لبوفروشی بهتر است یا وطن فروشی؟
قصه همان درد قدیمی است؛ غرب زدگی و دیگر هیچ
محمود سریع القلم در سخنانی می گوید: "یک راننده تاکسی که از ۵ صبح باید در این خیابان ها بدود، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این سوال بدهد![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز:
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,«حالا فقط تنِ لرزان مرد نیست که چشم انتظار آفتاب است، آن شبنم های بر جای مانده از دیشب سردِ زمستانی نیز چشم انتظارند تا به هرم آفتاب اشکی شوند، فرو بشتابند از شیشه ی ماشین مرد و آبرویی بیفشانند به یک پیشانی پر چین و چروک. روزی نو در انتظار مرد و تاکسی اوست و مسافرانی که اندک اندک در می گشایند و بالا می آیند، اگر چه این روزها سختی روزگار، جدایی لب ها را دشوار کرده و زبان ها را در کام ها فرونشانده، اما گاهی یک خبر رادیو بهانه ی خوبی است تا مرد، خود، سرِ صحبت را بگشاید و از چشم ها و زبان ها حرفِ دل ها را دریابد. این جا اظهار نظرها شبیه آن پرسش نامه های پرخطای دانشگاهی نیست، این جا گویا آزادی مطلق حاکم است، این جا اخبار روز جهان از منابع داخلی و خارجی شنیده می شود، این جا شرایط اقتصادی از نزدیک لمس می شود، آری؛ تاکسی مرد، بی اغراق یک کرسی جامعه شناسی و سیاست است…»
, ,
,
, این جملات نیمه تمام از آن رو مطلع کلام گشت که ادای دینی باشد به جامعه ی خدوم رانندگان تاکسی که در سخنان مناقشه برانگیز یکی از مشاوران رئیس جمهور، هدف تحقیر تاریخی جماعت روشنفکر مآب نسبت به توده های مردم قرار گرفتند. البته آن سخنان که در نقد به اصطلاح “پوپولیسم” بیان شد، بی سابقه نیست، این مدعیان دموکراسی و سرسپردگان “الیتیسم” بارها مردم را هدف نوازش زبان نیش آلود خویش قرار داده اند، به یاد آورید زمانی را که نماینده ی اصلاح طلب مجلس ششم چنین گفت که اگر مرگ موش هم بدهیم، مردم برای گرفتن آن در صف می ایستند و یا آن خبرنگار فراری که در مقاله اش، مردم رنجدیده ای که در سفرهای استانی گرد رئیس جمهور وقت جمع می شدند تا به او نامه دهند را، همانند دلفین های گرسنه ای دانسته بود که برای ربودن لقمه ای غذا از دست مربی، صدا از خودشان در می آورند و حرکات دلفریب نمایشی انجام می دهند و از این نمونه ها بسیار است.
,مشاور امور بین الملل رئیس جمهور چگونه می اندیشد؟
, مشاور امور بین الملل رئیس جمهور چگونه می اندیشد؟,محمود سریع القلم که همه ی سطوح تحصیلات دانشگاهی خود را در آمریکا گذرانده و فوق دکترای روابط بین الملل از دانشگاه اوهایو دارد در سخنانی در نقد پوپولیسم می گوید: “یک راننده تاکسی که از ۵ صبح تا ۱۲ شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه۳ بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این سوال بدهد”.
,او در جایی دیگر بر مبنای یک استدلال کاملا پوزتیویستی فرهنگ ایرانی را خودخواهانه می نامد و می گوید: “من در منطقه نیاوران تهران به راننده ی اتومبیلی که سوبله (و نه دوبله) ایستاده بود با زبان خیلی ملایمی گفتم لطف میکنید، قدری جلوتر پارک کنید چون ترافیک سنگینی در نتیجه توقف شما ایجاد شده است. پاسخ ایشان این بود که من هر کاری دوست داشته باشم می کنم. در اعتراض شهروند دیگری، وی گفت زیاد حرف بزنید، شما را مچاله میکنم، بعد میاندازم در جوب. در مورد جملات این راننده ی متخلف، می توان تحقیقات گستردهای درباره فرهنگ خودخواهانه ایرانی انجام داد”.
, ,
,
, به طور کلی دغدغه ی فکری و اندیشه ای سریع القلم مسائل مربوط به توسعه ی ایران است. این دغدغه می تواند عرصه های مختلف توسعه اعم از توسعه فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را شامل شود، اما نکته ی قابل تأمل این است که در تمامی این عرصه ها وی تنها راه رسیدن به هدف توسعه را پیروی از الگوی توسعه غربی می داند. سریع القلم حتی نقش مسئولیتی دولت در اقتصاد را نیز نمی پذیرد و به طور صریح مدعی می شود که «امروزه در جهان دولت ها دیگر وظیفه ی معیشتی ندارند».
, اما نکته ی قابل تأمل این است که در تمامی این عرصه ها وی تنها راه رسیدن به هدف توسعه را پیروی از الگوی توسعه غربی می داند, . , به طور صریح مدعی می شود که , «, امروزه در جهان دولت ها دیگر وظیفه ی معیشتی ندارند».,سریع القلم در جایی دیگر در تشریح اولویت های اساسی دولت یازدهم، آشکارا تمایلات غرب محورانه ی خود را آشکار می کند و در سخنانی کنایه وار و توهین آمیز می گوید: «مهمترین اولویت دولت جدید، تغییر سریع تصویر ایران در منطقه و جهان است؛ تصویری که نشان دهد افرادی مؤدب، با فرهنگ، اصیل، با دانش، مجهز به عفت کلام، خویشتن دار و فهیم نسبت به منافع و مصالح ملی در دستگاه دولتی مسئولیت پذیرفتهاند. عده ای که قبلاً هواپیما سوار شدهاند، سیر هستند، غذای خوب خوردهاند، زندگی متعارفی داشتهاند و با جهان آشنایی دارند، منافع دیگران را نیز در نظر میگیرند و از همه مهمتر از ثبات فکری برخوردارند، قابل اتکا هستند و ظرفیت تغییر جهان بینی پنج بار در یک روز را ندارند».
, سریع القلم در جایی دیگر در تشریح اولویت های اساسی دولت یازدهم، آشکارا تمایلات غرب محورانه ی خود را آشکار می کند و در سخنانی کنایه وار و توهین آمیز می گوید: , ,
,
, اوج غرب زدگی مشاور رئیس جمهور را آن جا می توان دریافت که می گوید: «کسی که زبان انگلیسی نمیداند، منطقی فکر نمیکند، چون تولید علم ۹۰ تا ۹۵ درصد به زبان انگلیسی است و من شاهد این بودم که در کشوری مثل آلمان و فرانسه در دانشگاه فقط به زبان انگلیسی تدریس میشود. اگر رسانه ی ملی ما معتقد به توسعه و فهم بینالمللی باشد، نیمی از برنامههای خود را به زبان انگلیسی تولید و پخش میکند و با انرژی که این نهاد ملی دارد میتواند ظرف مدت دو سال در فرهنگ جامعه تغییر ایجاد کند».
,الگوی پیشرفت از منظر مبانی انقلاب اسلامی
, الگوی پیشرفت از منظر مبانی انقلاب اسلامی,دریافت تضاد آشکار این نوع نگاه با مبانی انقلاب اسلامی در باب پیشرفت چندان دشوار نیست، کافی است بخش هایی از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی را به یادآوریم: «ما وقتی میگوییم پیشرفت، نباید توسعهی به مفهوم غربی تداعی شود… ما مجموعهی غربی شدن، یا توسعه یافتهی به اصطلاح غربی را مطلقاً قبول نمیکنیم. پیشرفتی که ما میخواهیم چیز دیگری است… اساس نگاه اسلامی به پیشرفت، بر پایهی این نگاه به انسان است: اسلام انسان را یک موجود دو ساحتی میداند؛ دارای دنیا و آخرت…»
,ایشان در جای دیگری به عنوان راهکار مقابله با این تفکرات غربی می فرمایند: «باید مغزهای متفکر استاد و دانشجوی ما بسیاری از مفاهیم حقوقی، اجتماعی و سیاسی را که شکل و قالب غربی آنها در نظر بعضی مثل وحی منزل است و نمیشود دربارهاش اندک تشکیکی کرد، در کارگاههای تحقیقاتی عظیم علوم مختلف حلاجی کنند؛ روی آنها سؤال بگذارند؛ این جزمیتها را بشکنند و راههای تازهای بیابند».
,مبادا قصه ی امروز همان غصه ی دیروز گردد
, مبادا قصه ی امروز همان غصه ی دیروز گردد,همانگونه که اشاره شد نظیر این تفکرات غربی را چه بسیار شنیده ایم و دیده ایم، غصه آن جاست که این غرب زدگان منصبی در دستگاه حکومتی یافته اند و در مقام مشاوره به دولت مردان قرار گرفته اند، اگر چه از زمان جلال تا زمان حال، امور بسیار دستخوش تغییر گشته است و معجزه ی انقلاب اسلامی سفره ی غرب زدگان را از این سرزمین جمع نموده ولی خطر بازگشت غرب زدگان به قدرت را نباید دست کم انگاشت، گویا جلال آل احمد ۴۲ سال پیش در کتاب ماندگار “غرب زدگی” این نوشته ها را برای نگرانی امروز ما و در پاسخ به اظهارات آقای سریع القلم در رد نظرخواهی از لبوفروشان و رانندگان تاکسی در مورد مسائل هسته ای نوشته است، که: «آدم غرب زده ای که عضوی از اعضای دستگاه رهبری مملکت است پا در هوا است، ذره ی گردی است معلق در هوا یا درست هم چون خاشاکی بر روی آب، با عمق اجتماع و فرهنگ و سنت رابطه ها را بریده است. …در این سوی عالم و به خصوص در ممالک نفت خیز، رسم بر این است که هر چه سبک تر روی آب می آید. موج حوادث در این نوع مخازن نفتی فقط خس و خاشاک را روی آب می آورد. آن قدر قدرت ندارد که کف دریا را لمس کند و گوهر را به کناری بیندازد و ما در این غرب زدگی و دردهای ناشی از آن با همین سرنشینان بی وزن و وزنه ی موج حوادث سر و کار داریم. بر مرد عادی کوچه که حرجی نیست، او را به هر طریق که بگردانی می گردد. یعنی به هر طریق که تربیت کنی شکل می گیرد و اصلا اگر راستش را بخواهید چون این مرد کوچه در سرنوشت خود موثر نیست یعنی برای تعیین سرنوشت او سخنی از او نمی پرسیم، کار چنین خراب است و چنین گرفتار رهبران غرب زده ایم که گاهی درس هم خوانده اند، فرنگ و آمریکا هم بوده اند… ».
, یعنی برای تعیین سرنوشت او سخنی از او نمی پرسیم، کار چنین خراب است و چنین گرفتار رهبران غرب زده ایم که گاهی درس هم خوانده اند، فرنگ و آمریکا هم بوده اند… ».]
ارسال دیدگاه