روستاییان پایه های اصلی تولید و اقتصاد مقاومتی

ساعاتی در نخلستان با یک روستایی ۸۰ ساله

ساعاتی در نخلستان با یک روستایی ۸۰ ساله
علی رضا آذرنیا صاحب یک نخلستان ۸۰ سال سن دارد؛ می گوید ۲۰ سال پیش بخاطر برخی مشکلات از کار دولتی خارج شده ام و این نخل ها را کاشتم اما در همان اوایل کار با طعنه اطرافیان مواجه شدم که می گفتند مگر در این زمین خار می روید که شما نخل کاشته اید؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گتوند نیوز، علیرضا آذرنیا پیرمرد ۸۰ ساله ای که سال هاست در شهرستان گتوند یک نخلستان به مساحت یک هکتار را اداره می کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گتوند نیوز،,

می گوید ۲۰ سال پیش بخاطر برخی مشکلات از کار دولتی خارج شده ام و این نخل ها را کاشتم اما در همان اوایل کار با طعنه اطرافیان مواجه شدم که می گفتند مگر در این زمین خار می روید که شما نخل کاشته اید؟

بعداز ظهر یکی از روزها به نخلستان رفتیم تا گپ و گفتی خودمانی با او داشته باشیم.

پیرمرد به گونه ای از ما استقبال کرد که انگار سالهاست ما را می شناسد و در صدایش می شد فهمید که هنوز شور و امید به زندگی و کار در او موج می زند.

سپس ما را دعوت به دیدن از نخلستان کرد و با هم به قدم زدن در باغ مشغول شدیم و او با شور و انگیزه بالا شروع به توضیح دادن در خصوص نخلستان کرد.

IMG_1595

از گونه های مختلف نخل ها تا مشکلات و آفات آنها توضیح می داد و در حالی که به گرمی با ما در حال سخن گفتن بود به افرادی که در نخلستان کار می کردند نکاتی را متذکر می شد.

از مداومت بر کار حتی در سن بالا توضیح می داد و راز سلامتی خود را در آن می دید ولی گاهی هم از سن بالای خود می گفت و به شوخی و با لبخندی آرام می گفت من هم کم کم باید آماده رفتن شوم.

IMG_1579

 آذر نیا پیرمرد ۸۰ ساله ای که از جوان ها  هم سالم تر بنظر می رسید خیلی خودمانی می گفت که ۲۰ سال است که در این نخلستان شب و روز زحمت می کشم.

برای رزق حلال تلاش می کنم و می خواهم برای جامعه مفید باشم به همین دلیل این کار را  ادامه دادم و رونق بخشیدم.

پیرمرد که خستگی کار روزانه در چهره اش مشخص شده بود برای استراحت زیر سایه درخت آمد و مقداری آب نوشید و گفت : یکی از مسولان کشور در خصوص روستاییان صحبت هایی کرده است ؛ باید آن شخص را متوجه کنید که خداوند انسان را آفریده است و این انسان هر کاری که دنبال می کند بالاخره نتیجه ای خواهد گرفت.

و از این صحبت ها که پشت سر برخی انسان ها می زنند نتیجه ی خوبی نمی توان گرفت زیرا کار غلط و اشتباهی است.

IMG_1655

عباسِ جوان فرزند پیرمرد صاحب نخلستان است.

می گوید صاحب مدرک لیسانس حقوق است ولی سالهاست در کنار پدر در این نخلستان کار و امرار معاش می کند.

صمیمانه و به دور از هر گونه آلایش با ما در نخلستان قدم می زد ؛ هم در چیدن محصول کمک می کرد و هم محصول چیده شده را می فروخت.

می گفت تمام روز را در کنار پدر در این نخلستان سپری می کند و کمک دست پدر است.

با عباس در زیر درخت ها قدم می زدیم.

در حالی که در زیر درخت لیمو نشسته و لیمو های رسیده را دست چین می کرد می گفت : کسی که به خود اجازه جسارت به روستاییان را داده است باید به او گفت که تولیدات همه کشور از روستاییان نشات می گیرد و اگر این روستاییان نباشند قطعا شما در شهر دچار مشکل خواهید شد و از پایه های اقتصاد مقاومتی همین روستاییان هستند.

همه ما به روستایی بودن خود افتخار می کنیم .

از نکات دیگر این نخلستان این است که محصولی که در روز توسط کارگران چیده می شود در همان محل نیز بفروش می رسد و افراد برای خرید آن محصول به نخلستان می آیند.

IMG_1627

در باغ ماندیم مشتری ها یک به یک جهت خرید به نخلستان می آمدند.

غروب شد و هنگام نماز مغرب؛پیرمرد که یک زیر انداز کوچک داشت آن را پهن کرد و به همه اعلام کرد که هنگام نماز است و می خواهد نماز بخواند.

آری چقدر خوب تلاش ، صمیمیت ، و معنویت را یک پیرمرد روستایی به هم گره زده بود و چقدر ساده در شهر  به این افراد اهانت می شود .

IMG_1631 IMG_1639 IMG_1658 IMG_1590

,

می گوید ۲۰ سال پیش بخاطر برخی مشکلات از کار دولتی خارج شده ام و این نخل ها را کاشتم اما در همان اوایل کار با طعنه اطرافیان مواجه شدم که می گفتند مگر در این زمین خار می روید که شما نخل کاشته اید؟

,

بعداز ظهر یکی از روزها به نخلستان رفتیم تا گپ و گفتی خودمانی با او داشته باشیم.

,

پیرمرد به گونه ای از ما استقبال کرد که انگار سالهاست ما را می شناسد و در صدایش می شد فهمید که هنوز شور و امید به زندگی و کار در او موج می زند.

,

سپس ما را دعوت به دیدن از نخلستان کرد و با هم به قدم زدن در باغ مشغول شدیم و او با شور و انگیزه بالا شروع به توضیح دادن در خصوص نخلستان کرد.

,

IMG_1595

, IMG_1595, IMG_1595,

از گونه های مختلف نخل ها تا مشکلات و آفات آنها توضیح می داد و در حالی که به گرمی با ما در حال سخن گفتن بود به افرادی که در نخلستان کار می کردند نکاتی را متذکر می شد.

,

از مداومت بر کار حتی در سن بالا توضیح می داد و راز سلامتی خود را در آن می دید ولی گاهی هم از سن بالای خود می گفت و به شوخی و با لبخندی آرام می گفت من هم کم کم باید آماده رفتن شوم.

,

IMG_1579

, IMG_1579, IMG_1579,

 آذر نیا پیرمرد ۸۰ ساله ای که از جوان ها  هم سالم تر بنظر می رسید خیلی خودمانی می گفت که ۲۰ سال است که در این نخلستان شب و روز زحمت می کشم.

,

برای رزق حلال تلاش می کنم و می خواهم برای جامعه مفید باشم به همین دلیل این کار را  ادامه دادم و رونق بخشیدم.

,

پیرمرد که خستگی کار روزانه در چهره اش مشخص شده بود برای استراحت زیر سایه درخت آمد و مقداری آب نوشید و گفت : یکی از مسولان کشور در خصوص روستاییان صحبت هایی کرده است ؛ باید آن شخص را متوجه کنید که خداوند انسان را آفریده است و این انسان هر کاری که دنبال می کند بالاخره نتیجه ای خواهد گرفت.

,

و از این صحبت ها که پشت سر برخی انسان ها می زنند نتیجه ی خوبی نمی توان گرفت زیرا کار غلط و اشتباهی است.

,

IMG_1655

, IMG_1655, IMG_1655,

عباسِ جوان فرزند پیرمرد صاحب نخلستان است.

,

می گوید صاحب مدرک لیسانس حقوق است ولی سالهاست در کنار پدر در این نخلستان کار و امرار معاش می کند.

,

صمیمانه و به دور از هر گونه آلایش با ما در نخلستان قدم می زد ؛ هم در چیدن محصول کمک می کرد و هم محصول چیده شده را می فروخت.

,

می گفت تمام روز را در کنار پدر در این نخلستان سپری می کند و کمک دست پدر است.

,

با عباس در زیر درخت ها قدم می زدیم.

,

در حالی که در زیر درخت لیمو نشسته و لیمو های رسیده را دست چین می کرد می گفت : کسی که به خود اجازه جسارت به روستاییان را داده است باید به او گفت که تولیدات همه کشور از روستاییان نشات می گیرد و اگر این روستاییان نباشند قطعا شما در شهر دچار مشکل خواهید شد و از پایه های اقتصاد مقاومتی همین روستاییان هستند.

,

همه ما به روستایی بودن خود افتخار می کنیم .

,

از نکات دیگر این نخلستان این است که محصولی که در روز توسط کارگران چیده می شود در همان محل نیز بفروش می رسد و افراد برای خرید آن محصول به نخلستان می آیند.

,

IMG_1627

, IMG_1627, IMG_1627,

در باغ ماندیم مشتری ها یک به یک جهت خرید به نخلستان می آمدند.

,

غروب شد و هنگام نماز مغرب؛پیرمرد که یک زیر انداز کوچک داشت آن را پهن کرد و به همه اعلام کرد که هنگام نماز است و می خواهد نماز بخواند.

,

آری چقدر خوب تلاش ، صمیمیت ، و معنویت را یک پیرمرد روستایی به هم گره زده بود و چقدر ساده در شهر  به این افراد اهانت می شود .

,

IMG_1631 IMG_1639 IMG_1658 IMG_1590

, IMG_1631, IMG_1631, IMG_1639, IMG_1639, IMG_1658, IMG_1658, IMG_1590, IMG_1590,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه