسید .
از معتاد شدن مردم به اینترنت، گوشی همراه و انواع مختلف تکنولوژی ها گلایه دارد و می گوید اگرچه ما مدیون تکنولوژی های و علم های جدید هستیم اما موبایل در کنار خوبی هایش زندگی روزمره انسانها را تحت تاثیر قرار داده و استرس و بی نظمی زیادی را به زندگی وارد کرده است.

از آرزویش می گوید که دوست دارد روزی میدان داری موبایل فروشی ها را درهم شکسته ببیند و مردم به زندگی و شادابی قبل برگردند.
در حالی که به حرف های پر مغز ساعت فروش فکر می کنم از او خداحافظی می کنم؛ از مردی که امروز در مغازه ای پرت از بازار قرار گرفته و روزی دورانی داشت.
به راستی وقت گوهر ناب و گران سنجی است که ارزش هیچچیز را نمیتوان با آن مقایسه کرد.
گزارش: نوراله حمیدی
انتهای پیام/چ
اگر انسان از زمان؛ این سرمایه بزرگ و گرانبها به صورت صحیح و بهینه استفاده کند می تواند آن را به خدمت بگیرد و آرامش خاطر،امنیت و آزادی را برای خود به ارمغان بیاورد و اگر آدمی از آن غافل شود و با کمبود این سرمایه عظیم مواجهه شود چنان زندگی را تحت فشار قرار می دهد که ناامیدی و ترس تمام زندگی اش را در بر می گیرد.
پس از سالها که مچم دستم فارغ از ساعت مچی شده بود تصمیم گرفتم به ساعت فروشی سری بزنم و ساعت؛ این یار و دوست فراموش شده قدیمی ام را که با رفیق نو ظهور و پر دردسرم یعنی موبایل عوض کرده بودم، جستجو کنم.
آنچه که در ابتدای این جستجو برایم عجیب بود عدم وجود ساعت فروشی های بود که روزگاری نه چندان دور، گوشه و کنار شهر دهدشت را فرا گرفته بود ولی من امروز به سختی و با پرس و جوی زیاد توانستم تنها یکی از آنها را پیدا کنم.
با ورود به ساعت فروشی چشمم به فروشنده میانسال می خورد که آرامش و سکوت مغازه اش نشان می دهد که چقدر ابهت گذشته مغازه داریش فرو ریخته است.

پس از سلام و احوالپرسی از کاسبی و فروش مغازه سوال میکنم و در جواب جمله زیبا و با مسمای " الحمدلله " که نشان رضایت از روزی دهنده است بر زبانش جاری می شود.
صحبت مان که گل می کند درد و دل های مرد میانسال شروع می شود. از موبایل این پدیده نو ظهور و البته شاغل کننده جوانان می گوید که برای خودشان مدیرگروه شده اند و دیگر بیکار نیستند.
می گوید اگر همین ساعت را به موبایل اضافه نمی کردند کار و کاسبی ما کساد نمی شد. فلسفه ساعت اعلام زمان و نشان دادن از دست رفتن فرصت هاست در حالی که امروزه خود این گوشی های همراه بزرگترین دزدان زمان هستند.

از کم شدن ساعت فروشی های شهر سوال می کنم؟ به نشانه تائید سری تکان می دهد و می گوید در همین دهدشت ما، قبلا 11 مغازه ساعت فروشی وجود داشت که مغازه خودم به تنهایی چهار کارگر داشت ولی الان فقط دو مغازه وجود دارد.
می گوید که پارتی دارهای گذشته کسانی بودند که زود ساعت شان تعمیر و به دستشان می رسید .
از معتاد شدن مردم به اینترنت، گوشی همراه و انواع مختلف تکنولوژی ها گلایه دارد و می گوید اگرچه ما مدیون تکنولوژی های و علم های جدید هستیم اما موبایل در کنار خوبی هایش زندگی روزمره انسانها را تحت تاثیر قرار داده و استرس و بی نظمی زیادی را به زندگی وارد کرده است.

از آرزویش می گوید که دوست دارد روزی میدان داری موبایل فروشی ها را درهم شکسته ببیند و مردم به زندگی و شادابی قبل برگردند.
در حالی که به حرف های پر مغز ساعت فروش فکر می کنم از او خداحافظی می کنم؛ از مردی که امروز در مغازه ای پرت از بازار قرار گرفته و روزی دورانی داشت.
به راستی وقت گوهر ناب و گران سنجی است که ارزش هیچچیز را نمیتوان با آن مقایسه کرد.
گزارش: نوراله حمیدی
انتهای پیام/چ
,
اگر انسان از زمان؛ این سرمایه بزرگ و گرانبها به صورت صحیح و بهینه استفاده کند می تواند آن را به خدمت بگیرد و آرامش خاطر،امنیت و آزادی را برای خود به ارمغان بیاورد و اگر آدمی از آن غافل شود و با کمبود این سرمایه عظیم مواجهه شود چنان زندگی را تحت فشار قرار می دهد که ناامیدی و ترس تمام زندگی اش را در بر می گیرد.
,,
پس از سالها که مچم دستم فارغ از ساعت مچی شده بود تصمیم گرفتم به ساعت فروشی سری بزنم و ساعت؛ این یار و دوست فراموش شده قدیمی ام را که با رفیق نو ظهور و پر دردسرم یعنی موبایل عوض کرده بودم، جستجو کنم.
,,
آنچه که در ابتدای این جستجو برایم عجیب بود عدم وجود ساعت فروشی های بود که روزگاری نه چندان دور، گوشه و کنار شهر دهدشت را فرا گرفته بود ولی من امروز به سختی و با پرس و جوی زیاد توانستم تنها یکی از آنها را پیدا کنم.
,,
با ورود به ساعت فروشی چشمم به فروشنده میانسال می خورد که آرامش و سکوت مغازه اش نشان می دهد که چقدر ابهت گذشته مغازه داریش فرو ریخته است.
,

, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
پس از سلام و احوالپرسی از کاسبی و فروش مغازه سوال میکنم و در جواب جمله زیبا و با مسمای " الحمدلله " که نشان رضایت از روزی دهنده است بر زبانش جاری می شود.
,,
صحبت مان که گل می کند درد و دل های مرد میانسال شروع می شود. از موبایل این پدیده نو ظهور و البته شاغل کننده جوانان می گوید که برای خودشان مدیرگروه شده اند و دیگر بیکار نیستند.
,,
می گوید اگر همین ساعت را به موبایل اضافه نمی کردند کار و کاسبی ما کساد نمی شد. فلسفه ساعت اعلام زمان و نشان دادن از دست رفتن فرصت هاست در حالی که امروزه خود این گوشی های همراه بزرگترین دزدان زمان هستند.
,

, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
از کم شدن ساعت فروشی های شهر سوال می کنم؟ به نشانه تائید سری تکان می دهد و می گوید در همین دهدشت ما، قبلا 11 مغازه ساعت فروشی وجود داشت که مغازه خودم به تنهایی چهار کارگر داشت ولی الان فقط دو مغازه وجود دارد.
,,
می گوید که پارتی دارهای گذشته کسانی بودند که زود ساعت شان تعمیر و به دستشان می رسید .
,,
از معتاد شدن مردم به اینترنت، گوشی همراه و انواع مختلف تکنولوژی ها گلایه دارد و می گوید اگرچه ما مدیون تکنولوژی های و علم های جدید هستیم اما موبایل در کنار خوبی هایش زندگی روزمره انسانها را تحت تاثیر قرار داده و استرس و بی نظمی زیادی را به زندگی وارد کرده است.
,

, ,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
از آرزویش می گوید که دوست دارد روزی میدان داری موبایل فروشی ها را درهم شکسته ببیند و مردم به زندگی و شادابی قبل برگردند.
, از آرزویش می گوید که دوست دارد روزی میدان داری موبایل فروشی ها را درهم شکسته ببیند و مردم به زندگی و شادابی قبل برگردند.,,
در حالی که به حرف های پر مغز ساعت فروش فکر می کنم از او خداحافظی می کنم؛ از مردی که امروز در مغازه ای پرت از بازار قرار گرفته و روزی دورانی داشت.
,,
به راستی وقت گوهر ناب و گران سنجی است که ارزش هیچچیز را نمیتوان با آن مقایسه کرد.
,,
گزارش: نوراله حمیدی
,انتهای پیام/چ
,]
ارسال دیدگاه