پیاده در جاده اربعین

پیاده در جاده اربعین
خانم علیپور خاطره پیاده‌روی خود در اربعین سال گذشته را با نثری دل‌نوشته گونه برای صاحب‌نیوز به تحریر در آورده و خوانندگان را در حس دوست داشتنی سالکان این روزهای جاده‌ی کربلا شریک کرده جاده‌ای که امسال آمار میلیونی پیاده‌های آن جهان را به حیرت واداشت.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز:

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, :, :,

سفرآغاز حدیث با تو بودن است

, سفرآغاز حدیث با تو بودن است,

رنج خداحافظی از حریم پدر با شوق رسیدن به حریم پسر گره خورده است.

,

کوله بارت را سبک میکنی که تنها  راه رسیدن سبکباری است: تخففوا تلحقوا

,

نگاه آخر را به رسم رخصت به ایوان طلا می‌اندازی و بار سفر برمی‌داری؛ که در این مسیرهمه‌ی مسافران یک مقصد دارند.

,

دست به قلم می‌بری، شاید گاهی گوشه‌ای خلوت بنشینی وخودت را روایت کنی!

,

اما گوشه گوشه‌ی این راه را فرش دل پوشانده است.

,

 با هر قدم که برمی‌داری اضطراب برجانت می‌نشیند اکنون قدم قدم از خودت دور می‌شوی  و به دیار حقیقت گره می‌خوری.

,

حس غریبی ست بی‌خویش با خدا

,

از ستون اول تا ستون۱۴۵۲

,

ستون به ستون، علم به علم، تکیه گاه دلت را محکم می‌کنی به نام علمدار..

,

از نجف تا کربلا، راه را تنها به پای دل می‌روی

,

نه  خستگی راه، نه سرمای گاه و‌ بی‌گاه ، نه قدم‌های زخمی نه چشم‌های گریان هیچ‌کدام حرف دلت نیست.

,
زن فرانسوی مسیحی در راهپیمایی اربعین

زن فرانسوی مسیحی در راهپیمایی اربعین

, زن فرانسوی مسیحی در راهپیمایی اربعین, زن فرانسوی مسیحی در راهپیمایی اربعین,

زن فرانسوی مسیحی در راهپیمایی اربعین

,

حرف دلت را آن‌هایی می‌زنند که تو را صمیمانه به مهمانی کوچکشان دعوت می‌کنند.

,

کودکی که کنار جاده ایستاده با تمنایی غریب  دستت رامی‌گیرد، بنا به عادت همیشگی فکر می‌کنی هر کودکی دستت را کشید از تو چیزی می‌خواهد برای خودش!

,

نگاهش را به نگاهت می‌دوزد و با التماس لقمه‌ی نان وغذایی را که دارد به دست تو می‌دهد.

,

نان را از دست کودک می‌گیری و شرمنده می‌شوی!

,

هنوز بغض را با نان فرو نداده‌ای که کودک دیگری با التماس آب به دستت می‌دهد.

,

ziyarat-arbaeen1434-0121

, ziyarat-arbaeen1434-0121, ziyarat-arbaeen1434-0121,

نان و آبت را که از این سفره‌ی کریمانه بر می‌داری مانند کودکی کنار جاده می‌شینی و کوچکیت را زار می‌زنی..

,

دلت می‌خواهد تا ابد کنار این همه مهربانی بنشینی، کنار آن‌ها که نمی‌شناسیشان اما عجیب دوستشان داری

,

آن‌ها که نمی‌شناسندت اما عمق نگاهشان آشنایی ازلی را گواهی می‌دهد.

,
زن مسلمان چینی در راهپیمایی اربعین

زن مسلمان چینی در راهپیمایی اربعین

, زن مسلمان چینی در راهپیمایی اربعین, زن مسلمان چینی در راهپیمایی اربعین,

زن مسلمان چینی در راهپیمایی اربعین

,

اینجا زمین برمدار عشق می‌گردد و سخاوتی عجیب را در جان جهان می‌ریزد و تو دوباره شبیه  روزگار فطرتت می‌شوی.

,

نه این که جسم ناز پرورد تنعم آرام بنشیند و از دوری راه گله نکند، نه این که گام‌هایی که همیشه در راه اثبات خودشان قدم برداشته‌اند این بار زخم تاول را به  رویت نیاورند‌، اما دیگر صدای منیت به گوش بندگی نمی‌رسد!

,

بگذار نفس هرچه می‌خواهد فریاد بزند‌، پا به زمین بکوبد  و تخت و رخت  گرم همیشه راطلب کند.

,
کشیش مسیحی در راه پیمایی اربعین

کشیش مسیحی در راه پیمایی اربعین

, کشیش مسیحی در راه پیمایی اربعین, کشیش مسیحی در راه پیمایی اربعین,

کشیش مسیحی در راه پیمایی اربعین

,

بگذار دنیا خسته شود و دور سرت بچرخد‌، بگذارشانه‌هایت یک بار هم در دیار یار بلرزد، بگذار..

,

روز اول  و دوم به سرعت به پایان رسیده است و این آخرین روز هم عجیب پای رفتن دارد

,

اما تو و دیگر نای رفتن نداری‌، نه می‌توانی بروی نه می‌توانی بمانی

,

اما لحظه‌ها به انتظار نمی‌نشینند اگر اربعین رسیده باشد و تو به دیار یارنرسیده باشی در دایره‌ی جاماندگان سرگردانی..

,

ترس جاماندن را سر مشق می‌کنی و راه را کوتاه!

,

گام‌هایت که هیچ نفس‌هایت به شماره می‌افتند ،سرت را بالا می‌بری نگاهت در نگاه طلایی حریم حبیب خیره می‌شود.

,

اکنون تاهمیشه‌، از این‌جا که منم تا آن‌جا که نام تو تکرار می‌شود  در هر قدم غوغای کربلاست.

,

کربلا

, کربلا, کربلا]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه