گفت و گو با آخرین "جولا" ی پیرانشهر

پوشش نعمتی الهی است

پوشش نعمتی الهی است
استاد "علی بشیری" که به استاد "علی خاله مامه" شهرت دارد حدود پنجاه سال است با دستگاه قدیمی بافندگی اش برای همسر و فرزندانش رزق حلال بر سر سفره می برد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مُکریان"جولا" یا همان بافندگی سنتی، در ایران و علی الخصوص مناطق کُردنشین دارای پیشینه بسیار کهنی است، این صنعت قدیمی را اصطلاحاً پارچه بافی سنتی هم می نامند. محصولات این صنعت دستی را می توان بر اساس نوع نخی که در بافت و دستگاه سنتی مورد استفاده قرار می گیرد به پارچه، سجاده و جاجیم تقسیم بندی کرد. به طور حتم هنر پارچه بافی سنتی ایران در عصر شلوغ و پر هیاهوی امروز نمی‌تواند جایگاهی برای پاسخگویی به نیاز روزمره جامعه داشته باشد امّا قطعاً این بخش قسمتی پر رنگ از هنر و فرهنگ ایرانی به شمار می‌رود که جای حمایت و کار بسیار دارد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مُکریان,

استاد "علی بشیری" که به استاد" علی خاله مامه" شهرت دارد حدود پنجاه سال است با دستگاه قدیمی بافندگی اش برای همسر و فرزندانش رزق حلال بر سر سفره می برد. وی زیر دست استاد"خضر" که او نیز از پدرش "سید علی" کار با دستگاه "جولا" را فرا گرفته بود فوت و فن کار بافندگی سنتی را آموخته است. استاد علی درباره ی پیشینه ی این صنعت می گوید: جوان که بودم از استادم "مام خضر" پرسیدم این صنعت از کجا آمده، استاد پیر هم پاسخ داد: «پدرم همیشه تعریف می کرد که از استادش شنیده روزی که حضرت آدم (ع) از صحرا به نزد همشرش حوا (ع) بر می گردد، می بیند ایشان مشغول بافندگی هستند، حضرت حوا (ع) در جواب به سئوال آدم نبی در خصوص کاری که مشغول آن بوده می گوید: فرشته ای از جانب خداوند آمدند و گفتند: انسان به پوشش نیاز دارد و خداوند این نعمت را به بشر بخشیده و این صنعت را به من آموخت».

,

استاد "علی خاله مامه" همچنانکه ماسوله را از بین تار و پود "جولا" عبور می دهد آهی می کشد و در ادامه می گوید: 11 فرزند دارم همه آنها کار با "جولا" را بلدند، حتی به پدر پیرم که بیش از صد سال سن دارند هم آموخته ام. قدیمها سفارش کار بسیار زیاد بود. هر نو عروسی که به خانه بخت می رفت دو جاجیم و یک سجاده سفارش می داد، گاهی تحویل کارهای سفارش شده توسط مشتریان را سه چهار ماه به عقب می انداختم. الان که اصلا سفارش ندارم، کارها را که تمام می کنم به بازار می برم و می فروشم. بافتن یک سجاده یک کیلو نخ می خواهد و یک روز کاردارد، برای بافتن یک جاجیم هم دو  کیلو نخ و دو روز زمان لازم است. در هر روز چهار متر پارچه می بافم و برای هر متر پارچه 200 گرم نخ  مصرف می کنم. البته بافتن پارچه " رانک و چوخه" (لباس کُردی مردانه، که از نخ به دست آمده از پشم بز تولید می شود) حساب دیگری دارد، هم نخ اش فرق می کند و هم دست مزد و مدت زمان کارش. اغلب جاجیم ها با بافتن، نقش گل و دار و درخت و حیوانات تزئین می شوند، روی سجاده ها نقش منبر و مناره می زنم، البته این طرحها خیلی قدیمی هستند و تا بوده همین بوده.

,

همچنان که صحبت می کند به کارش هم ادامه می دهد. صد درد صد کارها را خودم انجام می دهم از نخ ریسی و بافندگی،  بگیر تا تعمیر دستگاه، راستش را بخواهید در این شهر به غیر از خودم کس دیگری بلد نیست این دستگاه را تعمیر کند. البته خودم هم این روزها خیلی با "جولا" کار نمی کنم به تور بافی روی آورده ام، تورهای ماهی گیری هم مشتری دارند و هم زحمت کمتری می خواهند. در گذشته حدود سی، چهل "جولا" در این پیرانشهر کار می کردند اما امروز من مانده ام تنهای تنها!

,

"استاد علی" با تبحر فراوان تارها را در پودها می تند. بافتن با "جولا" آهنگ خاصی دارد، خیلی از جوانهایی که از اینجا می گذرند،  وقتی متوجه کار من می شوند، می آیند و سئوال پیچم می کنند. بعضی هاشان علاقه مند می شوند می خواهند یاد بگیرند، اما بعد از نیم ساعت خسته می شوند و می روند. کارگاه کوچک من به پاتوق پیرمرد های محل تبدیل شده، کار من برای خیلی هایشان به یاد آورنده خاطرات روزهای جوانیشان است.

,

از کار می ایستد. به من که مشغول ضبط صدایش هستم زل می زند و با لحنی تأکید آمیز ادامه می دهد: امکانش را ندارم، اگر مسئولان حمایت کنند حاضرم به کودکان و نوجوانان آموزش دهم، این یک سنت قدیمی است، جزئی از فرهنگ ماست. این را به گوش مسئولان برسانید.

,

"جولا" یا همان بافندگی سنتی، در ایران و علی الخصوص مناطق کُردنشین دارای پیشینه بسیار کهنی است، این صنعت قدیمی را اصطلاحاً پارچه بافی سنتی هم می نامند. محصولات این صنعت دستی را می توان بر اساس نوع نخی که در بافت و دستگاه سنتی مورد استفاده قرار می گیرد به پارچه، سجاده و جاجیم تقسیم بندی کرد. به طور حتم هنر پارچه بافی سنتی ایران در عصر شلوغ و پر هیاهوی امروز نمی‌تواند جایگاهی برای پاسخگویی به نیاز روزمره جامعه داشته باشد امّا قطعاً این بخش قسمتی پر رنگ از هنر و فرهنگ ایرانی به شمار می‌رود که جای حمایت و کار بسیار دارد.

,

استاد "علی بشیری" که به استاد" علی خاله مامه" شهرت دارد حدود پنجاه سال است با دستگاه قدیمی بافندگی اش برای همسر و فرزندانش رزق حلال بر سر سفره می برد. وی زیر دست استاد"خضر" که او نیز از پدرش "سید علی" کار با دستگاه "جولا" را فرا گرفته بود فوت و فن کار بافندگی سنتی را آموخته است. استاد علی درباره ی پیشینه ی این صنعت می گوید: جوان که بودم از استادم "مام خضر" پرسیدم این صنعت از کجا آمده، استاد پیر هم پاسخ داد: «پدرم همیشه تعریف می کرد که از استادش شنیده روزی که حضرت آدم (ع) از صحرا به نزد همشرش حوا (ع) بر می گردد، می بیند ایشان مشغول بافندگی هستند، حضرت حوا (ع) در جواب به سئوال آدم نبی در خصوص کاری که مشغول آن بوده می گوید: فرشته ای از جانب خداوند آمدند و گفتند: انسان به پوشش نیاز دارد و خداوند این نعمت را به بشر بخشیده و این صنعت را به من آموخت».

,

استاد "علی خاله مامه" همچنانکه ماسوله را از بین تار و پود "جولا" عبور می دهد آهی می کشد و در ادامه می گوید: 11 فرزند دارم همه آنها کار با "جولا" را بلدند، حتی به پدر پیرم که بیش از صد سال سن دارند هم آموخته ام. قدیمها سفارش کار بسیار زیاد بود. هر نو عروسی که به خانه بخت می رفت دو جاجیم و یک سجاده سفارش می داد، گاهی تحویل کارهای سفارش شده توسط مشتریان را سه چهار ماه به عقب می انداختم. الان که اصلا سفارش ندارم، کارها را که تمام می کنم به بازار می برم و می فروشم. بافتن یک سجاده یک کیلو نخ می خواهد و یک روز کاردارد، برای بافتن یک جاجیم هم دو  کیلو نخ و دو روز زمان لازم است. در هر روز چهار متر پارچه می بافم و برای هر متر پارچه 200 گرم نخ  مصرف می کنم. البته بافتن پارچه " رانک و چوخه" (لباس کُردی مردانه، که از نخ به دست آمده از پشم بز تولید می شود) حساب دیگری دارد، هم نخ اش فرق می کند و هم دست مزد و مدت زمان کارش. اغلب جاجیم ها با بافتن، نقش گل و دار و درخت و حیوانات تزئین می شوند، روی سجاده ها نقش منبر و مناره می زنم، البته این طرحها خیلی قدیمی هستند و تا بوده همین بوده.

,

همچنان که صحبت می کند به کارش هم ادامه می دهد. صد درد صد کارها را خودم انجام می دهم از نخ ریسی و بافندگی،  بگیر تا تعمیر دستگاه، راستش را بخواهید در این شهر به غیر از خودم کس دیگری بلد نیست این دستگاه را تعمیر کند. البته خودم هم این روزها خیلی با "جولا" کار نمی کنم به تور بافی روی آورده ام، تورهای ماهی گیری هم مشتری دارند و هم زحمت کمتری می خواهند. در گذشته حدود سی، چهل "جولا" در این پیرانشهر کار می کردند اما امروز من مانده ام تنهای تنها!

,

"استاد علی" با تبحر فراوان تارها را در پودها می تند. بافتن با "جولا" آهنگ خاصی دارد، خیلی از جوانهایی که از اینجا می گذرند،  وقتی متوجه کار من می شوند، می آیند و سئوال پیچم می کنند. بعضی هاشان علاقه مند می شوند می خواهند یاد بگیرند، اما بعد از نیم ساعت خسته می شوند و می روند. کارگاه کوچک من به پاتوق پیرمرد های محل تبدیل شده، کار من برای خیلی هایشان به یاد آورنده خاطرات روزهای جوانیشان است.

,

از کار می ایستد. به من که مشغول ضبط صدایش هستم زل می زند و با لحنی تأکید آمیز ادامه می دهد: امکانش را ندارم، اگر مسئولان حمایت کنند حاضرم به کودکان و نوجوانان آموزش دهم، این یک سنت قدیمی است، جزئی از فرهنگ ماست. این را به گوش مسئولان برسانید.

,

مصاحبه از رسول گلباخی

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه