یادداشت
افسار داعش در دست کیست؟
شاید ایالات متحده هیچ گاه خواستار حضور داعش به شکل کنونی نبود، حضوری که تمام معادلات قدرت در منطقه را دچار تغییر و به تهدیدی برای متحدان وی تبدیل شده است. یا هیچ گاه نفوذ سیاسی ایران در افغانستان و عراق را به این شکل متصور نشده است. این وقایع مثالی از انحراف اهداف جاه طلبانه هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اترک نیوز، ابزار توجیه در سیاست و خصوصا سیاست خارجی از ارکان اصلی مقابله با مخالفت های احتمالی اذهان عمومی به شمار می رود که با کمک رسانه های حامی حکومت، افکار جمعی را به سمت همسویی با آنچه حکومت ها انجام می دهند سوق می دهد. این ابزار در ظاهر به صورت تفکر بنیادین اعمال شده ونشان داده است که به شکل کنشی ظاهر می شوند و اعمال مورد تایید حکومت ها واکنشی به آنها هستند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز، ,وجود کمونیسم توجیه بسیار مناسبی برای سیاست های ایالات متحده و حمایت نه چندان پنهان آن از نفوذ تروریسم در افغانستان، یمن و بعد از آن پاکستان، سومالی و ... است. حرکت هایی که به بهانه جلوگیری از تسلط نظامی روسیه در افغانستان و به دنبال آن فراگیری اندیشه کمونیسم در افغانستان شکل گرفت.
,تروریسم سازی در خاورمیانه و خصوصا افغانستان، حرکتی با دو هدف اول، مقابله نظامی با طرفداران روسیه و جلوگیری از گسترش نفوذ اندیشه روس و دوم، ساختن ابزار توجیه آلترناتیو کمونیسم است.
,اضمحلال یا رو به زوال رفتن اندیشه کمونیسم، باعث از بین رفتن توجیه ایالات متحده برای سیاست های مداخله جویانه خود در آمریکای لاتین، آسیای شرقی و خاورمیانه شد و تروریسم ابزاری بسیار مناسب برای جایگزینی ابزار توجیه این سیاست ها شد.
,با نگاهی به نقشه نفوذ تروریسم جدید که به نوعی با هسته مرکزی القاعده در ارتباط است نشان می دهد در تمام مناطقی که اندیشه کمونیسم دارای نفوذ و تهدیدی برای ایالات متحده محسوب می شود، اکنون تروریسمِ در ارتباط با القاعده حضور دارد و ایالات متحده باز هم در همان مناطق قبلی حضور نظامی و سیاسی، این بار نه به بهانه مقابله با کمونیسم بلکه به بهانه نبرد با تروریسم دارد.
,مقابله با تروریسم نبردی است که نه مکان مشخصی نه زمانی مشخص دارد. زمانش تا پایان انحطاط تروریسم و مکانش هر جا که تروریسم حضور داشته باشد. اما بیشترین مقابله با تروریسم و به تبع آن بیشترین حضور نظامی و سیاسی ایالات متحده در محل ذخایر دو سوم نفت جهان یعنی خاورمیانه است که مطمئنا این امر نمی تواند تصادف ملحوظ شود.
,ولی نکته اساسی در یک قانون نانوشته خلاصه می شود. اینکه، هر چه اهداف جاه طلبانه تر باشند امکان انحراف شان بیشتر است.
,شاید ایالات متحده هیچ گاه خواستار حضور داعش به شکل کنونی نبود، حضوری که تمام معادلات قدرت در منطقه را دچار تغییر و به تهدیدی برای متحدان وی تبدیل شده است. یا هیچ گاه نفوذ سیاسی ایران در افغانستان و عراق را به این شکل متصور نشده است. این وقایع مثالی از انحراف اهداف جاه طلبانه هستند.
,امروز ایالات متحده از یک سو باید با داعش بجنگد و قدرت آن را محدود کند تا خطری برای متحدانش نباشد و از سوی دیگر باید از فروپاشی آن جلوگیری کند چون در این صورت اعضاء اروپایی داعش به کشورهای شان باز خواهند گشت و حضور تروریست های بالقوه در اروپا تهدیدی بزرگتر از حضور داعش در عراق است. از یک سو باید مخالفان اسد در سوریه را پشتیبانی کند تا از فرصت به دست آمده برای سقوط حکومت سوریه استفاده کند و از سوی دیگر باید برای مقابله با قدرت گرفتن بیش از حد داعش در سوریه با اسد وارد مذاکره شود.
,پارادوکس هایی که برای حل کردنشان باید با ابزار توجیه خود در سیاست بین الملل در ستیز باشد. ابزاری که افسارشان از دستان ایالات متحده خارج شده است.
,نویسنده : مانی محرابی، پژوهشگر
,انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه