در گفتگو اختصاصی با یک مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان:
کودکان و نوجوانان از کتاب دور شدند/کودکان با وجود امکانات زیاد، کمترین بهره را می برند
یک مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کردستان با اشاره به اینکه امروزه بچهها از کتاب بسیار دور شدهاند گفت: با وجود امکانات بیشتر متأسفانه کودکان و نوجوانان کمترین بهره را از کتاب میبرند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نوای آبیدر، کار با کودکان برایش لذت بخش و شیرین است، کانون را آنقدر دوست داشت که اگر قرار بود روزی دوباره از نقطه صفر آغاز کند، باز هم این مجموعه اولویت اولش بود. در کانون تمام تلاش خود را برای اُنس بیشتر بچه ها با کتاب به کار می بست تا بچه هایی کتابخوان داشته باشیم صداقت را در هر زمینه ای عامل پیشرفت و تعالی بشر می داند، صداقت چه با خود و چه با دیگران در زندگی و پیشرفت آن نقش بسزایی دارد. بچه ها را خیلی دوست دارد و فکر می کند این ویژگی را همه ی کسانی که برای کودک کار می کنند در وجودشان دارند، دلی بزرگ و سرشار از عشق ومحبت دارد به معبود، به خانوادهاش و به کارش. «شیدا نمکی» اردیبهشت ماه امسال بازنشسته شد و به همین بهانه، با او به گپ و گفت نشستیم. او 30 سال از بهترین سال های عمرش را در کانون گذرانده است. متولد ۱۳۴۱ و صاحب سه فرزند است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نوای آبیدر،, نوای آبیدر،,
- اولین روز کاریتان را به یاد دارید؟
بله، فکر می کنم هیچ کس خاطره ی اولین روز کاری اش را فراموش نمی کند. اولین روزی که من سر کار آمدم یک روز برفی بود در واقع اولین روز زمستان؛ وقتی وارد کانون شدم یکی از همکاران در کتابخانه حضور داشت . من در ابتدا با ذهنیتی که داشتم و احساس می کردم که به استخدام آموزش و پرورش در می آیم سرکار آمدم اما فضای کانون برایم جذاب بود و همان روز از کانون خیلی خوشم آمد و باعث ماندگاریم در این ارگان شد.
- بهترین خاطره از دوران مربی گریتان چه بود؟
کار با کودکان لذت بخش و شیرین است و چون کار ما با کودکان است همیشه در کانون خاطرات خوبی از پاکی و معصومیت آنها در یاد دارم اما بهترین و شیرینترین خاطراتم زمانی شکل گرفت که مربی کتابخانه پستی بودم. آن روز ها خاطرات خوبی برایم به همراه داشت به خصوص موفقیت اعضا در فراخوانهای بین المللی که برای آنها میفرستادیم . یکی از خاطراتی که همیشه در ذهن دارم مربوط به یکی از اعضا است که برایم نامه نوشته بود که به جای کتاب برایش توپ بفرستم. نامهاش به قدری تاثیر گذار بود که آن را برای همکاران هم خواندم و هنگامی که آن نامه را به مدیر استان نشان دادم، فوراً موافقت کردند و برایش 2 توپ فرستادیم. کودک پس از دریافت توپها نامهای از سر شوق و با تشکر فراوان برایمان ارسال کرد و این یکی از خاطراتی است که به خاطر شاد شدن دل یک کودک همیشه در ذهن دارم.
- شما اوقات فراغت خود را چگونه پر میکنید؟چقدر اهل مطالعه کتاب هستید؟ آخرین کتابی را که خواندید چه بود؟
در حال حاضر بیشترین مشغولیتم در زندگی شخصی، همسر و فرزندانم هستند و به همین دلیل اوقات فراغت زیادی ندارم و اگر زمانی برای فراغت باشد آن را هم با خانواده به سر می برم.
در کانون تمام تلاش خود را برای اُنس بیشتر بچهها با کتاب به کار میبندیم تا بچههایی کتابخوان داشته باشیم و تلاشمان روی خودمان هم تأثیر گذاشته است. من هم تا حدی اهل مطالعه هستم اما در حال حاضر بیشتر از اینترنت و فضای مجازی استفاده می کنم و سعی میکنم از این طریق معلومات و اطلاعات خود را در زمینههای مختلف به روز کنم.
بیشتر کتابهایی که میخوانم علاوه بر کتابهایی که وارد کتابخانهی مرکز میشدند، با توجه به کار با کودکان و نوجوانان مرتبط دنیای آنهاست، اما آخرین کتابی که خواندم همین امروز بود که به کتاب «قیچی که دنبال کار میگشت» نگاهی انداختم.
- به کدام فعالیت کانون بیشتر علاقه دارید؟
فعالیتهای کانون مانند دانههای تسبیحی به هم متصلند و همه آنها به نوبه خود جذاب هستند. قصه گویی حال و هوای خودش را دارد و نمایش خلاق جذابیت خاص خودش را و همین طور ویژه برنامههایی که در مرکز برگزار میشود، اما بیشتر به معرفی کتاب و کاردستی علاقهمند هستم و همیشه تلاش میکردم که این دو فعالیت را با شیوهی خلاقانه و جذابی برای بچهها اجرا کنم.
- به کیفیت اهمیت میدهید یا کمیت؟ چرا؟
قطعا تفاوت زیادی بین کیفیت و کمیت مخصوصا در کار با کودکان و نوجوانان هست و صد البته که من بیشتر به کیفیت اهمیت میدهم اما در جاهایی نیز در کنار کیفیت نیازمند کمیت هم هستیم. مانند ترازویی است که همیشه کفهی کیفیت سنگینتر است.
- بهترین چیزی که در زندگی آموختهاید چه بود؟
صداقت در هر زمینهای که فکر کنید عامل پیشرفت و تعالی بشر است. صداقت چه با خود و چه با دیگران در زندگی و پیشرفت آن نقش بسزایی دارد. همیشه سعی کردهام تا از موقعیتهایی که در زمینه کاری و در زندگی شخصی برایم به وجود آمده سوء استفاده نکرده و همیشه تواضع و فروتنی در هر موقعیت را مناسب شخصیت خود دانستهام و چه بسا موقعیتهایی را که به همین خاطر کنار گذاشتهام و این درسهایی است که زندگی به من آموخته.
- بهترین روز کاری شما در کانون چه روزی بود؟
روزهایی که بچهها در کانون حضور دارند بهترین روزهاست زیرا کانون را پر از نشاط و معصومیت میکنند.
- سختترین روز کاری شما در کانون چه روزی بود؟
روزی که در کانون، که خود جایگاه امنی برای کودکان است فرزندان خودم مورد مواخذه قرار گرفتند و چشمانم پر از اشک شد.
- هیچ وقت در کانون به خاطر چیزی اشک ریختهاید؟
بارها. دوستیهای کانون همیشه با لبخندها و اشکها همراه است. خیلی وقتها باهم خندیدهایم و خیلی وقتها هم اشک ریختهایم مخصوصاً زمانی که مشکلاتی برای کودکان یا همکاران پیش میآمد.
- بهترین یادگاری کانون برای شما چیست؟
کانون یادگاریهای خوبی به دوستانش میدهد. دلی پاک و ساده که از موهبت وجود بچههاست، اما بهترین یادگاری کانون برایم زمانی است که اعضای سالهای اول خدمتم با ذوق و شوق در هرجا و مکانی من را به یاد میآورند و همان صمیمیت دوران کودکیشان را بامن دارند و حتی به رسم آن زمان من را به اسم کوچک صدا میزنند. دوست دارم در ذهن همکاران خاطرات خوبی از خودم به یادگار گذاشته باشم.
- کانون چه تاثیری در زندگی شخصیتان گذاشته است؟
به خاطر معصومیت و شادبی کودکان در کانون و فضای شاداب مراکز، نشاط و شادابی خاصی در من به جای مانده است. گاهاً با وجود مشکلات شخصی بسیار زمانی که به کانون میآمدم هیچوقت آن مشکلات و گرفتاریها را بروز نداده و سعی کردهام با همان نشاط در کنار بچهها باشم.
- مهمترین دغدغه شما که دوست دارید قبل از بازنشستگی آن را به سرانجام برسانید، چیست؟
کارکنان بیشتر ارگانها قبل از بازنشستگی یکی از فرزندانشان سر و سامان گرفته و حداقل دغدغه تأمین شغل یکی از فرزندانشان حل میشود. اما متأسفانه در کانون این موقعیت برای همکاران وجود ندارد و در حال حاضر بزرگترین دغدغه من همین است، امیدوارم که این مشکل نیز با همت مسئولان حل شود.
- مهمترین تجربهای که اگر مربی جدید و جوان بعد از شما طالب آن باشد و شما دوست دارید آن را به مربیان بعدی از خودتان انتقال دهید چیست؟
کافی است در فضای کاری کانون قرار بگیرید آن وقت است که خودتان متوجه میشوید همدلی و همکاری حرف اول را میزند. اگر همکاری و همدلی در بین همکاران باشد همه مشکلات به خودی خود آسان و حل میشود و کارها پیش میرود. امیدوارم این همدلیهای کانونی همیشه پایدار بماند.
- اگر فرصت دوبارهای وجود داشت و شما میتوانستید از صفر و نقطه آغاز در کانون فعالیت خود را شروع کنید این بار با تجربه 30 ساله چکار میکردید؟
من بچهها را دوست دارم و فکر میکنم این ویژگی را همهی کسانی که برای کودک کار میکنند در وجودشان دارند اما سرنوشت و قسمت من را در فضای کانون قرار داد و مربی کانون شدم. اگر این فرصت پیش نمیآمد به آموزش و پرورش فکر میکردم چون آنجا هم با بچهها همراه میشدم.
- کانون کنونی را با گذشته چطور ارزیابی میکنید؟
خُب! گذر زمان همه چیز را تغییر میدهد و به همین خاطر تفاوت بسیار است. در گذشته امکانات بسیار کمتر بود اما در کنارش کودکان صمیمیتر بودند و از همان امکانات کم هم بهره بسیار میبردند. آن وقتها زودتر با هم دوست میشدند و در کارهای گروهی شرکت میکردند.البته هدف کانون همان که بوده باقی مانده و به خاطر همین هم هست که کانون هنوز محبوب دلهای کودکان و نوجوانان است.
اعضای قدیم طالب یادگیری بودند و از کمترین امکانات بیشترین استفاده را میبردند؛ در آن زمان بچهها تشنه کتاب و کتابخوانی بودند اما متأسفانه امروزه بچهها از کتاب بسیار دور شدهاند و با وجود امکانات بیشتر کمترین بهره را میبرند، خیلی باید با آنها کار کرد تا دوستی دوبارهای را با کتاب آغاز کنند.
- آیا با اعضای قدیمی که تا کنون موفق به کسب مدارج علمی و مشاغلی بودهاند در ارتباط هستید ؟
هیچ چیز لذت بخشتر از این نیست که در حال راه رفتن توی پارک باشی یا در حال خرید از یک مغازه و یکدفعه سری به نشانهی سلام و لبخندی به نشانهی دوستی دریافت کنی و بعد که دقیق میشوی در سلامش شیطنت یکی از اعضای قدیمیات را ببینی و در لبخندش مهربانیاش را. فکر میکنم همهی کانونیها یک حس خوبی را که از آن حرف زدم را تجربه کرده باشند. من گاهاً در جاهای مختلف آنها را میبینم و بسیار خوشحال میشوم. تعدادی از آنها در مدارج بالا و در ارگانهای مختلف شغلهای خوبی دارند اما در واقع هرچه آن ها موفقتر هستند خوشحالی من نیز بیشتر است.
- چه کنیم که شاهد حضور بیشتر کودکان و نوجوانان در مراکز باشیم؟
بچهها کانون را دوست دارند و کافی است که یک بار در فضای کانون قرار بگیرند آن وقت جاذبهی کانون را تا همیشه به خودش جذب میکند. ما عضوهایی داریم که با گذشتن از سن عضویتشان هنوز هم به کانون میآیند و حتی عضوهایی داریم که دست بچههایشان را میگیرند و با خود به کانون میآورند اما آن چه برای حضور بیشتر کودکان و نوجوانان امروز در کانون نیاز داریم، به روز شدن برخی فعالیتهاست. به نظر من به روز شدن کانون و فعالیتهایش در کنار فعالیتهای گذشته، میتواند یکی از عوامل جذب اعضا باشد و صد البته این که مربیان باید هر روز با مطالعه در زمینههای مختلف خود را به روز کرده تا جوابگوی کودکان و نوجوانان باشند.
- چه توصیه ای به جوانان دارید؟
چون چیزی که در زندگی برای خودم اهمیت زیادی داشته صداقت بوده، بنابراین از جوانان میخواهم تا جایی که امکان دارد از اختلاف دوری کنند و همیشه با همدلی و صداقت در کنار هم باشند چرا که دوستیها و رفاقتها اندوختههای خوبی برای زندگی آیندهشان خواهد داشت.
- و یک دعا؟
هروقت این واژه را میشنوم حس خوبی پیدا میکنم چون دعا کردن فرصتی است که میتوان ساده و راحت با خدا حرف زد. در حال حاضر دعایم این است که همه عاقبت به خیر باشند.
- و اینک حرف آخر؟
من به آخرین روزهای کاری ام نزدیک شدهام و این روزها با خودم این بیت را زمزمه میکنم که:
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
این بیت شعر را به همهی یاران و دوستان کانونی تقدیم میکنم و آرزویم این است که خدا همیشه یار و یاورتان باشد.
نوای آبیدر قدردان گفتگوی شماست
انتهای پیام/
,
- اولین روز کاریتان را به یاد دارید؟
, - اولین روز کاریتان را به یاد دارید؟,بله، فکر می کنم هیچ کس خاطره ی اولین روز کاری اش را فراموش نمی کند. اولین روزی که من سر کار آمدم یک روز برفی بود در واقع اولین روز زمستان؛ وقتی وارد کانون شدم یکی از همکاران در کتابخانه حضور داشت . من در ابتدا با ذهنیتی که داشتم و احساس می کردم که به استخدام آموزش و پرورش در می آیم سرکار آمدم اما فضای کانون برایم جذاب بود و همان روز از کانون خیلی خوشم آمد و باعث ماندگاریم در این ارگان شد.
,,
- بهترین خاطره از دوران مربی گریتان چه بود؟
, - بهترین خاطره از دوران مربی گریتان چه بود؟,کار با کودکان لذت بخش و شیرین است و چون کار ما با کودکان است همیشه در کانون خاطرات خوبی از پاکی و معصومیت آنها در یاد دارم اما بهترین و شیرینترین خاطراتم زمانی شکل گرفت که مربی کتابخانه پستی بودم. آن روز ها خاطرات خوبی برایم به همراه داشت به خصوص موفقیت اعضا در فراخوانهای بین المللی که برای آنها میفرستادیم . یکی از خاطراتی که همیشه در ذهن دارم مربوط به یکی از اعضا است که برایم نامه نوشته بود که به جای کتاب برایش توپ بفرستم. نامهاش به قدری تاثیر گذار بود که آن را برای همکاران هم خواندم و هنگامی که آن نامه را به مدیر استان نشان دادم، فوراً موافقت کردند و برایش 2 توپ فرستادیم. کودک پس از دریافت توپها نامهای از سر شوق و با تشکر فراوان برایمان ارسال کرد و این یکی از خاطراتی است که به خاطر شاد شدن دل یک کودک همیشه در ذهن دارم.
,,
- شما اوقات فراغت خود را چگونه پر میکنید؟چقدر اهل مطالعه کتاب هستید؟ آخرین کتابی را که خواندید چه بود؟
, - شما اوقات فراغت خود را چگونه پر میکنید؟چقدر اهل مطالعه کتاب هستید؟ آخرین کتابی را که خواندید چه بود؟,در حال حاضر بیشترین مشغولیتم در زندگی شخصی، همسر و فرزندانم هستند و به همین دلیل اوقات فراغت زیادی ندارم و اگر زمانی برای فراغت باشد آن را هم با خانواده به سر می برم.
,در کانون تمام تلاش خود را برای اُنس بیشتر بچهها با کتاب به کار میبندیم تا بچههایی کتابخوان داشته باشیم و تلاشمان روی خودمان هم تأثیر گذاشته است. من هم تا حدی اهل مطالعه هستم اما در حال حاضر بیشتر از اینترنت و فضای مجازی استفاده می کنم و سعی میکنم از این طریق معلومات و اطلاعات خود را در زمینههای مختلف به روز کنم.
,بیشتر کتابهایی که میخوانم علاوه بر کتابهایی که وارد کتابخانهی مرکز میشدند، با توجه به کار با کودکان و نوجوانان مرتبط دنیای آنهاست، اما آخرین کتابی که خواندم همین امروز بود که به کتاب «قیچی که دنبال کار میگشت» نگاهی انداختم.
,,
- به کدام فعالیت کانون بیشتر علاقه دارید؟
, - به کدام فعالیت کانون بیشتر علاقه دارید؟,فعالیتهای کانون مانند دانههای تسبیحی به هم متصلند و همه آنها به نوبه خود جذاب هستند. قصه گویی حال و هوای خودش را دارد و نمایش خلاق جذابیت خاص خودش را و همین طور ویژه برنامههایی که در مرکز برگزار میشود، اما بیشتر به معرفی کتاب و کاردستی علاقهمند هستم و همیشه تلاش میکردم که این دو فعالیت را با شیوهی خلاقانه و جذابی برای بچهها اجرا کنم.
,,
- به کیفیت اهمیت میدهید یا کمیت؟ چرا؟
, - به کیفیت اهمیت میدهید یا کمیت؟ چرا؟,قطعا تفاوت زیادی بین کیفیت و کمیت مخصوصا در کار با کودکان و نوجوانان هست و صد البته که من بیشتر به کیفیت اهمیت میدهم اما در جاهایی نیز در کنار کیفیت نیازمند کمیت هم هستیم. مانند ترازویی است که همیشه کفهی کیفیت سنگینتر است.
,,
- بهترین چیزی که در زندگی آموختهاید چه بود؟
, - بهترین چیزی که در زندگی آموختهاید چه بود؟,صداقت در هر زمینهای که فکر کنید عامل پیشرفت و تعالی بشر است. صداقت چه با خود و چه با دیگران در زندگی و پیشرفت آن نقش بسزایی دارد. همیشه سعی کردهام تا از موقعیتهایی که در زمینه کاری و در زندگی شخصی برایم به وجود آمده سوء استفاده نکرده و همیشه تواضع و فروتنی در هر موقعیت را مناسب شخصیت خود دانستهام و چه بسا موقعیتهایی را که به همین خاطر کنار گذاشتهام و این درسهایی است که زندگی به من آموخته.
,,
- بهترین روز کاری شما در کانون چه روزی بود؟
, - بهترین روز کاری شما در کانون چه روزی بود؟,روزهایی که بچهها در کانون حضور دارند بهترین روزهاست زیرا کانون را پر از نشاط و معصومیت میکنند.
,,
- سختترین روز کاری شما در کانون چه روزی بود؟
, - سختترین روز کاری شما در کانون چه روزی بود؟,روزی که در کانون، که خود جایگاه امنی برای کودکان است فرزندان خودم مورد مواخذه قرار گرفتند و چشمانم پر از اشک شد.
,,
- هیچ وقت در کانون به خاطر چیزی اشک ریختهاید؟
, - هیچ وقت در کانون به خاطر چیزی اشک ریختهاید؟,بارها. دوستیهای کانون همیشه با لبخندها و اشکها همراه است. خیلی وقتها باهم خندیدهایم و خیلی وقتها هم اشک ریختهایم مخصوصاً زمانی که مشکلاتی برای کودکان یا همکاران پیش میآمد.
,,
- بهترین یادگاری کانون برای شما چیست؟
, - بهترین یادگاری کانون برای شما چیست؟,کانون یادگاریهای خوبی به دوستانش میدهد. دلی پاک و ساده که از موهبت وجود بچههاست، اما بهترین یادگاری کانون برایم زمانی است که اعضای سالهای اول خدمتم با ذوق و شوق در هرجا و مکانی من را به یاد میآورند و همان صمیمیت دوران کودکیشان را بامن دارند و حتی به رسم آن زمان من را به اسم کوچک صدا میزنند. دوست دارم در ذهن همکاران خاطرات خوبی از خودم به یادگار گذاشته باشم.
,,
- کانون چه تاثیری در زندگی شخصیتان گذاشته است؟
, - کانون چه تاثیری در زندگی شخصیتان گذاشته است؟,به خاطر معصومیت و شادبی کودکان در کانون و فضای شاداب مراکز، نشاط و شادابی خاصی در من به جای مانده است. گاهاً با وجود مشکلات شخصی بسیار زمانی که به کانون میآمدم هیچوقت آن مشکلات و گرفتاریها را بروز نداده و سعی کردهام با همان نشاط در کنار بچهها باشم.
,,
- مهمترین دغدغه شما که دوست دارید قبل از بازنشستگی آن را به سرانجام برسانید، چیست؟
, - مهمترین دغدغه شما که دوست دارید قبل از بازنشستگی آن را به سرانجام برسانید، چیست؟,کارکنان بیشتر ارگانها قبل از بازنشستگی یکی از فرزندانشان سر و سامان گرفته و حداقل دغدغه تأمین شغل یکی از فرزندانشان حل میشود. اما متأسفانه در کانون این موقعیت برای همکاران وجود ندارد و در حال حاضر بزرگترین دغدغه من همین است، امیدوارم که این مشکل نیز با همت مسئولان حل شود.
,,
- مهمترین تجربهای که اگر مربی جدید و جوان بعد از شما طالب آن باشد و شما دوست دارید آن را به مربیان بعدی از خودتان انتقال دهید چیست؟
, - مهمترین تجربهای که اگر مربی جدید و جوان بعد از شما طالب آن باشد و شما دوست دارید آن را به مربیان بعدی از خودتان انتقال دهید چیست؟ ,کافی است در فضای کاری کانون قرار بگیرید آن وقت است که خودتان متوجه میشوید همدلی و همکاری حرف اول را میزند. اگر همکاری و همدلی در بین همکاران باشد همه مشکلات به خودی خود آسان و حل میشود و کارها پیش میرود. امیدوارم این همدلیهای کانونی همیشه پایدار بماند.
,,
- اگر فرصت دوبارهای وجود داشت و شما میتوانستید از صفر و نقطه آغاز در کانون فعالیت خود را شروع کنید این بار با تجربه 30 ساله چکار میکردید؟
, - اگر فرصت دوبارهای وجود داشت و شما میتوانستید از صفر و نقطه آغاز در کانون فعالیت خود را شروع کنید این بار با تجربه 30 ساله چکار میکردید؟,من بچهها را دوست دارم و فکر میکنم این ویژگی را همهی کسانی که برای کودک کار میکنند در وجودشان دارند اما سرنوشت و قسمت من را در فضای کانون قرار داد و مربی کانون شدم. اگر این فرصت پیش نمیآمد به آموزش و پرورش فکر میکردم چون آنجا هم با بچهها همراه میشدم.
,,
- کانون کنونی را با گذشته چطور ارزیابی میکنید؟
, - کانون کنونی را با گذشته چطور ارزیابی میکنید؟,خُب! گذر زمان همه چیز را تغییر میدهد و به همین خاطر تفاوت بسیار است. در گذشته امکانات بسیار کمتر بود اما در کنارش کودکان صمیمیتر بودند و از همان امکانات کم هم بهره بسیار میبردند. آن وقتها زودتر با هم دوست میشدند و در کارهای گروهی شرکت میکردند.البته هدف کانون همان که بوده باقی مانده و به خاطر همین هم هست که کانون هنوز محبوب دلهای کودکان و نوجوانان است.
,اعضای قدیم طالب یادگیری بودند و از کمترین امکانات بیشترین استفاده را میبردند؛ در آن زمان بچهها تشنه کتاب و کتابخوانی بودند اما متأسفانه امروزه بچهها از کتاب بسیار دور شدهاند و با وجود امکانات بیشتر کمترین بهره را میبرند، خیلی باید با آنها کار کرد تا دوستی دوبارهای را با کتاب آغاز کنند.
,,
- آیا با اعضای قدیمی که تا کنون موفق به کسب مدارج علمی و مشاغلی بودهاند در ارتباط هستید ؟
, - آیا با اعضای قدیمی که تا کنون موفق به کسب مدارج علمی و مشاغلی بودهاند در ارتباط هستید ؟,هیچ چیز لذت بخشتر از این نیست که در حال راه رفتن توی پارک باشی یا در حال خرید از یک مغازه و یکدفعه سری به نشانهی سلام و لبخندی به نشانهی دوستی دریافت کنی و بعد که دقیق میشوی در سلامش شیطنت یکی از اعضای قدیمیات را ببینی و در لبخندش مهربانیاش را. فکر میکنم همهی کانونیها یک حس خوبی را که از آن حرف زدم را تجربه کرده باشند. من گاهاً در جاهای مختلف آنها را میبینم و بسیار خوشحال میشوم. تعدادی از آنها در مدارج بالا و در ارگانهای مختلف شغلهای خوبی دارند اما در واقع هرچه آن ها موفقتر هستند خوشحالی من نیز بیشتر است.
,,
- چه کنیم که شاهد حضور بیشتر کودکان و نوجوانان در مراکز باشیم؟
, - چه کنیم که شاهد حضور بیشتر کودکان و نوجوانان در مراکز باشیم؟,بچهها کانون را دوست دارند و کافی است که یک بار در فضای کانون قرار بگیرند آن وقت جاذبهی کانون را تا همیشه به خودش جذب میکند. ما عضوهایی داریم که با گذشتن از سن عضویتشان هنوز هم به کانون میآیند و حتی عضوهایی داریم که دست بچههایشان را میگیرند و با خود به کانون میآورند اما آن چه برای حضور بیشتر کودکان و نوجوانان امروز در کانون نیاز داریم، به روز شدن برخی فعالیتهاست. به نظر من به روز شدن کانون و فعالیتهایش در کنار فعالیتهای گذشته، میتواند یکی از عوامل جذب اعضا باشد و صد البته این که مربیان باید هر روز با مطالعه در زمینههای مختلف خود را به روز کرده تا جوابگوی کودکان و نوجوانان باشند.
,,
- چه توصیه ای به جوانان دارید؟
, - چه توصیه ای به جوانان دارید؟,چون چیزی که در زندگی برای خودم اهمیت زیادی داشته صداقت بوده، بنابراین از جوانان میخواهم تا جایی که امکان دارد از اختلاف دوری کنند و همیشه با همدلی و صداقت در کنار هم باشند چرا که دوستیها و رفاقتها اندوختههای خوبی برای زندگی آیندهشان خواهد داشت.
,,
- و یک دعا؟
, - و یک دعا؟,هروقت این واژه را میشنوم حس خوبی پیدا میکنم چون دعا کردن فرصتی است که میتوان ساده و راحت با خدا حرف زد. در حال حاضر دعایم این است که همه عاقبت به خیر باشند.
,,
- و اینک حرف آخر؟
, - و اینک حرف آخر؟,من به آخرین روزهای کاری ام نزدیک شدهام و این روزها با خودم این بیت را زمزمه میکنم که:
,خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
,این بیت شعر را به همهی یاران و دوستان کانونی تقدیم میکنم و آرزویم این است که خدا همیشه یار و یاورتان باشد.
,,
نوای آبیدر قدردان گفتگوی شماست
, نوای آبیدر قدردان گفتگوی شماست,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه