رابطه عدم تخصص و انفعال فرهنگی سازمان یافته
تخصص گرایی البته که امروز بین جوانانی که دم از کار انقلابی می زنند تا حدودی کمرنگ شده است. به واقع معزلی در جامعه درست شده است به نام کار فرهنگی[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از مطالبهگر، شاید اگر به روند جریانات حاکم بر فضای جوانان حزب اللهی جامعه نگاه کنیم یکی از بزرگترین انتقاداتی که بتوان بر آنها وارد کرد جو انفعالی و مسموم تزریق شده به این فضاست. البته که این جمله در ابتدا کمی ثقیل به نظر می رسد و خواننده را به موضع گیری نا خود آگاه مجبور می کند. به وضوح نگارنده نیز این نظر را ندارد که تمام جوهای جوانان حزب اللهی متاثر از این فضاست اما حداقل یکی از نقاط آسیب پذیر این روز های جناح مومن نمای انقلاب همین موضوع به نظر می رسد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مطالبهگر,زمانی با پدرم از سالهای جنگ سخن می گفتیم و او می گفت که آر.پی.جی زن بوده است و در تیر اندازی مهارت خاصی داشته است. و در همین راستا از خاطراتی می گفت که چگونه نفربری را با آر.پی.جی زده است و چگونه فلان و فلان. اما نکته ی قابل توجه در رابطه با خاطرات پدرم این است که او هیچ گاه غواص نبوده است. هیچ گاه دیده بان نبوده است. هیچ گاه اطلاعات عملیاتی نبوده است. این یعنی در آن جنگی که به مراتب گستردگی و شاخههای کمتری را شامل میشد هم لزوم توجه به تخصص بیش از هر چیز دیگری خودنمایی می کرده است.
,این تخصص گرایی البته که امروز بین جوانانی که دم از کار انقلابی می زنند تا حدودی کمرنگ شده است. به واقع معزلی در جامعه درست شده است به نام کار فرهنگی-!- و از هر کدام از این جوانان که سوال می شود برادر من شما چه کمکی به انقلاب می کنید؟ پاسخ می دهد: «بنده کار فرهنگی می کنم». حال گستره ی این کار فرهنگی از آب حوض خالی کردن ممکن است شروع شود تا پیرزن خفه کردن! به عبارتی خیلی نادر پیش می آید که زمانی که از جوانی که داعیه دار کار فرهنگیست سوال می شود شما چه می کنی مثلا بگوید بنده مشخصا در حوزه ی رسانه ها و در موضوع وحدت کار می کنم. به طور مشخص در فلان سایت و لا غیر! بل عمدتا همه در حال کار فرهنگی کردن اند.
,ریشه ی آن انفعالی که پیش تر از آن سخن گفته شد را شاید بتوان در همین عدم توجه به تخصص ها جستجو کرد. عدم توجهی که باعث شده است عده ی زیادی از جوانانی که شاید حقیقتا قصد کمک رسانی به انقلاب را نیز داشته باشند، به دلیل عدم داشتن تخصص صرفا به سیاهی لشگر تبدیل شده اند. و در نتیجه اگر زمانی جو تبلیغاتی در موضوع هسته ای بیشتر باشد آنها نیز همان آهنگ را می گیرند و به آن مشغول می شوند. اگر زمانی جو تبلیغاتی در موضوع وحدت بیشتر باشد آنها نیز همه همان سینه را می زنند و اگر زمانی جو تبلیغاتی در موضوعی مانند شارلیابدو و الخ سنگین تر باشد آنها نیز همه به مدافعان اسلام ناب تبدیل می شوند.
,اما اشکال اصلی و عمده ی این روش این است که در این فضا آن جوانان دارای نیت خیر به دلیل عدم داشتن تخصص نه تنها در بسیاری از موارد نمی توانند کمکی به جبهه ی انقلاب کنند بل آسیب زا نیز عمل می کنند. و از طرفی چون حوزه ی تخصصی خاصی را دنبال نمی کنند همواره به صورت انفعالی و با توجه به جوهای تبلیغاتی به حوزه ی فرهنگ ورود می کنند. که خود منشا آسیب است.
,به نظر نگارنده تنها راه عبور از این فضای مسموم رجوع جوانان مومن انقلابی به فرهنگ به عنوان یک جبهه ی تمام عیار و پیدا کردن تخصص خودشان به معنای تام کلمه و تمرکز و توجه کامل به یک حوزه و موضوع به صورت تخصصی است. و اگر نه باید شاهد انحلال خودبه خودی جریان مومن انقلابی در کلیت خویش باشیم.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه