آزاده سرافراز دفاع مقدس گفت؛
شنیدن خبررحلت حضرت امام(ره) تلخ ترین خاطره اسارتم بود
آزاده و جانباز دفاع مقدس : همین که بچه ها می دانستند در مسیری پا گذاشته اند، که اطاعت از امر و خواسته ولی و رهبرشان بوده تحمل مرارت ها و سختیهای اسارت را برایشان امکان پذیر می کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، هادی ایزی یکی از اسرای مفقودالاثر دوران جنگ تحمیلی در گفتگو با خبرنگار گوهرشادنیوز، ضمن بیان اینکه سه سال و هفت ماه در اسارت بعثی ها بوده، در خصوص زمان ونحوه اسارتش، گفت: سال 1365 و در سومین مرحله از عملیات کربلای 5 و پیشروی به منطقه شلحه آن طرف مرز شلمچه به ناگاه گردان ما محاصره شد این محاصره سه روز به طول انجامید، تقلیل توان جسمی و نظامی رزمندگان در این مدت باعث شد تا عراقی ها بتوانند با یورشی ناجوانمردانه اکثریت بچه های گردان را شهید و بنده و 34 نفر دیگر را با وجود جراحات زیاد به اسارت ببرند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هادی ایزی یکی از اسرای مفقودالاثر دوران جنگ تحمیلی در گفتگو با خبرنگار , گوهرشادنیوز, ، ضمن بیان اینکه سه سال و هفت ماه در اسارت بعثی ها بوده، در خصوص زمان ونحوه اسارتش، گفت: سال 1365 و در سومین مرحله از عملیات کربلای 5 و پیشروی به منطقه شلحه آن طرف مرز شلمچه به ناگاه گردان ما محاصره شد این محاصره سه روز به طول انجامید، تقلیل توان جسمی و نظامی رزمندگان در این مدت باعث شد تا عراقی ها بتوانند با یورشی ناجوانمردانه اکثریت بچه های گردان را شهید و بنده و 34 نفر دیگر را با وجود جراحات زیاد به اسارت ببرند.,وی با بیان اینکه دوهفته در بازاشت موقت بوده است، گفت: بعد از اسارت همه ما را به مقر سپاه هفم عراق بردند، بعد از آن به بصره و استخفارات عراق برای انجام بازجوی اولیه رهسپار شدیم و نهایتاً بعد از دو هفته بازداشت موقت در زندان الرشید به اردوگاه اسراء منتقل شدیم.
,این آزاده سرفراز دفاع مقدس با بیان اینکه بعثی ها برای گرفتن اطلاعات از اعمال هر نوع شکنجه ای دریغ نمی کردند، اظهار داشت: بعثی ها انواع شکنجه روحی و بدنی قرون وسطایی را در حق اسرا انجام می دادند، شکوک الکتریکی، گرسنگی های وحشناک، زندانی کردن دسته جمعی بجه ها در اتاق های فوق العاده کوچک، مداوانکردن زخمها، شلاق زدن و خلاصه هر گونه شکنجه ای که شمابتوانید، متصور شوید را با هدف شکستن روحیه مقاومت اسرا و دریافت اطلاعات محرمانه مرتکب می شدند.
,وی ادامه داد: البته استقامت و ایستادگی نشأت گرفته شده از ایمان بچه ها باعث شد، هرگر آنها را به خواسته هایشان نرسند.
,آزاده سرفراز عشق به ولایت را مهمترین دلیل ایستادگی مقابل شکنجه های بعثی دانست و تاکید کرد: همین که بچه ها می دانستند در مسیری پا گذاشته اند که اطاعت از امر و خواسته رهبر و ولی شان بودهء تحمل مرارت ها و سختیهای اسارت را برایشان امکان پذیر می کرد.
,ایزی، شنیدن خبر موفقیت عملیات ها، وحدت و همبستگی اسرا را خوش ترین لحظات حضورش در زندان عنوان کرد و گفت: دو سال اول اسارت تنها وسیله اطلاع ما از اتفاقات خارج و به خصوص تحولات جنگ، اسرایی بودند که تازه به اردوگاه آورده می شدند، اما دو سال آخر ما از طریق تلویزیون و بعضی روزنامه های خارجی که به اردوگاه آورده می شد در جریان اتفاقات قرار می گرفتیم .
,این رزمنده دفاع مقدس شنیدن خبر رحلت امام خمینی(ره) را تلخ ترین خبر اسارتش توصیف کرد و گفت: ما به طور مستقیم و از طریق تلویزیون خبر رحلت امام خود را شنیدیم و بلافاصله بعد از آن غم و ماتم غیر قابل توصیفی فضای اردوگاه را فرا گرفت به گونه ای که تا ساعاتی هیچ کس با هیچ کسی حرف نزد و همه بهت زده تنها راه می رفته و اشک می ریختند.
,وی با بیان اینکه در طول مدت اسارت خانواده از وی اطلاعی نداشته است، تصریح نمود: در مدت سه سال و هفت ماهی که اسیر عراقی ها بودم خانواده گمان می کرد من شهید شدم و آنطور که بعد از اسارت متوجه شدم برایم مراسم عزا هم گرفته بودند.
,وی در خصوص علت مفقود الاثر بودنش گفت: بعد از عملیات ولفجر 8، عراقی ها با هدف راه اندازی جنگ روانی علیه مردم ایران، نام اسرا را به صلیب سرخ اعلام نمی کردند.
,این آزاده دفاع مقدس، با اشاره که هرگز گمان نمی کرده آزاد شود، گفت: از آنجایی که هیچ اطلاعی از ما به صلیب سرخ داده نشده بود، تصور اینکه آزاد شویم، غیرممکن بود و تنها یک روز قبل از آزادی به ما خبر دادند که قرار است با اسرای عراقی تبادل شویم، مهمتر اینکه خانواده ها بعد از ورود ما به ایران و زمان غرطینه از آزادی ما باخبر شده بودند.
,آزاده سرافراز خبر فوت خواهر را تلخترین اتفاق بعد از آزادی اش توصیف کرد و گفت: خوشحالی آزاد شدنم، خیلی دوام نداشت و شنیدن خبر فوت خواهرجوانم که در فراق من سکته کرده بود دنیا ررا برسرم خراب کرد.
,انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه