شهیدی که با کیسه نان بردوش به قربانگاه رفت / تصاویر

شهیدی که با کیسه نان بردوش به قربانگاه رفت / تصاویر
وقتی خواست برای کمک به برادرانش برود خواهرش گفت برادر مواظب باش چون تیراندازی خیلی شدید است . اما شهید در جواب گفت مگر چه می‌شود ، شهید می‌شوم و شهادت آرزوی من است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از گروه حماسه و مقاومت بلاغ،در حماسه بزرگ ۶ بهمن سال ۱۳۶۰ مردم شهرستان آمل چهل نفر از کسانی که مشغول دفاع از انقلاب، نظام و ارزش های اسلام بودند به فیض عظیم شهادت نائل آمدند که شهید قربان بابکی یکی از این شهدای گرانقدر است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از گروه حماسه و مقاومت, بلاغ, بلاغ, بلاغ,

این شهید در سال ۱۳۴۰ در روستای آسور از توابع فیروز کوه به دنیا آمد . وی تا کلاس سوم ابتدایی درس خواند و بعد مشغول به کار شد.

,

با زیرکی و هوشیاری خاصی که داشت بعد از چند سال گچکار ماهر و سرشناسی شد و در کارهای خیر و عمومی‌شرکت فعالی داشت .

,

, ,

این شهید در سن ۱۸ سالگی ازدواج کرد که فرزند دختری از او به یادگار مانده است.

,

وی در جلسه‌های مذهبی و هیئت قرآن شرکت می‌کرد و بعد‌ها به عضویت انجمن اسلامی‌فیروز کوه درآمد و بعد عضو بسیج و سپاه شد . با کتابخانه حضرت مهدی (عج) نیز همکاری داشت .

,

, ,

وقتی خواست برای کمک به برادرانش که با مهاجمین آمریکایی می‌جنگیدند برود خواهرش  گفت برادر مواظب باش چون تیراندازی خیلی شدید است . اما شهید در جواب گفت مگر چه می‌شود ، شهید می‌شوم و شهادت آرزوی من است .

,

در همین حال به خواهر دیگرش گفت برو در خانه‌ها را بزن و نان جمع کن چون برادران پاسدار نمی‌توانند سنگرها را ترک کنند و زمانی که می‌خواست از منزل خارج شود لباس بسیجی اش را به تن کرد و کیسه نان را به دوش کشید و با عجله از خانه خارج شد .

,

هر طور بود خودش را جلوی سینما رساند و برای کمک به برادران از هیچ کوششی دریغ نکرد و لحظه ای که تکه نانی به دهان پاسداری می‌گذاشت تیری به او اصابت کرد .

,

 او فقط توانست بگوید الله اکبر و به لقاء الله پیوست .

,

, ]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه