گفت‌وگوبا آزاده و جانباز ارمنی دفاع مقدس و راوی کتاب «چه کسی قشقره‌ها را می‌کشد»

گفت‌وگوبا آزاده و جانباز ارمنی دفاع مقدس و راوی کتاب «چه کسی قشقره‌ها را می‌کشد»
«سورن هاکوپیان» یکی از آزادگان و جانبازان ارمنی دفاع مقدس است که چندی پیش خاطراتش در قالب کتابی به نام «چه کسی قشقره‌ها را می‌کشد» منتشر شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا  خاطرات تکان دهنده‌ای که به جرائت می‌توان گفت نظیر آن کمتر گفته و یا شنیده شده است. هرچند “سورن” می گوید قسمت زیادی از کتابش حذف شده اما همان چیزی نیز که منتشر شده مدرک خوبی است تا به جهان گفته شود دشمنان ما چه کسانی بودند و هستند. دشمنانی که باید از جنایات‌شان بیشتر گفته شود، تا جوانان امروز قدر شیر‌مردان رزمنده کشور را در هشت سال دفاع مقدس بدانند. «سورن هاکوپیان» شاهد زنده‌ای‌ست از آزاد‌مردان دفاع مقدس، آنچه می‌خوانید گفتگوی کوتاه ماست با این بزرگ‌مرد کشورمان.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

* شما از ارامنه و اقلیت‌های کشورمان هستید چگونه درگیر جنگ و اسارت شدید؟

,

به‌هرحال ما هم بخشی از این جامعه هستیم وقتی دشمن به وطن حمله می‌کند دیگر فرقی بین مسلمان و غیرمسلمان نیست. آن زمان ما در خرمشهر زندگی می‌کردیم یادم است بعدازظهر بود که حمله‌های صدام شروع شد چون خانه ما نزدیک گمرک بود به عینه شاهد تمام وقایع تلخ آن زمان بودم. من با گوشت و پوستم همه آن اتفاقات را لمس کردم.

,

* کتاب«چه کسی قشقره‌ها را می‌کشد» خیلی تلخ است همه براساس دیده‌های شماست؟

,

بله؛ بدون این‌که کم و زیاد کنم هرچه دیده بودم و برایم اتفاق افتاد را آوردم. مطالب عین حقیقت است و شاید برای همین مردم دوست داشتند، این را هم بگویم مطالب اولیه کتاب ۸۰۰ صفحه بود بخش زیادی از آن حذف شد.

,

* چرا؟

,

گفتند رابطه ما با عراق خوب است و درست نیست این همه تلخی آورد. مصلحت ندیدند تا تمام حقایق گفته شود؛ درحالی‌که کتاب شرح جنایات بعثی‌ها بود نه ملت عراق، ولی خوب بیشتر کتاب سانسورشد.

,

* چطور شد که با آقای شاه‌محمدی آشنا شدید و نوشتن کتاب را ایشان عهده دار شد؟

,

به صورت کاملا اتفاقی. بیست سال پیش روز ۲۲بهمن بود. آقای شاه محمدی به گلستان شهدای اصفهان برای زیارت شهدا آمده بود. آن روز من سرکار بودم و همسرم که خواهر شهید است سر قبر برادر شهیدش رفته بود؛ وقتی آقای شاه‌محمدی او را می‌بیند با همسرم مصاحبه می‌کند یکی از بچه‌هایی که آنجا بوده به اوگفته این خانم همسرش هم آزاده است به این ترتیب باب آشنایی و نوشتن کتاب خاطرات من باز می‌شود.

,
سورن و شاهمردای

سورن و شاه محمدی

, سورن و شاهمردای, سورن و شاهمردای,

سورن و شاه محمدی

,

* به چه‌صورت کتاب نوشته شد؟

,

خانمم به آقای شاه‌محمدی گفته بود من براثر اسارت حوصله و اعصاب ندارم تا خاطراتم را بنویسم و آقای شاه‌محمدی هم که کارش جمع‌آوری این خاطرات است. گفته بود مساله‌ای نیست فقط خاطرات را بگوید من ضبط می‌کنم. خلاصه آن روز ۲۰ تا ۳۰ نوار از حرف‌های من پر کرد و برای نوشتن و تنظیم کردن با خودش برد.

,

*: چرا چاپ کتاب بیست سال طول کشید؟

,

آن زمان تلفن همراه نبود ما هم تلفن نداشتیم و از هم بی‌خبر بودیم تا این‌که دو، سه سال پیش آقای شاه‌محمدی آمده بود اصفهان و دنبال من می‌گشت در محله خاقانی سراغ من را ‌گرفته بود. اتفاقی یکی از کسانی که کنارش ایستاده بودند خواهرم بود که ماجرایش را در کتاب هم آورده‌ام او را  به منزل ما می‌آورد  تا کتاب را ویرایش کنیم که اگر جایی اشتباهی است برطرف گردد.

,

* اسم کتاب را خود شما انتخاب کردید؟

,

نه؛ خود آقای شاه‌محمدی از روی محتوای کتاب آن را انتخاب کرده بودم من هم ایرادی درآن ندیدم تا عوض بشود.

,
سورن و شاهمردای

سورن و شاه محمدی

, سورن و شاهمردای, سورن و شاهمردای,

سورن و شاه محمدی

,

* ویرایش کتاب به عهده خود شما بود ؟

,

نه. همسرم تحصیلات دانشگاهی  در رشته ادبیات دارد و اهل قلم است خودش ویرایش کتاب را انجام داد. خط به خط را که می‌خواند گریه می‌کرد او که همیشه کارهایش را سریع ارایه می‌دهد برای هر صفحه از این کتاب یک روز طول می‌داد از بس گریه می‌کرد و متاثر می‌شد.

,

* پس خانم شما هم پابه پای کتاب باشما همراه بودند؟

,

بله؛ اصلا اگر پشتکار او و همراهیش نبود خاطرات را در قالب کتاب در نمی‌آوردم.

,
سورن هاکوپیان راوی خاطرات - نفر سوم

سورن هاکوپیان راوی خاطرات – به همراه همسرش

, سورن هاکوپیان راوی خاطرات - نفر سوم, سورن هاکوپیان راوی خاطرات - نفر سوم,

سورن هاکوپیان راوی خاطرات – به همراه همسرش

,

* با بقیه آزادگان هم‌بندتان هم هنوز ارتباط دارید؟

,

بله؛ اتفاقا یکی از آن‌ها در گرگان است با هم مرتبطیم و یک نسخه از کتاب را برایش فرستادم. با چند تایی دیگر از بچه‌ها هم اینجام هنوز مرتبطم.

,

* نظر آنها درباره کتاب چیست؟

,

می‌گویند خوب کاری کردی که خاطرات را نوشتی. ما اصلا حوصله نمی‌کنیم

,

* استقبال از کتاب چگونه بود؟

,

خدا روشکر خیلی خوب بود با این‌که در کتابفروشی کوچکی درحوزه هنری فروخته می‌شد اما استقبال خوبی کردند حتی چاپ دوم هم نایاب شده و دربازار نیست.

,

soren144

, soren144, soren144,

* بازتاب بین مردم به‌خصوص جوانان ارامنه به‌ چه صورت بود؟

,

وقتی من را می‌بینند خیلی درباره کتاب می‌پرسند که با وجود تلخ و غمناک بودن با کتاب ارتباط برقرار کردیم. چون من در دبیرستان فعالیت فرهنگی هم دارم دانش‌آموزان سراغ من می‌آیند و می‌گویند ما اگر به خانه برویم و غذای‌مان ۵ دقیقه دیر شود زمین و زمان را به‌هم می‌دوزیم شما چطور یک هفته بدون آب و غذا بودید و تحمل کردید. خیلی برایشان سوال پیش می‌آید که سعی می‌کنم توضیح بدهم.

,

* از کدام بخش بیشتر سوال می‌کنند؟

,

از همه جای کتاب سوال می‌پرسند اما بیشتر در مورد دستی که خواهرم فکر کرد دست عروسک است و با خودش آورد. می‌پرسند چطور در آن موقعیت عروسک پیدا کرد می‌گویم عروسک نبود دست واقعی یک بچه بود که فکر می‌کرد دست عروسک است برای این‌که اغلب عروسک‌های آن زمان بزرگ بود اصلا فکر این‌که دست واقعی یک بچه باشد را هم نمی‌کرد.

,

* چه احساسی دارید وقتی می‌بینید کتاب بازخورد خوبی داشته است؟

,

خوشحالم ازاین‌که زنده‌ام و توانسته‌ام بخشی از اتفاقات تلخ جنک و اسارت را بنویسم تا جوانان امروز بخوانند و بدانند چه اتفاقاتی افتاده است.

,

*: کتاب به زبان‌های دیگر هم ترجمه شده؟

,

به زبان ارمنی، که به زودی منتشر می‌شود و قرار است به ارمنستان برود و زبان انگلیسی. یکی از آشنایان در آمریکا زندگی می‌کند کتاب را با خودش برده است می‌گوید وقتی برای اطرافیان می‌خوانم تعجب می‌کنند که ما در جنک با ویتنام هم این صحنه‌ها را نداشتیم.

,
کتاب خاطرات سورن هاکوپیان

کتاب خاطرات سورن هاکوپیان

, کتاب خاطرات سورن هاکوپیان, کتاب خاطرات سورن هاکوپیان,

کتاب خاطرات سورن هاکوپیان

,

 

,

 

,

* فکر می‌کنید بیان این نوع خاطرات برای نسلی که جنگ را درک نکرده چقدر لازم است؟

,

خیلی باید گفته شود زیرا مردم دیرباور می‌کنند به‌خصوص نسل کنونی که ازجنگ چیزی نمی‌دانند فقط شنیده‌اند که رزمنده‌ها و آزادگان وضع خوبی دارند به آن‌ها حقوق ومزایای خوبی می‌دهند. من به آن‌هامی‌گویم همه این‌گونه نیستند خیلی‌ها مثل خود من هیچ چیزی از بنیاد نگرفته‌ایم. باید برایشان از این اتفاقات بگوییم.

,

*بنیاد شهید دراین کار شما را حمایت کرد؟

,

اصلا. تنها وقتی کتاب رونمایی شد و پوسترهای تبلیغاتی آن پخش شده بود از بنیاد به من زنگ زدند و گفتند کتابی از شما رونمایی شده چرا ما را خبر نکردید گفتند من باید دنبال شما باشم یا شما دنبال خاطرات من. البته همان تلفن بود و بس حتی از من خواستند تا یک کتاب به آن‌ها بدم.

,

* اگر دوباره جنگ بشود حاضرید به میدان بروید؟

,

بله؛ صددرصد اینجا کشور من هم است و اگر احساس کنم دشمن به آن تعرضی کرده باز هم به میدان نبرد می‌رود حتی بیشتر و جدی‌تر از قبل مبارزه خواهم کرد.

,

*در فضای کار هم همکارانتان وقتی کتاب را خوانده‌اند چه عکس‌العملی داشته‌اند؟

,

کتاب را خیلی دوست داشته‌اند و به من می‌گویند چون شما نوشتید مطمئن هستیم دروغ نیست و واقعیات را گفتید.

,

* نظرتان درباره فیلم وسریال‌هایی که درباره اسارت ساخته شده است چیست؟

,

خوب است ولی آن‌ها نمی‌توانند همه صحنه‌های تلخ و دردناک اسارت را به تصویر بکشند؛ وقتی در تونل مرگ در فاصله یک متری اسرا باید لخت حرکت می‌کردند و سربازان عراقی با هرچه در دست داشتند آن‌ها را محکم می‌زدند بدون این‌که مهم باشد به کجا و چطور می‌زنند. خب! یک کارگردان چطور می‌خواهد این‌ها را نشان بدهد. برای همین فکرمی‌کنم نوشتن کتاب و روی کاغذ آوردن خاطرات می‌تواند در کنار فیلم و سریال حقایق را بیان کند.

,
رونمایی کتاب در حوزه هنری اصفهان

رونمایی کتاب در  اصفهان

, رونمایی کتاب در حوزه هنری اصفهان, رونمایی کتاب در حوزه هنری اصفهان,

رونمایی کتاب در  اصفهان

,

* پیشنهادی برای ساخت  فیلم از کتاب‌تان را هم داشته‌اید؟

,

نه؛ اما فکر می‌کنم اگر فیلمی ساخته بشود خوب است هرچند فیلم نمی‌تواند تمام واقعیات را نشان بدهد

,

* بقیه هم‌بندهای شما هم خاطراتشان را گردآوری کرده‌اند تا کتاب کنند؟

,

نمی‌آیند می‌گویند وقتی بنیاد شهید اهمیتی به این قضیه نمی‌دهد چرا ما تلاش کنیم. بنیاد شهید به ما می‌گویند اگر حوصله دارید خاطرات‌تان را بنویسید برای ما بیاورید. راستش برای کتاب من هم باید گفت آقای شاه‌محمدی در حوزه هنری خودش دغدغه این مسایل را دارد و انصافا خاطرات و حرف‌های من را خوب نوشت بدون این‌که کم و زیاد کند.

,

* کتاب دیگری هم در دست کار دارید؟

,

می‌خواهم اگر بشود ادامه اتفاقات را کتاب کنم یعنی از بعد از این‌که از قرنطینه بیرون آمدم را در ادامه بنویسم.

,

* سخن پایانی

,

از شما به خاطراین‌که پی‌گیر این مساله شدید ممنونم. استقبال مردم از کتاب خوب بود اما متاسفانه فعالیت بنیاد شهید ضعیف است. آن‌ها باید برای جمع آوری خاطرات افرادی که هنوز زنده هستند تلاش کنند تا حقایق گفته و ثبت شوند.

,

 soren12

, soren12, soren12,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه