یکی از آزادگان فریدنی بیان کرد
اطاعت از ولی فقیه عامل پیروزی
ابوترابی گفت: این روزها مسئله ای هسته ای بسیار مهم شده، در روزهای جنگ چنین مذاکراتی نیز بر سر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود و برخی باعث شدند امام به ناچار آن را بپذیرد و باعث نوشاندن جام زهر به امام شدند و آن روزها ما نیز در اسارت حالمان خوب نبود چون امامان ناراحت بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه تحلیلی خبری فریدن، این روزها سالروز بازگشت غرور انگیز شیر مردان جبهه ها از قفس صدام معلون به کشورمان است، به مناسبت این بازگشت غرور آفرین، پایگاه خبری به سراغ یکی از آزدگان شهرستان فریدن رفته که از جنگ علاوه بر اسارت، جانبازی را نیز به سوغات برده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه تحلیلی خبری فریدن،, ,
,
, علی ابوترابی یکی از آزدگان شهرستان فریدن می باشد که حدود ۹ سال را در اسارت به سر برده است.
,وی در روستای برف انبار در خانواده یبلوئی متولد می شود این رزمنده خوش رو در زمان اسارت با حاج آقا علی اکبر ابوترابی آشنا می شود و بعد از آزادی به خاطر ارادت که نسبت به ایشان پیدا می کند، نام فامیلی خود را تغییر می دهد و نام فعلی را بر می گزیند یعنی ابوترابی .
,ابوترابی جانباز ۵۰ درصدی که این روزها عضو شورای شهر داران نیز می باشد، اواخر بهار سال ۶۰ به عضویت سپاه در می آید و بعد از گذشت یک ماه راهی جبهه های جنوب می شود، که در یکی از عملیات ها ابتدا مجروح و سپس اسیر می شود.
,در ادامه گفتگو ما با این آزاده را می خوانید:
,فریدن نا- در کدام عملیات مجروح و اسیر شدید؟
, فریدن نا- در کدام عملیات مجروح و اسیر شدید؟,ابوترابی- در عملیات فتح المبین بود که مجروح و سپس اسیر شدم.
,فریدن نا- از چگونگی جانبازی و اسارتتان برای ما بگویید؟
, فریدن نا- از چگونگی جانبازی و اسارتتان برای ما بگویید؟,ابوترابی- من سال ۶۰ به عضویت سپاه در آمدم و در اواسط تابستان همان سال بعد از گذراندن آموزشی راهی جبهه ها شدم.
,که با حضور در جبهه، عملیاتهای مختلفی را پشت سر گذاشتم که درعملیات فتح المبین مجروح و اسیر گشتم.
,این عملیات از سه محور سید عباس، رقابیه و شوش آغاز شد، رزمندگان در محور شوش که ما نیز جزء آنها بودیم، به عنوان گردان طعمه عمل کردند؛ گردان طعمه یا همان خط شکن وظیفه گمراه کردن، مشغول کردن دشمن و وظیفه باز کردن خط را برعهده داشت.
,ما برای اینکه به دل دشمن بزنیم ابتدا باید از میدان مین گذر می کردیم که برادران تخریب چی ابتدا با خنثی کردن مین ها برای رزمندگان معبر باز می کردند، مین های خط اول و دوم دشمن خنثی شده بود و این معبرها با نواری شب نما مشخص گشت اما با رسیدن رزمندگان به خط سوم شاهد این بودیم که عزیزان تخریب چی همه شهید شده اند و مسیر معبرها از آنجا به بعد معلوم نبود.
,از آنجایی که ابتدای عملیات بود و ما باید کاری می کردیم که عملیات لو نرود ودشمن سرگرم گردد تا بچه های دیگر بتوانند عملیات را به سرانجام برسانند بنابراین چاره ای جز اینکه وارد میدان مین شویم و برای رزمندگان معبر باز کنیم نداشتیم به همین علت به میدان مین زدیم البته مین ها در خط سوم به صورت تله ای بودند.
,مین های تله ای یعنی با عمل کردن یکی از مین ها مابقی آن ها نیز عمل می کردند، همین جور که گفتم برای اینکه عملیات لو نرود به میدان مینی که هنوز خنثی نشده بود زدیم.
,البته این دیگر فیلم نبود و واقعی بود، بسیاری از بچه ها در میدان مین شهید شدند اما باید ادامه می دادیم چون عملیات باید انجام می شد.
,دیگر آخرای مسیر خارج شدن از محدودی مین ها بودیم که متوجه حضور افرادی بر روی تپه های مشرف به خودمان شدیم(با زدن منورها متوجه حضورشان گشتیم) چون تپه های بسیاری مشابه هم در منطقه ای شوش دانیال وجود دارد ابتدا خیال کردیم افراد خودی هستند و ما دوباره مسیر را دور زده و به سمت نیروهای خودی برگشتیم اما یکباره آنها ما را به رگبار بستن، آنها عراقی بودند و برخی از بچه ها که مین ها را رد کرده بودند در آنجا شهید شدند.
,از گلوله های که بعثی ها شلیک می کردند چند تای ام نصیب من شد و به پاهایم اصابت کرد که همان جا به زمین افتادم، اطرافم پر از برادران شهیدم بود.
,در همین زمان بود که بعثی ها شروع به زدن تیر خلاص کردند، ما دیگر شهادتین را خواندیم، یکی از نیروهای بعثی با کلتش این کار انجام می داد، همین که به من رسید یک گلوله به سمتم شلیک کرد که تمام اوضاع جسمی به هم ریخت.
,بعد از شلیک آن گلوله من را از زمین بلند کرد و به سمت مین های که اطرافم بود هول داد که با انفجار مین ها دیگر چیزی نفهمیدم البته یکی از بچه های چهلخانه می گفت:« وقتی رفتم روی مین مثل یک گوی آتیش گرفته بودم و ما خیال کردیم شهید شدی» اما اینجا دوباره خداوند توفیق شهادت را از ما دریغ کرد و توفیق اسارت را نصیبم کرد.
,فریدن نا- پس در این عملیات رزمنده های دیگر از فریدن نیز حضور داشتند؟
, فریدن نا- پس در این عملیات رزمنده های دیگر از فریدن نیز حضور داشتند؟,ابوترابی- بله حضور داشتند، اکبر شیاسی، محمود نقدی و دو تن ازبچه ها دیگر هم بودند که با من اسیر شدند البته در این عملیات سید گل محمد یبلوئی از خمسلو و سعیدی از داران در حین عملیات و مجتبی بهرامی از بچه های معصوم آباد قبل از عملیات در محور شوش دانیال شهید شدند.
,فریدن نا- وضعیت شما و دیگر اسرا در دوران اسارت چگونه بود؟
, فریدن نا- وضعیت شما و دیگر اسرا در دوران اسارت چگونه بود؟,ابوترابی- ما بعد از اسیر شدن به یکی اردوگاههای عراق منتقل شدیم باید بگویم که این داعشی های که الان در کشورهای اسلامی حضور دارند و دست به جنایت و کودک کشی می زنند، بسیاری از آنها ته مانده آن رژیم بعثی هستند.
,حال ببنید به چه راحتی سر می برند در جنگ تحمیلی نیز بعثی ها همین کار را انجام می دادند، بسیاری از رزمنده ها را که به اسارت می گرفتند وقتی می دانستند پاسدارند به راحتی سرشان را از بدنشان جدا می کردند؛ وقتی ما را به اردوگاه منتقل کردند بسیاری از بچه ها را بین راه می دیدیم که سر بریدند و سرهایشان را در کنار سنگرها قرار دادند.
,اردوگاهی که ما در آن بودیم بسیار بد بود، هیچ فضای سبزی نبود همه درخت ها را بریده بودند، اوضاع بهداشتی افتضاح بود، غذا را جیربندی می کردند.
,بسیاری مواقع رزمنده ها را شکنجه ای روحی می دادند با اخبار دروغ، فحاشی و … که اینها بدتر از شکنجه جسمی بود.
,در ماه های محرم و کلأ عزاداری ممنوع بود و برای عزاداری شکنجه های زیادی را به جان می خریدیم، به خاطر قرآن خواندن باید کتک می خوردیم.
,برخی از بچه ها که اسامی شان در لیست صلیب سرخ نبود به راحتی سر به نیست می شدند ولی ما اسارت را به عشق پیروزی کشورمان با جان و دل پذیرفته بودیم.
,فریدن نا- چگونه از اوضاع جنگ اطلاع کسب می کردید؟
, فریدن نا- چگونه از اوضاع جنگ اطلاع کسب می کردید؟,ابوترابی- در آن اردوگاه که ما بودیم هیچ وسیله ای ارتباط جمعی وجود نداشت و ما از حرکات بعثی ها می فهمیدم در عملیاتی پیروز یا شکست خوردیم، هرگاه بعثی ها تا صبح شادی می کردند می دانستیم ما در عملیاتی شکست خوردیم که باعث ناراحتی ما می شد ولی هر وقت زندان بان ها تا صبح ما را اذیت می کردند و اعصبانیت خود را بر سر ما خالی می کردند ما خوشحال بودیم چون می دانستیم بچه ها درس خوبی در جبهه ها به این بعثی ها دادند.
,فریدن نا- تلخ ترین و شیرین ترین خاطره شما در اسارت ؟
, فریدن نا- تلخ ترین و شیرین ترین خاطره شما در اسارت ؟,ابوترابی- تلخ ترین خاطره ما در دوره اسارت به ۱۴خرداد سال ۶۸ بر می گردد، آن روز عراقی ها با ما مهربانتر شده بودند و حتی از بلند گوهای خودشان، قرآن پخش می کردند که ما بسیار تعجب کردیم چون آنها با خواندن قرآن در خلوت اسرا هم مشکل داشتند.
,از آنجای که با ما مهربانتر شده بودند، علت پخش قرآن را که شاید کسی از بین آنها رفته است را نیز ضعیف کرد چون اگر این گونه بود آنها ما را شکنجه می کردند و اعصبانیت خود را بر سر ما خالی می کردند.
,بعد از سوال بسیار فهمیدیم که امام رحلت کردند و با همین خبر کل اردوگاه بهم ریخت صدای شیون همه جا را فرا گرفت، بسیاری از بچه ها بی هوش شدند، بسیاری به حالت مرگ افتادند چون آن روز همه ای ما پدرمان را از دست داده بودیم.
,امام پدری بود که نفوذ کلامش بر دل دشمنانش نیز اثر گذاشته بود تمام آن روز مراسم عزاداری در کل اردوگاه برقرار بود بعثی ها نیز ناراحت بودند و بر خلاف روزهای دیگر اجازه ای عزاداری به ما دادند.
,آن روزها به سختی می گذشت اما تسکین درد آن روزهای اسارت، خبر رهبری امام خامنه ای (مد ظله العالی) بود که بعد از آگاهی از رهبریت امام خامنه ای بچه ها آرام تر شدند البته این خبرخوب آن روزها بود.
,فریدن نا- چگونه از خبر آزادی اسرای ایرانی با خبر شدید؟
, فریدن نا- چگونه از خبر آزادی اسرای ایرانی با خبر شدید؟,ابوترابی- سال ۶۹ شایعه ای مبنی بر آزادی اسرا بر سر زبان ها افتاد که یک روز از نگهبان ها شنیدم که صدام با آزادی اسرا موافقت کرده که بعد از هشت روز آماده بازگشت به خاک وطن شدیم.
,فریدن نا- استقبال مردم فریدن از شما بعد از پایان دوران اسارت چگونه بود؟
, فریدن نا- استقبال مردم فریدن از شما بعد از پایان دوران اسارت چگونه بود؟,ابوترابی- استقبال بسیار گرم و بیادماندنی مردم فریدن داشتند و همه شهر آذین بندی شده بود و در محله که خانه ما در آنجا بود چراغ های بسیاری نصب کرده بودند.
,فریدن نا- حال بعد از گذشت این سالها نظرتان در مورد اتفاق های این روزهای کشور چیست؟
, فریدن نا- حال بعد از گذشت این سالها نظرتان در مورد اتفاق های این روزهای کشور چیست؟,ابوترابی- این روزها مسئله ای هسته ای بسیار مهم شده، در روزهای جنگ چنین مذاکراتی نیز بر سر پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بود و برخی باعث شدند امام به ناچار آن را بپذیرد چون می خواستند قضیه را جوری جلوه بدهند که امام را جنگ طلب معرفی کنند و با این صحبت ها که ما در جنگ پیروز نخواهیم شد و خیلی از مسائل دیگر باعث نوشاندن جام زهر به امام شدند و آن روزها ما نیز در اسارت حالمان خوب نبود چون امامان ناراحت بود.
,دشمن های غربی نیز سر توافق می خواستند گونه ای مذاکرات را پیش ببرند که بگویند مقام معظم رهبری با این مذاکرات مخالف است اما تدبیر ولی فقیه باعث برهم ریختن تمام نقشه هایشان شد، هرچند این روزها ما هم زیاد به یاد روزهای پذیرش قطعنامه می افتیم.
,ما اگر در جنگ ۸ ساله موفق شدیم و اسارتمان به ثمر نشست به خاطر این بود که به دستور ولی فقیه مان گوش داده بودیم و الان هم تحت امر امام خامنه ای هستیم و گوش به فرمان ایشان داریم.
,فریدن نا- نظرتان درباره تحریم چیست؟
, فریدن نا- نظرتان درباره تحریم چیست؟,ابوترابی- این که می گویند با برداشتن تحریم ها همه مشکلات حل می شود صحبت اشتباهی است و این هم که تحریم اثر نداشته نیز همین گونه است اما ببنید خود این کشورهای غربی نیز با مشکلات مالی بسیاری روبروند و اقتصادشان به مشکل برخورده پس ما با این همه سرمایه خدادادی از آنها جلوتریم.
,ما و مسوولان اگر بتوانیم اقتصاد مقاومتی را که ولی فقیه مان می گویند پیاده سازی بکنیم می بینیم که بسیاری از این کشورها مثل الان برای مشارکت با ما ثانیه شماری می کنند.
,ما نباید با این توافق ها اجازه نفوذ آمریکا به اقتصاد و فرهنگ خودمان را بدهیم، ما برای این دستاوردها خون های بسیار دادیم.
,فریدن نا- صحبت های پایانی:
, فریدن نا- صحبت های پایانی:,ابوترابی- باید جوان ها بدانند بعد از عنایت خداوند به این مملکت که باعث نگه داشتن آن شده، حضور مقام معظم رهبری ستون محکمی برای انقلاب است.
,اگر روزی ما از فرمان ولی فقیه سرپیچی کنیم، آن روز، زمان نابودی انقلاب و کشورمان است پس باید بصیرت داشت و نقشه های شوم دشمنان را خنثی کرد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه