نگرانی های دروران پسا توافق؛

آسیب شناسی حضور شرکت های چند ملیتی در دوران پسا توافق

آسیب شناسی حضور شرکت های چند ملیتی در دوران پسا توافق
بعد از انقلاب اسلامی و بسته شدن نفوذ ارزش های فرهنگ غرب و پیوند مجدد نهضت ارزش های اسلامی با حکومت اسلامی در قالب انقلاب شکوهمند اسلامی ایران جبهه استکبار به سردمداری آمریکا پیوسته به دنبال یافتن کوچکترین روزنه ای جهت برقراری مجدد نفوذ مادی خویش بود
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  به نقل از اترک نیوز،با نگاهی کوتاه به تاریخچه شروع استعمار و تسلط سلطه جهان غرب بر کشورهای آفریقایی- آسیایی این نکته به روشنی اثبات می گردد که مسیر سلطه و تصرف کشورها مسیری مشخص، با برنامه و فرهنگ محور بوده است، چنانچه بعد از قرن 18 و با شروع انقلاب صنعتی و پیشرفت های شگرف در حوزه های تکنولوژیکی به تدریج نوع تفکر تفسیری (هرمونتیک) به جهان تغییر کرده و تنها شناخت و معرفت مبنای پذیرش  در فرهنگ غرب قرار گرفت که عینی و ملموس باشد (پوزیتویستی) به دنبال مبنا شدن این طرز تفکر اندک اندک کلیه تفکرات  و معرفت های ماوراءطبیعه  و معنوی از بین رفته و تنها چیزی که در خط مقدم اولویت پذیرش قرار می گرفت انسان و نیازهای  مادی مرتبط با او در این دنیا بود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا  , اترک نیوز،, اترک نیوز،,

 به عبارت دیگر نگاه به انسان به شدت تک بعدی سعادت بشر صرفا در دنیا و از خلال  توجه به منافع انسان جستجو می گشت و لذا به دنبال این طرز تفکر تمامی تلاش جوامع غرب در بوجود آمدن انواع شرکت ها و کارخانجاتی مصروف می گشت که بتوانند جنبه های مختلف حیات مادی انسان را تامین کنند . این شکل از تفکر که در ادبیات جامعه شناسی از آن تعبیر به اومانیسم می شود بعد از رنساس خمیر مایه اصلی بینش و معرفت اجتماعی غرب قرار گرفت و در عین حال مهم ترین سلاح  جوامع  پیشرفته غربی جهت استیلا و تهاجم نرم شناخته می شود.

از آغاز ورود انگلیس ها به ایران از طریق خاک هند در زمان فتح علی شاه قاجار و پیشکش کردن هدایای گران بها توسط سرجان ملکم انگلیسی تا  بعد از جنگ جهانی دوم  و جابجایی  نفوذ انگلستان به امریکا در ایران همواره شاهد پیاده کردن این نظریه توسط جبهه استکبار بوده ایم، سناریویی که از طریق اضمحلال باورهای فرهنگی اصیل و جایگزین کردن آن با ارزش ها و هنجارهای مادی غرب شرایط نفوذ و کنترل درونی ایجاد می گشت. جریان نامبارکی که باورها و ارزش های فرهنگ اسلامی را کهنه و غیر مادی و ناکارآمد خوانده و تنها راه پیشرفت و ترقی  جامعه ایران را در رها کردن این فرهنگ و اخذ ارزش های مادی فرهنگ غرب و اصطلاحا از فرق سر تا نوک پا غربی شدن می دانست، رهبری این جریان در ترکیه توسط اتاتورک و در ایران از کانال رضا خان تئوریزه و عملیاتی گشت چنانچه به دنبال القای این باور رضا خان دست به انجام اصلاحاطی در جامعه ایران همچون: تغییر تاریخ هجری شمسی به شاهنشاهی، برپایی جشن های دوهزار و پانصد ساله، ارتباط تنگاتنگ با غرب و در نهایت کشف حجاب زد تا شاهد شکوفایی و رشد جامعه ایران باشد.

ولی آنچه تاریخ امروزه گواه آن است تمامی این اقدامات فرهنگی نه تنها زخمی از توسعه نیافتگی جامعه ایران حل نکرد بلکه در 22 بهمن 1357 شاهد تراکم اعتراضات مردمی در مقابل برنامه های اصلاحی فرهنگ غرب و ظهور انقلاب اسلامی و بازگشت به ارزش های اصیل فرهنگ اسلامی بودیم.

لذا بعد از انقلاب اسلامی و بسته شدن نفوذ ارزش های فرهنگ غرب و پیوند مجدد نهضت ارزش های اسلامی با حکومت اسلامی در قالب انقلاب  شکوهمند اسلامی ایران جبهه استکبار به سردمداری آمریکا پیوسته به دنبال یافتن کوچکترین روزنه ای  جهت برقراری مجدد نفوذ  مادی خویش بود.

اینک بعد از گذشت 35 از انقلاب ایران، غرب در خلال توافق هسته ای با ایران فرصت را مناسب دیده تا مجددا به صادرات ارزش های مادی فرهنگی خویش و به دنبال آن استیلای کامل بر فضای جامعه ایران داشته باشد.

ارزش های چون:مصرف گرایی، رفاه  طلبی، مد پرستی، فردگرایی، عینی گرایی و.. که کانون تهاجم خویش را متوجه علی خصوص سلایق نسل جوان کرده و با تزریق این باورها از یک سو و با ارائه انواع کالا ها و خدمات از کانال انواع شرکت های چند ملیتی ازسوی دیگر زمینه را هرچه بهتر برای هدایت، کنترل و برنامه ریزی هر نظام اجتماعی فراهم خواهند کرد. ارزش های که از طریق پیاده نظام شرکت های چند ملیتی به خوبی و طی برنامه های از قبل پیش بینی شده در نظام های اجتماعی جوامع جهان سوم نهادینه شده و بستر نفوذ اقتصادی، سیاسی و نهایتا کنترل منابع انسانی جوامع هدف پیاده سازی می شود.

 به عبارت دیگر شرکت ها و تراست های قدرتمند غربی جاده صاف کن و پیاده نظام ابتدایی استیلای  جهان غرب بر اقتصاد، سیاست و جوامع ضعیف در حال توسعه است.

تجربه  کشورهای منطقه علی خصوص کشور های عربی حوزه خلیج فارس نیز به درستی گواه بر این واقعیت است که چگونه غرب از طریق اضمحلال فرهنگی روح حرکت، تولید و خلاقیت را از این جوامع گرفته و این جوامع را تبدیل به جوامعی با رویکرد مصرف گرایی صرف نموده است. چنانچه این جوامع به گونه ای اسیر مادی فرهنگ  و ارزش های غرب گشته که دیگر کمتر شهروندی از این جوامع اعتقاد به باور توانستن یا همان شعار «ما میتوانیم» در عرصه تولید دانش، صنعت، تکنولوژی، خدمات و سایر مقولات دارد.

بنابراین اینک که نگرش اعتقاد به توان و نیروی داخلی در مقابل تمامی هیبت غرب در  بین احاد جامعه ما شکل گرفته است، اینک که در عرصه های مختلف صنعتی، پزشکی، نانو، هسته ای، موشکی و .. با اتکا به فرهنگ اصیل اسلامی شاهد پیشرفت و طرقی  شگرف بوده ایم، اینک که جامعه ایران تبدیل به نمونه ای کارآمد و آزمون داده از مدلی جهانی در برخورد با فرهنگ غرب گشته و نهال جامعه اسلامی تبدیل به درختی تنومند گشته که سایه های آن هرروز بیشتر از روز قبل می شود به هیچ عنوان نباید اجازه داده شود تا برنامه های هدفمند اتاق های فکر غرب در برخورد فرهنگی با جامعه ایران در شکل های مختلف همچون ورورد شرکت های چند ملیتی  و تلیبغ ارزش های مادی فرهنگ غرب در گام اول و تصرف کامل نظام اجتماعی ایران در گام های بعدی عملیاتی گردد و لذا تنها راه واکسینه شدن در این زمینه تقویت هرچه بیشتر باورها، ارزشها و اعتقادات جامعه اسلامی ایران و اتکا هرچه بیشتر به توان و نیروهای درونی است باورهای که اعتقاد به آن اثبات شده است که تنها راه گریز از خدعه های فرهنگی دشمن و حرکت در جهت کمال اجتماعی است.

نویسنده:هادی حسن دوست، کارشناسی ارشد جامعه شناسی

 

,

 به عبارت دیگر نگاه به انسان به شدت تک بعدی سعادت بشر صرفا در دنیا و از خلال  توجه به منافع انسان جستجو می گشت و لذا به دنبال این طرز تفکر تمامی تلاش جوامع غرب در بوجود آمدن انواع شرکت ها و کارخانجاتی مصروف می گشت که بتوانند جنبه های مختلف حیات مادی انسان را تامین کنند . این شکل از تفکر که در ادبیات جامعه شناسی از آن تعبیر به اومانیسم می شود بعد از رنساس خمیر مایه اصلی بینش و معرفت اجتماعی غرب قرار گرفت و در عین حال مهم ترین سلاح  جوامع  پیشرفته غربی جهت استیلا و تهاجم نرم شناخته می شود.

,

از آغاز ورود انگلیس ها به ایران از طریق خاک هند در زمان فتح علی شاه قاجار و پیشکش کردن هدایای گران بها توسط سرجان ملکم انگلیسی تا  بعد از جنگ جهانی دوم  و جابجایی  نفوذ انگلستان به امریکا در ایران همواره شاهد پیاده کردن این نظریه توسط جبهه استکبار بوده ایم، سناریویی که از طریق اضمحلال باورهای فرهنگی اصیل و جایگزین کردن آن با ارزش ها و هنجارهای مادی غرب شرایط نفوذ و کنترل درونی ایجاد می گشت. جریان نامبارکی که باورها و ارزش های فرهنگ اسلامی را کهنه و غیر مادی و ناکارآمد خوانده و تنها راه پیشرفت و ترقی  جامعه ایران را در رها کردن این فرهنگ و اخذ ارزش های مادی فرهنگ غرب و اصطلاحا از فرق سر تا نوک پا غربی شدن می دانست، رهبری این جریان در ترکیه توسط اتاتورک و در ایران از کانال رضا خان تئوریزه و عملیاتی گشت چنانچه به دنبال القای این باور رضا خان دست به انجام اصلاحاطی در جامعه ایران همچون: تغییر تاریخ هجری شمسی به شاهنشاهی، برپایی جشن های دوهزار و پانصد ساله، ارتباط تنگاتنگ با غرب و در نهایت کشف حجاب زد تا شاهد شکوفایی و رشد جامعه ایران باشد.

,

ولی آنچه تاریخ امروزه گواه آن است تمامی این اقدامات فرهنگی نه تنها زخمی از توسعه نیافتگی جامعه ایران حل نکرد بلکه در 22 بهمن 1357 شاهد تراکم اعتراضات مردمی در مقابل برنامه های اصلاحی فرهنگ غرب و ظهور انقلاب اسلامی و بازگشت به ارزش های اصیل فرهنگ اسلامی بودیم.

,

لذا بعد از انقلاب اسلامی و بسته شدن نفوذ ارزش های فرهنگ غرب و پیوند مجدد نهضت ارزش های اسلامی با حکومت اسلامی در قالب انقلاب  شکوهمند اسلامی ایران جبهه استکبار به سردمداری آمریکا پیوسته به دنبال یافتن کوچکترین روزنه ای  جهت برقراری مجدد نفوذ  مادی خویش بود.

,

اینک بعد از گذشت 35 از انقلاب ایران، غرب در خلال توافق هسته ای با ایران فرصت را مناسب دیده تا مجددا به صادرات ارزش های مادی فرهنگی خویش و به دنبال آن استیلای کامل بر فضای جامعه ایران داشته باشد.

,

ارزش های چون:مصرف گرایی، رفاه  طلبی، مد پرستی، فردگرایی، عینی گرایی و.. که کانون تهاجم خویش را متوجه علی خصوص سلایق نسل جوان کرده و با تزریق این باورها از یک سو و با ارائه انواع کالا ها و خدمات از کانال انواع شرکت های چند ملیتی ازسوی دیگر زمینه را هرچه بهتر برای هدایت، کنترل و برنامه ریزی هر نظام اجتماعی فراهم خواهند کرد. ارزش های که از طریق پیاده نظام شرکت های چند ملیتی به خوبی و طی برنامه های از قبل پیش بینی شده در نظام های اجتماعی جوامع جهان سوم نهادینه شده و بستر نفوذ اقتصادی، سیاسی و نهایتا کنترل منابع انسانی جوامع هدف پیاده سازی می شود.

,

 به عبارت دیگر شرکت ها و تراست های قدرتمند غربی جاده صاف کن و پیاده نظام ابتدایی استیلای  جهان غرب بر اقتصاد، سیاست و جوامع ضعیف در حال توسعه است.

,

تجربه  کشورهای منطقه علی خصوص کشور های عربی حوزه خلیج فارس نیز به درستی گواه بر این واقعیت است که چگونه غرب از طریق اضمحلال فرهنگی روح حرکت، تولید و خلاقیت را از این جوامع گرفته و این جوامع را تبدیل به جوامعی با رویکرد مصرف گرایی صرف نموده است. چنانچه این جوامع به گونه ای اسیر مادی فرهنگ  و ارزش های غرب گشته که دیگر کمتر شهروندی از این جوامع اعتقاد به باور توانستن یا همان شعار «ما میتوانیم» در عرصه تولید دانش، صنعت، تکنولوژی، خدمات و سایر مقولات دارد.

,

بنابراین اینک که نگرش اعتقاد به توان و نیروی داخلی در مقابل تمامی هیبت غرب در  بین احاد جامعه ما شکل گرفته است، اینک که در عرصه های مختلف صنعتی، پزشکی، نانو، هسته ای، موشکی و .. با اتکا به فرهنگ اصیل اسلامی شاهد پیشرفت و طرقی  شگرف بوده ایم، اینک که جامعه ایران تبدیل به نمونه ای کارآمد و آزمون داده از مدلی جهانی در برخورد با فرهنگ غرب گشته و نهال جامعه اسلامی تبدیل به درختی تنومند گشته که سایه های آن هرروز بیشتر از روز قبل می شود به هیچ عنوان نباید اجازه داده شود تا برنامه های هدفمند اتاق های فکر غرب در برخورد فرهنگی با جامعه ایران در شکل های مختلف همچون ورورد شرکت های چند ملیتی  و تلیبغ ارزش های مادی فرهنگ غرب در گام اول و تصرف کامل نظام اجتماعی ایران در گام های بعدی عملیاتی گردد و لذا تنها راه واکسینه شدن در این زمینه تقویت هرچه بیشتر باورها، ارزشها و اعتقادات جامعه اسلامی ایران و اتکا هرچه بیشتر به توان و نیروهای درونی است باورهای که اعتقاد به آن اثبات شده است که تنها راه گریز از خدعه های فرهنگی دشمن و حرکت در جهت کمال اجتماعی است.

,

نویسنده:هادی حسن دوست، کارشناسی ارشد جامعه شناسی

,

 

,

انتهای پیام/ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه