درس استاد و فراموشی شاگرد؛
نقدی بر جنبش بی صدای دانشجو/ذبح عدالت خواهی پای عدول از آرمان ها
اگر کسانی که امروز فریاد واقع بینی شان گوش عالم را کَر کرده و از قضای روزگار عده ای نیز جزو سوپر انقلابیون 57 هستند به سال 42 برده شوند و آرمانگرایی امام را در مقابل چشمشان قرار بدهند آیا ایشان باز واقع بینی اختیار می کنند؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زیتون؛ «اوّلین فریضهی دانشجویی عبارت است از آرمانخواهی. یکعدّهای تبلیغ میکنند و وانمود میکنند که آرمانخواهی مخالف واقعگرایی است؛ نه آقا، آرمانخواهی مخالف محافظه کاری است، نه مخالف واقعگرایی. محافظهکاری یعنی شما تسلیم هر واقعیّتی -هرچه تلخ، هرچه بد- باشید و هیچ حرکتی از خودتان نشان ندهید؛ این محافظهکاری است. معنای آرمانگرایی این است که نگاه کنید به واقعیّتها و آنها را درست بشناسید؛ از واقعیّتهای مثبت استفاده کنید، با واقعیّتهای سلبی و منفی مقابله کنید و مبارزه کنید. این معنای آرمانگرایی است. چشمتان به آرمانها باشد. این اوّلین فریضهی دانشجو است.»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون,,
آرمانخواهی اولین فریضه ی دانشجو
,جملات فوق برشی است از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان که چندی قبل در روزهای آخر ماه مبارک رمضان ایراد گردید. معظم له در این دیدار کلید واژه جدیدی را به واژگان دانشجویی کشورمان اضافه کردند. واژه «فرائض دانشجو» و همچنان که در بالا ذکر شده اولین فریضه دانشجو جماعت را آرمانخواهی عنوان کردند. واژه ای که دستاویزی شد برای نگارش این مطلب.
,یکی ازمفاهیم بحث برانگیز برآمده از انقلاب اسلامی آرمانخواهی است وعلی رغم گذشت 36 سال از پیروزی انقلاب همچنان این واژه محل بحث ومجادله و منازعه های گفتاری ونوشتاری است.
,همواره منتقدین آرمانگرایی، برای حذف این واژه و یا بهتر بگوییم این منش و سلوک و این افق دید، واقع بینی را عَلَم کرده و مدام بر سر آرمانگرایی چماق کرده اند.
,دیرزمانی است که بین دو نگاه، اختلافها و تفاوتهایی وجود دارد و آن اختلاف بین دو نوع نگاه به روند حیات است؛ دو نوع نگاه کردن به ادارۀ جامعه و حتی ادارۀ زندگی فردی. و این دو نگاه یکی مشهور به نگاه واقعبینانه است و دیگری نگاه آرمانگرایانه.
,اما چه کسی و یا کسانی خواهند توانست بین این دو مسیر راه را از چاه باز شناسند؟ آیا صرف آرمانگرایی، ما و جامعه را به سر منزل مقصود می رساند؟ و روی دیگر سکه اینکه؛ آیا بوسیدن و کنار گذاشتن آرمانگرایی و کوبیدن بر طبل واقع بینی،صلاح و رستگاری دنیوی و آخروی جامعه را در پی خواهد داشت؟
,اقتضای جنبش دانشجویی، آرمانگرایی است، اما این آرمانگرایی باید ملازم با درک صحیح از واقعیتها باشد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب «آرمانگرایی را صددرصد تأیید میکنیم، دیدن واقعیتها را هم صددرصد تأیید میکنیم. آرمانگرایی بدون ملاحظه واقعیتها، به خیالپردازی و توهم خواهد انجامید. وقتی شما دنبال یک مقصودی، یک آرمانی حرکت میکنید، واقعیتهای اطراف خودتان را باید بسنجید و طبق آن واقعیتها برنامهریزی کنید. بدون دیدن واقعیتهای جامعه، تصور آرمانها خیلی تصور درست و صحیحی نخواهد بود، چه برسد به دستیابی به آرمانها»(1/9/1378)
,,
آرمانگرایی با هویت شیعه عجین شده است
,کسانی که آرمانخواهی را محکوم می کنند اگر اندک آشنایی با مبانی دینی داشته باشند به این امر مبادرت نمی کنند. اساساً اگر از زاویه دید اندیشه سیاسی اسلامی و شیعی به مسئله نگاه کنیم، هویت اسلام خواهی به روایت اهل بیت (ع) کاملاً یک آرمان محسوب میشود، آرمانی که بشریت موظف است به دنبال تحقق آن باشد و شکل کامل آن در پایان تاریخ و توسط امام غائب محقق میشود.
,خیلی قبل تر از این موضوع یعنی تحقق آرمان ظهور، در قرآن کریم خداوند هدف از بعثت انبیا را برقراری قسط و عدل بیان می کند و از این می توان دریافت که برقراری عدالت در صحنه گیتی یک آرمان بزرگ بشری است.
,با مرور در آیات و روایات متوجه خواهیم شد که زندگی بشر برای رسیدن به کمال، با آرمانها گره خورده است و لاجرم بشر برای رسیدن به کمال انسانی باید همواره آرمانگرایی و یا همان افق دید را با خود بهمراه داشته باشد.
,,
امام روح الله آرمانگرای واقع بین
,اگر کسانی که امروز فریاد واقع بینی شان گوش عالم را کَر کرده و از قضای روزگار عده ای نیز جزو سوپر انقلابیون 57 هستند به سال 42 برده شوند و آرمانگرایی امام را در مقابل چشمشان قرار بدهند آیا ایشان باز واقع بینی اختیار می کنند؟
,زمانی اگر می خواستی علیه شاه قیام کنی، ریش و تسبیح می جنباندند و می گفتند مبارزه با شاه حرام است چون شاه شیعه است، چون شاه ژندارم منطقه است چون شاه فلان است و چون شاه بهمان. اما در میان این جماعتِ عافیت طلب که پشت نقاب «واقع بینی» خزیده بودند کسی بود که آرمانگرای واقع بین بود و معتقد بود که شاه باید سرنگون بشود و شد آنچه که او میخواست و او اراده کرده بود.
,اما امروز قومی پیدا شده اند که به بهانه های مختلف به دنبال حذف آرمانها از صحنه حیات مردمند و برای نیل به این هدف متوسل به واژه های پرطمطراق نیز می شوند. روزی می گویند؛ سانترفیوژ ما به آرمان وصل نیست و در روزی دیگر می گویند سیاست خارجی جای آرمان نیست.
,اما همان پیر روشن ضمیری که در سال 42 عَلَم مبارزه با ژاندارم منطقه را برافراشت و به آرمان خود رسید در گرماگرم جولان جماعت واقع بین(!) در سال 67 نیز فرمود: ما میگوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم... اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زندهزنده در شعلههای آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه کفر و شرک را امضا نمیکنیم.(قسمتی از پیام امام راحل بمناسبت قبول قطعنامه 598)البته تلخ و گزنده است وقتی می بینیم همین جماعتی که زیر خیمه واقع بینی جمع می شوند، همه چیز را می بینند غیر از دیدن واقعیت ها و اتفاقاً همین جماعت واقعیت ها را نمی بینند و از آن فرار می کنند. که اگر قرار بر ذکر مصداق باشد باید کلام را طول داد که لاجرم از حوصله این مقال خارج است.
,,
چرا جنبش دانشجویی افول کرده است؟
,جنبش دانشجویی در اقصی نقاط گیتی، جنبشی آرمانخواهانه، ضد استکبار و ضد امپریالیسم و در یک کلام ضد کانون های زر و زور در تمام ابعاد آن است. اما چند مدتی است جنبش دانشجویی دوران افول خود را می گذراند.
,آرمانگرایی دانشجو را به سمت مطالبه گری سوق می دهد. اینکه دانشجوی امروز دوران افول خود را می گذراند باید ربطش را در عدول از آرمانها جستو کرد. عدول از آرمانها ذبح عدالتخواهی و مطالبه گری را به دنبال دارد.
,امروز را بی تعاف باید جنبش بی صدای دانشجو نامید. بارها نگارنده بر سر این موضوع با فعالین دانشجویی مباحثه و حتی گاهی مجادله نیز داشته ایم که چرا دانشجویان در مقابل اتفاقات پیرامونی خود بی تفاوت و یا به اصطلاح عنوان کتاب معروف«سیب زمینی» است؟
,سالهاست که مقام معظم رهبری بر عدالتخواهی قشر دانشجو به عنوان یک اصل مهم تاکید می کنند، و در تمام سخنان خود با دانشجویان، عدالتخواهی ومطالبه از مسئولان را از وظایف مهم دانشجویان می دانند.
,اما کدام دانشجو و کدام تشکل دانشجویی در استان را سراغ دارید که برای تحقق عدالت در جامعه قدمی برداشته باشد؟ برای تایید این ادعا کافی است عملکرد یک دهه اخیر جنبش دانشجویی در این حوزه رصد شود.
,روح جنبش دانشجویی با محافظه کاری، انفعال، مصلحت پرستی در پارادوکس و تناقض است.جنبش دانشجویی به معنی آرمانخواهی به دور از محافظه کاری، به دور از مصلحت پرستی وسیاست زدگی است، ونباید دچار انحراف از این مسیر شود.
,ظریفی می گفت: دانشجو نباید سیب زمینی باشد یعنی حداقل پیاز باشد تا اگر کسی خواست پوسستش را بکند حداقل اشک دیگران را نیزدربیاورد.
,,
درد چیست؟ درمان کدام است؟
,یکی از دلایل بسیار مهمی که جنبش دانشجویی را به این حال و روز انداخته، افتادن در ورطه جناح بازی و سیاسی کاری است که بیشتر منافع حزبی و جناحی دنبال شده تا آرمان های حقیقی جامعه.
,موضوعی دیگر که افول جنبش دانشجو را سبب گردیده، نق زدن ها است. برخی از دانشجویان که خود را به بی خیالی زده اند و همیشه با شعار های تکراری از قبیل :"به من ربطی نداره، ولش کن، درست نمی شود"و... خود را از روحیه دانشجویی و آرمانخواهی دور کرده و همیشه به فکر مسائل شخصی هستند و اصلا توجهی به اوضاع جامعه و اطراف خود نمی کنند این جماعت شأن دانشجو که همان مطالبه گری و عدالتخواهی است را وا نهاده و قدم در راه محافظه کاری نهاده اند.
,و برخی از دانشجویان و تشکل ها نیز در تشخیص اولویتها و اهم و مهم جامعه و انقلاب در مانده اند. شبانه روز تلاش می کنند اما خروجی کار نه آن چیزی است که بتواند دردی از جامعه را علاج کند. در یک کلام باید گفت: این نوع فعالیت روحیه آرمانی دانشجویان را تقویت نمی کند و بیشتر موجب انزوا می شود.
,و عمده دلیل اینکه جنبش دانشجویی بر سر پیگیری آرمانها دچار سستی و رخوت گردیده این است که فاصله ی عمیقی بین مردم و جنبش دانشجویی شکل گرفته است.
,جنبش دانشجویی باید منتقد باشد اما در شرایط کنونی نشانی از انتقاد و نقد وضعیت موجود در جنبش دانشجویی یافت نمی شود.
,این مهم را می توان هم در موضوعات بین المللی و هم کشوری و هم استانی مشاهده کرد.
,,
درس استاد و فراموشی شاگرد
,6 آبان 81 رهبر انقلاب در پیامی به جنبش دانشجویی مجموعه سئوالاتی را مطرح کردند که نیازمند پاسخ بود و امروز بعد از گذشت 13 سال از آن روز جنبش دانشجویی می تواند عملکرد خود را در پیگیری آرمان عدالت بسنجد.
,معظم له در آن پیام تاریخی خطاب به جنبش دانشجویی آورده بودند:«امروز سرآغاز فهرست بلند مسائل کشور مسئلهى عدالت است.دانشجوى جوان اگر چه خود برخاسته از قشرهاى مستضعف جامعه هم نباشد، به عدالت اجتماعى و پر کردن شکافهاى طبقاتى به چشم یک آرزوى بزرگ و بىبدیل مىنگرد.مسابقهى رفاه میان مسئولان، بى اعتنائى به گسترش شکاف طبقاتى در ذهن و عمل برنامهریزان، ثروتهاى سر برآورده در دستانى که تا چندى پیش تهى بودند، هزینه کردن اموال عمومى در اقدامهاى بدون اولویت، و به طریق اولى در کارهاى صرفاً تشریفاتى، میدان دادن به عناصرى که زرنگى و پرروئى آنان همه ى گلوگاههاى اقتصادى را به روى آنان مىگشاید، و خلاصه پدیده ى بسیار خطرناک انبوه شدنِ ثروت در دست کسانى که آمادگى دارند آن را هزینه ى کسب قدرت سیاسى کنند؛ و البته با تکیه بر آن قدرت سیاسى اضعاف آنچه را که هزینه کردهاند گرد مى آورند. اینها و امثال آن نقطه هاى استفهام برانگیزىست که هر جوان معتقد به عدل اسلامى ذهن و دل خود را به آن متوجه مى یابد و از کسانى که مظنون به چنین تخلفاتى شناخته مىشوند پاسخ مى طلبد.»
,کلیدواژه های مطروحه در پیام رهبری، امروز بیش از گذشته نیازمند پاسخگویی است و در این میانه چه کسی بناست راه این همه بی عدالتی را ببندند؟! نکند جنبش دانشجویی نیز بمانند خیلی از سیاسون پشت پرده «واقع بینی» کنج عافیت اختیار کنند و راه محافظه کاری در پیش گیرند.
,امروز دیگر نه دیروز است که جنبش دانشجویی فقط با مشکلات فوق الذکر دست و پنجه نرم کند. امروز باید در مقابل مشکلات دیروز ایستاد و همچنین در مقابل جریان سازش ایستاد که با تمام وجود آمده تا خط بطلانی بر آرمان های انقلاب بکشد. از عدالتخواهی انقلاب گرفته تا استکبار ستیزی انقلاب آنهم پشت نقاب واژه ای بنام «واقع بینی».
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه