یدداشت/
حیایی که دارد گم می شود
داشتم حرص می خوردم و در عین حال از دست خودم عصبانی بودم که چرا حرف نمی زنم و نظر خانم هایی که در بازار چهارشنبه حضور دارند را نمی پرسم شاید هم از عکس العمل ها می ترسیدم ...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از زن امروز داشتم حرص می خوردم و در عین حال از دست خودم عصبانی بودم که چرا حرف نمی زنم و نظر خانم هایی که در بازار چهارشنبه حضور دارند را نمی پرسم شاید هم از عکس العمل ها می ترسیدم ...
, شبکه اطلاع رسانی دانا, زن امروز,,
نزدیک خانمی که در حال خرید کردن بود و میوه جدا می کرد رفتم و از او پرسیدم شما از وضعیت بازار اینجا راضی هستید؟ کمی مکث کرد و گفت : خیلی زیاد برای خرید به اینجا نمی آیم و امروز هم اتفاقی با همسرم آمدیم. بیشتر از او پرسیدم که وضعیت اینجا را چگونه می بیند؟ او هم گفت : برای خرید محل خوبی است چرا که ارزان است و هم می شود تمام مایحتاج خود را از اینجا خرید کنی و اما معضلاتی هم دیده می شود ورودی این بازار لباس های زنانه را می فروشند و خجالت هم نمی کشند من خودم به شخصه در این مورد اینجا خرید نمی کنم تعجب کردم که او نیز معذب است که در حضور آقایان خرید پوشاک داشته باشد.
, چرا که ارزان است و هم می شود تمام مایحتاج خود را از اینجا خرید کنی و اما معضلاتی هم دیده می شود ورودی این بازار لباس های زنانه را می فروشند و خجالت هم نمی کشند,,
شاید خیلی های دیگر هم معذب باشند و از ترس عکس العمل ها به روی خودشان نیاوردند....
,,
زن ها همه مثل خودم مثل دیوار ،مثل مجسمه، از کنار این فروشندگان عبور می کنند و به خیالشان هم نمی رسد و من که از کنار اینها رد می شوم آب می شوم البته یک دفعه اعتراض کردم که چرا شما اینکار را می کنید و پوشاک مخصوص بانوان را در اینجا و به این شکل به فروش گذاشته اید کسی همراهی نکرد و من هم دیگر به این بازار برای خرید نرفتم...
,
تازه شلوغی آن جا را بگویم نزدیک غروب که می شود غلغله ای به پا می شود بیا و ببین ...یک بار که رفته بودم گزارش و عکسی بگیرم از ترس برخوردها و نگاهها خودم را جمع و جور می کردم تا آقایان رد شوند برخی از آنها نیز راهشان را می کشیدند و می رفتند بدون اینکه توجهی کنند به محرم نا محرمی ... قانون هم که ظاهرا شده کشک ...
,
هر چند که این مسئله چند سالی است که در بازار های دیگر شهر هم مشاهده می شود و اختصاص به اینجا ندارد مغازه هایی که فروشنده پوشاک خانم ها ،آقا است و کسی هم کاری نکرده است...
,
وقتی این مغازه ها را می بینم سرم را پایین می اندازم بی آنکه نگاهی به دورن مغازه بیندازم رد می شوم و آنها نیز خود انگار معذب نیستند از اینکه این لباسها را می فروشند و یا اینکه چنین شغلی دارند....
,
متاسفانه گاهی می بینم خانم های چادری ما از همین فروشنده ها خرید می کنند اصلا نمی توانم هضم کنم یعنی چیزی هم از حیا مانده است....
,
با سرعت هر چه تمام تر از این راسته می گذرم تا دوباره نگاهم به آن فروشندگانی که هر چند خود نیز به لحاظ پوشش کامل نیستند ،نیفتد...کی این همه بی حیا شده بودیم قبلا هم این طور بوده ومن خبر نداشتم ؟؟
,
خاصه آنکه خانمها با فروشنده خانم راحتترند و این موضوع به خاطر حفظ آنچه که برای زنان مهم است و چیزی جز عفاف نیست باید مدنظر مسئولین رسیدگی کننده به این موضوع قرار گیرد و زمینه های لازم برای حفظ حرمت و شأن زن ایرانی و جلوگیری از به وقوع پیوستن برخی ناهنجاریها در جامعه را فراهم آورند.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه