خسروانی در یادداشتی نوشت:

راهبرد آمریکا حذف ایران از پیش راه سلطه طلبی آمریکا بر منطقه بود

راهبرد آمریکا حذف ایران از پیش راه سلطه طلبی آمریکا بر منطقه بود
همه ی این سیاست های خصمانه در راستای راهبرد حذف ایران از پیش راه سلطه طلبی بر منطقه بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دیار آفتاب، از دوره ای که آمریکا خود را به عنوان یک قدرت جهانی مطرح کرد تا به امروز همواره چشم طمع خاصی به منطقه خاورمیانه داشته است.ویژگی های خاص و کم نظیر این منطقه باعث شده تا امریکائی ها حساب ویژه ای برای آن در راهبردهای کلان و استراتژی های خود باز کنند.جذابیت های خاص خاورمیانه و سیاست های زیاده خواهانه و سلطه طلبانه آمریکا دست به دست هم داد تا این منطقه را به یک منطقه پر افت و خیز و پر حادثه تبدیل کند.آمریکائی ها معتقدند که برای حفظ سلطه خود بر سیاست و اقتصاد دنیا می بایست به هر شکل ممکن بر منطقه خاورمیانه تسلط داشته باشند.با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که در منطقه خاورمیانه رخ داد شوک عجیبی بر آمریکا و راهبردهای کلان آنها در منطقه وارد شد و ایرانی که تا پیش از انقلاب به عنوان حامی و عامل یاده سازی سیاست های آمریکا در منطقه مطرح بود به یک چالش بزرگ و مانعی بر سر راه تداوم حضور و سلطه بی چون و چرای آمریکا در خاورمیانه تبدیل شد.به همین دلیل بود که آمریکائی ها برای برچیدن بساط این مانع،سیاست های متعدد را از جمله جنگ،تحریم های اقتصادی،سیاسی،علمی و..،فشارهای دیپلماتیک،تهدید به حمله نظامی و پرونده سازی های پر دردسر از جمله مسئله هسته ای و حقوق بشر را در پیش گرفتند.همه ی این سیاست های خصمانه در راستای راهبرد حذف ایران از پیش راه سلطه طلبی بر منطقه بود.

بعد از انقلاب اسلامی خاورمیانه همواره میدان منازعات ایران و آمریکا بوده است و این دو کشور به عنوان دو بازیگر عمده این منطقه مطرح اند و همه ی رویدادهای منطقه به نوعی به این منازعه برمی گردد.در این میان، فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای ایران، منازعه‌ی فلسطین‌ـ‌اسرائیل، جنبش بیداری اسلامی و... از جمله اساسی‌ترین حوزه‌های اختلاف میان دو کشور است،به طوری که ایران به دنبال خاورمیانه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای با دولت‌هایی دموکراتیک مستقل و متعهد به وحدت اسلامی است ولی آمریکا در خاورمیانه، اهدافی چون تأمین امنیت اسرائیل و امنیت انرژی را دنبال می‌کند.لذا پرواضح است که درک دو کشور از شرایط خاورمیانه و نیز تصویر آینده‌ی مطلوب خاورمیانه در نزد نخبگان ایران و آمریکا، تضادی انکارناشدنی دارند.

با پایان یافتن مذاکرات وین و صدور بیانیه مشترک ایران و گروه ۵+۱ که مهمترین عضو آن آمریکا بود سوالات و تحلیل های متعددی در ذهن تحلیل گران شکل گرفت.اینکه راهبردهای آمریکا در منطقه بعد از این توافق چه تغییری خواهد کرد و چه تاثیری بر تحولات منطقه خواهد داشت؟

برای درک این قبیل سوالات و دادن پاسخی قانع کننده لازم است بدانیم اهداف کلان آمریکا از حضور در منطقه خاورمیانه چیست؟آمریکائی ها در این منطقه راهبردهای کلانی دارد که طی دهه های اخیر همواره ثابت مانده و با تغییر دولت ها تغییری نکرده است.اما این راهبردها چیست؟این راهبردها را می توان در ۴ دسته کلی تقسیم بندی کرد که هر کدام اهداف خاصی را دنبال می کنند.مهمترین راهبرد، راهبرد اقتصادی است که  تسلط بر نفت منطقه و به عبارتی انرژی جهان مهمترین هدف آن است.در راهبرد سیاسی تقابل با اسلام انقلابی و شیعی را دنبال می کنند و تامین امنیت اسرائیل را مد نظر دارند.در راهبرد نظامی اهدافی چون راه اندازی پایگاه های نظامی را پی می گیرند و در راهبرد فرهنگی-اجتماعی اهدافی چون تهی کردن مردم منطقه از فرهنگ وتمدن هزار ساله خود، گسترش فحشا و منکرات در کشور های اسلامی،رواج فرهنگ غربی و یکسان سازی فرهنگی را در دستور کار دارند.

حال باید سوال کرد که آیا با توافق وین تغییری در راهبرد ها و سیاست های آمریکا در منطقه خاورمیانه رخ خواهد داد؟در پاسخ باید گفت،آمریکا هرگز از راهبردها و اهداف استراتژیک خود در منطقه دست برنداشته و نخواهد داشت. استراتژی خاورمیانه‌ای آمریکا کاملا مشخص و قوام‌یافته است. این بدان معناست که جدا از اینکه چه حزبی در راس قدرت و چه فردی رییس‌جمهوری این کشور باشد، تصویر کلان از پیش تعیین شده است. تصمیم‌گیرندگان و صاحبان قدرت در حیطه‌های مختلف سیاست خارجی قادر به دگرگون ساختن ذات استراتژی نیستند؛ بلکه تنها ظرفیت و توان حیات بخشیدن به اولویت‌ها را دارند.

متاسفانه شرایط پس از توافق وین عده ای را به سمت این تحلیل برد که دوران دشمنی آمریکا با ایران به اتمام رسیده و باید از در دوستی و رفاقت با آمریکا وارد شد.در حالی که آمریکا هرگز راهبردهای خود را در منطقه خاورمیانه تغییر نداده بلکه سیاست ها و روش ها برای رسیدن به اهداف کلان تغییر کرده است.در طول مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا، بسیاری در داخل و خارج از ایران تلاش کرده اند این مذاکرات را به معنی نوعی تغییر راهبرد از سوی آمریکا در قبال ایران تفسیر کنند. حتی برخی پا را فراتر گذاشته و مدعی شده اند آمریکا به دنبال آغاز شراکتی نوین با ایران است و به مذاکرات هسته ای به مثابه پلی برای  گذار به دورانی جدید از روابط با ایران می نگرد. در عمل، آنچه درون و بیرون اتاق مذاکره رخ داده به ما می گوید که اگر بنا باشد فقط یک نتیجه از این مذاکرات بگیریم، آن نتیجه این است که آمریکایی ها به هیچ وجه راهبرد خود را مقابل انقلاب اسلامی ایران تغییر نداده اند بلکه برعکس، به مذاکرات هسته ای به عنوان صحنه ای برای تحقق راهبردهای پیشین خود می نگرند که تا پیش از این به دلایل مختلف امکان تحقق نیافته بود.

اهداف و استراتژی هائی چون:

۱- تضمین امنیت منافع انرژی امریکا در مناطق نفت خیز خاورمیانه.

۲- تامین امنیت رژیم صهیونیستی و حفظ بقای آن در منطقه.

۳- عدم ایجاد هرگونه همگرایی منطقه ای برای دشمنی با آمریکا در خاورمیانه.

۴ -تلاش برای مهار و جلوگیری از نفوذ جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه.

۵- پیگیری و پرونده سازی برای طرح خاورمیانه بزرگ مد نظر آمریکا که تامین کننده منافع آمریکا باشد.

۶- تحکیم روابط استعماری آمریکا با کشورهای منطقه خاورمیانه.

۷- ممانعت از قدرت گرفتن روسیه و چین در خاورمیانه.

۸- در اختیار قرار گرفتن نفت و گاز منطقه خاورمیانه.

۹- تحمیل اراده سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و امنیتی بر کشورهای مرتجع عرب خاورمیانه برای اجرای سیاست های استعماری.

۱۰-و تلاش برای آشوب ، جنگ و درگیری در بین کشورهای مسلمان در خاورمیانه به منظور توجیه حضور دائمی آمریکا در خاورمیانه هرگز با انجام یک توافق نامه با ایران به فراموشی سپرده نخواهد شد بلکه با روش های پیچیده تری دنبال می گردد. به همین دلیل است که مقام معظم رهبری بعد از انجام توافق همواره بر هوشیاری مسئولین درقبال ترفند های آمریکا و روشهای نفوذ آنها در ایران هشدار دادند.ایشان در جمع اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) فرمودند:"چیزی که برای ما خیلی عبرت آموز است این است که که گاهی انسان صادق النیه به خاطر عدم بصیرت داخل نقشه دشمن کار می کند".ایشان آمریکا را دشمن ایران اسلامی معرفی می کنند و به صراحت می فرمایند:"دشمن که ما می گوئیم به یک موجود خیالی و توهمی اشاره نمی کنیم.مراد ما از دشمن عبارت است از نظام استکبار و اگر یک مصداق خارجی هم بخواهیم برایش مشخص کنیم رژیم ایالات متحده ی امریکا است".

دکترین امنیت ملی آمریکا، براساس این راهبرد جدید و در چارچوب رویکردهای دولت باراک اوباما، حول محورهایی همچون «دوری از یک‌جانبه‌گرایی، دوری از جنگ پیشگیرانه، دوری از اتکا به دخالت نیروهای نظامی، چندجانبه‌گرایی، تأکید بر اقتصاد و تأکید بر ظرفیت‌سازی‌های منطقه‌ای» شکل گرفته است. در دکترین اوباما، رویارویی با تهدیدهایی مانند اسلام‌گرایی همچنان در دستور کار قرار دارد اما ناکارآمدی به وجود آمده در استراتژی‌های جنگ پیش‌دستانه و یک‌جانبه‌گرایی دوران بوش، ضرورت بازنگری راهبردی در منطقه را برای کاخ سفید باعث شده است. بدیهی است در این دوران نه تنها منافع آمریکا در منطقه محدود نشده بلکه به واسطه‌ی تعهد دولت مبنی بر حفظ دستاورد‌های دوران بوش توسعه نیز یافته است.در یک تحلیل خوش‌بینانه، آمریکا به دنبال محدود ساختن دامنه‌ی منازعات با ایران است. در این تحلیل گفته می‌شود حضور نظامی هزینه‌ساز آمریکا در خاورمیانه و نیز عدم توانایی جهت حل منازعه‌ی اسرائیل‌ـ‌فلسطین و نیز به تازگی ناتوانی آمریکا در تصمیم‌گیری برای مداخله در سوریه، باعث نوعی از خستگی استراتژیک آمریکا در خاورمیانه شده است.

به تبع بر هم خوردن نظم پیشین، مفهوم قدرت «هژمون» نیز امروزه رنگ باخته است و دیگر نمی‌توان آمریکا را هژمون دنیا دانست، موضوعی که حتی برخی مقامات و تحلیل‌گران آمریکایی نیز به‌صراحت آن را بیان می‌کنند. «توماس فریدمن» تحلیل‌گر ارشد «نیویورک تایمز» درباره‌ی کاهش قدرت اقتصادی و نظامی آمریکا به‌صراحت می‌نویسد:"ما دیگر حتی به اندازه‌ی یک بند انگشت توان مداخله‌ی نظامی در بحران‌هایی مانند سوریه نداریم. البته می‌توانیم پول و سلاح بدهیم اما مداخله‌ی مستقیم نه. از این جهت کشورهایی مانند ترکیه باید به تنهایی اما با حمایت ما عمل کنند. آمریکا وارد دوره‌ای شده که باید کمی هم به مشکلات داخلی خود بپردازد. اکنون «بیت اللحم پنسیلوانیا» برای ما مهم‌تر از بیت اللحم خاورمیانه است. مردم آمریکا برای خدمات کمتر بهای بیشتری می‌پردازند و بیش از هر دوره‌ای می پرسند که نیروهای ما در فلان منطقه‌ی جهان چه می‌کنند؟... ما در عراق ضامن نارنجک را کشیدیم و خودمان را روی آن انداختیم. همه‌ی ترکش‌های جنگ به ما اصابت کرد. دیگر هیچ کشوری از ما نمی‌خواهد همان نقش را در سوریه ایفا کنیم. ما از ترکیه خواهیم خواست در حل این بحران ما را کمک کند."(روزنامه کیهان، شماره ۲۰۸۰۴ به تاریخ ۲/۴/۹۳)

نشریه‌ی «فارین پالیسی» که معتبرترین نشریه‌ی آمریکا در حوزه‌ی سیاست‌خارجی است نیز در مطلبی به تأثیرات منفی دخالت‌های آمریکا در امور داخلی کشورها پرداخته و می‌نویسد:"دخالت ایالات متحده به جای از بین بردن آدم بدهایی که واشنگتن نگران آنها بوده و ایجاد دولتی بهتر، تنها موجب افزایش احساسات ضد آمریکایی و تقویت درگیری‌های نهفته داخلی شده است. کسانی که ما از آنها حمایت کردیم فاسد و غیرمؤثر شده‌اند و قادر به کسب قدرت و یا حفظ آن نیستند. ما پس از صرف میلیون‌ها دلار و از بین رفتن تعداد زیادی نیرو به نقطه‌ی شروع خود (یا حتی بدتر) بر می‌گردیم."(http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/۱۹۴۳۵۳۷)

به همین دلیل است که آمریکائی ها درخواست مذاکره بدون پیش شرط را دادند و پای میز مذاکره نشستند. اگر نگاهی به وضعیت آمریکا در جهان بیندازیم  برخی از لایه‌های پنهان اهداف غرب از مذاکره با ایران بیشتر مشهود می‌شود. همان‌طور که جمهوری اسلامی برای مذاکره، اهدافی را تعیین کرده بود، غرب به رهبری آمریکا نیز اهدافی را برای مدیریت جمهوری اسلامی و مهار آن مد نظر قرار داده بود که جلوگیری از «استقلال کشور به‌عنوان یکی از شاخص‌های انقلاب»، «تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در ایران و ایجاد دودستگی در جامعه‌ی ایران»، «جلوگیری از نفوذ بین‌المللی ایران»، «جلوگیری از تبدیل شدن ایران به‌عنوان یک الگوی جدید نظام سیاسی»، از جمله‌ی آن‌ها است.

با اندک تأملی در رفتار و گفتار مقامات آمریکایی بعد از جمع‌بندی وین، به‌وضوح می‌توان این موضوع را مشاهده کرد که نگاه آنان به گفت‌وگوی با ایران، چیزی فراتر از صرفا مذاکرات هسته‌ای است. در حقیقت همان‌طور که پیش از این نیز گفته شد، مذاکرات هسته‌ای، ماهیت ژئوپلتیک و جهانی دارد. آن‌چنان‌که رهبر انقلاب نیز در بیانات خود در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت علیهم‌السلام، با اشاره به بستن راه نفوذ آمریکایی‌ها فرمودند:"آ‌ن‌ها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای -این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا... نیّت آن‌ها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه‌ی توان -که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است- مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد. در منطقه هم همین‌جور؛ در منطقه هم آن‌ها می‌خواهند نفوذ ایجاد کنند؛ حضور برای خودشان دست‌وپا کنند و اهداف خودشان را در منطقه دنبال کنند." ایشان نقشه دشمن را به خوبی ترسیم کرده اند و فرمودند":نقشه ی دشمن در این منطقه عمدتا بر دو پایه استوار است یکی عبارت است از ایجاد اختلاف و دومی عبارت است از نفوذ."

این بخش از بیانات امام خامنه ای (مدظله العالی) بیدارباش به مردم و مسؤولان است تا هر یک به نوعی در دام حساب شده آمریکایی ها نیفتند. آن گونه که از گفتار و رفتار مقامات آمریکایی و برخی در داخل برمی آید، طرحی در جریان است که در سایه مسائل مربوط به «برجام» و پیش از نهایی شدن وضعیت آن به برخی خواسته های ناکام مانده آمریکایی ها در سال های طولانی گذشته جامه عمل پوشانده شود.

اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکای جدید» در گزارش اخیر خود صراحتا به این موضوع اشاره می‌کند که ایالات متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی- فرهنگی در ایران به‌وجود آورد. این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد.

اندیشکده آمریکایی «پروژه ایران» نیز در گزارش اخیر خود می نویسد:"دستیابی به یک توافق جامع بر سر موضوع برنامه هسته‌ای ایران حلال مشکلات منطقه همیشه آشفته خاورمیانه خواهد بود و موجب بروز تغییر و تحول در این منطقه خواهد شد. در حال حاضر، منافع حیاتی و ملی آمریکا در سراسر منطقه در معرض خطر قرار دارند و این کشور نیازمند آن است تا استراتژی مشخصی را به منظور مقابله با جدیدترین تهدیدات امنیتی خود در این منطقه اتخاذ نماید. این امر مستلزم آن است که آمریکا گونه جدیدی از همکاری‌ها را حتی با “متحدان غیرمعمولی” همچون ایران آغاز نماید".

و اما وظیمه ما در قبال شرایط موجود در منطقه چیست؟مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود در جمع اعضای مجمع جهانی اهل بین(ع) فرمودند:"امروز مصداق مجاهدت که در مقابل ما مسلمانها،ما پیروان اهل بیت(ع) قرار دارد عبارت است از مبارزه ی با نقشه های استکبار در منطقه ی اسلامی.اول باید دست دشمن را بخوانیم،بدانیم چه کار می خواهد بکند،بعد بنشییم برنامه ریزی کنیم و با اهداف دشمن مبارزه کنیم.فقط هم حالت دفاع و انفعال نیست،مبارزه اعم است از دفاع و هجوم."

طبق نظر رهبر معظم انقلاب اجازه هیچ گونه سوء استفاده ای از توافق صورت گرفته داده نخواهد شد و نباید عده ای تصور کنند اجازه خدشه در اصول اساسی نظام اسلامی را دارند. قابلیت های دفاعی و حریم امنیت کشور به فضل الهی حفظ خواهد شد. جمهوری اسلامی در زمینه حفظ قابلیت های دفاعی و امنیتی خود هرگز تسلیم زیاده خواهی دشمن نمی شود. باید به این نکته توجه داشته باشیم که توافق هسته ای، نباید منجر به دوگانگی و دودستگی در خط مقاومت منطقه شود،و این ایده را ترویج کند که ایران بعد از این به مقاومت اهمیتی نخواهد داد.مقام معظم رهبری معتقدند،ما از حمایت دوستانمان در منطقه دست نخواهیم کشید، از ملت مظلوم فلسطین، از ملت مظلوم یمن، از ملت و دولت سوریه، از ملت و دولت عراق، از مردم مظلوم بحرین و مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین همواره مورد حمایت ما خواهند بود.با این تفاسیر راهبردهای جمهوری اسلامی ایران در منطقه با توافق هسته ای تغییری نخواهد کرد همانطور که راهبرد های کلان آمریکا در منطقه خاورمیانه تغیری نکرده و تنها در تاکتیک ها و روش های نفوذ و سلطه تغییراتی ایجاد شده است.اینک شرایط مبارزه با استکبار جهانی به  سرکردگی آمریکای جهانخوار و رژیم صهیونیستی کودک کش، از هر زمان دیگر بیشتر فراهم است. بنابراین توافق هسته ای بین ایران و شش قدرت جهان، نه تنها از مبارزه ملت ایران با دشمنان نمی کاهد، بلکه پس از فارغ آمدن مسؤولان از موضوع هسته ای، مجال بیشتری به دست می آید تا به موضوعات دیگر، از جمله پیگیری آرمان های انقلاب و به ویژه کمک به ملت های در حال مبارزه با استکبار و متحدانش بیشتر توجه شود. اکنون جمهوری اسلامی قرارگاه اصلی و محور مقاومت در منطقه و کانون الهام بخش برای مسلمانان جهان و برای پدیده بیداری اسلامی است. امروز مسلمانان مبارز در سرزمین های اشغالی، در سوریه، در عراق، در لبنان، در بحرین، در یمن و دیگر کشورهای اسلامی، چشم امیدشان به جمهوری اسلامی و ملت انقلابی ایران است. وحشت جبهه استکبار ریشه در همین به پا خاستن مسلمانان و همراه شدن آنان با جمهوری اسلامی ایران دارد.

سخنان رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالی) اعلام رسمی سیاست نظام در وضعیت جدید است که مردم باید با هوشیاری، آن را دنبال کنند و مسؤولان نیز باید درباره آنچه رهبر معظم انقلاب هشدار دادند، مراقبت کنند و به  کرّات در راستای آن سخن گویند و موضع بگیرند تا دشمن با دیدن یکپارچگی هوشیارانه در کشور، از تصوراتی که رفتار برخی در داخل برای آن ها ایجاد کرده، به درآید و فکر جولانگاه کردن دوباره ایران را از سر خود بیرون کند.


عباس خسروانی

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه