نامه ی نیل کوه گلستان به دماوند در تهران
درد دل نیلکوه گلستان به دماوند در تهران، از زبان معلم شاعر مراوه ای سروده شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از اترک، چند سالی است که نیلکوه به زخم خنجر و کلنگ در حال تخریب است.اگر چه کارخانه سیمان گالیکش موجب اشتغال حدود 500 نفر از مردم منطقه شده ولی سرمایه ملی متعلق به همه است و باید در حفظ و نگهداری از آن به فکر آیندگان نیز بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اترک,
این شعر شاید تلنگری برای مسئولانی باشد که نیل کوه پیش چشمانشان پرپر می شود و آنان فقط تماشا می کنند.
هر چند می گویند کوه به کوه نمی رسد اما نیل کوه در این شعر از برادرش کوه دماوند می خواهد که به دادش برسد.
,
نیل کوه این پسر زخمی در بند نوشت
دردهای دل خود را به دماوند نوشت
,
«ای دماوند ببین بال و پرم می سوزد
آه تب دارم و انگار، سرم می سوزد
,
,
برس ای دوست به دادم که دلم ویران شد
سوختم، تا همه خاکستر من ، سیمان شد
,
,
بر سر و صورت من زخم جدیدی وا شد
بدنم باعث خوشبختی بعضی ها شد
,
,
جای این که همه دم عود ز من برخیزد
قسمتم هست، فقط ، دود ز من برخیزد
,
,
ای دماوند اگر من پسری بد هستم
(اما)
مایه ی لذت هر زائر مشهد هستم
,
,
,
تو اگر پارتی زِ هر نقطه ی تهران داری
و به دردِ دلِ درمانده ام، ایمان داری
,
,
به رئیسان و وزیران سفارش کن که...
مرحمت کرده از ایشان تو خواهش که...
,
,
یار دیرینه ی تو تاج گلستان، بشود(رفت)
نگذارید که تاراج، گلستان بشود»(برود)
,
,
حسینعلی کریمی نسب
,انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه