به مناسبت سالروز شهادت شهید نصرالله غلامی؛

شهیدی که می‌خواست حرم قبرستان مظلوم بقیع را با پاره‌های قلبش تزیین کند

شهیدی که می‌خواست حرم قبرستان مظلوم بقیع را با پاره‌های قلبش تزیین کند
اینان رفتند تا راه کربلا و آزادی را قبله مسلمین را از دست غاصبان آزاد کنند، حرم قبرستان مظلوم بقیع را با پاره‌های قلبشان تزیین کنند و قبر حضرت زهرا (س) که پر از خروارها عداوت و کینه دشمنان ولایت رسالت پنهان شده پیدا کنند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از سایت کریمه، به خدای منان متکی باشید که همه عالم مخلوق او هستند و این درس را از محمد مصطفی (ص)‌ بیاموزید که دین اسلام را مانند کوه در جهان استوار و محکم کرد و قرآن مجید را در آسمان دیانت چنان پرتوافکن ساخت که کتاب‏ های کهنه غیر آسمانی را مانند ستارگانی در اشعه خیره‏ کننده و عالم‏ افروز خورشید محو کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کریمه،, کریمه،, کریمه،,

این جملات گهربار فرازی از سخنان شهید نصرالله غلامی است؛ شهیدی که در سال 1337 در خانواده‌ای ساده در محلات ییلاق گرمسیری فارس دیده به جهان گشود؛ نصرالله در 8 سالگی مادرش را از دست داد و با مشکلات فراوانی روبرو گردید. ولی او صبورانه در برابر مشکلات ایستاد و این مصیبت برایش امتحانی بزرگ بود که با صبر و استقامت از عهده آن به خوبی برآمد.

,

همچنین در دوران تحصیلات راهنمایی پدرش را هم از دست داد و دیگر سرپرستی نداشت که از او نگهداری کند؛ از این رو در خردسالگی گرد یتیمی بر چهره زیبایش نشست و این سایه اندوه که مانند هاله ماه به دور رخسارش می‌چرخید، قیافه معصوم وی را جذاب‌تر جلوه می‌کرد و این راه را تا آن جایی پیمود که به خدای خویش و یاران پیامبرش پیوست.

,

او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه عشایری و دوره راهنمایی را در شیراز گذراند. سپس در 14 سالگی در گروه نوجوانان ارتش استخدام شد و دوره دو ساله نظامی را در تهران با مشکلات فراوان به پایان رسانید.

,

کم‌کم در میدان زندگی قدم گذاشت و با جامعه آن روزگار و با ملت ستم دیده از ستم‌شاهی و نظام طبقاتی آشنا شد. از دوران فاسد پهلوی روی خوش نداشت؛ چرا که رژیم طاغوت پهلوی خوانین مزدور را بر گرده عشایر زادگان سوار کرد و نظام طبقاتی را رواج داد که این برای مزدوران و سرسپردگان وی فرصت خوبی بود که از عشایر، فقرا استفاده نمایند و این مسئله برای نصرالله درد آورد بود.

,

, ,

از این رو با شروع جنگ نصرالله وارد جبهه حق علیه باطل شد و در عملیات جنگی شرکت کرد. نصرالله به سال 58 در شهر شیراز با یکی از دختران متعهد و مسلمان عشایری ازدواج نمود که نسبت به زندگی دلگرم و پایبند بود و به خانواده‌اش عشق می‌ورزید.

,

در این مدت چون محلی برای سکونت نداشت در شرق شهر شیراز منزلی ساخت و در این مدت صاحب دختری شد که ثمره ازدواج وی در زمان حیات بود؛ وی نسبت به فرزند، از خود علاقه وافری نشان می‌داد چنان که می‌گفت: من دیگر احساس یتیمی نمی‌کنم؛ ولی با این همه حال پایبند به دنیا نبود و آرزوی شهادت داشت که دائماً به همسر خود توصیه می‌کرد که از فرزندان من خوب مواظبت کن، چون من داغ یتیمی را دیده و طعم آن را چشیده‌ام.

,

نصرالله از اوایل جنگ تا آخرین روز شهادت عمر گران‌مایه‌اش را در جبهه حق علیه باطل گذراند و قبل از شروع جنگ تحمیلی عراق در کردستان مأموریت داشت که با گروه‌های خائن و خودفروخته و مخالف با جمهوری اسلامی مبارزه کند.

,

شهید غلامی حتی در منطقه کردستان شب و روزها با یارانش در محاصره ضدانقلابیون بدون آب و غذا می‌ماند که وی بازگو می‌کرد به جای غذای خویش از برگ و پوست درختان تغذیه می‌کردیم و اما چندین بار هم در جبهه جنوب در سوسنگرد سر پل ذهاب، فکه، محاصره آبادان و سایر جبهه‌های جنوب جنگید.

,

نصرالله چند روز مرخصی به خانه آمد؛ اما تاب ماندن نداشت و دوباره به جبهه رفت. وی برای مبارزه با کافران بعثی و مزدوران داخلی و گروه‌های خائن ضدانقلاب به جبهه کردستان اعزام شد و در شهرستان سقز در تاریخ 5/6/60 در یک عملیات جنگی به دست بعثیون و افراد از خدا بی‌خبر و مسلح با یکی دیگر از یارانش به نام سروان محمد گردانی به شهادت رسیدند که جان عزیز و شیرین خویش را در راه قرآن و اسلام عزیز نثار کردند.

,

بعد از آن پیکر پاکش را مزدوران عراقی پاره‌پاره کردند و در روز نهم شهریور ماه 1360 در گلستان شهدای درالرحمه طی تشییع جنازه خاصی به خاک سپرده شد.

,

خاطره‏ای از شهید:

, خاطره‏ای از شهید, :,

لحظات بسیار بحرانی و سختی را در کردستان پشت سر می‌گذاشتیم. نیروها با وجود عدم دسترسی به آب و غذا، همچنان مصمم ایستاده بودند. جهت حفظ روحیه نیروها به آن‏ها گفتم: بهتر است به‏جای غذا از برگ و پوست درختان تغذیه کنیم. لحظات به‏سختی می‌گذشت ولی تنها چیزی که در آن شرایط ما را کمک می‌کرد، نیروی ایمان و صبر بود؛ ایمانی که ریشه در یقین داشت و صبری که در پی عاقبتش تنها یک آرزو وجود داشت و آن‏هم شهادت بود؛ و همین استقامت و پایداری بود که دست خداوند با امدادهای غیبی خود ما را یاری نمود و توانستیم از محاصره دشمن برهیم و با کمک به سایر رزمندگان پشت جبهه، به نصرت و پیروزی برسیم.

,

خاطره‌ای به نقل از خانواده شهید

, خاطره‌ای به نقل از خانواده شهید,

یک بار که برای دیدار با خانواده و اقوام از جبهه آمده بود، گفت: وقتی در جبهه بودم، صحنه‌های صدر اسلام برایم تداعی می‌شد. از کودکی، هر وقت مصیبت اباعبدالله الحسین (ع) را می‌شنیدیم، به این اندیشه فرومی‌رفتیم که ای‌کاش در زمان رسول‌الله (ص)، امیرالمؤمنین (ع) و یا در رکاب امام حسین (ع) در کربلا بودیم و جان‌فشانی می‌کردیم. اکنون کربلای دیگری به پا شده است و ما باید در عاشورای امروز، در نبرد حق و باطل، با دشمن بعثی بجنگیم.

,

فرازی از وصیت‌نامه شهید غلامی

, فرازی از وصیت‌نامه شهید غلامی,

پیام‌رسان خون شهدا باشید وجملة کُلُّ یَوْمٍ عاشُورا وَ کُلُّ اَرْضٍ کَربَلا را به­ خاطر بسپارید. از همسرم می‌خواهم دخترانم را به تحصیل، عفاف و حُجب و حیا دعوت کند تا مانند حضرت­ زینب (س) باشند و از حضرت زهرا (س) الگو بگیرند.

,

خداوندا، دوست دارم همیشه به درگاهت تضرع کنم که این عمل برایم روح‌بخش است و قلبم را آرام می‌کند. خدایا، دلم از دوری تو گرفته، خوب می‌دانی که هیچ نیازی به کسی ندارم و فقط به درگاه تو حاجتمندم.

,

لازم به ذکر است که پیکر این شهید بزرگوار در بهشت‌زهرای تهران، قطعه 24، ردیف 80، شماره 30 آرمیده است.

, لازم به ذکر است که پیکر این شهید بزرگوار در بهشت‌زهرای تهران، قطعه 24، ردیف 80، شماره 30 آرمیده است.,

انتهای پیام/گ

, انتهای پیام/گ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه