خاطرات قدرت محمدی، آزاده دفاع مقدس از دوران اسارت
در برابر دشمن تا دندان مسلح مظلومانه دفاع کردیم/ یاد کردن سختیهای اسرای کربلا، سختیهای اسارت را برای ما کم میکرد
پایگاه خبری تحلیلی خاورستان به مناسبت سالگرد ورود آزادگان به میهن، گفتگویی تفضیلی با قدرت محمدی آزاده دفاع مقدس منتشر کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خاورستان، قدرت محمدی، یکی از آزادگان دوران دفاع مقدس، در 2 شهریور سال 1346 در اطراف شهرستان بیرجند در روستای نوکند باقران چشم به جهان گشود و در سن 7 سالگی در روستا زندگی میکرد که پس از آن برای شروع تحصیلات به بیرجند مهاجرت کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خاورستان, , خاورستان, خاورستان, ،,وی تحصیلات ابتدایی را در مدرسه شهید قرنی و تحصیلات راهنمایی را در مدرسه شهید مطهری بیرجند گذراند.
,این آزاده دوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار خاورستان، اظهار کرد: در نیمه دوم سال 1362 در سن 16 سالگی پس از گذراندن دوره آموزشی به عنوان امدادگر عازم جبهه حق علیه باطل شدم و در اسفندماه سال 1362 در اولین عملیات خاکی و آبی خیبر شرکت کردم.
, خبرنگار خاورستان،, خبرنگار خاورستان, خبرنگار , خاورستان, خاورستان, ،, ,محمدی ادامه داد: قاعدتاً چون نوجوان بودم مخالفتهایی برای رفتن به جبهه میشد اما خانواده بهدلیل دفاع از وطن، در نهایت رضایت خود را اعلام کردند و بالاخره به جبهه رفتم.
,وی خاطرنشان کرد: روز 3 اسفند ماه سال 1362 در قایقهای 10 یا 15 نفری از مسیر حورالهویزه وارد خاک عراق شدیم؛ لشکرهای بسیاری از جمله لشکر محمد رسول الله، عاشورا، نصر و تیپ سه امام رضا و غیره در این عملیات شرکت داشتند.
,این آزاده دوران دفاع مقدس با بیان این که 10 تیپ یا لشکر آماده عملیات بودند، افزود: این لشکرها به صورت ایزایی یا عملیات اصلی وارد خاک عراق شدند که هدف اصلی جزیره مجنون بود و ما از محور حورالعظیم محوری با نیزارهای بلند وارد خاک عراق شدیم.
, این آزاده دوران دفاع مقدس با بیان این که 10 تیپ یا لشکر آماده عملیات بودند، افزود: این لشکرها به صورت ایزایی یا عملیات اصلی وارد خاک عراق شدند که هدف اصلی جزیره مجنون بود و ما از محور حورالعظیم محوری با نیزارهای بلند وارد خاک عراق شدیم.,هدف ما گرفتن پل تدارکاتی دشمن بود
, هدف ما گرفتن پل تدارکاتی دشمن بود, هدف ما گرفتن پل تدارکاتی دشمن بود,محمدی بیان کرد: در روز 3 اسفند، سوار بر قایق و لنجها شده و گردان به گردان به سمت منطقه عملیاتی رفتیم و نیمه شب وارد منطقه العزیز در 50 کیلومتری العماره عراق شدیم و هدف ما گرفتن پل تدارکاتی دشمن بود.
,وی با اشاره به اینکه درعملیاتها جهاد، دفاع و اقامه نماز مهم بود، گفت: اقامه نماز برای رزمندهها در جبهه مهم بود و با وجود خمپارههایی که دشمن به سوی ما میزد همه رزمندگان در حالت نیمه خیز نماز خود را میخواندند.
,این آزاده دوران دفاع مقدس ادامه داد: در صبح روز 14 اسفند در حال عقبنشینی به سمت حورالعظیم بودیم که متاسفانه به حور نرسیدیم و به دست نیروهای بعثی عراق درآمدیم.
, در صبح روز 14 اسفند در حال عقبنشینی به سمت حورالعظیم بودیم که متاسفانه به حور نرسیدیم و به دست نیروهای بعثی عراق درآمدیم.,در برابر دشمن تا دندان مسلح در زمان جنگ مظلومانه دفاع کردیم
, در برابر دشمن تا دندان مسلح در زمان جنگ مظلومانه دفاع کردیم, در برابر دشمن تا دندان مسلح در زمان جنگ مظلومانه دفاع کردیم,محمدی یادآور شد: ما در تدارکات بسیار در مضیقه بودیم و تنها ایمان رزمندهها و لطف خدواند موجب شکست ما نمیشد و شاید قویترین سلاح ما خمپاره 60 بود که در برابر دشمن تا دندان مسلح در زمان جنگ مظلومانه دفاع کردیم.
,بعد از اسارت نیم ساعتی در یک نفربر عراقی بودیم
, بعد از اسارت نیم ساعتی در یک نفربر عراقی بودیم, بعد از اسارت نیم ساعتی در یک نفربر عراقی بودیم,وی افزود: بعد از اسارت نیم ساعتی در یک نفربر عراقی بودیم که با وضعیت بسیار سخت همه رزمندهها در داخل ماشین گنجاندند پس از انتقال به پادگان العماره چند ساعتی را زیر آفتاب سپری کردیم و لحظات بسیار سختی بود چراکه رزمندهها از روز قبل غذا نخورده بودند.
,چنانچه اسم کوچکترین خواستهای را میبردیم عراقیها به شدت برخورد میکردند
, چنانچه اسم کوچکترین خواستهای را میبردیم عراقیها به شدت برخورد میکردند, چنانچه اسم کوچکترین خواستهای را میبردیم عراقیها به شدت برخورد میکردند,این آزاده دوران دفاع مقدس متذکر شد: چنانچه اسم کوچکترین خواستهای را میبردیم عراقیها به شدت برخورد میکردند و به دلیل شست و شوی مغزی که شده بودند ایرانیها را مجوس و غیر مسلمان تصور میکردند و حق را به خودشان میدادند و از هر آزار و اذیتی کوتاهی نمیکردند.
,محمدی با بیان اینکه در دوران اسارت قدرت ما در معنویات و انجام فرایض دینی بود، گفت: با توجه به اینکه عراقیها نمیگذاشتند ما دعا یا نماز بخوانیم اما دوستان به هر طریقی نماز خود را میخواندند.
,اصل بازجوییها و شکنجهها از وارد شدن به بغداد آغاز میشد
, اصل بازجوییها و شکنجهها از وارد شدن به بغداد آغاز میشد, اصل بازجوییها و شکنجهها از وارد شدن به بغداد آغاز میشد,وی ادامه داد: پس از دو روز ماندن در العماره ما را به استخبارات عراق منتقل کردند و اصل بازجوییها و شکنجهها از وارد شدن به بغداد شروع میشد و زمانی که ما را جابه جا کردند از هرگونه زدنی چه با کابل و چه با سیم دریق نمیکردند.
,این آزاده دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد: یاد کردن سختیهای اسرای کربلا این سختیها را برای ما کم میکرد.
, یاد کردن سختیهای اسرای کربلا این سختیها را برای ما کم میکرد., یاد کردن سختیهای اسرای کربلا این سختیها را برای ما کم میکرد.,محمدی ادامه داد: در بغداد بیش از 100 نفرمان را در داخل یک اتاق 15 متری زندانی میکردند و از 24 ساعتی که آنجا بودیم به دلیل وجود فضای کم و خستگی به صورت نوبتی تعدادی میایستادیم و تعدادی می نشستند.
,وی یادآور شد: فرماندهان عراقی را از روی هیکل و جثه انتخاب میشدند و همیشه فکر میکردند که رزمندههایی که درشت قامتاند فرمانده هستند و آنها را مورد آزار قرار میدادند در حالی که در ایران اینگونه نبود.
,این آزاده دوران دفاع مقدس ادامه داد: شبانه ما را به مکان دیگری وابسته به استخبارات منتقل کردند و این مکان دارای سوله بزرگی بود که بر عکس مکانهای دیگر دارای فضای باز بزرگتر اما سرد بود که مدام راه میرفتیم که خودمان را گرم کنیم.
,محمدی خاطرنشان کرد: پس از دو روز ما را به موصل منتقل کردند و یک اردوگاه مخصوص برای اسرای جدید آماده کرده بودند و در غروب 19 اسفند به این اردوگاه رسیدیم و فضای مخوفی با دیوارهای بلندی داشت که به محض ورود عمداً فضا را تاریک کرده بودند.
,وی ادامه داد: پس از پایین آمدن از اتوبوسها با سیلی محکم و تونل وحشت روبرو میشدیم این تونل شامل دو ردیف سرباز عراقی بود که رزمندهها را با انواع ضربات کابل، سیم و چوب مور د آزار و اذیت قرار می دادند.
,لطف آقا امام زمان(عج) و توکل به خدا مشکلات را آسان میکرد
, لطف آقا امام زمان(عج) و توکل به خدا مشکلات را آسان میکرد, لطف آقا امام زمان(عج) و توکل به خدا مشکلات را آسان میکرد,این آزاده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه درد کابلها بیشتر از چند ثانیه طول نمیکشید و فراموش میکردیم؛ توضیح داد: لطف آقا امام زمان(عج) و توکل به خدا مشکلات را آسان میکرد و همچنین با ذکر زیاد و زمزمه آیه و اجعلنا ایدیهم تحمل مشکلات آسان میشد.
,محمدی افزود: در موصل از انواع شکنجه ها از جمله شوک برقی، زدن با کابل و آویزان کردن به پنکه استفاده میکردند و با این شکنجهها میخواستند از رزمندههای ما اطلاعات بگیرند که موفق نمیشدند.
,وی یادآور شد:پس از آنکه 3 ماه در موصل بودیم ما را به منطقه الرمادی در استان العمار منتقل کردند این اردوگاه از لحاظ ظاهری از موصل بهتر بود اما از نظر آب و هوایی در منطقه خشکی قرار داشت و در هر اردوگاه نزدیک به 60 یا 70 نفر را جاسازی کرده بودند.
,این آزاده دوران دفاع مقدس بیان کرد: با توجه به این که همه ما از لحاظ جثه کوچک بودیم عراقیها به ما طفل میگفتند اما پس از چند مدت برایشان ثابت شد که نسبت به ما اشتباه میکردند.
,محمدی با بیان اینکه پس از چند مدت تعدادی از اسرای قدیمی را به صورت اشتباه به کمپ ما آوردند؛ گفت: تجریه این اسرای قدیمی که بیشتر از ما بود کمک فراوانی به ما کرد و آنها تاکید فراوانی در استفاده از وقت داشتند و ما این زمان را به حفظ قرآن و انجام عبادات می گذراندیم.
,وی ادامه داد: پس از گذشت چند مدت عراقیها برای تبلیغات منفی بر علیه کشور ما، تعدادی از خبرنگاران وارد اردوگاه کرده بودند که بگویند" ایران نیرو ندارد و از مدارس دانش آموزان را به جنگ میفرستد " و دشمن از هر تبلیغ و مکر، حیلهای استفاده میکرد اما رزمندههای ما نقشههای آنها را برملا کردند.
, پس از گذشت چند مدت عراقیها برای تبلیغات منفی بر علیه کشور ما، تعدادی از خبرنگاران وارد اردوگاه کرده بودند , پس از گذشت چند مدت عراقیها برای تبلیغات منفی بر علیه کشور ما، تعدادی از خبرنگاران وارد اردوگاه کرده بودند,این آزاده دوران دفاع مقدس افزود: به همراه دیگر رزمندگان اعلام کردیم شما به هیچ وجه حق ندارید که خبرنگاری را داخل اردوگاه بیاورید اما عراقیها پافشاری میکردند به همین دلیل از روز 8 محرم اعتصاب غذا کردیم در واقع در ظاهر ما اسیر عراقیها بودیم در حالی که عراقیها اسیر ما بودند.
, این آزاده دوران دفاع مقدس افزود: به همراه دیگر رزمندگان اعلام کردیم شما به هیچ وجه حق ندارید که خبرنگاری را داخل اردوگاه بیاورید اما عراقیها پافشاری میکردند به همین دلیل از روز 8 محرم اعتصاب غذا کردیم در واقع در ظاهر ما اسیر عراقیها بودیم در حالی که عراقیها اسیر ما بودند.,محمدی خاطرنشان کرد: ما به افسران عراقی رساندیم در صورتی اعتصاب خود را میشکنیم که خبرنگاران داخل اردوگاه نیایند و روز عاشورا که بچههای رزمنده تشنه شده بودند و لحظات سختی را میگذراندند تا اینکه عراقیها مجبور شدند که خواستههای ما را قبول کنند و اعتصاب ما آمدن خبرنگاران به اردوگاه را لغو کرد.
, محمدی خاطرنشان کرد: ما به افسران عراقی رساندیم در صورتی اعتصاب خود را میشکنیم که خبرنگاران داخل اردوگاه نیایند و روز عاشورا که بچههای رزمنده تشنه شده بودند و لحظات سختی را میگذراندند تا اینکه عراقیها مجبور شدند که خواستههای ما را قبول کنند و اعتصاب ما آمدن خبرنگاران به اردوگاه را لغو کرد.,وی ادامه داد: عراقیها پس از قبول کردن خواستههای ما گفتند تعدادی از نمایندههای خود را بفرستید که با آنها صحبت کنیم و از هر کمپی 5 نفر را فرستادیم که پس از 3 یا 4 ساعت بیخبری دیدیم این افراد به صورت کمر خم، رنجور و آبکش به آسایشگاه برگشتند و عراقیها ناجوان مردانه آنها را شکنجه کرده بودند.
,بهترین مونس رزمندهها در اسارت قرآن بود
, بهترین مونس رزمندهها در اسارت قرآن بود, بهترین مونس رزمندهها در اسارت قرآن بود,این آزاده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه بهترین مونس رزمندهها در اسارت قرآن بود؛ یادآور شد: درهمین ایام با ورود صلیب سرخ امکاناتی برای رزمندهها فراهم شد و برای هر آسایشگاهی یک قرآن آوردند و این قرآن لحظهای بدون استفاده نمیماند و نوبتی بین افراد رد و بدل میشد.
,محمدی ادامه داد: عراقیها که به کارهای فرهنگی ما پی برده بودند؛ رزمنده فعال را جدا کردند که حدود 100 نفری میشدیم و در آذرماه 67 ما را به کمپ 13 منتقل کردند و در آنجا با اسرای جدیدی آشنا شدیم که تجربیات خود را به آنها ها منتقل کردیم.
,وی نبود سرویس بهداشتی را از مشکلات بسیار سخت اسرا عنوان کرد و افزود: باید ساعات مشخصی از روز را به دستشویی میرفتیم و شب را دوستانی که دچار مشکل بودند و نمیتوانستند تا صبح به سرویس بهداشتی بروند به آنها سخت میگذشت.
,این آزاده دوران دفاع مقدس اضافه کرد: حتی کنار هم نمیتوانستیم بنشینم و از تجمع ما جلوگیری میکردند اما با این حال پنهانی به آموزش زبان انگلیسی و قرآن و غیره میپرداختیم و از حداقل امکانات حداکثر استفاده را میبردیم.
,محمدی خاطرنشان کرد: پس از مدتی در سال 67 ما را به اردوگاه تکریت منتقل کردند که مرحوم روحانی ابوترابی خیلی به رزمندهها کمک کرد و برای اسرا خدمات زیادی انجام داد و این روحانی به همراه دکتر چمران در جنگ فعالیت داشت.
,وی ادامه داد: در 14 ماهی که در تکریت بودیم به برکت مرحوم ابوترابی فضا راحت تر شده بود و فعالیت علمی و آموزشی داشتیم.
,این آزاده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه در 24 مرداد ماه سال 69 شایعاتی در خصوص تبادل اسرا به گوش میرسید؛ گفت: با شروع جنگ عراق و کویت آغاز آزاد کردن اسرا و تبادل شد و از 26 مرداد 69 آزاد سازی اسرا آغاز شد.
,ما در سحرگاه 4 شهر یورماه 69 در مرز ایران و عراق بودیم
, ما در سحرگاه 4 شهر یورماه 69 در مرز ایران و عراق بودیم, ما در سحرگاه 4 شهر یورماه 69 در مرز ایران و عراق بودیم,محمدی افزود: ما در سحرگاه 4 شهر یورماه 69 در مرز ایران و عراق بودیم و زمانی که وارد خاک ایران شدیم؛ نسیم ایران برایمان تازگی داشت و بسیار خوشحال بودیم.
,انتهای پیام/ط
]
ارسال دیدگاه