حبیب خدا، کاسب نیست
حبیب خدا کاسب نیست البته این عبارت مترادف با همون اصطلاح غلطی است که در خصوص کاسبی در بین عامه رایج شده است. کسب، کار، کاسب، کلمات مترادفی است که در ذهن همه ماارتباط مستقیمی با بازار دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، خبرنگار پایگاه خبری فاروج در یادداشتی نوشت، کسب، کار، کاسب، کلمات مترادفی است که در ذهن همه ما ارتباط مستقیمی با بازار دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فاروج,شاید نوستالژی خیلی از افراد جامعه عبارت طراحی بازاریان از عبارت زیبای کاسب حبیب خدا باشه، در گذشته مغازه های خواربار فروشی که میرفتم میدیدم که یه اتیکت روی نخود و لوبیا و ...زدن .بالای اون اتیکت یه حدیث از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نوشته که ( الکاسب حبیب الله ؛ کاسب حبیب خداست) .به نظر شما منظور ازین کسب و حبیب الله بودن چی میتونه باشه ؟ واقعاً ما اینهمه حبیب الله تو کشور داریم ؟
,یکی از معانیش اینه که کسی که مشغول کسب صفات خوب و پسندیده هست و تو کاراش سعی در جلب رضای خداوند داره ،چنین کسی محبوب خداس که البته این شخص میتونه یه بقال باشه و یا هر کس دیگه. حالا دیگه بستگی داره این کاسب چقدر تو کسبش کاسب باشه.
,اما کدام کاسب حبیب خداست؟
,در فقه ما، یک باب مهم آن مکاسب است، یعنی کسب و بازار. اسلام راجع به کسب و کار و تجارت اهمیت فراوانی قائل شده است؛ در این باره فرموده شده است: «الکاسب حبیبالله»(1)، کاسب حبیب خداست
,و باز فرموده شده است: «التَّاجِرُ الصُّدُوقُ الأَمِینُ الْمُسْلِمُ مَعَ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَه»، تاجری که راستگو و در کارش صدق داشته باشد، در روز قیامت با شهدا محشور میشود.
,اسلام شرایط زیادی را برای کاسب و تاجر تعیین کرده است. حدیثی داریم از قول پیامبر اکرم(ص) که میفرمایند: «اَلسُّوقُ دارُ سَهوٍ وَ دارُ غَفلَه»،(3) بازار جای فراموشی آخرت و غفلت است، یعنی انسان وقتی مشغول کار مادی میشود، گاهی از خدا و آخرت غافل میشود. بعد فرمودند: «فَمَن سَبَّحَ فِیها تَسبِیحه کَتَبَ الله لَهُ بِها ألفَ ألفِ حَسَنه»: اگر کسی در این بازاری که جای غفلت و فراموشی است، مرتب به یاد خدا باشد و خدا را فراموش نکند، خدا هزار هزار یعنی یک میلیون حسنه برایش قرار میدهد، لذا علی بن ابیطالب(ع) در زمان خلافتشان با تازیانه وارد بازار میشدند و صدا میزدند: «یا مَعْشَرَ التُّجّارِ، اَلْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ، اَلْفِقْهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ»، ای تجار! اول فقه، یعنی دستورات و مسائل کسب و کار و حلال و حرام را یاد بگیرید، بعد تجارت کنید که دچار کار خلاف و حرام نشوید.
,قدیم رسم بر این بود که کسبه صبحها به مساجد بازار میرفتند و احکام یاد میگرفتند. مسائل حلال و حرام و مسائل کسب و اینکه آلوده به ربا، خلاف و حرام نشوند.
,این مسائل را رعایت میکردند و در بازار اشخاص و شخصیتهای مهمی داشتیم.
,یکی از مسائلی که در کسب باید خیلی رعایت شود راستگویی است
,کاسب وقتی حبیب خداست که به هیچ وجه به مشتریانش دروغ نگوید.
,اما چرا اینقدر سغری وکبری چیدیم؟
,ساعت 21:30دقیقه شب ضرورتی پیش آمد که باید از طلا فروشی قطعه ای طلا می خریدیم در بیم وامید از خانه بیرون زدیم و همانطور که تصور می شد هیچ جواهری دایر نبود، با تردید به شماره های درج شده بر روی شیشه تماس گرفتیم اما عبارت های مشابه ای شنیدیم، اول همه افرادی که با آن ها تماس گرفته شده، اعلام کردند به تازگی نیروی انتظامی از ما تعهد گرفته است که از بعد از ساعت 21 شب به بعد هیچ فعالیتی نداشته باشیم، اما جمله بعد که در همه مشترک بود حتی در لحن ونوع گفتار، آنهم اینه که حالا چی می خواید؟
,وبعد از شنیدن اینکه مثلا یک النگوی ناقابل نیاز داریم، می شنیدیم، که همانطور که گفتیم تهعد داده ایم بعد از ساعت 21 فعالیت نکنیم!.
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه