گزارشی از کودتای 28 مرداد
سرنوشت مصدق از ملی شدن تا کودتا
مهمترین ضعف نهضت ملی شدن صنعت نفت و یکی از مهمترین عوامل شکست آن در مراحل پایانی، شعار تفکیک دین از سیاست و جدایی هویت ملی از هویت دینی بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نسل فردا، روز 28 مرداد یادآور کودتای سیاهی است که شیرینی نهضت ملی شدن صنعت نفت را به کام ملت ایران تلخ کرد. در این روز دولت ملی و قانونی دکتر مصدق با دخالت مستقیم آمریکا و انگلیس سقوط نمود و استبداد سلطنتی جایگزین آن شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,
آنچنان که در اسناد سازمان جاسوسی آمریکا منتشر گردیده است پس از انتخاب چرچیل به نخستوزیری انگلیس در مهرماه ۱۳۳۱ و انتخاب آیزنهاور به ریاست جمهوری آمریکا در آبانماه همان سال، طرح کودتایی با اسم رمز «تی. پی.آژاکس (T.P.AJAX)» تهیه شد که در 28 مرداد 1332 با کمک عواملی در داخل ایران از جمله برادران رشیدیان، ذوالفقاریها و دیگر جریانهای وابسته به انگلیس و آمریکا به اجرا درآمد. هرچند در این روز با قبضه شدن قدرت در دست استبداد داخلی و استعمار خارجی، یکی از ننگینترین دورههای استبداد در تاریخ معاصر ایران رقم خود و منجر به 25 سال حاکمیت استبدادی محمدرضا پهلوی با حمایت مستکبرانی از جمله آمریکا گردید؛ لیکن این واقعه تاریخی درسها و عبرتهای فراوانی برای ملت ایران به همراه داشت و میتواند چراغ راه آینده قرار گیرد.
,,
در حال حاضر با توجه به در جریان بودن توافق هستهای با همان کسانی که روزگاری نهچندان دور در جریان ملی شدن صنعت نفت از پشت به ملت ایران خنجر زدند، توجه به تاریخ و درس های آن امری بس ضروری و لازم است.
,,
یکی از مهمترین درسهایی که کودتای 28 مرداد به ما آموخت این است که نباید در درون خود دچار اختلاف و از هم گسیختگی شد. بی شک موفقیت هر نهضت سیاسی منوط به اشتراک نظر، وحدت عقیده و همکاری مؤثر خواص و نخبگان جامعه اعم از سیاسی، نظامی و مذهبی است. دکتر مصدق تا پیش از قیام 30 تیر سال 1331، که با رهبری حکیمانه آیت الله کاشانی و فداکاری های ملت ایران مجدد به نخست وزیری ایران رسید، به توصیه ها و دیدگاه های روحانیت توجه ویژه داشت و همین امر عامل اصلی پیروزی وی در مراحل نخستین نهضت بود؛ لیکن پس از این قیام خونین، وی روش دیگری در پیش گرفت.
, موفقیت هر نهضت سیاسی منوط به اشتراک نظر، وحدت عقیده و همکاری مؤثر خواص و نخبگان جامعه اعم از سیاسی، نظامی و مذهبی است,,
او با آنکه می توانست عوامل جنایت کشتار مردم در قیام 30 تیر را به کیفر برساند، چنین نکرد و حتی یکی از سران این حادثه را به سِمت معاونت خود برگزید. وی همچنین در صدد افزایش اختیارات خود و محدود کردن اختیارات مجلس شورای ملی برآمد و با طرح شعار جدایی دین از سیاست، به صراحت از مداخله علما در امور سیاسی اظهار نارضایتی کرد و به اختلافات خود با آیتالله کاشانی دامن زد. اختلافات بر سر مسائل مختلف سیاسی و خصوصی توسعه یافت تا اینکه در آخرین ملاقات بین دکتر مصدق و آیت الله کاشانی کلمات تندی بین آنان رد و بدل گردید. پس از این ملاقات روابط آن دو قطع شد و مصدق دستور داد به توصیهها و دستورات آیتالله کاشانی ترتیب اثر داده نشود و از طرف دیگر وی را به کلی از جریان امور دور نگاه داشت. او حتی بدون توجه به نقش و رهبری آیتالله کاشانی در قیام 30 تیر، برخی روحانیون و نزدیکان وی را دستگیر نمود.
,,
عوامل داخلی و خارجی نیز آنچنان شخصیت این روحانی بزرگ را لکهدار کردند که شاید بتوان آن را در تاریخ ایران بیسابقه دانست. روزنامههای خارجی به خصوص مطبوعات انگلیس و آمریکا نیز با چاپ مقالاتی با عناوین «اعلان جنگ کاشانی به مصدق»، «شکاف عظیم در نهضت ملی ایران»، « آغاز مبارزه آیتالله کاشانی با دکتر مصدق»، «علنی شدن شکاف و اختلاف بین آیتالله کاشانی و دکتر مصدق» و... در راستای پیشبرد سیاستهای استعماری خود سعی در عمق بخشیدن به این اختلافات کردند. نهایتاً همین اختلافات و نفاق و فساد درونی، عاملی شد تا این نهضت نیز به مانند نهضت مشروطه از مسیر اصلی خود منحرف شده و به شکست بیانجامد.
,,
درس دیگری که میتوان از کودتای 28 مرداد گرفت این نکته است که اصولاً حرکتهای بریده از دین در جوامع دینی، محکوم به شکست میباشد. بیشک مهمترین ضعف نهضت ملی شدن صنعت نفت و یکی از مهمترین عوامل شکست آن در مراحل پایانی، همین شعار تفکیک دین از سیاست و جدایی هویت ملی از هویت دینی بود. در نهضت ملی شدن صنعت نفت، اختلاف میان دو رهبر دینی و ملی از یک سو و اساساً عدم اعتقاد رهبر ملی به توان دین در اداره امور سیاسی از سوی دیگر باعث شکست نهضت به بدترین وجه ممکن شد. اشتباه اساسی در نهضت از آنجایی صورت گرفت که مصدق گمان کرد که مردم، ملیت منهای اسلام را میخواهند؛ این در حالی بود که مردم هرچند ملیت را پاس میداشتند، اما آن را تنها در سایه اسلام میخواستند. این نکته را حتی در اظهارات نویسندگان و سیاستمداران غربی نیز می توان یافت.
, اصولاً حرکتهای بریده از دین در جوامع دینی، محکوم به شکست میباشد,,
برای مثال لمبتون مینویسد: «مادامی که نهضت [ملی شدن صنعت نفت] از سوی روحانیون با اصطلاحات اسلامی توجیه نشد، از پشتیبانی گسترده مردم برخوردار نبود.» این واقعیت را دکتر مصدق و ملی گراها هیچگاه نتوانستند دریابند. مقام معظم رهبری در همین خصوص می فرمایند: «آن نکته ای که فوق العاده اهمیت دارد این نکته است که بعد از آن مجددا دولت مصدق روی کار آمد اولین عکس العملی که نشان داده شد بی اعتنائی به مرحوم آیت الله کاشانی است. مصدق دید مردم آمدند توی خیابان ها و شعار دادند و یا مرگ یا مصدق گفتند و یک عدهای کشته شدند مطلب بر او مشتبه شد خیال کرد این مردم از او حمایت میکنند. نفهمید که مردم از دین و از احساسات دینیشان دارند حمایت می کنند. آن روزی که به اسلام پشت کردند آن روزی که خودشان را از اسلام و از قرآن و از احکام اسلامی و از فقاهت اسلامی جدا کردند مردم به آنان آنچنان پشت کردند که درتاریخ به عنوان یک درس تاریخی باقی ماند.»
,,
همچنین ایشان با نگاه ژرف انگیز و عبرت آموز از تحلیل آن وقایع چنین می فرمایند:
,«این جا دو درس وجود دارد؛ یکی این درس که آن کسانی که با کمک دین با کمک علما با کمک احساسات دینی مردم سرکار آمدند، تا اندک فرصتی پیدا کردند در طول تاریخ لگد زدند. این درسی است که در مشروطه هم ما گرفتیم. در نهضت ملی هم این درس تکرار شد. در انقلاب خودمان هم این درس پیش آمد و این برای ما یک حقیقت تلخی است.»
,,
اما درس و عبرتی بسیار مهم دیگری که بایستی از کودتای انگلیسی ـ آمریکایی 28 مرداد 1332 گرفت، عدم اعتماد به مستکبران و در رأس آنها آمریکای جنایت کار است. یکی دیگر از اشتباهات دکتر مصدق که به کودتای 28 مرداد منتهی شد همین اعتماد و خوشبینی نسبت به آمریکا بود. وی پس از ماجرای ملی شدن صنعت نفت به علت تحریم خرید نفت ایران از سوی انگلیس به جای اتکای به توان داخلی دست نیاز به سوی آمریکا دراز کرد. آمریکا نیز علارغم آنکه در ابتدا خود را طرفدار ملی شدن صنعت نفت ایران نشان میداد، پس از مدتی موضع خود را تغییر داد و بر ضرورت مشارکت و همسویی با انگلیس در برابر ایران تاکید کرد. سپس به سازمان سیا برای برنامه ریزی کودتا مأموریت داد و چندی بعد یک میلیون دلار به پایگاه سیا در تهران اختصاص داده شد تا در راه سرنگونی مصدق بکار گرفته شود. این سازمان نیز مبالغ کثیری از راههای گوناگون میان مخالفان مصدق پخش کرد و به مصرف تبلیغات وسیع در جهت تخریب چهره مصدق رساند. افزون بر آن، سازمان سیا هفتهای یازده هزار دلار جهت خرید نمایندگان مجلس تخصیص داد و مبالغی را جهت سازماندهی تظاهرات چماقداران و اوباشی چون شعبان بی مخ و فاحشه هایی چون پری بلنده، اشرف چهار چشم و ... هزینه کردند.
, درس و عبرتی بسیار مهم دیگری که بایستی از کودتای انگلیسی ـ آمریکایی 28 مرداد 1332 گرفت، عدم اعتماد به مستکبران و در رأس آنها آمریکای جنایت کار است, یکی دیگر از اشتباهات دکتر مصدق که به کودتای 28 مرداد منتهی شد همین اعتماد و خوشبینی نسبت به آمریکا بود.,,
آنها علاوه بر این در جهت عمق بخشیدن به اختلافات دکتر مصدق و آیت الله کاشانی نیز تلاشهای بسیار کردند. برای مثال سفیر آمریکا در اولین ملاقاتهای خود با دکتر مصدق سوءظن و نگرانی دولت آمریکا را نسبت به فعالیتهای کاشانی اعلام داشت و شرط شروع مذاکرات برای حل قضیه نفت را عدم مداخله کاشانی در این امر قرار داد. مصدق نیز این تقاضا را پذیرفت.
,,
روزنامههای آمریکایی همچون نیویورک تایمز و واشنگتن پست نیز بی کار ننشستند و چنین القا میکردند که با دور شدن کاشانی از صحنه سیاست ایران مسئله نفت به نحو مطلوب حل خواهد شد. برای نمونه مقاله دیلی آمریکن در یادداشتی مینویسد: «دکتر مصدق نباید از فعالیتهای خطرناک آینده آیتالله کاشانی غافل بماند.»
,,
سرنگونی دولت مصدق به قدری برای آمریکا مهم بود که آیزنهاور رئیس جمهور وقت ایالات متحده در پایان دوره زمامداریاش در سال 1960 در نطق خداحافظی خود در کنگره آمریکا یکی از افتخاراتش را براندازی حکومت محمد مصدق بیان میکند.
, آیزنهاور رئیس جمهور وقت ایالات متحده در پایان دوره زمامداریاش در سال 1960 در نطق خداحافظی خود در کنگره آمریکا یکی از افتخاراتش را براندازی حکومت محمد مصدق بیان میکند.,,
اشتباه مصدق در خصوص اعتماد به آمریکا، عدم آگاهی وی نسبت به این واقعیت بود که سیاست خارجی آمریکا و دیگر کشورهای مستکبر مبتنی بر موضعی کاملاً انتخابی و دیکته شده بوسیله منافع ملّیشان میباشد. چه بسا حکومتهای مردمی و آزاداندیش که به سبب عدم همسوئی با منافع مورد نظر آنها مقهور دسیسه ها و توطئه هایشان شوند و بر عکس، نظامهای غیر مردمی، دیکتاتوری و ناقض اصول متعارف انسانی از پشتیبانی آنها برخوردار گردیدهاند. حال با کمی تأمل میتوان به درک بهتری نسبت به مواضع رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران امام خامنهای (مدظله) در قبال عدم اعتماد به آمریکا رسید.
,علی زارعی
,,
انتهای پیام/ف
]
ارسال دیدگاه