مادر 3شهیدی که سفر رهبری را به تعویق انداخت

مادر 3شهیدی که سفر رهبری را به تعویق انداخت
برای دیدن رهبری خیلی سختی کشیدم و خیلی ها تلاش کردند تا من به آرزویم برسم ولی کاری از پیش نبردند تا این که صبح روزی که هنوز معلوم نبود که رهبری می خواهند بیایند یا نه، یکی از همسایگان ما که در حرم بی بی حضرت معصومه (س) خادم بود مرا به اصرار به حرم برد و از من خواست تا حرف دلم را به حضرت معصومه بزنم
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،به نقل از سایت قم فردا، خانواده وی در زمان جنگ چند سالی در آبادان و در میان جنگ زندگی کرده و مدتی نیز در محاصره دشمن بودند. آنها ضمن تحمل شرایط سخت آن زمان از خودشان ایستادگی نشان دادند.
*خدا برای هیچ یک از نعماتی که به من داده رسیدی نگرفته*
مادر شهدای کارکوب زاده، درباره شهادت فرزندان خود گفت: من پسرانم را برای خدا فرستادم و الحمدا... که خدا سه تا از فرزندام رو قبول کرد. عبد الخلیل اواخر آبان 59 به شهادت رسید و عبدالجلیل تنها یک ماه پس از بردارش در اول دی ماه 59 به شهادت رسید و پسر کوچکم که همچنان مفقودالاثر است، به زعم بعضی ها او نیز در سالهای 65 به بعد به شهادت رسیده است،که انشاءا... با ظهور آقا تمام مفقودین نیز بازگردند. یکی از پسرهایم 4 بار مجروح شد و 8 سال نیز در اسارت نیروهای عراقی بود و دیگری هم که مجروح جنگ و  در واقع جانباز بدون سند است. چند باری که از او خواسته شد تا مدرکی بگیرد می گوید که اعتقادی به رسید گرفتن برای جانبازی ندارد و همچنین معتقد بود که خداوند برای هیچ یک از نعماتی که به او داده رسیدی نگرفته و من چطور برای کاری که برای او کرده ام رسید بگیرم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, قم فردا،,
, *خدا برای هیچ یک از نعماتی که به من داده رسیدی نگرفته,
,

, ,

*خدا عاشق شهداست*
وی در ادامه گفت: ما فرزندان خود را برای رفتن به جبهه آزاد گذاشتیم و آنها با عشق به جبهه رفتند. من فکر می کنم که خدا عاشق شهداست و آنها را به سمت خود می برد. جانبازانی که  از قافله شهدا جا مانده اند ، هنوز به آن درجه نرسیده اند و یا کارهای انجام نشده ای دارند که باید انجام دهند و سپس به سمت حق بروند.
وی درباره زمان زندگی در شهر آبادان گفت: منزلی در آبادان داشتیم که همچون یک قرارگاه در اختیار سربازان امام بود و برای اینکه ترکش خمپاره ها به داخل نفوذ نکند برای ورودی به فاصله نیم متر از دیوار راهرویی از کیسه های خاک درست کرده و پنجره ها را با کیسه زباله های زخیم پوشانده بودند تا در شب، روشنایی شمع یا نور لامپ به بیرون نرود تا آنجا مورد هدف قرارگیرد.
*ماجرای حضور مقام معظم رهبری در خانه مادر شهید*
وی درباره دیدار با رهبری گفت: برای دیدن رهبر خیلی سختی کشیدم و خیلی ها تلاش کردند تا من به آرزویم برسم ولی کاری از پیش نبردند تا این که صبح روزی که هنوز معلوم نبود که رهبری می خواهند بیایند، یکی از همسایگان ما که در حرم بی بی حضرت معصومه (س) خادم بود مرا به اصرار به حرم برد و از من خواست تا حرف دلم را به حضرت معصومه بزنم؛ من که چشمانم پر از اشک بود از او خواستم تا عزیزش را به خانه ما بفرستد و ...، و به خانه بازگشتیم. و به گفته شخص رهبری، خواسته خود حضرت معصومه بود که به دیدار ما آمدند و چشمان ما را روشن کردند.ایشان در خانه ما فرمودند: "این رو به شما بگم. من امشب بنا نبود قم بمونم. فقط به خاطر شما موندم. البته خونه دو شهید دیگه هم رفتیم. اما من به خاطر شما موندم. برای این که بتونم شما رو ببینم."

, *خدا عاشق شهداست,
, خد,
,
, *ماجرای حضور مقام معظم رهبری در خانه مادر شهید*, *,
, ایشان در خانه ما فرمودند: "این رو به شما بگم. من امشب بنا نبود قم بمونم. فقط به خاطر شما موندم. البته خونه دو شهید دیگه هم رفتیم. اما من به خاطر شما موندم. برای این که بتونم شما رو ببینم.",

*مسئولین قول هایشان را فراموش کرده اند*

, *مسئولین قول هایشان را فراموش کرده اند*,

آقا در آن دیدار دستوراتی به برخی مسئولین دادند و آنها قبول مسئولیت کردند اما اکنون که چند سالی از آن دیدار می گذرد، مسئولین قول هایشان را فراموش کرده اند. اهمیت دیدار زمانی معلوم می شود که بیایند و بررسی کنند که چه مقدار از دستورات رهبری اجرایی شده است. بسیاری از خانواده شهدا هستند که شرایطی شبیه من دارند و کسی صدای آنها را نمی شنود. ما اگر به دنبال مادیات بودیم همان زمان که مسئولین قبول مسئولیت کردند از آنها می خواستیم؛ ولی ما ولایی هستیم و بخاطر آنکه عشق و قوت قلبمان رهبر است اینکار را نکردیم و حالا نیز منتظریم که خود آقا نظر کند تا این مسئولین به قولهای خود عمل کنند.
وی ادامه داد: مسئولین برای ریا، کاری انجام ندهند و نیت آنها برای رضای خدا باشد و برای اینکه  دیده شوند و از آنها تعریف شود، مدام مصاحبه نکنند و بگویند که فلان و فلان کار را انجام داده ایم. و انشاءا... هر کس که به حرف رهبری گوش نمی کند خوار و ذلیل شود و همانطوری که خیلی ها گوش نکردند و خوار و ذلیل شدند.
مادر شهدای کارکوب زاده حس خود از شهادت فرزندانش را اینگونه تشریح کرد: خیلی دوست داشتم که تعداد بیشتری پسر داشتم و تمام آنها را برای خدا به جبهه می فرستادم تا در راه اسلام شهید بشوند. البته فراموش نکنیم که خداوند آنهایی را برای شهادت انتخاب کرد، که عاشقشان بود.
دارنده نشانه ایثار با ذکر این مطلب که رفاه کنونی مانع بزرگی برای ادامه دادن راه شهداست، گفت: بچه های زمان جنگ در سختی های زیاد محک خوردند و از خود آن فداکاریها و جانبازیها را نشان دادند و امروزه تکنولوژی جلوی تحرک و محک خوردن آنها را گرفته و قشر محصل و دانشجو به دنبال راحتی و راحت طلبی هستند و مثال قدیم علم یاد نمی گیرند. اگر همت جوانان قدیم و تکنولوژی های کنونی در کنار هم قرار گیرد، ایران گلستان می شود.

, د, مسئولین, ؛,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه