ترجمه اختصاصی:

آیا جنگ جهانی سوم در راه است؟/ نگاهی به حضور ایالات متحده در آسیا

آیا جنگ جهانی سوم در راه است؟/ نگاهی به حضور ایالات متحده در آسیا
در سپتامبر ۲۰۰۹ زمانیکه اوباما اعلام کرد که پروژه نصب سپر موشکی در لهستان و جمهوری چک متوقف شده است، موجی از آرامش و راحنی در میان مردم این دو کشور به راه افتاد. شاید بسیاری گمان کردند که این اتفاق نوید صلحی جهانی باشد اما حقیقت چیز دیگری بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، مهدی داریوش در مقاله ای با عنوان بازی بزرگ؛ جنگ با قدرتهای اوراسیا. آیا جنگ جهانی سوم در راه است؟ می نویسد:

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, مقاله, بازی بزرگ؛ جنگ با قدرتهای اوراسیا. آیا جنگ جهانی سوم در راه است؟ , :,

جنگ های بزرگ تاریخ در ۴ قرن گذشته در هر ۱۰۰ سال یک جنگ جهانی اتفاق افتاده است، دلیل این امر را می توان رشد نامتوازن ملت ها دانست. این تفاوت نه تنها در نبوغ و یا قدرت کشورها پدید می آید بلکه حاصلخیزی زمین یک کشور و یا موقعیت استراتژیکی آن همگی می تواند دلیل برهم زننده توازن میان کشورها باشد. قانون طبیعت این گونه است که موقعیت ها به یک مقیاس میان ملت ها توزیع نمی شود. اما شاید مطالعه ای دقیق بتواند مشخص کند که هر ملتی با استفاده از داشته هایش می تواند به تعالی برسد. پس دیگر نیازی به جنگ برای سرکوب دیگران و یا رسیدن به داشته های ملتی دیگر نیست، بنابراین باید از وقوع هر جنگ و اثرهای مخرب آن جلوگیری کرد.( برگرفته از کتاب حقایق و ایده ال های دموکراتیک ۱۹۹۱- هالفورد مکیندر)

,

در سپتامبر ۲۰۰۹ زمانیکه اوباما اعلام کرد که پروژه نصب سپر موشکی در لهستان و جمهوری چک متوقف شده است، موجی از آرامش و راحنی در میان مردم این دو کشور به راه افتاد. شاید بسیاری گمان کردند که این اتفاق نوید صلحی جهانی باشد اما حقیقت چیز دیگری بود. قدرت گرفتن روسیه در کشورهای همسایه و کشورهای اطراف آن مانند اوکراین و بلاروس، باعث شد تا آمریکا پروژه های نظامی خود در قبال روسیه را همچنان ادامه دهد. سپرهای موشکی در نزدیک مرزهای روسیه نصب شد و برنامه های نظامی ادامه پیدا کرد. آنها نیروهای خود را در مناطقی مانند دریای سیاه، مدیترانه، جنوب چین و خلیج فارس مستقر کردند.

,

سپرهای موشکی آمریکا به ژاپن، کره جنوبی و اسراییل هم راه باز کردند. هر چند این اتفاقات چندان مورد توجه رسانه های آمریکایی قرار نگرفته اما هدف این پروژه ها کاملا آشکار است: تلاش آمریکا برای حضور قدرتمند نظامی در منطقه اوراسیا.

, آمریکا, اسراییل,

عمده ترین دلیل این امر بدون شک قدرت گرفتن کشورهای روسیه، ایران و چین در دنیاست. کشورهایی که این روزها در کنار یکدیگر اتحادی خلاف نظر آمریکا و متحدانش را پدید آورده اند. نکته جالب توجه اینجاست که با نگاهی به وضعیت کنونی این کشورها می تواند دریافت که در اطراف مرزهای این سه کشور، پایگاه های نظامی آمریکا، متحدان نظامی آمریکا، ناتو و یا حکومت های دست نشانده و تروریستی که از سوی آمریکا حمایت می شوند وجود دارد.

,

درگیری میان روسیه و گرجستان بر سر منطقه ossetia، حملات تروریستی در استان های مرزی ایران، درگیری میان کره شمالی و جنوبی، انقلاب در شرق چین، انقلاب رنگی در لبنان و مولداوی همگی از آثار رقابت ها و دخالت های آمریکا در اسیا و در نزدیکی سه قدرت بزرگ منطقه اوراسیاست. دامنه این اتفاقات به آفریقا و اقیانوس هند نیز کشیده شده. شاید این اقدامات را بتوان تلاش آمریکا برای برپایی جنگ جهانی دیگر دانست.

,

آغاز اندیشه سلطه غرب گراها بر اوراسیا را می توان در زمان سقوط شوروی و پایان جنگ سرد جست و جو کرد. در دسامبر سال ۱۹۹۱ روسیه با سقوط شوروی و تجزیه آن با مشکل بزرگی روبه رو شد. نخبگان این کشور بر سر دو راهی قرار گرفتند. آنها می توانستند خود را در خدمت اروپا و آمریکا دربیاورند یا اینکه خود مستقل به قدرتی در دنیا تبدیل شوند. در آغاز روسیه با مشکلات اجتماعی و اقتصادی فراوانی روبه رو بود که استقلال آنها را به خطر می انداخت.

,

در این زمان غرب گراها نیز در روسیه و سایر کشورهای بوجود آمده درنتیجه تجزیه شوروی، تلاش می کردند تا خود را به خدمت غرب و اروپا دربیاورند. آنها خواهان پیوستن به اتحادیه اروپا بودند. در حالی که حامیان اوراسیا تلاش می کردند تا با قدرت های آسیایی پیوند بخورند. اوراسیایی ها معتقد بودند که در آینده ای نزدیک چین به یک قدرت جهانی تبدیل خواهد شد و آسیا می تواند مرکز اقتصاد و تجارت جهانی باشد.

,

 همچنان درگیر رقابت حامیان غرب و آسیا بود. افرادی که قصد داشتند هریک سیاست روسیه را به سمت دلخواه سوق دهند. اما با گسترش ناتو و مسلم شدن این امر که روسیه به یکی از اهداف آمریکا تبدیل شده است، وضعیت به نفع اوراسیایی ها تغییر کرد و نظریات اوراسیایی ها با آنچه بعنوان دکترین پریماکوف معروف است وارد سیاست های روسیه شد.

,

معمار این خط مشی یوگنی پریماکوف است. او از سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ وزیر خارجه روسیه بود و سپس در سال ۱۹۹۸ بعنوان نخست وزیری روسیه رسید. او در ایدئولوژی خود تلاش کرد تا اهداف روسیه را به سمت قدرت گرفتن این کشور در منطقه اوراسیا و سپس قدرتی جهانی سوق دهد.

,

اگر پیش بینی ها برای تبدیل شدن چین به یک قدرت جهانی درست باشد، پیوستن کشورهایی مانند روسیه، چین، ایران و هند می تواند اسیا را به یک ابر قدرت تبدیل کند. این ابرقدرت می تواند آرزوهای امریکا را برای حاکمیت بر جهان نقش بر آب سازد. چراکه آمریکا در اینصورت مانند آلمان، فرانسه و ژاپن در رتبه های پایین تر قدرت قرار می گیرد. پیوستن قدرت های آسیایی به یکدیگر امری است که در طول تاریخ همواره توسط تلاش های بریتانیا و آمریکا مختل شده، چرا که همگی آنها از چنین قدرتی بیم دارند.

,

در طول تاریخ همواره بریتانیا تلاش کرده تا مانع قدرت گیری کشوری در منطقه اوراسیا شود. هالفورد مکیندر در کتاب خود پیرامون سیاست های بریتانیا از این مساله پرده برداشته و عنوان می کند که آمریکا نیز در دنیای امروز، سیاستهای گذشته بریتانیا را بله ارث برده است. او قدرت روسیه، چین و ایران را برای آمریکا یک کابوس می خواند.

,

از زمان بکارگیری دکترین پریماکوف در روسیه، این کشور همواره تلاش کرد تا ارتباط قدرتمند خود با پکن، دهلی نو و تهران برقرار سازد و رابطه خود را تحکیم کند. در این اتحاد وجود ایران بدلیل قدرتش در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا ضروری به نظر می رسد.

,

شاید در زمان جنگ سرد، جدال و رقابت تنها میان شوروی و امریکا بود، اما امروز در منطقه آسیا و حتی آمریکای جنوبی نیز متحدانی علیه امریکا برخاسته اند. کشورهایی که شاید بتوان نام آنها را ائتلاف کنندگان علیه آمریکا نامید. قدرت هایی مانند روسیه، چین و ایران در آسیا و اکنون ونزویلا و کوبا در آمریکای لاتین.

, آسیا,

انتهای پیام

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه