جشنواره ای با گستره ای وسیع ، شکلی از تئاتر دینی – مذهبی
تاملی بر دهمین جشنواره تئاتر رضوی
دهمین جشنواره ی تئاتر رضوی، جشنواره ای با گستره ای وسیع ، شکلی از تئاتر دینی – مذهبی و با محوریتی دراماتیک درباره ی حضرت امام رضا (ع) در مرداد ماه سال نودُ چهار ، در نزدیکی بارگاه ملکوتی ثامن الحجج ، حضرت امام رضا (ع) ، میهمان شهر بجنورد بود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اترک نیوز، در این جشنواره ۱۲ اثر در بخش مسابقه، ۳ نمایش ویژه، یک اثر از کارگردانان سه استان خراسان شمالی، رضوی و جنوبی و یک اثر مشترک میان هنرمندان ایران و تاجیکستان به نمایش گذاشته شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک نیوز، ,
در ابتدا باید بگوییم فعالیت مجدد جشنواره ی رضوی پس از دو سال سکوت و عادت مردم، واقعه ای نیکو برای حرکت هرچه بهتر تئاتر شهر بجنورد و استان خراسان شمالی است.
,
از دیگر وقایع نیکو در دهمین جشنواره ی تئاتر رضوی گشایش تماشاخانه ی بلک باکس شمس است که برای فعالیت هر چه بهتر هنرمندان تئاتر شهر و استان بسیار کارآمد و لازم است.
,
اما جدا از این مباحث، باید به مخاطب تئاتر نیز نگاهی بیندازیم و باید به یاد داشته باشیم که شرط نخست برای حیات یک اثر هنری ، رضایت اکثریت مخاطبان آن اثر است. حال باید درست بنگریم تا مقصود اکثریت آثار راه یافته در دهمین جشنواره ی تئاتر رضوی را دریافت کنیم.
,
به راستی هدف چیست ؟ آشنایی بیشتر با سیرت و سلوک حضرت امام رضا (ع) ؟ آشنایی بیشتر با معرفت اسلامی ؟ پیشبرد موثر تئاتر شهر، استان و کشور یا چیز دیگر ؟ از هدف نیز بگذریم ، ابزار چه می شود ؟ چه ابزاری برای واصل شدن کامل ایده با اهداف به کاربرده شده است ؟ جواب تمامی این سوال ها تنها همراهِ مخاطبان به بیرون از سالن های تئاتر حمل می شود.
,
مخاطبانی که مهره ی اصلی و لازمه ی استمرار حرکت و بقای این نوع از جشنواره ها هستند. اینکه آیا دهمین جشنواره ی تئاتر رضوی توانسته پیامی برای این مهم تئاتر یعنی مخاطب داشته باشد مسئله ی ضروری ماست. پس بهتر است کمی درباره ی آثار راه یافته نیز سخن بگوییم. یکی از نکات مهم درباره ی آثار دهمین جشنواره ی تئاتر رضوی ، سعی در ایجاد همذات پنداری زورمندانه در مخاطب است.
,
اکثریت آثار جشنواره با شیوه ی رئالیسم به اجرا پرداختند و از تمام قوای خود برای ایجاد حس همذات پنداری و تزکیه نفس در مخاطب استفاده نمودند. اما به راستی آیا در نهایت مخاطب به کاتارسیس رسیده است ؟مخاطب پیام تئاتر را باور کرده است ؟ مخاطب تئاتری چگونه می تواند به باور برسد ، وقتی شخصیت هایی از جنس خود را می بیند که در وضعیتی بحرانی، تنها با صدای شیپورهای حرم امام رضا (ع) نه به تحول بلکه به جهش آنی می رسند ؟ مخاطب تئاتری چگونه می تواند به باور برسد وقتی همه چیز را با تعاریف کامل (خوب مطلق و بد مطلق) و کلیشه ای می بیند ؟ قضاوت چه می شود ؟ مخاطب به راستی به چه منظوری به سالن آمده است ؟ باید گفت با این شرایط ، تئاتر نه تنها باعث قضاوت مخاطب نمی شود ، بلکه باعث قساوت او نسبت به هدف نیز می شود. می دانیم که تئاتر به معنای واقعی، آن چیزیست که بیرون از سالن تئاتر، پس از تماشای یک نمایش، با مخاطب حمل می شود و از زبان او شنیده می شود نه آن چیزی که بر روی صحنه دیده می شود. باید بپذیریم که دهمین جشنواره ی تئاتر رضوی از دیدگاه مخاطبین چندان با کیفیت قلمداد شده است و بدون شک اصلی ترین دلیل این ضعف ، آثار نا مطلوب اجرایی هستند.
,
آثاری که با حمایت و کمک های کاملا مناسب ستاد اجرایی تئاتر رضوی به جشنواره راه یافتند ، اما با وجود این حمایت و کمک ها، بازهم فاقد طراحی صحنه ، کارگردانی و بازیگری مناسب بودند. آثاری که در پوششی سطحی بینانه از تئاتر دینی – مذهبی برای مخاطب به اجرا پرداختند.
,
برخی از آثار همچون کار مشترک میان سه استان خراسان شمالی،رضوی و جنوبی با نام (بوسیدنت به وقت تگرگ) ، جز خستگی و درماندگی مخاطب چه چیز را به همراه داشته است؟ مخاطب چگونه تنها می تواند با یک اپیزود پایانی کار ارتباط برقرار کند و اپیزود های دیگر را به زور تحمل کند؟ نمایش بخش ویژه (آنم آرزوست) با چه هدفی در بخش ویژه حضور داشته است؟زمانی که از بخش ویژه سخن می گوییم، انتظار داریم تا اثری به معنای واقعی "ویژه" را نظاره گر باشیم نه اثری ساده همچون دیگر آثار را. آیا مخاطب امروزی با تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی اش از هدف های بسیار ناچیز و کوچک آثار جشنواره، پیامی را با خود به بیرون از سالن تئاتر حمل می کند ؟ اگر غیر از این است، پس جشنواره ی تئاتر رضوی با چه هدفی برگزار می شود ؟ مخاطب امروزی تئاتر را به نام تئاتر می شناسد و از تئاتر انتظاراتی شخصی و خاص دارد. آیا آثار دهمین جشنواره ی تئاتر رضوی به انتظارات مخاطبین پاسخ داده است ؟
,
متاسفانه پاسخ همه ی این موارد منفیست و ما نظاره گر جشنواره ای بودیم که با کم ترین کیفیت در آثارش ، میهمان شهر بجنورد بود. جشنواره ای که آثاری کلیشه ای را به مخاطب معرفی نمود که اکثریت آن ها فاقد کیفیت مطلوب در کارگردانی ، بازیگری ، طراحی صحنه ، ادبیات نمایشی ، موسیقی و دیگر بخش ها بودند.
,
جشنواره ای که تنها چند نقطه ی قوت داشت. جشنواره ای که با "نیم مرده" باید آن را ستایش کرد و قدر دانست. جشنواره ای که با ورک شاپ های کارگردانی اش قابل ستایش است. جشنواره ای که شاید افتتاح (تماشاخانه شمس) برایش نقطه ی قوت باشد نه آثار اجرایی اش و تمامی این عوامل دست در دست هم می دهند، تا مخاطبان را از سالن تئاتر و جشنواره های این چنین در آینده دور نگاه دارند. در نهایت باید بگوییم ، برگزاری اینگونه جشنواره ها، تنها مستلزم حضور آثاریست که مخاطب را با خود همراه کند نه اینکه مخاطب را از تئاتر دور نماید. برای نزدیکی مخاطب با آثار، شاید استفاده ی هرچه بیشتر از هنرمندان بومی در بهبود کیفیت جشنواره و آثار آن تاثیرگذار باشد. هنرمندان بزرگی که در شهر بجنورد و استان خراسان شمالی فعالیت می کنند باید همگام تر از گذشته با جشنواره ها قدم بردارند. مخاطب امروزی انتظار دارد برای مشاهده ی اثری دست به انتخاب بزند که از مطلوبیت آن اثر اطمینان داشته باشد. بد نیست برای یادآوری مجدد یادی کنیم از سخنان استاد بزرگوار تئاتر ، تلویزیون و سینما ایران ، استاد "جمشید مشایخی" که در جشن اردیبهشت تئاتر ایران در بجنورد ، از خطه ی خراسان شمالی به عنوان خطه ای هنر پرور یاد کرد و از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد خواست تا اجازه ندهند هر کسی به روی صحنه برود. به امید جشنواره های آینده با همکاری و همگام بودن هر چه بیشتر هنرمندان بزرگ خطه ی هنرپرور خراسان شمالی.
,
نیماامین /کارشناس کارگردانی تئاتر
,
انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه