به مناسبت سالروز رحلت آیت اللَّه "سید شهاب الدین مرعشی نجفی"؛
عالِمی که کبوتر حرم حضرت معصومه(س) بودند!
فرزند حضرت آیتالله مرعشی نجفی میگوید: پدرم کبوتر حرم حضرت معصومه(س) بودند، هفتاد سال هر سه وعده نمازشان را اول وقت در حرم اقامه میکردند و خادم کریمه اهلبیت (س) محسوب میشدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت کریمه، ... آن موقع حمام خانگی رایج نبود و اکثر مردم از حمام عمومی استفاده میکردند و دلاکها هم معمولاً ریشبلندی داشتند و سرشان را میتراشیدند؛ روزی مرحوم آیتالله مرعشی که وارد حمام عمومی میشوند و از قضا تعدادی مسافر اصفهانی مشغول شستوشوی خود در حمام بودند، فکر میکنند ایشان دلاک است. یکی با تحکم میگوید: دلاک چرا دیر کردی! ما عجله داریم. ایشان بدون این که چیزی بگوید، مشغول کیسه کشیدن آنها میشود. یکی از آنها میگوید، اوستا خوب بلد نیستی کیسه بکشی! در این حین دلاک اصلی وارد میشود و آقا را در این حال میبیند، از ایشان معذرت میخواهد آن اصفهانی نیز متوجه اشتباه خود میشود و از آیتالله مرعشی عذرخواهی میکند. آقا میگوید: زائر حضرت معصومه هستند، اشکال ندارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کریمه،, کریمه،, کریمه،,آری، از فردی که کبوتر حرم حضرت معصومه(س) بودند و هفتاد سال هر سه وعده نمازشان را اول وقت در حرم اقامه میکردند و خادم کریمه اهلبیت (س) محسوب میشدند، جز این انتظار نمیرود.
,
![]()
کسی که بعضی صبحها که هنوز در حرم باز نشده بود، همانجا پشت در مینشست و مشغول عبادت و تهجد میشد؛ حتی در زمستان که برف سنگینی میآمد، بیلچه و جاروی کوچکی با خود میبرد و بیرون در حرم را جارو میکردند و همانجا مشغول عبادت میشدند تا در حرم را باز میکردند؛ خادمان از ایشان خواسته بودند که هر وقت به حرم مشرف میشوند، اطلاع دهند تا در را برایش باز کنند، ولی وی گفته بودند که لازم نیست این کار را انجام دهید و هر وقت در حرم برای مردم عادی باز میشود من هم همان موقع داخل حرم میشوم.
,کسی که هیچوقت لباس خارجی به تن نمیکرد و از خیاط میخواست که با پارچههای تولید داخل برایش لباس بدوزند؛ آن موقع در ایران دکمه تولید نمیشد و خیاط از دکمه خارجی استفاده کرده بود، علامه از خیاط خواسته بودند که با قیطان دکمه درست کنند.
,
کسی که احترام خاصی برای والدین قائل بودند و میفرمودند: «وقتی مادرم مرا میفرستاد تا پدرم را برای خوردن غذا صدا کنم، بعضی وقتها میدیدم پدر به خاطر خستگی، در حال مطالعه خوابش برده است. دلم نمیآمد ایشان را بیدار کنم، همانطور که پایش دراز بود، صورت خودم را به کف پای پدرم میمالیدم تا ایشان بیدار میشد.
در این حال که بیدار میشد، برایم دعا میکرد و عاقبتبهخیری میخواست، من خیلی از توفیقاتم را از دعای پدر و مادر دارم.
,
![]()
کسی که هیچوقت، محافظ قبول نمیکرد؛ فرمانده وقت سپاه قم، حاجآقای ایرانی دو مأمور موتورسوار را موظف کرده بود که بدون اطلاع آقا از ایشان محافظت کنند. آقا که متوجه این امر میشوند آقای ایرانی را فوری احضار کرده و گفتند: تو با این کارت توکل به خدا را از من میگیری. اگر اینها را از اینجا نبردی به جدم قسم نفرینت میکنم! بعد آقای ایرانی قبول کرد که آقا محافظ نداشته باشند.
,کسی که با میهمان خیلی با ملاطفت و احترام برخورد میکردند، یکبار قرار بود، «هانریکربن فیلسوف فرانسوی» خدمتشان برسد، آقا قبلاً در اتاق برای او صندلی آماده کرده بودند، ولی خودشان روی زمین نشستند؛ هانری کربن به خاطر احترام به استاد از نشستن روی صندلی خودداری کرد، ولی استاد فرمودند: «شما چون به صندلی عادت کردهاید و نشستن روی زمین برایتان مشکل است، دوست دارم پیش من راحت باشید. حتی با این که ماه رمضان بود، خواست برایش چایی بیاورید، امّا هانری کربن گفت که ماه رمضان است و لازم نیست چایی بیاورید.
,ایشان جواب دادند: پذیرایی از مهمان برای ما لازم است، چون شما مسافر هستید، اشکالی ندارد و به مسیحی بودن او اشاره نکردند...
,
![]()
کسی که از بین علمای معاصر بیش از همه با حضرت امام(ره) ارتباط داشت و از سال 42 با ایشان همراه بود. با یکدیگر زیاد مأنوس بودند و رفتوآمد داشتند. از حال یکدیگر جویا میشدند و نامههای زیادی از حضرت امام(ره) به ایشان به یادگار مانده است.
,
![]()
کسی که نقل میفرمود: «از بازار نجف عبور میکردم، دیدم طلبهها به یک مغازهای خیلی رفتوآمد میکنند، پرسیدم که چه خبر است گفتند: علمایی که فوت میکنند کتابهایشان را اینجا حراج میکنند؛ رفتم داخل دیدم که عدهای حلقه زدهاند و آقایی کتابها را آورده و چوب حراج میزند و افراد پیشنهاد قیمت داده و هر کس که بالاترین قیمت را پیشنهاد میداد، کتاب را میخرید. یک عربی نشسته بود در کنارش، کیسه پولی بود و بیشترین قیمت را او داده و کتابها را میخرید و به دیگران فرصت نمیداد.
,متوجه شدم که ایشان فردی به نام کاظم، دلال کنسولگری انگلیس در بغداد است و در طول هفته کتابها را خریده و جمعهها به بغداد برده و تحویل انگلیسیها میداد و پولشان را گرفته و بعد دوباره میآید و کتاب میخرد.
,ایشان از آن موقع تصمیم میگیرد که نگذارد کتابها را انگلیسیها به یغما برده و ما را از درون تهی کنند و بعد از آن شبها بعد از درس و بحث در یک کارگاه برنجکوبی مشغول کار میشود و با کم کردن وعدههای غذا و قبول روزه و نماز استیجاری، پول جمع کرده و به خرید و جمعآوری کتابها اقدام میکنند.
,به راستی امروز ما را چه شده که این چنین راحت به بازگشایی سفارت روباه پیر در کشور رضایت دادهایم؟! درحالیکه روزی مرحوم آیتالله مرعشی نجفی نیز مکر و حیله انگلیس را نسبت به کشورمان دریافته و نقشه آنها را نقش بر آب کرده بودند...
,گفتنی است که آیتاللهالعظمی سید شهابالدین مرعشی نجفی در سال 1315 ق. / 1276 ش. در نجف به دنیا آمد و شهابالدین نام گرفت؛ پدرش، آیه الله سید شمسالدین محمود مرعشی از فقها و مدرّسان علوم اسلامی نجف بود؛ وی دوران کودکی خود را در آغوش پر مهر خانواده سپری نمود و با تربیت اسلامی بزرگ شد؛ مادرش زنی پاکدامن و با ایمان بود که هیچگاه بدون وضو به او شیر نمیداد.
,... و سرانجام در 7 صفر سال 1411(7 شهریور 1369) در شهرستان قم، چهره در نقاب خاک کشید.
,فرازهایى از وصیتنامه حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى قدس سره
, فرازهایى از وصیتنامه حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى قدس سره,بسمالله الرحمن الرحیم
,
الحمدالله الباقى بعد فناء الموجودات، و وارث الکائنات، و الصلوه والسلام على سید الانبیاء و مقدام السفراء، سید نا ابى القاسم محمد بن عبدالله، صلى الله علیه و آله، و على سفن النجاه و المشاکى فى الهلکات، صلوه دائمه مستمره، و بعد: چنین گوید خادم علوم اهلبیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) پناهنده و معتکف آستان مقدس آن بزرگواران و امیدوار به شفاعت آنان ابوالمعالى شهابالدین الحسینى و سلامت عقل، بدن اکراه و اجبار، بهعنوان وصیت ذیلاً به قلم تحریر درمیآورم .
حقیر معتقد به عقاید حقه شیعه اثنى عشریه و آنچه نبى اکرم (صلى الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهمالسلام) و فرمودهاند میباشم و از خداوند منان مسئلت مینمایم با همین عقیده پاک و مولاه و حب آل رسول (صلى الله علیه و آله) از دنیا بروم .
وصى خود را قرار دادم فرزند ارشد ذکورم جناب حجه الاسلام آقاى حاج سید محمود مرعشى که دقیقاً به مواردى که ذکر میگردد بایستى عمل نماید:
,
,
سفارش میکنم او را که: دامن همت به کمر زده و بااراده تمام و آهنین آماده ترویج دین حنیف و دفاع از مذهب حقه اثنى عشرى باشد، چه این مذهب درحالیکه غریب است و با فریاد بلند آوا سر میدهد:
هل من ناصر ینصرنى، هل من ذاب یذب عنى، ولا ارى من یلبى دعوته، و یجیب صرخته، الا القلیل، شکر الله مساعیهم، و جزاهم خیر الجزاء
,
ترجمه :
آیا کمککنندهای هست که دفاع از من بنماید؟ و نمیبینم کسى لبیک گفته و ناله او را پاسخ دهد، مگر عده کمى که پروردگار کوششهای آنان را سپاسگزاری کند اقتباس از سخن سرور آزادگان ابیعبدالله الحسین (علیهالسلام) در روز عاشورا.
,
سفارش میکنم او را به اندیشیدن در کتاب خداوند و پند گرفتن از آن و به زیارت اهل گورستان و قبور و اندیشیدن در اینکه آنان دیروز چه کسانى بوده و امروز چه شدند و چگونه بودند؟ پس چگونه گردیدند و کجا بودند و امروز کجا هستند؟
,و نیز کم کردن معاشرت و همنشینی، زیرا معاشرت در این زمان هم منع دارد و هم خطر و کم انجمنى است که خالى از بهتان و غیبت در حق مؤمنین و عیبجوئی و تحقیر و ضایع کردن حقوق و برادرى آنان باشد.
,سفارش میکنم او را بر رحم، زیرا آن را نیرومندترین اسباب توفیق و برکت در عمر و زیادى روزى است .
,سفارش میکنم او را به تصنیف و تألیف و نشر کتابها و آثار دانشمندان شیعه امامیه، بهویژه کتابهای گذشتگان از آنان، زیرا این روش از بهترین راههای تقویت مذهب در زمان واژگون و انحطاط است .
,و سفارش میکنم او را به زهد و بیاعتنائی به شئون دنیا و راه و روش ورع و پرهیزکاری و احتیاط.
,و سفارش میکنم او را به مداومت قرائت زیارت جامعه کبیره، اگرچه در هفته یکبار باشد.
,

, مشخصات کتابخانه آیتالله مرعشی :
, مشخصات کتابخانه آیتالله مرعشی, :,نام: کتابخانه بزرگ آیتاللهالعظمی مرعشی نجفی (ره)
,نام مسئول: سید محمود مرعشی نجفى
,تاریخ تأسیس: 1353
,تعداد مدارک موجود: 186,117
,تاریخ آخرین بروز رسانی: 1391/6/12
,نام شهر: قم
,آدرس ایمیل: info@marashilibrary.org
, info@marashilibrary.org,آدرس سایت: marashilibrary.com
,آدرس: قم مقدسه - خیابان ارم - کتابخانه بزرگ آیتالله مرعشی نجفى (ره)
,شماره تلفن: 37741970- 025
,

]
ارسال دیدگاه