هنرمند از کجا نان بخورد؟
ماجرا از آنجا شروع میشود که بسیاری از هنرمندان برای چرخاندن چرخ زندگی خود، به کارهایی روی میآورند که با هنرشان زمین تا آسمان تفاوت دارد و استعدادی که میتواند ریشههای فرهنگ یک جامعه را مستحکم کند، در پیچوخم هزینههای زندگی خود از بین میرود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت فرهنگ نگار، کم نیستند هنرمندانی که شغلشان هیچ ارتباطی به تخصص هنریشان ندارد. بازیگری بسیار توانمندی را در قم میشناسم که نانواست و شاعری را میشناسم که برای کسب معیشت بهعنوان پیک موتوری مشغول به کار است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فرهنگ نگار,هیچکدام از این شغلها باعث کسرشان هیچکسی نیست اما بحثی که وجود دارد این است که بین استعداد و شغل این هنرمندان چه وجه تشابهی وجود دارد؟ چرا نباید برای اشتغال متناسب هنرمندان یک جامعه برنامهریزی کرد؟ اگر هنرمندی بتواند در شغل مرتبط با رشته تخصصیاش به کار گرفته شود قطعاً و یقیناً موفقتر و مؤثرتر از رییس دفتر فلان معاونت اداره ارشاد (در کره مریخ!!!) میباشد که قبلاً کارمند امور مالیاتی بوده است.
,آیا این تقسیم نقش، عادلانه است؟ آن کارمند گناهی ندارد اگر بیهیچ علاقه و انگیزهای صبح به صبح به اداره بیاید و منتظر پایان ساعت کار باشد و تنها دلگرمیاش حقوق ماهیانه. بلکه باید مسئولی مواخذه شود که ازیکطرف به کارمند مذکور و از طرف دیگر به هنرمندی که با شغلهای کاذب مخارج زندگی را تأمین میکند توجهی ندارد.
, .,نهایت امر هنرمند میماند و استعدادی که زیر چرخدندههای کار غیر مرتبط روزانه له میشود. استعدادی که میتواند ریشههای فرهنگ یک جامعه را مستحکم کند. استعدادی که میتواند جهان را به حیرت درآورد. استعدادی که میتواند خالق هنر متعهد و ماندگار شود. البته ممکن است در خوشبینانهترین حالت این هنرمند بیپشتیبان رهسپار پایتخت شود.
,شهری که هم پایتخت سیاسی است هم پایتخت علمی هم پایتخت هنری؛ بهطوری نبض هنر کشور تنها و تنها در آن میتپد و تجربه نشان داده است هر هنرمندی که وارد آن میشود پلههای ترقی را دوتادوتا طی میکند. دوستان و آشنایانی را میشناسم که از رشت و زنجان و همدان و اصفهان و مشهد و قم و... به تهران پناه آوردند و حالا برای خودشان جلسه دار و اسمورسمدار شدند. درصورتیکه اگر در شهر خودشان میمانند تا الآن قید هر چه هنر را زده بودند و جایی بیربط مشغول میشدند.
,چه بخواهیم چه نخواهیم باید قبول کرد رشد و شکوفایی در هر فن و تخصص و هنری مستلزم توجه و تمرکز شبانهروزی ست. کارمند یا کارگری که صبح تا شب به فکر حسابوکتاب کار خودش است دیگر فرصتی برای کشف و شهود هنری و پرده گشودن از رازهای خلقت و هستی و تولید اثر متعالی و ماندگار نخواهد داشت.
,* رضا یزدانی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه