کشمکشهای قبیله ای و طایفه ای بر ذهنیت تاریخی و فرهنگ سیاسی ما اثر گذاشته / راه کارهای عملی برای خروج از بحران قوم گرایی
یک فعال رسانه ای گلستان گفت : بدون تردید برای تسریع توسعه هر منطقه ابتدا شناخت فرهنگ آن منطقه لازم و ضروری است. در حقیقت مهمترین عوامل تعیین کننده فرهنگ یک جامعه شرایط تاریخی، خصوصیات جغرافیایی، ساختار اجتماعی، اقتصادی، آداب و رسوم و سنتهای آن جوامع هستند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از گلستان ما ؛ امیرهادی سندگل از فعالین رسانه ای استان گلستان طی مطلبی نوشت : "در جوامع امروزی احزاب ایفاگر نقشی مهم هستند و شرط اولیه حکومتهای دموکراتیک، وجود احزاب است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما ,احزاب سیاسی با کارکردهایی از قبیل گسترش مشارکت سیاسی، ایجاد مشروعیت، یکپارچگی ملی، مدیریت منازعات، آموزشهای سیاسی و جامعهپذیری سیاسی، میتوانند درشکل دهی جامعه مدنی موثر واقع شوند. از سویی جامعه در حال گذار ایران دربرهه خاصی از تاریخ خود واقع شده است که نیاز مبرمی به توسعه سیاسی،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متوازن دارد. این در حالی است که موانعی نیز برسر راه آن مشاهده میشود.
,یکی از این موانع قوم گرایی و طایفه گرایی است که در شهرهای کوچک در وقت انتخابات شوراهای اسلامی یا مجلس شورای اسلامی نه تنها در تقابل با احزاب عمل میکنند بلکه جایگزین آنها شدهاند؛ لذا باپذیرش اینکه چنین حالتی نوعی بیماری اجتماعی و چالشی عمده در راه توسعه متوازن و همه جانبه است تلاش میشود آثار مثبت وجود احزاب و آثار منفی وعوارض مخربی را که فرهنگ طایفه ای و عشیره ای در فرهنگ سیاسی انتخابات برجای میگذارد به طور خلاصه مورد بررسی قرار گیرد.
,بدون تردید برای تسریع توسعه هر منطقه ابتدا شناخت فرهنگ آن منطقه لازم و ضروری است. در حقیقت مهمترین عوامل تعیین کننده فرهنگ یک جامعه شرایط تاریخی، خصوصیات جغرافیایی، ساختار اجتماعی، اقتصادی، آداب و رسوم و سنتهای آن جوامع هستند.
,در کشورهایی مانند ایران با وجود پذیرش فرهنگ سیاسی مدرن هنوزعناصری از فرهنگ سیاسی سنتی حفظ شده و از جمله این عناصر نظام طایفه ای وقبیله ای است که مشخصاً در مناطقی از کشور ما نیز رواج دارد و در لایه های زیرین نهادهای مدنی پنهان شدهاند.
,گروهی از شهروندان به جهت پیوستگی قومی، طایفه ای و یا به هر دلیل دیگر اگر احساس کنند که به حقوق آنها بی توجهی شده و از جانب گروهها و قبایل و طوایف بزرگتر نادیده گرفته میشوند و دیگر انگیزه های لازم را برای مشارکت در امور سیاسی و اجتماعی شهر و کشور را از دست می دهند و به شهروند درجه دوم سقوط کرده، به حاشیه رانده می شوند و در نتیجه ی احساس محرومیت حس محله گرایی، قبیله گرایی و طایفه گرایی این طیف از شهروندان تقویت میشوند.
,حقیقت این است که بخش عمده ی تاریخ کشور ما را کشمکشهای قبیله ای و طایفه ای تشکیل داده و این وضعیت بر ذهنیت تاریخی و فرهنگ سیاسی ما اثر گذاشته است. استمرار این فرهنگ سیاسی در بعضی از شهرها و مناطق، جهت دهنده رفتار سیاسی افراد بوده و نشان میدهد که این وضعیت معمولاً مانع تفکر، تحلیل و تصمیم گیری درست سیاسی شده به طوری که نفع قبیله و طایفه و عشیره بر مصلحت جامعه و شهر برتری مییابد.
,همچنین عامل خویشاوندی به عنوان یکی از منابع قدرت، مانع جدی بر سر راه شایسته سالاری واقع می شود و در چنین شرایطی تعصبات مورد اشاره، مانع از وفاق اجتماعی و مشارکتهای مدنی و سیاسی سالم میشود.
,این وضعیت بی گمان با تمدن و دنیای مدرن در تناقض است. این عصبیت و برتریطلبی طایفه ای جریان فکری و سیاسی را به نام طایفه گرایی و قبیله گرایی ایجاد میکند که در جریان بحث انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی، شورای شهر و یا گزینشها و عزل و نصبهای اداری با وضوح بیشتری آشکار میشود.
,بی گمان انتخابات بر اساس چنین تفکر و میزانی راه را برای برگزیدن افراد توانمند و شایسته دشوار میسازد و بکارگیری افکار و اندیشه های خلاق را با تنگنا روبرو میکند.
,در اینجا به بعضی از راه کارهای عملی برای خروج از بحران قوم گرایی اشاره می شود:
,1. عمل به احکام الهی و پیروی از دستورات بزرگان دینی: "ای مردم ، ما شما را از زن و مرد بیافریدیم و شما را جماعتها و قبیله ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه گرامی ترین شما نزد خدا،پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و کاردان است"
,و یا پیامبر ختمی مرتبت برای ممانعت ازدامن زدن به موضوع قوم گرایی می فرمایند: «هرکسی که در دلش به اندازه دانهای خردل از عصبیت (تعصب قبیله ای) باشد خداوند او را در روز قیامت همراه اعراب زمان جاهلیت محشور می کند.
,مسئولیت این امرمهم بر عهده ی واعظان دینی و روحانیون منطقه است که در این مدت 8 ماه مانده به انتخابات در فرصت های مناسب شهروندان را به این حکم الهی رهنمون کنند.
,2. بهترین و مطمئن ترین راه مبارزه با این پدیده شوم تقویت احزاب و تشکلهای مدنی است.
,3. تشکیل و تقویت تشکل های صنفی از قبیل، تشکل های دانشجویی، تحصیل کردگان، مدرسین و معلمین و بازاریان. اگرچه در کشور ما بعد از انقلاب مشروطیت بدلایلی از قبیل: استبدادی بودن حکومت های قاجار و پهلوی و ساختار مطلقه قدرت، فقدان امنیت و وجود احساس ناامنی، حضور مداوم ایلات و عشایر در عرصههای سیاسی، فقدان تحولات بنیادین در فرماسیون اجتماعی و تقابل میان سنّت و تجدد، بدبینی و ناآگاهی عمومی نسبت به جایگاه احزاب، ضعف جامعه مدنی و نبود یا کمّی تجربه مشارکتهای سیاسی، وجود احزاب دستوری و وابسته به دولت، نظام حزبی در کشورمان نهادینه نشده، برای جایگزینی بر احزاب سیاسی، تحصیل کردگان منطقه بدون در نظر گرفتن طایفه و تیره خود می توانند با یک کار عملیاتی و گردهم آمدن در قالب تشکلات صنفی، هیات ها و یا حتی صندوق های قرض الحسنه جای این نقیصه را پر کنند. و در این صورت است که افسار هدایت انتخابات در منطقه از دست بعضی از ریش سفیدان بی سواد و دلالان انتخاباتی گرفته و بر عهده جوانان تحصیل کرده منطقه گذاشته می شود.
,4. تشکیل جلسات متعدد در محله ها و روستاهای اطراف منطقه و روشنگری همشهریان و تاکید بر انتخاب احسن و بر مبنای شایسته سالاری.
,5. برگزاری جلسات با کاندیداها و آشنایی با اهداف و برنامه های آنان.
,بنده به 5 مورد از راهکاری که برای برون رفت از پدیده طایفه گرایی در انتخابات در این فرصت معروض داشتم و معتقدم راه کارهای کاربردی بهتری در ذهن بسیاری وجود دارد که ارائه نظرات این عزیزان موجب پربار بودن بحث و بهرمندی حداکثری خواهد بود.
,انتهای پیام /
]
ارسال دیدگاه