به بهانه درگذشت بانوی شاعر لرستانی؛
هنرمندان را تا زندهاند دریابید
متاسفانه در همین جامعه به اصطلاح متمدن و پیشرفته، گروهی هستند که صدایشان را کسی نمیشنود اما همواره فیلتری بودهاند برای تسویه هوای فرهنگی و معنوی جامعه.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا در پی درگذشت "معصومه کاظمیان" بانوی شاعر لرستانی، محمدتقی عزیزیان از شاعران و نویسندگان استان چند سطری را در قالب یادداشت برای پایگاه خبری منار ارسال کرده است که متن آنرا در ادامه میخوانیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, منار,یک عمر زیرپا لگد کردند او را
,اکنون که میگیرند روی شانه، مرده است
,کوچ زودهنگام بانوی شاعر دفاع مقدس، زندهیاد معصومه کاظمیان، کوهی از اندوه را بر دلهای اهلِ قلم آوار کرد. زندهیاد کاظمیان شاعر توانایی بود که به زبان خاص خود دست یافته بود و اندیشهای متفاوت داشت. «فشنگهای زنگزده» اثر ماندگار این شاعر توانا بود که در جشنواره کتاب سال دفاع مقدس، بهعنوان بهترین مجموعه شعر دفاع مقدس استان لرستان معرفی شد. زندهیاد کاظمیان، در جشنوارههای شعر دفاع مقدس استان و کشور هم حضور چشمگیری داشت.
,این فراق جانسوز، انگیزهای شد که برای تسلای خاطر و تسکین دل اهالی ادب و تلطیف فضای ادبیات استان لرستان، دست به نگارش درد دلی بزنیم که سالهای متمادی است روحمان را میخراشد. مرگ حق است و بیتردید همه نفسها طعم مرگ را میچشند؛ اما زیستن در فضایی که غربتت را کمتر کسی درک میکند، هر ثانیهاش مرگی است دردناک و به قول فرخی یزدی:
,زندگی کردن من مردن تدریجی بود
,آنچه جان کند تنم، عمر حسابش کردم
,در جامعه متمدن امروز و در زمانیکه آهنگ پیشرفت و بیلان کاری وزراء و مدیران کل و جزء، پهنه گیتی را درمینوردد و در فضای مجازی و حقیقی سایه میگستراند، ناخودآگاه انتظار افراد از چنین فضایی بیشتر از زمانی است که انسانهای اولیه میزیستند و برای برقراری ارتباط با همنوعان خود، ناگزیر به برافروختن آتش و برپا کردن دود و دم بودند و نامهای را به پای کبوتران میبستند و چندماه بعد پاسخی را از همین مسیر دریافت میکردند.
,متاسفانه در همین جامعه به اصطلاح متمدن و پیشرفته در علوم پزشکی و غیرپزشکی و سایر فضاهای آکادمیک، گروهی هستند که صدایشان را کسی نمیشنود اما همواره فیلتری بودهاند برای تسویه هوای فرهنگی و معنوی جامعه از پلشتیها و تذکر دادن زشتیها و کجرویهای اخلاقی، گاهی در این میان هم با تنگنظریهای برخی از مدیران، حیات اجتماعی و حق طبیعیشان از ارتزاق به مخاطره افتاده است.
,این گروه علیرغم تاثیرشان در شکلگیری فرهنگ و ماندگاری زبان و به پیروی از آن انتقال و صدور مفاهیم و ارزشهای جامعه به دیگر نسلها و سایر جوامع، هرگز صدایشان، با این همه امکانات سمعی و بصری و رسانههای مجازی و حقیقی، به گوش کسی نرسید. در دستهبندی اصناف و بهرهمندی اقشار از موهبتهای اجتماعی نظیر مسکن، تامین اجتماعی، امنیت شغلی و .... نیز این گروه همواره نادیده گرفته شدند. برای نمونه در شهرها اگر گذاری داشته باشیم و یا اقلکم نقشهای را پیش دستمان بگسترانیم به سادگی میشود از روی آدرسها و نامگذاری محلهها به کوی فلان و فلان، پی برد که شاعران، محلی از اعتنا و اعراب ندارند.
,در پایتخت هم که امالقرای تمدن و پیشرفت است، تنها به اختصاص قطعهای در بهشت زهرا به چهرههای ماندگار فرهنگ و هنر بسنده کردهاند. این در حالی است که در اکثر شهرستانها، اهدای این مستطیل کوچک را برای آرام گرفتن اجساد هنرمندان را، هم از ایشان دریغ کردهاند. بماند این که در مواقع اضطرار و تقلیل بودجه و تخصیص اعتبارات، همواره از سهم فرهنگ کاسته شده است. با این که نگارنده اعتقاد دارد تنها مسائل مالی نیستند که میتواند به شکوفایی فرهنگ بیانجامد؛ زیرا آزمون اختصاص بودجههایی با ارقام نجومی، به برخی از مباحث ورزشی ما، نتوانست آن را اعتلا ببخشد و در نهایت تنها دلالان و بنکدارها و بنگاهنشینها بودند که بر طبقات برجها و فاصله طبقاتیشان با بچه یتیمهای کفمیدانی افزوده شد.
,انتظار این است که هنرمندان، اهالی فرهنگ و ادب هم از کمترینهای اقتصادی برای امرار معاش برخوردار باشند و فضاهای اداری مرتبط هم به تصدیگری این افراد اداره شود، نه کسانی که در عمرشان همان زمان مدیریت، مسیرشان به فضای فرهنگی تحت سیطرهشان خورده است.
,ضمن تبریک هفته دولت به مسئولین، انتظار اهالی قلم استان از مدیریت ارشد نظیر جناب استاندار و مجموعه همکاران، این است که ضمن به رسمیت شناختن حقوق اجتماعی اهل قلم، برای اعتلای فرهنگ جامعه، وقتی را برای دیدار و گفتگوی صمیمانه و بیتعارف با این عزیزان اختصاص دهند و طرح و پیشنهادهای افسران فرهنگی و جنگ نرم استان را بررسی و بازخوانی کنند.
,محمدتقی عزیزیان
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه