دلنوشتهای برای شهید خراط؛
حالا که آمدهاید حواستان به ما باشد
تو بگو که این لشکر آمده است کدام جبهه را فتح کند؟ مگر هنوز هم جنگ ادامه دارد؟ …پس شما لشکریان چرا در داخل مرزهای کشور پیشروی میکنید؟! آمدهاید کدام خط را بشکنید؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از خطب شکن، امروز هفت روز از حضور و خاکسپاری شهید منوچهر خراط می گذرد، شهیدی که با حضورش در شهرستان بار دیگر حس و حال دارالشهدا را تغییر داد. به همین مناسبت دلنوشتهای خطاب به ایشان تقدیم می شود:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, خطب شکن,
آن روز که میرفتی، جوان رعنایی بودی که راه رفتنت دل زمین و زمان را هم مثل دل مادرت میلرزاند.
,
آن روز که میرفتی، گفته بودی که برای شهادت میروی، ولی کسی باورش نمیآمد که یک جوان شانزده ساله، این قدر روز، پس از ۴۰ روز، راهی را برود که پیران طریقت سالها در حسرت آن سوختهاند و نرسیدهاند… و آن زمانه، زمانهی عجیبی بود…
,
***
,
حالا آمدهای و دیگر نخواهی رفت، این آمدنت همیشگی است.
,
حالا آمدهای و ما را در ابهامی عمیق گرفتار کردهای که در عزایت سوگواری کنیم یا در استقبالت به شادی بنشینیم!
,
سی سال نبودی و گمنام بودی؛ حتی دیگر از یادمان رفته بود که تو هم روزی در جمع ما نفس میکشیدی.
,
آمدهای ولی یادت باشد آن قدر دیر آمدی که مادرت دیگر چشمی برای دیدن تو ندارد. آن قدر اشک در راه آمدنت ریخته است که چشمانش از حزن، سفید شده…
,
آمدهای ولی دیگر آن جوان رعنا نیستی که یک روز رفته بود و مانده بود… و ماندن تو ابدی است!
,
بعد از سی سال چقدر سبکبارتر شدهای… و مگر چند پاره استخوان چقدر وزن دارد؟!
,
بعد از سی سالی که از جوانیات گذشته است، تمام همرزمان تو پیر شدهاند، اما تو هنوز همان منوچهر شانزده سالهای!
,
بعد از این همه سال از تو چیزی جز خاطرات نمانده است. حالا چه کار کنیم با نسلی که نه تو را دیدهاند و نه در آن چه را از تو میگویند میفهمند؟!
,
***
,
این همه سال گذشته است، این همه سال نبودهاید. حالا آمدهاید چه بگویید؟!
,
تو بگو که این لشکر آمده است کدام جبهه را فتح کند؟ مگر هنوز هم جنگ ادامه دارد؟ …پس شما لشکریان چرا در داخل مرزهای کشور پیشروی میکنید؟! آمدهاید کدام خط را بشکنید؟
,
***
,
چه خوب شد آمدید و ما را در این بحر عمیق غفلت رها نکردید! مگر آن که شما بیایید و دست ما را بگیرید، وگرنه کسی یادش نمیآید که کاروان عقبماندگان، حال و روز خوشی ندارد!
,
حالا که آمدهاید ما را از این دنیای عفن دور کنید! حواستان به ما باشد، شاید گذرگاهی گشوده شد و ما هم مثل شما رها شدیم!
_________________
محمدرضا انیسی آرانی
, _________________
محمدرضا انیسی آرانی
,
, محمدرضا انیسی آرانی,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه