وقتی مسئولین خواب بودند!
کاروان عروسی در شب شهادت امام جواد(ع) با چاشنی مزاحمت!
چراغ بیشتر خانهها خاموش بود. با خودم فکر کردم انسان هر وقت خبر عروسی و جشن را میشنود، از خداوند خوشبختی و مبارکی طلب میکند، آیا همه این کسانی که با صدای ترقه 12:30 شب از خواب پریدند برای این زوج آرزوی خوشبختی میکنند؟ تا کجا میخواهیم از فرهنگ خودمان دور شویم؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پونه زار، واقعاً تعجبآور است. مقاومت بعضیها در برابر درک را میگویم. ساعت 12:30 مشغول کار بر روی سایت بودم که صدای ترقه شنیدم. سراسیمه بیرون رفتم. باورم نمیشد ساعت 12:30 شب کاروان عروسی آن هم با بوق و جیغ و ترقههای پیاپی.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پونه زار، ,چراغ بیشتر خانهها خاموش بود. با خودم فکر کردم انسان هر وقت خبر عروسی و جشن را میشنود، از خداوند خوشبختی و مبارکی طلب میکند، آیا همه این کسانی که با صدای ترقه 12:30 شب از خواب پریدند برای این زوج آرزوی خوشبختی میکنند؟
,امشب شب شهادت علی اکبرِ امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، است. قطعاً راه انداختن کاروان عروسی ساعت 12:30 شب، در حالی که بیشتر مردم در خواب هستند، آن هم با سر و صدا و جیغ و ترقه بی ارتباط با عروسی گرفتن در شب شهادت نیست، شبی که شب غم و اندوه اهل بیت(ع) است چرا که حدیث است که هر عمل نیکی، عمل نیک دیگری در پی دارد و هر عمل شری، شری دیگر به دنبال دارد.
, ،,در آستانه سالروز ازدواج امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) هستیم ؛ پدر و مادر شجره طیبه هدایت. ازدواج مبارکی که نتیجه آن 11 امام هدایتگر بود و 11 نور. این ازدواج که ثمره آن 11 حجت خدا بر روی زمین است الگو و نمونه یک ازدواج موفق و مبارک است. چقدر عروسیهای ما به این الگو نزدیک است؟
,فکر نمیکنید بالا رفتن آمار طلاق در اثر همین فاصله گرفتنهاست؟
,نگاهی به تاریخ خودمان بیاندازیم؛ به همین فریدونشهر که در آن هفت شب و هفت روز عروسی برگزار میشد. کی در طول تاریخ عروسیهایمان این قدر آزاردهنده برای دیگران بود و کی این قدر موجب مزاحمت برای همشهریها و همولایتیها میشد؟ کی شب شهادت عروسی گرفته میشد؟ کی ساعت 12:30 شب در شهر راه میافتادند و مردم را وحشت زده میکردند؟
, فریدونشهر,آن موقعها وقتی عروسی بود کل شهر و کل روستا برای خوشبختی عروس و داماد دعا میکردند ولی الان چه؟
,از فرهنگمان برایتان بگویم. در فرهنگمان حیا و غیرت در هر حال از عروس و داماد جدا نمیشد. عروس با پوشش کامل بود و به خاطر حیایی که داشت تا چند وقت بعد از عروسی اصلاً از خانه بیرون نمیآمد ولی الان عروس بزک کرده در خیابان جلو چشم صدها نامحرم و جلو چشم داماد خود میرقصد. این رقص بیحیایی و بیغیرتی است.
,مردم پای صحبت پدربزرگها و مادربزرگهایتان ننشستهاید؟ پای صحبت پیرمردها و پیرزنها ننشستهاید؟ آیا همهشان از دلخوشی زمان خود حرف نزدهاند؟ چرا الان دل خوشی نیست؟ چقدر فکر کردهاید به این موضوع؟ واقعاً چرا الان این دلخوشی این قدر در خانوادهها کمرنگ شده است؟
,دردآور است که هر روزه اخبار گرویدن انسانها به تشیع منتشر میشود. آن هم انسانهایی که در اوج ناز و نعمت غربی به سر میبردهاند. یعنی ته آن چیزی که دنبالهروان فرهنگ غربی با کلاس دانستن و ادعای به روز بودن، در پی آن میروند. و ما در فریدونشهر، شهری که روزگاری یکی از آرامترین و آرامشبخشترین شهرها بود، شاهد عقب گرد عدهای به سمت گمراهی هستیم.
,فکر میکنم داستان عدهای به سرانجام آن زاغ هفت اورنگ جامی مبتلا خواهد شد که به دنبال تقلید از راه رفتن کبک رفت، نتوانست شیوه کبک را بیاموزد و شیوه راه رفتن خود را هم فراموش کرد.
,«عاقبت از خامی خود سوخته
,رهروی کبک نیاموخته
رهروی کبک نیاموخته
رهروی کبک نیاموخته
,کرد فرامش ره و رفتار خویش
ماند غرامتزده از کار خویش»
کرد فرامش ره و رفتار خویش
کرد فرامش ره و رفتار خویش
,ماند غرامتزده از کار خویش»
ماند غرامتزده از کار خویش»
,این داستان زاغ است، ما که خودمان فرهنگی غنی داریم. فرهنگی که آبدیده شده با دستورات اسلام ناب است. بدبختی این جاست که این فرهنگ دلخوشی و آرامش برای ما داشته است و آن را از دست دادهایم و این نیست که اثر این فرهنگ را نچشیده باشیم و عواقب رها کردنش را ندیده باشیم. این است که میگویم مقاومت بعضیها در برابر درک تعجب آور است.
, و,میدانید به چه نتیجهای رسدهام؟ ما اولین اصل انسانیت را از دست دادهایم. ما «آزادی» خود را از دست دادهایم. خودمان نیستیم. ما خودمان نمیرویم، بلکه ما را میبرند. گاهی هم میکشانند.
,____________
, , احسان جدیدی,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه