اهدا عضوی از دیار رودبار جنوب؛
اهدا زندگی زیباترین بخشش/ قلب مادرم همچنان می تپد
در پی مرگ مغزی خانم بوزار بانوی رودباری ، پس از انتقال به بیمارستان و تحت مراقبت های درمانی چند روزه ، پس از تایید مرگ مغزی و رضایت خانواده، قلب وی به یک بیمار نیازمند اهدا شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از“رودبار ما“،سنت حسنه اهدای عضو که این روزها در جامعه به یک فرهنگ تبدیل شده ، در شهرستان رودبار نیز در حال فرهنگ سازی است که به حق شعار “اهدای عضو اهدای زندگی” در این شهرستان نمو پیدا کرده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودبار ما,اهدای عضو عزیزی که در مقابل خواست خالق، برای نبودنش سر تعظیم فرود آوردی و راضی به رضایش شده ای در حالی که جان و دلت با غم آکنده است، زیباترین نوع بخشش و بهترین هدیه است هم برای او که پر کشیده و هم او که جان دوباره یافته.
,قلب یک مادر رودباری که بر اثر یک حادثه غیرمترقبه دچار مرگ مغزی شده بود به یک نفر دیگر حیات دوباره بخشید تا بوی ایثار، گذشت و بخشش همچنان در پس و پیش این دنیا به مشام برسد.
,اینبار پای صبحتهای خانوادهای سیاهپوشی نشستیم که اعضای بدن دختری دلسوز، مادری مهربان و همسری فداکار را برای رضای خدا اهدا کردهاند و حیاتی دوباره به یک بیمار نیازمند بخشیدند.
,معصومه بوزار ۵۸ ساله مادر ۱۰فرزند کوچک و بزرگ است که هفته گذشته بر اثر یک حادثه غیرمترقبه دچار مرگ مغزی شده بود حالت کما رفته و پس از چند روز با معاینات پزشکان معالج، بیمارستان شهید باهنر کرمان مرگ مغزی وی تأیید میشود و قلبش نجاتبخش زندگی یک بیمار نیازمند میشود.
,تصور چنین کاری و تصمیم به اهدای عضوی که هنوز زنده است و خانوادهها هنوز امیدی – هر چند واهی- به بازگشت دوباره آنها دارند ایمانی قوی و دلی بزرگ میخواهد.
,
تصمیمگیری در چنین لحظاتی بسیار سخت و سرنوشتساز است، خانوادهها هر لحظه امید بازگشت بیمارشان را از کما دارند و دل ندارند بدن عزیزشان تکه پاره شود، اما از طرفی هم هر لحظه امکان از بین رفتن اعضای حیاتی که قابلیت زندگی بخشیدن به بسیاری را دارند میرود و هراس پوسیدن چنین اعضای گرانقدری زیر خروارها خاک!
اما هنوز هستند انسانهایی که انسانیت را به اثبات میرسانند و به همه نوید میدهند در سختترین شرایط هم میتوان مانند گل نیلوفر بود و گلهایی زیبا هدیه داد.
,
خانواده مرحومه معصومه بوزار هم، چنین پیام زیبایی را به همه ما دادند اگرچه داغ این عزیز برای خانوادهاش بسیار سترگ است، اما خرسندند که هنوز قلب عزیزشان میتپد، گرچه در سینه دیگری!
,خبرنگار ما روز گذشته برای عرض تسلیت راهی منزلشان شد که با تعارفهای خانواده مرحومه وارد اتاق نشمین شدیم.
,پس از میهماننوازی گرم و صمیمانه،صدیقه ماجرای مرگ مغزی را اینگونه شرح داد: ما در شهرستان رودبار روستای پیروز آباد زندگی می کنیم،مادر برای اینکه یک مشکل خانوادگی برایمان پیش آمده بود خیلی غصه میخورد و همین امر هم باعث شد که سکته کند حدود۲۰ روز در بیمارستان شهید باهنر کرمان بستری بودبستری و در حالت کما بود که تمام بستگان برای ملاقاتش آمدند اما مادرم اصلاً نفسی نداشت ودر حالت بیهوشی بود تا اینکه پزشکان معالج با انجام یکسری معاینات و آزمایشها مرگ مغزیاش را در روز میلاد امام رضا(ع)تأیید کردند و به ما پیشنهاد اهدای اعضای بدن مادرمان را دادند.
,وقتی دکتر این پیشنهاد را به ما داد با اینکه برایمان خیلی سخت بود ولی راضی بودیم،وتمامی اعضای خانواده راضی بودند و این کار را ستودند.
,در همین حال صدیقه دختر معصومه گفت: «مادرم با رفتنش به یک بیمار نیازمند زندگی دوباره بخشید،یک خانواده قرار بود عزادار شوند اما رفتن مادرم باعث شد تا زندگی به آنها لبخند بزند.»
,وی در پایان افزود: خانواده بیماران مرگ مغزی در سختترین شرایط زندگی عزیزشان با رضایت به اهدای عضو و بخشش دوباره زندگی به نیازمندان شاهد لحظات شیرین زندگی دیگر بیماران رنج کشیده باشند.
,مادر! شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه