شعر سیاوش امیری به مناسبت 9 دی:
در «نُه دی» کنده شد از دیو پوست
در «نُه دی» کـَنده شد از دیو پوست/غُنچه ها گُل کرد بر لبهای دوست/پُر تبسم شد لبِ «سیدعلی»/خاکمال و خوار شد «ضد ولی»[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، «سیاوش امیری» شاعر معاصر و متعهد کشورمان، متناسب با حال و هوای این روزها و همسو با مشتهای گرهکرده امت بصیر ایران در یوم الله 9 دی، شعری سروده است که در ادامه میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی دانا,,
مردمان ای مردم ایران زمین
, مردمان ای مردم ایران زمین,مردم خوب و شریف و نازنین
, مردم خوب و شریف و نازنین,
مردم رزم آور و والامَنش
, مردم رزم آور و والامَنش,
شُهره آفاق در داد و دَهش
, شُهره آفاق در داد و دَهش,
مردم پا در رکاب و جان فشان
, مردم پا در رکاب و جان فشان,
مردم دشمن شکار و قهرمان
, مردم دشمن شکار و قهرمان, ,
مردم خورشیدگون ِ شب شکن
, مردم خورشیدگون ِ شب شکن,
حامیان عزت و خاک وطن
, حامیان عزت و خاک وطن, ,
مردم بیدار دل، بیدار جان
, مردم بیدار دل، بیدار جان,
مردم توفنده چون آتشفشان
, مردم توفنده چون آتشفشان, ,
مردم هشیار در گاهِ خطر
, مردم هشیار در گاهِ خطر,
حافظان حرمت صبح ظفر
, حافظان حرمت صبح ظفر, ,
آفرین بر همّت والای تان
, آفرین بر همّت والای تان,
مَرحبا بر غیرت بالای تان
, مَرحبا بر غیرت بالای تان, ,
در «نُه دی» یاور رهبر شُدید
, در «نُه دی» یاور رهبر شُدید,
پاسدار دین پیغمبر (ص) شُدید
, پاسدار دین پیغمبر (ص) شُدید, (ص), شُدید, ,
در غبارِ «فتنه» با چشمان ِ باز
, در غبارِ «فتنه» با چشمان ِ باز, در غبارِ «فتنه» با چشمان ِ باز,
راه گُم ناکرده و گردن فـَراز
, راه گُم ناکرده و گردن فـَراز, راه گُم ناکرده و گردن فـَراز, ,
چشم در چشمان دشمن دوختید
, چشم در چشمان دشمن دوختید, چشم در چشمان دشمن دوختید,
جان اهریمن به غیرت سوختید
, جان اهریمن به غیرت سوختید, جان اهریمن به غیرت سوختید, ,
برگِ زرّینی دگر از عشق ِ ناب
, برگِ زرّینی دگر از عشق ِ ناب, برگِ زرّینی دگر از عشق ِ ناب,
ثبت شد بر تارُک این انقلاب
, ثبت شد بر تارُک این انقلاب, ثبت شد بر تارُک این انقلاب, ,
چشم دنیا خیره شد از کارتان
, چشم دنیا خیره شد از کارتان, چشم دنیا خیره شد از کارتان,
آفرین بر اینچنین رفتارتان
, آفرین بر اینچنین رفتارتان, آفرین بر اینچنین رفتارتان, ,
در «نُه دی» کـَنده شد از دیو پوست
غُنچه ها گُل کرد بر لبهای دوست
, در «نُه دی» کـَنده شد از دیو پوستغُنچه ها گُل کرد بر لبهای دوست
غُنچه ها گُل کرد بر لبهای دوست, در «نُه دی» کـَنده شد از دیو پوست
غُنچه ها گُل کرد بر لبهای دوست,
,
,
پُر تبسم شد لبِ «سیدعلی»
, پُر تبسم شد لبِ «سیدعلی», پُر تبسم شد لبِ «سیدعلی»,
خاکمال و خوار شد «ضد ولی»
, خاکمال و خوار شد «ضد ولی», خاکمال و خوار شد «ضد ولی», ,
پرده خُبث خیانت پیشه ها
, پرده خُبث خیانت پیشه ها, پرده خُبث خیانت پیشه ها,
و نقاب چهره بی ریشه ها
, و نقاب چهره بی ریشه ها, و نقاب چهره بی ریشه ها, ,
بر فـِتاد و روز رسوایی رسید
, بر فـِتاد و روز رسوایی رسید, بر فـِتاد و روز رسوایی رسید,
هر که نامَردُم به سوراخی خزید
, هر که نامَردُم به سوراخی خزید, هر که نامَردُم به سوراخی خزید, ,
پاک شد آیینه از زنگ و غبار
, پاک شد آیینه از زنگ و غبار, پاک شد آیینه از زنگ و غبار,
با حضور مردمان بی شُمار
, با حضور مردمان بی شُمار, با حضور مردمان بی شُمار, ,
مردمان ای مردم ایران زمین
, مردمان ای مردم ایران زمین, مردمان ای مردم ایران زمین,
بر شمایان صدهزارن آفرین
, بر شمایان صدهزارن آفرین, بر شمایان صدهزارن آفرین,
انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه