سلیمی نمین:
زیبنده هاشمی نیست چترحمایت از کسانی شود که موافق نظام نیستند/ نیم نگاه هاشمی به بیرون نظام را می توان در مواضعش دید
اظهارات “هر روز عجیب تر از گذشته” هاشمی رفسنجانی از طرفی و استراتژی عجز و لابه دولت تدبیر حین مذاکرات از طرف دیگر موجب شد تا همراه با”عباس سلیمی نمین” به تحلیل این موضوعات و دلایل نامه سرگشاده ایشان خطاب به آقای هاشمی بپردازیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دزفول امروز: اظهارات "هر روز عجیب تر از گذشته” هاشمی رفسنجانی از طرفی و استراتژی عجز و لابه دولت تدبیر حین مذاکرات که تعجب بسیاری از کارشناسان غربی را هم به همراه داشت از طرف دیگر موجب شد تا همراه با دکتر”عباس سلیمی نمین” مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، پژوهشگر و روزنامه نگار به تحلیل این موضوعات و دلایل نامه سرگشاده ایشان خطابه به آقای هاشمی بپردازیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دزفول امروز,
سلام. ممنون از اینکه در این گفتگو شرکت کردید، آقای دکتر! برای اولین سوال بعنوان یک روزنامه نگار فعال سیاسی به نظرتان پس از گذشت ۳۷ سال از شکل گیری نظام تا چه اندازه به آرمانهای مقدس مد نظر امام(ره) دست یافته ایم؟
, سلام. ممنون از اینکه در این گفتگو شرکت کردید، آقای دکتر! برای اولین سوال بعنوان یک روزنامه نگار فعال سیاسی به نظرتان پس از گذشت ۳۷ سال از شکل گیری نظام تا چه اندازه به آرمانهای مقدس مد نظر امام(ره) دست یافته ایم؟,
بسم الله الرحمن الرحیم. هر چند جمهوری اسلامی مولود انقلاب اسلامی است اما بین جمهوری اسلامی و آرمانهای انقلاب سلامی قطعا باید تفکیک قائل باشیم. هر چند جمهوری اسلامی در مسیر آرمانهای انقلاب اسلامی حرکت می کند، اما تا نیل به آن آرمان ها فاصله بسیار بسیار زیادی وجود دارد.
,
آن آرمان ها ایده آل های بشری است و ایده آلی است که در همه ادیان الهی برای بشریت در نظر گرفته می شود، لذا ما اگر دچار انحراف نشویم، و دچار لغزش نشویم در جمهوری اسلامی در این حال حرکت می کنیم.
,
در بعضی جاها توفیقات خوبی کسب کرده ایم و در بعضی جاها هم خیلی حرکتمان چشم گیر نیست و ضعف های جدی داریم اما در مجموع، برآیند حرکت جمهوری اسلامی در جهت نیل به آن آرمانها برآیندی مثبتی است.
,
در نزدیک شدن به شأن و کرامت انسان ها توفیقات خوبی کسب کردیم یعنی توانسته ایم گام های خوبی در این مسیر برداریم و در بعضی جاها هم خیر نتوانستیم. اما چیزی که می شود به وضوح گفت این است که در این سالها جهت گیری مان را گم نکردیم. خوشبختانه جهت گیری تا کنون در جهت حرکت به سمت آرمان های انقلاب اسلامی است.
,
آقای دکتر اشاره کردید که در بعضی جاها حرکتمان خیلی چشم گیر نبوده و از طرفی شرط رسیدن به آن آرمان ها را دچار نشدن به انحراف از این راه بیان کردید، اگر موانع خارجی برای نرسیدن به این آرمانها را کنار بگذاریم، موانع داخلی که باعث شدن به این آرمان ها نرسیم، چیست؟
, آقای دکتر اشاره کردید که در بعضی جاها حرکتمان خیلی چشم گیر نبوده و از طرفی شرط رسیدن به آن آرمان ها را دچار نشدن به انحراف از این راه بیان کردید، اگر موانع خارجی برای نرسیدن به این آرمانها را کنار بگذاریم، موانع داخلی که باعث شدن به این آرمان ها نرسیم، چیست؟,
بعضی از آن موانع داخلی به کشاکش راه حل ها و فرمول ها بر می گردد، یعنی ما در ایران خوشبختانه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تولد جمهوری اسلامی، برای نظرات مخالف محدودیتی ایجاد نکردیم. یعنی اینگونه عمل نکردیم که برای صاحبان سایر مدل های فکری که تفاوت فاحشی با مدل فکری که انقلاب اسلامی برای اداره بشر ارائه می دهد، محدویدت ایجاد کرده باشیم. آنها محدودیت ندارند لذا مدل های فکری مختلف فعالیت خودشان را همواره در داخل ایران داشتند و آنها عواملی هستند که می توانند بعضا نظرات اقشاری از جامعه را به طرف خود جلب کنند یا تردیداتی بوجود بیاورند.
,
البته نتیجه این کشاکش های فکری تقویت بنیان های فکری ما می شود. یعنی در واقع همه صاحبان اهل فکر و نظر وقتی با هم کشاکش دارند مجبور به تولید اندیشه می شوند به همین دلیل این موضوع را من خیلی عامل بازدارنده نمی دانم گر چه به ظاهر بخشی از انرژی ما را به خود اختصاص می دهد که مجبوریم به سایر اندیشه ها، و صاحبان معتقد به نظرات و مدل های فکری غیر از جمهوری اسلامی پاسخ بدهیم و اظهارات آنها را در حوزه و دانشگاه تحمل کنیم و به نوعی، برخی از انرژی و توان خودمان را در این زمینه مصروف بدرایم اما این موضوع خیلی تاثیر منفی نمی گذارد.
,
آنچه تاثیر منفی می گذارد، هوای نفس است. هر نیروی انقلابی که از مبداء پیدایش آن تحول، فاصله بگیرد بعضی خصلت ها، دنیاطلبی ها و زیاده خواهی ها جای خودش را به تدریج باز می کند و حتی می تواند موجب انحراف از کلیت آن آرمانها کند.
,
خوشبختانه بدلیل ساختاری که در ایران داریم تاکنون این کار نشده است. ساختاری که در جمهوری اسلامی وجود دارد این موضوع را مهار می کند چرا که زاهدترین و باتقوا ترین شخصیت را در رأس نظام برای کنترل قرار داده ایم به همین خاطر جلوی خیلی از این لغزش ها گرفته می شود ولی در عین حال "هوای نفس” و "دنیاطلبی” یک عامل خیلی تعیین کننده در جهت اینکه ما نتوانیم حرکت خودمان را با آن شدت که در ابتدای انقلاب بود دنبال کنیم.
,
وقتی "دنیا طلبی” در میان نیرو ها گسترش پیدا می کند طبیعتا خیلی از نیروهایی که می توانستند تعیین کننده و موثر باشند، از آن کارایی شان فاصله می گیرند. نیرویی که می تواند با توانایی بسیار در مسیر مصالح جامعه حرکت کند وقتی دچار دنیا طلبی و زیاده خواهی و هوای نفس شد دیگر این نیرو در اختیار آرمانها و تعالی جامعه قرار نمی گیرد و در جهت عکس آن یعنی در جهت کاسته شدن از فضیلت های جامعه حرکت می کند.
,
به نظر من یکی از عوامل جدی کند کردن حرکت ما به طرف آرمانهای انقلاب، خصلت هایی است که بعضا زمینه رشد و نمو پیدا می کند. انسانها دارای خصلت های مثبت و منفی هستند. گاهی مواقع، شرایطی بوجود می آید که آن فضائل رشد و گاهی مواقع رذایل انسانی رشد پبدا می کند، گر چه این رذائل نمی تواند بر کلیت نظام غلبه پیدا کند.
,
هر چند تاکنون خیزهای جدی برداشته شده تا این رذائل و بدعت گذاری ها بر کلیت نظام سایه بیندازد و موفق نبوده ولی در عین حال این خصائص می تواند مسیر خیلی از انقلابی ها را تغییر و در مسیری قرار دهد که به نفع جامعه نباشد.
,
آدم با شنیدن این کدهایی که دادید یاد نامه شما خطاب به آقای هاشمی می افتد که روزهای گذشته در رسانه ها منتشر شد، نامه ای که رسانه ها از آن به عناون "نامه سرگشاده” تعبیر کردند، اگر می شود در مورد این نامه هم توضیح دهید؟
, آدم با شنیدن این کدهایی که دادید یاد نامه شما خطاب به آقای هاشمی می افتد که روزهای گذشته در رسانه ها منتشر شد، نامه ای که رسانه ها از آن به عناون "نامه سرگشاده” تعبیر کردند، اگر می شود در مورد این نامه هم توضیح دهید؟,
برداشت من این است که عده ای تلاش دارند که آقای هاشمی را با افتراقاتش با امام و رهبری به ثبت برسانند. طبیعی است که در حد شخصیت های تراز اول اختلافاتی داشته باشیم، نظرات مختلفی وجود داشته و دیدگاه های مختلف در بعضی از زمینه ها بروز کند. اما اینکه عده ای برای تضعیف امام و تضعیف مدل جمهوی اسلامی تلاش کنند از برخی از شخصیت ها، چهره ای بسارند که این چهره تضعیف کننده آن اصول و آرمان ها باشد، خطرناک است.
,
در زمینه «استکبار ستیزی» به عنوان یک اصل انقلاب اسلامی، اگر بتوانند چهره ای از آقای هاشمی ارائه دهند که ایشان از ابتدا خیلی با استکبار ستیزی موافقتی نداشته، گر چه این ادعا خلاف واقع است. این مطلب درست است که آقای هاشمی در آن دوره ممکن است نظراتی داشته باشد که بعد ها اینها را بخواهد پررنگ کند ولی اینگونه نبوده است.
,
نمی توانید کرامت انسان ها را احیا کنید جز با برخواستن به ستیز با کسانی که آن کرامت را می خوهند زیر پا بگذارند. مگر غیر از این می شود؟ مگر می شود پیامبران بگویند، ما می خواهیم جایگاه مستضعفین را ارتقا دهیم ولی با مستکبرین درگیر نشوند؟ این لازم و ملزوم است. لذا در اسلام مبارزه با ظالم یک اصل است.
,
حالا اگر در جامعه این گونه منعکس کردند که آقای هاشمی با یک اصل انقلاب اسلامی که استکبار ستیزی است موافقت نداشته اند، فرصت برای کسانی که می خواهند این مدل را نفی کنند، ایجاد می کند.
,
اینکه عده ای بگویند که بر اساس اصول انسانی اصلا درست نیست ما علیه آمریکا شعار بدهیم!؟ این حرف اشتباه است. همه می فهمند که ما علیه یک ملت شعار نمی دهیم بلکه علیه یک نظام سلطه گر که آن را بالاترین قدرت شیطانی می دانیم، شعار می دهیم.
,
اظهارات آقای هاشمی در روزهای اخیر این است که من از اول با قطع ارتباط با آمریکا و یا عدم ارتباط با آمریکا مخالف بودم و در زمان امام هم مخالف بودم، این در حالی است که ما اظهارات صریحی از آقای هاشمی داریم که در آن نامه مواردش را ذکر کرده ام که آقای هاشمی به صراحت مخالفت خود را در مورد ارتباط با آمریکا اعلام کرده است.
,
آقای هاشمی در زمان حیات امام(ره) می گوید: « نمی خواهیم با آمریکایی ها ارتباط داشته باشیم چون آمریکایی ها جنگ تحمیلی را بر ما تحمیل کردند» یا «بیشتر خباثت ها و ضدیت ها با ایران زیر سر آمریکایی ها است لذا نمی خواهیم ارتباط داشته باشیم».
,
دلیل اینکه الآن تلاش می شود آقای هاشمی را بعنوان چهره برجسته جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی مخالف با این نظر اساسی امام و رهبری معرفی کنند، ایجاد پناهگاهی برای عده ای است، که با کلیت نظام مخالفند.
,
می خواستم در این نامه به آقای هاشمی یادآوری کنیم که اگر امام و رهبری در شرایطی با ارتباط با آمریکا موافق نیستند این به این دلیل است که اگر آمریکایی ها وارد ایران شوند فتنه انگیزی می کنند و استقلال کشور را به خطر می اندزاند کما اینکه در پرونده شان در ایران کودتا وجود دارد و کارهای دیگری مرتکب می شوند که هویت و کرامت انسان هایی که می خواهند بر اساس انقلاب اسلامی تعالی پیدا کنند را لگد مال کند.چنانچه بعد از کودتای ۲۸ مرداد، چنین شد. کرامت انسانها با کودتای آمریکایی ها، لگد مال شد.
,
هر جامعه ای باید خودش، خودش را اداره کند. اگر یک جامعه ای دولتی داشته باشد که منتخب خودش باشد و قدرت خارجی بیاید و آن دولت را سرنگون کند و بعد سلطه پیدا کند یعنی اینکه شأن انسانها را در آن جامعه لگدمال کرده است.
,
بنابراین بحث اصلی من با اقای هاشمی این است که عده ای بدنبال ایجاد سرپناهی برای خود هستند که ذیل آن بگویند ما هم با نظرات اقای هاشمی موافق هستیم و باید ارتباط با امریکا برقرار شود و اعلام کنند اصلا قطع ارتباط با آمریکا -که از سوی خود آمریکا انجام شده- غلط بوده و ما باید شرایط آمریکا ولو اینکه مطابق شأن و منزلت ما نبوده باشد را بپذیریم!!
,
این برای آقای هاشمی زیبنده نیست که چتری برای حمایت افرادی بشود که اینها با کلیت نظام اسلامی موافقت ندارند.
,
آقای دکتر! چیزی که من از صحبت های شما برداشت کردم این بود که عده ای بدنبال مصادره آقای هاشمی هستند و این در حالی است که سکوت آقای هاشمی و بعضی از اظهار نظرهای خود ایشان و اطرافیانشان نه تنها تشدید کننده القای این پیام بلکه بالاتر از سکوت ایشان، برخی موضع گیری های آقای هاشمی در مخالفت صریح با کلیت نظام و منویات حضرت آقا هستند. به نظر شما جدای از القائات حلقه اطراف ایشان، خواست درونی ایشان این نیست که به این سمت حرکت کنند؟
, آقای دکتر! چیزی که من از صحبت های شما برداشت کردم این بود که عده ای بدنبال مصادره آقای هاشمی هستند و این در حالی است که سکوت آقای هاشمی و بعضی از اظهار نظرهای خود ایشان و اطرافیانشان نه تنها تشدید کننده القای این پیام بلکه بالاتر از سکوت ایشان، برخی موضع گیری های آقای هاشمی در مخالفت صریح با کلیت نظام و منویات حضرت آقا هستند. به نظر شما جدای از القائات حلقه اطراف ایشان، خواست درونی ایشان این نیست که به این سمت حرکت کنند؟,
بله. بعضا آقای هاشمی این احساس را دارد که عِده و عُده ای را برای خودشان رقم بزنند، ولو اینکه آنها با آقای هاشمی سنخیتی نداشته باشند. در آخرین نمازجمعه آقای هاشمی، فرمایشاتی داشتند گر چه بسیار نیروهای انقلابی را متاسف کرد ولی نیم نگاهی به همان نیروهای بیرون از نظام داشت، این را بعضا در مواضع آقای هاشمی می شود دید.
,
اما دلیل آن چیست؟ بر می گردد به اینکه برای آقای هاشمی خیلی دشوار است که می بیند در مسائل سیاسی کشور امروز روز به روز دارد نقش ایشان کمرنگ می شود. هوای نفسی که در ابتدا گفتم بعضا می تواند به انسان غلبه پیدا کند.
,
نمی شود نیت خوانی کرد ولی می شود گفت که چیزی که آقای هاشمی دارند می گویند مورد سوء استفاده قرار می گیرد.
,
اینکه بگوییم آقای هاشمی به نوعی برای خوشایند بیرونی حرف می زند قطعا اینطور نیست ولی این را می توان به صراحت گفت که برخی موضع گیری های آقای هاشمی در سالهای اخیر برای متفاوت نشان دادن خود است. حالا انگیزه ایشان از این اقدام چیست، نیاز به تحلیل مفصل دارد
,
آقای هاشمی نظراتی دارد که این نظرات می تواند در حوزه کار کارشناسی مطرح شود. اینطور نیست اگر کسی در جامعه بیاید و اعلام کند ارتباط با آمریکا به نفع جامعه است قابل طرح در مجامع کارشناسی نباشد، بلکه می شود این موضوع را طرح و نقد کرد ولی آن چه مسلم است این است که وقتی رهبری موضع صریح گرفتند، بیان این مطلب کار درستی نیست.
,
وقتی سیاستی اتخاذ شد و اعلام شد، شخصیت هایی مثل آقای هاشمی که مقید به اصول اسلامی هستند طبیعتا نباید این موضع را تضعیف کنند. اگر رهبری اعلام کردند که ما با اینها (آمریکا) رابطه نخواهیم داشت و اگر می خواهیم الان مذاکره کنیم کاملا محدود و فقط در یک موضوع خاص است، ترویج این مطلب دال بر اینکه رابطه با آمریکا برای ما مفید است و باید در آن مسیر حرکت کنیم خیلی با باورهای دینی ما سازگاری ندارد و این موضوع باید این برای آقای هاشمی مقداری قابل تامل باشد.
,
چیزی که اخیرا آقای هاشمی گفتند این است که در زمان حیات امام(ره) نامه محرمانه ای به امام نوشته و در آنجا از امام می خواهند که باید ارتباط با آمریکا در زمان حیات شما حل شود.
,
این نظر کارشناسی است. آقای هاشمی نظر کارشناسی خودش را باید به رهبری بدهد. اما وقتی رهبری اتخاذ موضع کرد دیگر تضعیف اتخاذ موضع رهبری به لحاظ شرعی و اعتقادی در باورهای ما امری غلط است و امری نامطلوب است. آن چه که آقای هاشمی الآن دارد بیان می کند تائید کننده این است که امام نظر ایشان را نپذیرفته است چرا که اگر می پذیرفت، باید امام(ره) در زمان حیات پر برکتشان موضع خودشان را نسبت به آمریکا عوض می کردند ولی این کار را نکردند.
,
نه تنها این کار را نکردند حتی در وصیتانه شان هم تاکیدشان بر این قضیه است و تا آخرین لحظات حیاتشان نیز مرتبط بر این قضیه تاکید می کنند.
,
پس از قطعنامه ۵۹۸ از جوانان می خواهند فریادشان را رساتر علیه آمریکا مطرح کنند. این موضوع یک سال قبل از فوت حضررت امام(ره) است، و هرگز تغییری در این قضیه در رفتار و یا توصیه های امام شاهد نیستیم. بنابراین آقای هاشمی نظرشان را بطور محرانه به امام داده و امام هم نپذیرفته.
,
امروز هم علی القاعده آقای هاشمی به رهبری نامه داده و رهبری این مطلب (برقراری ارتباط با آمریکا) را نمی پذیرد.
,
اما ترویج این مطلب توسط آقای هاشمی امری غلط است و به نفع جامعه نیست و موجب سوء استفاده افرادی می شود که با کلیت نظام اسلامی در تعارض و در تقابل هستند.
,
آقای دکتر شاهد هستیم که اعتدال و عقلانیت، بعنوان گفتمان دولت یازدهم مطرح می شود، منظور از این گفتمان از نگاه دولت چیست؟ و آیا اصلا نظام اسلامی از بدو تاسیس تا الآن بر اساس عقلانیت عمل نکرده که گرایش به عقلانیت بعنوان یک گفتمان مطرح می شود؟
, آقای دکتر شاهد هستیم که اعتدال و عقلانیت، بعنوان گفتمان دولت یازدهم مطرح می شود، منظور از این گفتمان از نگاه دولت چیست؟ و آیا اصلا نظام اسلامی از بدو تاسیس تا الآن بر اساس عقلانیت عمل نکرده که گرایش به عقلانیت بعنوان یک گفتمان مطرح می شود؟,
باید خود آقایان بیشتر تعریف کنند وساختار فکری خودشان را کاملا شفاف کنند اما متاسفانه دولت یازدهم فرصت پیدا نکرد و فرصت پیدا نخواهد کرد که چگونگی نیل به اعتدال و تقویت عقلانیت را در جامعه تبیین کند.
,
اما آنچه می توان گفت، این است که منظور از این گفتمان تقویت عقلانیت است نه اینکه قبلا عقلانیت نبوده بلکه توجه بیشتر به عقلانیت در مدیریت را مورد نظر شان بوده است.
,
خب! آقای دکتر گره زدن تمام مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی آب خوردن و حل آلودگی به مذاکرات و توافق احتمالی عملی عقلانی و در جهت تقویت عقلانیت است؟
, خب! آقای دکتر گره زدن تمام مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حتی آب خوردن و حل آلودگی به مذاکرات و توافق احتمالی عملی عقلانی و در جهت تقویت عقلانیت است؟,
قطعا نه! به لحاظ تدبیر سیاسی،(گره زدن همه مشکلات به توافق احتمالی) خیلی عاقلانه نیست. شما اگر تدبیر سیاسی داشته باشید وقتی دارید با دشمن مذاکره می کنید نباید به دشمن بگویید که ما به تو نیاز جدی داریم و بدون تو قادر به حل مشکلاتمان نیستیم.
,
وقتی او احساس کند شما، در این شرایط قرار گرفته اید، که به او سخت محتاجید و احتیاجتان به او روز به روز در حال فزونی است، خب طبیعی است که موضعش را تقویت می کند. ولی اگر این عدم نیازمندی را مرتب منعکس کنید ولو اینکه در شرایط سختی باشد روحیه طرف را تضعیف می کند.
,
مذاکره با دشمن یک نوع ستیز است، در این مذاکره هرگز نباید رجز خوانی را رها کنید و برعکس عجز و لابه را در پیش بگیرد.
,
اینکه بیاییم و بگوییم ما شرایطمان بسیار بد است و همه امور کشور خوابیده است و تامین آب هم دچار مشکل شده است، طبیعی است که با تدبیر سازگاری ندارد. به همین دلیل خیلی ها دولت یازدهم را بابت این رویکرد مورد انتقاد قرار داده اند.
,
غربی های بعنوان طرف مذاکره کننده ما، خودشان دچار بحران اقتصادی جدی هستند ولی در مذاکرات داد نمی زنند که صنعت مان خوابیده است، بیکاری روز به روز در میان ما فاجعه ایجاد می کند. این یک مدل روانی است که ما در مقابل دشمن باید به آن توجه کنیم.
,
این موضوع حتی با عقلانیت لیبرالیسمی هم غلط است به لحاظ اسلامی که به هیچ وجه عجز و لابه کردن در مقابل دشمن قابل پذیرش نیست.
,
حتی بر اساس تاکتیک های جنگ روانی هم که امروز در میان جامعه سرمایه داری وجود دارد، این اقدام هم با اصول آنها هم خوانی ندارد.
,
آنها هم اینجوری عمل نمی کنند که بیایید و شرایط خودشان را به گونه ای بزرگ نمایی کنند که ما متوجه شویم که آنها به صادراتشان به کشور ما سخت چشم دوخته اند. این را خیلی به صراحت بیان نمی کنند و نمی گویند که در حال سقوط هستند.
]
ارسال دیدگاه