روح استکبارستیزی در وصیت‌نامه شهید یدالله صادقی

تا رفع فتنه از جهان با یزیدیان تاریخ می‌جنگیم/ در مقابل مشکلات مقاوم و استوار باشید

تا رفع فتنه از جهان با یزیدیان تاریخ می‌جنگیم/ در مقابل مشکلات مقاوم و استوار باشید
متن زیر وصیت‌نامه شهید یدالله صادقی از شهدای والامقام شهرستان سلسله می‌باشد که در عملیات کربلای چهار و در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا و به نقل از لرسو؛ متن زیر وصیت‌نامه شهید یدالله صادقی از شهدای والامقام شهرستان سلسله می‌باشد که در عملیات کربلای چهار و در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, لرسو,

 بسم الله الرحمن الرحیم                              

,

 وصیت‌نامه برادر حقیر شما یدالله صادقی را در تاریخ  65/5/5 را به عنوان وظیفه و تکلیف شرعی می‌دانم شروع می‌کنم.

,

"الذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله بأموالهم وانفسهم أعظم درجة عندالله و اولئک هم الفائزون"

,

آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جانشان جهاد کردند، آنها نزد خدا مقام بلندی دارند بالخصوص رستگاران دو عالم‌اند.

,

با سلام و درود فراوان به پیشگاه ولی عصر(عج) که در جبهه‌های حق علیه باطل پیشاپیش رزمندگان دلیر و شجاع رهبریت می‌نمایند‍؛ از خداوند عظیم‌الشأن التماس می‌کنیم که هرچه زودتر فرجش را نزدیک گرداند و حکومت اسلام را در این جهان پیاده کند که آرزوی هر مسلمان می‌باشد؛ و سلام به حضور این عالم بزرگوار و این ابراهیم زمان بت شکن تاریخ، امام امت حضرت آیت‌الله خمینی که وجودش باعث شوکت، جلال و بزرگی مسلمانان جهان می‌باشد .

,

از خداوند طلب آمرزش ومغفرت می خواهیم؛

,

و سلام به تمام ارواح طیبه‌ی شهدا از صدر تا کنون و معلولین و مفقودین و اسراء که برای ما غیرت و شوکت به ارمغان آورده‌اند؛ از خداوند بزرگ می‌خواهیم که آنان را بیامرزد و سلام به حضور برادران و خواهران همیشه در صحنه.

,

عرض می‌کنم که باید صبر و استقامت [داشته باشید] و مستحکم باشید، در مقابل مشکلات همیشه مقاوم واستوار باشید و تقوا پیشه کنید و امام را تنها نگذارید و جبهه‌ها را گرم نگه دارید و وحدت داشته باشید و از اختلاف دوری کنید که کار شیطان است ومن به‌عنوان یک برادر کوچک شما که احساس وظیفه می‌کنم می‌خواهم چند کلمه‌ای از درون هر بیدادگری باشد با شما برادران و خواهران صحبت کنم و صحبتم این است که از صدر اسلام همیشه دو فکر و دو جبهه وجود داشته است و حال هم در مقابل هم می‌بینیم این دو مکتب و [دو] مذهب که یکی توحید حقیقی است که جهان و هستی بر مبنای آن استوار است و انسان موحد، انسان پیشتازی‌ است که قسط و عدل را بر قرار سازد و زندگی پهناور و جاوید را پس از مرگ که سعادت برای پرهیزگاران می‌باشد [را انتخاب کند]، اما مکتب دیگری که می‌بینیم یک مکتب غلط و باطل است که پس از مرگ بر عذاب وسختی برای انسان‌های حیوان صفت و بی تفاوت که نمی‌دانند از کجا آمده‌اند و کجا می‌خواهند بروند؛ ما می‌خواهیم بدانیم که انسان باید خودش را ارزیابی کند و تشخیص بدهد کدام را باید انتخاب کند؟ زندگی [و] سعادت پس از مرگ می‌خواهد یا زندگی تلخ پر عذاب؟

,

اگر جزء آن دسته باشیم که سعادت را در گرو اخلاص وپاکی بدانیم و درستی را انتخاب کنیم باید تلاش [کنیم] و زحمت بکشیم پس بدانید و مطمئن باشید که موفق وپیروزید و اگر جزء آن دسته باشیم که بی‌تفاوت و بدون هیچگونه احساس وظیفه‌ای از کنار مسئولیت ها می‌گذرند، اینها طبق کلام خدا در عذابند.

,

و اما سخن من با آن دسته‌ای می‌باشد که دم از مسلمانی می‌زنند ولی طبق اسلام کار نمی‌کنند؛ و بدانید که در قرآن داریم، خداوند می‌فرماید ای کسانی که ایمان آورده اید خیال نکنید [هدف از آفرینش شما و هستی فقط دنیاست و] دیگر کارتان نداریم و بعد می‌فرماید بعد از این که ایمان آوردید شما را امتحان و آزمایش می‌کنم که ما مشاهده می‌کنیم آنها با خدا دروغ می‌گویند وبه خود لطمه میزنند، کار خداوند حساب شده و دقیق است و از هر گونه کاری که به نظرمان می‌رسد آگاه و داناست.

,

عزیزان بدانید که بیهوده به این دنیا نیامدیم که هر کاری انجام دهیم حساب نمی شود، نه! این نیست؛ همان طوری که خداوند اسم و نام شما را در جهان هستی خلیفة‌الله گذاشته است پس بیهوده نیامده‌ایم که در این دنیا سرگرم باشیم، وظیفه من و تو بیش از پیش سنگین است که بدانیم، و باید مواظب باشیم که در پیشگاه خداوند رو سیاه و شرمنده نشویم و در مقابل شهدا و مفقودین سر به زیر نبا شیم، باید ما هم به حد توانائی برای اسلام کار کنیم و کارمان زمانی پیش می‌رود که وحدت و اتحاد داشته باشیم. اگر آمده‌ایم که تفرقه بیاندازیم و اتحاد مسلمانان را از هم جدا کنیم، جزء آن دسته هستیم که از رحمت خدا به دور هستند.

,

رحمت و نعمتی که ما داریم در این مقطع از زمان خیلی بالا و بلند است اگر قدرش را بدانیم. خلاصه آگاه و هوشیار باشید که از صراط مستقیم که راه الله میباشد منحرف [نشویم] و سقوط نکنیم.

,

خیلی‌ها در بین من و شما بودند، چه آشنا و چه غیر آشنا که رفتند؛ آنها می‌دانستند که دنیا جای ماندن نیست و آنها (شهدا) سبقت گرفتند و رفتند، ما هم باید پا جای پای آنها بگذاریم و راه آنها را ادامه بدهیم و از قفس آزاد شویم و به سوی خدای خود بشتابیم.

,

ولی ما از امام حسین(ع) درس آموخته‌ایم و پیرو خط حسین(ع) و ادامه دهنده‌ی راه حسین(ع) هستیم باید. برویم تا رفع فتنه از جهان با یزیدیان تاریخ بجنگیم و ارزش‌های والای اسلام و قرآن را در جهان پیاده کنیم و با خدای خود پیمان می‌بندیم که تا زنده هستیم می‌جنگیم و نمی‌توانیم ظلم و ذلت را بپذیریم .

,

و اما می‌خواهم به شما بگویم که شاید چند بار باشد که خداوند توفیق داده به سوی جبهه‌های  جنوب و غرب بروم و رفتم و با خدای خود راز و نیاز کردم که مرا هدایت کند و لطف او بالاتر از این است  که بگوئیم حالا که خدایا! خودت از همه آگاه تر و دانا تر هستی که فقط بخاطر رضای تو آمده‌ام و جز به تو به کسی امید ندارم مرا نا امید نکن که آنچه رضای توست که همان راه حسین(ع) است نصیبم بگردان.

,

خدایا! اول مشتاق [دیدار] تو هستم که دوستت دارم، مرا بپذیر و لطف وبزرگی تو خیلی زیاد است.

,

خدایا! ای محبوب عزیزم، قبولم کن که بیایم به سوی تو و صورتت را از من بر نگردان.

,

خدایا! عاشورای امام حسین(ع) نزدیک است، به خون مطهر هفتاد و دو تن که در در صحرای کربلا بی کس در آن سرزمین به خاک و خون غلطیدند، قبولم کن تا در مقابل آنها روسیاه نباشم.

,

اما ای پدر و مادربزرگ و مهربانم! و ای برادران و خواهران عزیزم، بدانید که من بارها پیش شما افسوس می‌خوردم که چرا خداوند مرا قبول نمی‌کند که به سویش بروم حالا هم می‌دانید که ماندنم در خانه برایم سخت و سنگین است من خودم این راه را انتخاب کردم و هیچ کس مرا به این راه نکشانده جز خدای خودم و آگاهی‌ایی که داشتم و رفتم، حالا از شما می‌خواهم که اگر توفیق یافتم و شهید شدم اصلا" ناراحت نباشید و صبر و استقامت پیشه کنید که پسر شما با آگاهی و با دید و بصیرت رفته است و شما باید افتخار کنید که در راه حسین(ع) رفتم، با عشقی که در سینه‌ام و در قلبم می‌جوشید، رفتم.

,

و پدر و مادر عزیزم! اگر کسی نبودم که برای شما خدمت و اطاعت کنم، اما از خداوند می‌خواهم که [به خاطر او ] شما مرا حلال کنید و [از من] گذشت کنید که انشاالله اگر مرا قبول کرد و شهید شدم، شما را [در قیامت] شفاعت می‌کنم.

,

و برادران عزیزم! هر چند من کمتر از آنم که به شما نصیحت کنم اما بر حسب وظیفه‌ای که دارم خدمتان عرض می‌کنم، راهی که من رفتم راه امام حسین (ع) ست، راه شهدای تنگه‌ی چزابه و حاج عمران و جزیره‌ی مجنون و شهدای غرب و جنوب است، برای شما هیچگونه ناراحتی نباشد که رفتم، اگر در رختواب می‌مُردم شاید افسوس می خوردید و حالا باید افتخار کنید که خداوند توفیق شهادت نصیبم کرده.

,

من با عشقی که از امام حسین(ع) دارم و این راه را انتخاب کردم و تا آخرین قطره‌ی خونی که در بدن دارم می‌ایستم و می‌جنگم و شما ای خواهران! شما هم باید صبور واستوار باشید و مانند زینب(س) که ظهر کربلای عاشورا هفتاد و دو تن از عزیزان، که همه از  یک جا بودند در راه خدا شهید شدند و زینب(س) در مقابل آنها چنان محکم و استقامت به خرج داد، باید محکم و پایدار باشید و همیشه به یاد خدا و ذکر خدا را به جا آورید...

,

بار خدایا! مرا جزء کسانی قرار بده که با اولیاء خدا دوست و همراه آنها باشیم، خدایا به ما توفیق بده که در کربلای حسین(ع) که بار دیگر چادر و خیمه‌های سوخته شده‌ی امام حسین (ع) را بر پا کنیم...

,

خدایا! ما را ثابت قدم و پایدار کن تا راهی را که اولیاء و معصومین(ع) و شهداء انتخاب کردند، ما هم انتخاب کنیم.

,

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاة

,

1365/5/5

,

یدالله صادقی

,

انتهای پیام/ف

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه